جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  58 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  185 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  196 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 30 خرداد 1398 17:47
نمایش جزئیات
آفلاین
نام :
فلورا کرو
متولد :
10 فوریه
رتبه خون:
اصیل زاده
والدین :
پدر جادوگر (مرگخوار) ، مادر ساحره
خانواده :
خواهر دوقلو هستیا کرو ، برادر زاده آلکتو کرو وآمیکوس کرو
گروه :
اسلیترین
چوبدستی:
چوب گردو و ریسه قلب اژدها ، 27 سانتی متر و انعطاف پذیر
جارو :
نیمبوس 2001
عضو گروه :
اسلاگ
پاترونوس :
اسب تک شاخ
مهارت ویژه :
به گریه انداختن بقیه ( دختر و پسر فرقی نداره ) ، توانایی در معجون سازی ، مهاجم در بازی کوییدیچ
سرگرمی :
کتک زدن هستیا با برس مو ، شوخی با عمه جان ، انجام طلسم های شوم روی حشرات بی چاره
ویژگی های ظاهری :
رنگ پریده ( نه در حد هستیا ) ،170.س قد ، موهای مشکی بلند تا روی کمر و کمی فر دار ، چشم های نقره ای که بعضی اوقات طوسی ، سبز یا آبی میشود
ویژگی های اخلاقی :
همیشه خندان ، کمی مرموز ، رازدار ، کمی مغرور و سرتری از هستیا ( از هر نظر )


تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/30 18:02:59
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/30 18:05:01
Rubina.L
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 29 خرداد 1398 01:37
نمایش جزئیات
آفلاین
از اونجایی که بعضی ها، نمی‌خوام اشاره کنم کی (اول اسمش فنریر گری بکه ) برداشتن دسترسی این شوالیه‌ی پاک طینت رو از گروه محبوب و سرای همیشگی مجدداً همین شوالیه‌ی پاک طینت گرفتن، در نتیجه عجالتا ما یک پست اسپم زده معرفی نامه‌ی این بنده‌ی حقیر رو یک بار دیگه به عرض حضور میرسونیم، دسترسی گریف ما رو رد کنین بیاد لطفاً

نام: سر کادوگان
گروه: گریفندور
چوبدستی: چوب درخت آلو بخارا با هسته‌ی سیبیل غول غار نشین

سر کادوگان یکی از اعضای میزگرد مرلین کبیر بود، هرچند که می‌گویند جزو اعضای کمتر به شهرت رسیده‌ی این مجموعه بود. مهم‌ترین حرکت سرکادوگان در طی عمر شریفش که اندک شهرتش را مدیون همین کار است، شکست دادن اژدهای دریایی وی۱ به قیمت به خطر انداختن جانش بود.
سال‌ها بعد از مرگش، پرتره‌ای در هاگوارتز شخصیت جسور و بی‌باک او را به نمایش گذاشته است.

اوایل زندگانی
سر کادوگان در قرون وسطی در جزایر بریتانیا، و در خانواده‌ای جادوگری به دنیا آمد. همانند سایر بچه جادوگرها، به هاگوارتز رفت و شجاعت بی حد و مرزش او را در گروه گریفندور قرار داد. بر اساس بازه‌ی زمانی که سر کادوگان در هاگوارتز تحصیل می‌کرد، گمان می‌رود که او از محضر خود گودریک گریفندور کبیر درس گرفته باشد.
در برحه‌ای از زندگی‌اش، با مرلین دوست شد که متعاقباً این دوستی به عضویت او در مجمع میزگرد مرلین انجامید. بنا بر افسانه‌ها، وی سه بار ازدواج کرد که در هر سه مورد، همسرانش او را ترک کردند. ثمره‌ی این ازدواج‌ها، هفده‌ بچه‌ی شناخته شده است

نبرد با اژدهای دریایی وی
سر کادوگان به ماموریت کشتن اژدهای دریایی وی که موجب سلب آسایش از مردمان غرب کشور شده بود گماشته شد. در اولین تلاشش برای کشتن اژدها، به طرز فجیحی شکست خورد؛ اسبش کشته و چوبدستی، شمشیر و کلاه‌خودش درب و داغان شدند. خودش هم به زحمت جان سالم به در برد. اما برخلاف سایر افراد، سر کادوگان تسلیم نشد! وی یک اسب کوتوله۲ را از دشت‌های اطراف رام کرد و با چوبدستی شکسته به مصاف اژدها رفت. گرچه او بلعیده شد، اما چوبدستی شکسته‌اش زبان اژدها را سوراخ نمود و باعث شد شعله‌های داخل شکم اژدها شعله کشیده و درنهایت هیولا منفجر شود. گفته می‌شود کادوگان و اسب کوتوله از این واقعه جان سالم به در بردند.

بعد از مرگ
داستان رشادت‌های سرکادوگان فقط در نسخه‌ی جادوگری داستان "شاه آرتور و مرلین" یافت می‌شود و در نسخه مشنگی اشاره‌ای به وی نشده. حتی در میان جادوگران نیز سرکادوگان به شهرتی که استحقاقش را دارد نرسیده، ولی ضرب المثل جادویی "میرم اسب کوتوله‌ی کادوگان رو برمی‌دارم" که به معنی سنگ تمام گذاشتن در یک موقعیت است، به افتخار او ساخته شده است.
در زمان حیات وی، یک پرتره‌ی جادویی از سر کادوگان توسط جادوگر فقیری کشیده شد که وی را با آن شمشیر زیادی بزرگش و آن اسب کوتوله، در دشتی فراخ نشان می‌داد. این تابلو تا سال ۲۰۱۷ در طبقه‌ی هفدهم نزدیک به راهروی طالع‌بینی در قلعه‌ی هاگوارتز آویزان شده‌ بود.

سال تحصیلی ۱۹۹۳-۱۹۹۴
در سال ۱۹۹۳، سر کادوگان برای اولین بار هری پاتر را دید که به دنبال کلاس طالع‌بینی می‌گشت. او به درستی کلاس درس را به هری و دوستانش نشان داد، اما برای این کار مجبور به عبور از چند تابلو حاوی بانوان شد.
بعد از حمله‌ی سیریوس بلک به بانوی چاق، سر کادوگان به عنوان جایگزین او تا زمان دستگیری بلک برگزیده شد، این تصمیم عمدتاً به آن خاطر بود که هیچ تابلوی دیگری جسارت این کار را نداشت. در این مدت دانش آموزان زیادی شکایت می‌کردند که سر کادوگان آنها را به دوئل فراخوانده، چندین بار در روز واژه‌ی رمز را تغییر داده و واژگان رمز بسیار پیچیده‌ای را انتخاب کرده است. البته در نهایت سرکادوگان سیریوس بلک را به تالار گریفندور راه داد، چرا که او همه‌ی رمزهای هفته را از کاغذی که نویل لانگ‌باتم گم کرده بود می‌دانست!

سال تحصیلی ۱۹۹۵-۱۹۹۶
هری پاتر سرکادوگان را دید و بی‌توجه به او عبور کرد. سرکادوگان به تعقیب پاتر از درون تابلو‌های مجاور پرداخت ولی در تابلوی سگ شکاری عصبانی‌ای متوقف شد.

سال تحصیلی ۱۹۹۶-۱۹۹۷
دارما دادریج، یکی دیگر از تابلوهای هاگوارتز، عاشق و دلباخته‌ی سر کادوگان شد. او وی را "کادوگانِ باجذبه" خطاب می‌کرد.

نبرد هاگوارتز
در دوم ماه می سال ۱۹۹۸، در طی نبرد هاگوارتز، سر کادوگان فریادهای تشویق کننده بر مبارزین هاگوارتزمی‌کشید و به هری می‌گفت تا دشمنان را که از آنها با ذکر "سگان" و "پست فطرتان" و "قمپز کنندگان" و "فرومایگان" نام می‌برد، نابود کند.

سال تحصیلی ۲۰۱۷-۲۰۱۸
آرسینوس جیگر با کمک آرتور ویزلی بار دیگر تابلوی سر کادوگان را جایگزین تابلوی بانوی چاق کردند تا در نبود آنجلینا جانسون، به نظارت تالار خصوصی گریفندور کمک کند. آرسینوس همچنین طلسم‌های پیشرفته‌ای روی تابلو اجرا کرد که باعث می‌شد در مواقع خاص، سر کادوگان بتواند بخش یا تمامی بدنش را از تابلو خارج کند. البته در کمال تاسف این اوراد درست عمل نکردند و مکانیزم خروج از تابلوی سرکادوگان، یک مکانیزم بسیار تصادفی و ناخواسته از آب درآمد. دانش‌آموزان تالار گریفندورکه بارها توسط آنجلینا از سیخ داغ ترسانده شده بودند، حالا با آمدن سر کادوگان و شمشیرش به بخت بد خود لعنت فرستاده و از مرلین طلب مغفرت و آمرزش برای هفت جد و آباد آنجلینا را دارند.

1. Wyvern of Wye
2. Pony


دسترسیتون داده شد.
خوش برگشتید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/29 1:50:09

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 29 خرداد 1398 01:11
نمایش جزئیات
آفلاین
با اجازه تون معرفی قبلی خودم رو مجددا کپی می کنم.

نام : مورگانا
نام خانوادگی : لی فای
گروه : اسلیترین
سن : 30 سال
قد : 180 سانتی متر
جوبدستی : از جنس چوب بید مجنون با مغزی از پرققنوس و خون اژدها و اکسیر شفابخش
سپر مدافع : اژدها
توانمندی ها : قویترین شفادهنده در تاریخ جادوگری
ویژگیهای ظاهری : موها و چشم های سیاه و صورتی جذاب ولی خشک و بی احساس
توضیحات اضافی : من در جزیره زیبای آوالان به دنیا آمدم ، بزرگ شدم و هم اکنون بر آن حکم میرانم . قدرت شفادهندگی من تا حدیست که نیازی به استفاده از اکسیر ، معجون و یا چوبدستی ندارم . با این حال از هر سه استفاده می کنم زیرا ، زیر پا گذاشتن سنت ها و اصول جادویی برای عضو یکی از اصیل ترین خاندان های جادوگر غیر قابل بخشش است .

دسترسیتون به ایفای نقش و تالار اسلیترین داده شد.
خوش برگشتید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/3/29 1:28:55
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/3/29 1:29:25
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 خرداد 1398 18:57
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: سارا کمپستون
جنسیت: مونث
تاریخ تولد: 6 جولای
گروه: ریونکلاو
چوبدستی: چوب درخت کاج، هسته ی پر ققنوس، 25 سانتی متر
پاترونوس: سنجاب
بوگارت: دمنتور

موهاش بلنده و رنگش بلونده، دوست داره موهاش به شکل های مختلف ببنده، چشماش قهوه ایه، قدش 160 سانتی متره، پوستش روشنه، همیشه لباسای تیره میپوشه.

خیلی شیطونه، همیشه خونسرده و لبخند میزنه، شوخ طبع و پر انرژیه، کلا الکی خوشه، خیلی بیخیاله، حقه باز و دروغگوئه، باهوشه، یکم کم داره.
به شدت دوست داره برای بقیه دردسر درست کنه، شیفته ی مرگخواراس و همیشه دوست داشت مرگخوار بشه.

اصیل زادس ولی از روزی که چشم باز کرد پیش ماگلا بود و ازشون بدش میاد چون معتقده خیلی کسل کنندن. یازده سالگی رفت هاگوارتز و از ریونکلاو سر در آورد. تنها دلیلی که از هاگوارتز ننداختنش بیرون اینه که درسش خیلی خوبه. میگن یه بار نزدیک بود ریش دامبلدور آتیش بزنه!
طفلک همیشه تنها بوده، یه سنجاب داره که همیشه باهاشه و اسم اونم ساراس. خودش میگه میتونه با سنجابش حرف بزنه ولی بقیه میگن انقدر تنها بوده رد داده.


تایید شد.
خوش اومدی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/28 19:16:38
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 27 خرداد 1398 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی:هلن داولیش
گروه:ریونکلاو
پاترنوم:گربه
چوب دستی:چوب درخت گردو با موی اسب تکشاخ ۲۸ سانتی منر
جارو :اذرخش
محل زندگی:شهر ماگلی لندن

ویژگی های ظاهری :موی بلند خرمایی پوست روشن قد بلند رنگ چشم قهوه ای
لاغر

ویژگی های اخلاقی
باهوش ،کنجکاو ،خونسرد و شجاع

توضیح کوتاه:
اسم من هلن داولیشه ،ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در شهر لندن زندگی میکنم در ۱۱ سالگی یک نامه از طرف هاگوارتز برای من امدو اینطور شد که من به هاگوارتز امدم وبه خاطر هوش و کنجکاو بودنم به گروه ریونکلاو فرستاده شدم و عضو باشگاه دوءل مدرسه شدم و سرگرمی مورد علاقه ام خواندن کتاب های جادویی و کلاس مورد علاقه ام هم معجون سازیه


بهتر شد ولی هنوزم کوتاهه. لطفا بعدا حتما برگرد و معرفی شخصیتت رو کامل کن.
تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/3/27 20:58:00
Only Raven

cat and bock

پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 27 خرداد 1398 17:32
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی:هلن داولیش
گروه :ریونکلاو
چوبدستی:چوب درخت گردو با موی تکشاخ ۲۸ سانتی متر
پاترنوم:گربه
محل زندگی:لندن

ویژگی ظاهری و اخلاقی
به دلیل هوش و عطش یادگیری به گروه ریونکلاو فرستاده شدم وخوشحالم سرگرمی مورد علاقه کتاب خواندن و ساختن معجون های جادویی

توضیح:
من درشهر لندن زندگی میکنم و ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز درس میخوانم و عضو باشگاه دوءل مدرسه ام درس مورد علاقه هم معجون سازیه


معرفیت خیلی کوتاهه!
از ویژگی های ظاهری و خصوصیات اخلاقی شخصیتیت بیشتر بگو. درباره زندگیش بیشتر توضیح بده.
با یه معرفی بهتر برگرد.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط razo در 1398/3/27 18:52:45
ویرایش شده توسط razo در 1398/3/27 18:53:18
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/27 19:17:52
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/27 19:18:27
Only Raven

cat and bock

پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 26 خرداد 1398 11:26
نمایش جزئیات
آفلاین
شخصیت نام:دراکو مالفوی
تولد:5 ژوئن
چوبدستی:چوب دزخت زالزالک و موی اسب تک شاخ
گروه:اسلترین
پدر:لوسیوس مالفوی
مادر:نارسیسیا مالفوی
جارو:نیمبوس 2001
بسیاری از رفتارهای دراکو در مدرسه از تاثیرگذارترین شخصی که او میشناخت، پدرش، الگوبرداری شده بود و او صادقانه رفتار سرد و تحقیرآمیز لوسیوس نسبت به همه افراد خارج از دایره نزدیکانش را تقلید میکرد. دراکو که از نظر جسمی چندان با اباهت نبود با جذب کردن مرید دوم (کراب پیش از هاگوارتز در این مقام قرار داشت) در قطاری که به مدرسه میرفت، در طول شش سال تحصیلش از کراب و گویل به عنوان ترکیبی از مرید و محافظ استفاده میکرد.احساسات دراکو نسبت به هری همیشه تا حد زیادی به خاطر حسادت بود. با وجودی که او هرگز طعم شهرت را نچشیده بود، هری بیشک آدمی بود که بیشترین حرف درباره او زده میشد و مورد تحسین ترین فرد در مدرسه بود؛ این موضوع طبیعتا برای پسری که با چنان تصوری بزرگ شده بود که جایگاهی تقریبا شاهانه در جامعه ی جادوگری دارد، آزاردهنده بود. از آن فراتر هری در پرواز از او با استعدادتر بود؛ یعنی همان مهارتی که مالفوی مطمئن بود در آن ، میتواند همه را در سال اول تحت تاثیر قرار دهد. این حقیقت که استاد معجونسازی، اسنیپ از مالفوی خوشش میآمد و هری را تحقیر میکرد تنها یک جبران مختصر بود.دراکو که شیفتهی تصور خود به عنوان یک مرگخوار واقعی شده بود، با عزمی راسخ راهی هاگوارتز شد. او که به تدریج متوجه شده بود ماموریتش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرده و پس از آن که نزدیک بود دو نفر دیگر را به جای دامبلدور بکشد، کم کم اعتماد به نفسش را از دست داد. دراکو که خطر آسیب دیدن خود و خانوادهاش را بر فراز سرش حس میکرد، کم کم شروع به خرد شدن زیر فشار کرد. تصورات دراکو دربارهی خودش و جایگاهش در جهان داشت از هم میپاشید. او در تمام زندگیاش از پدری بت ساخته بود که از خشونت حمایت میکرد و هیچ ابایی نداشت خود نیز از آن استفاده کند و حال پسرش دریافته بود که تمایلی به قتل ندارد و او این را شکستی شرمآور میدانست.زمانی که لوسیوس کمی بعد از آزکابان آزاد شد، خانواده اجازه پیدا کردند که زنده بمانند و به عمارت مالفوی باز گردند. گرچه اکنون دیگر کاملا بیاعتبار بودند. مالفویها از رویاهای رسیدن به بالاترین موقعیتها در حکومت ولدمورت به پایینترین مرتبه مرگخوارها تنزل پیدا کرده بودند؛ بیعرضهها و افراد ضعیفی که از این پس مورد تحقیر و تمسخر لرد سیاه بودند.


اگه ممکنه دسترسی منو برگردونید.


انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/3/26 13:11:21
JUST SLYTHRIN
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 23 خرداد 1398 02:06
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: آستوریا نی (nèe) گرینگراس / آستوریا مالفوی

تولد: 1982 در بریتانیای کبیر

مرگ: 2019

گروه: اسلیترین (شخصیت. خودم هنوز بدون گروه هستم)

مشخصات ظاهری:
رنگ مو: قهوه ای
رنگ پوست: روشن
رنگ چشم: سبز
لاغر اندام و قد بلند

ویژگی های اخلاقی:
صبور - مهربان - معروف به شیرینی - آرام

پاترونوس: نامشخص

چوبدستی: نامشخص

وضعیت خون: خالص

وضعیت تاهل: متاهل

خانواده:
دافنه گرینگرس (خواهر)
دراکو مالفوی (همسر)
اسکورپیوس مالفوی (پسر)

خلاصه زندگینامه:
در خانواده گرینگراس متولد شدم به هاگوارتز رفتم و به اسلیترین پیوستم. دو سال از خواهرم دافنه و دراکو مالفوی کوچکتر هستم. در دومین جنگ جادوگران شرکت داشتم بعد از اون با دراکو مالفوی ازدواج کردم و صاحب پسری به نام اسکورپیوس هایپریون مالفوی شدیم.
خانواده ام در گروه 28 تقدیس شده عضو هستند و من در اعتقادات اصیل زاده ها بزرگ شدم ولی برخلاف این عقاید هستم و به پسرم هم این ها رو تحمیل نکردم.
اجداد من بخاطر طلسم زندگی عمر کوتاهی دارند که من هم به این طلسم دچار شدم و همین باعث مرگم شد.


تایید شد.
لطفا حواست باشه که برای ورود به سایت از شناسه کاربری Astoria.Greengrass استفاده کنی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/3/23 12:30:23
The world is quiet here
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 19 خرداد 1398 11:28
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
به نام خدا




نقل قول:
دامبلدور در دره گودریک زندگی می‌کرد که محل تولد گودریک گریفندور بود. در زمان کودکی، پرسیوال دامبلدور (پدر آلبوس) به دلیل حمله وحشیانه به سه ماگل جوان دستگیر و محکوم به حبس ابد در آزکابان شد. آلبوس دامبلدور در یازده سالگی وارد مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز شد. در اوایل به دلیل رفتار پدرش در برابر ماگل ها (اصطلاح جی.کی. رولینگ برای غیرجادوگرها در متن کتاب) در مدرسهٔ هاگوارتز شهرت داشت، ولی پس از چند ماه شهرت خود او از سوء شهرت پدرش پیشی گرفت. او یکی از ممتازترین دانش آموزان مدرسه علوم و فنون جاودگری هاگوارتز تا آن زمان بود. به‌طوری‌که به هجدهمین سالگرد تولدش نزدیک می‌شد در باافتخارات و سربلندی زیاد هاگوارتز را ترک کرد. سرپرست دانش آموزان، دانش‌آموز ارشد، برنده جایزه بارنابس فینکلی برای طلسم‌اندازی استثنایی، نمایندهٔ جوانان بریتانیایی در وینزنگاموت، برنده مدال طلای مقاله ابتکارآمیز همایش بین‌المللی کیمیاگری در قاهره از افتخارات اوست. زمانی که دامبلدور می‌خواست به یونان برود، ناگهان کندرا مادر دامبلدور مرد و او نتوانست به یونان برود. درمراسم خاکسپاری کندرا، ابرفوت برادر دامبلدور که او را مقصر می‌دانست بینی دامبلدور را شکست. چندی بعد، او با گریندل‌والد دوست شد و رابطه‌ای عاشقانه با او برقرار کرد، جادوگری که بعدها به پلیدترین جادوگر نسل خودش تبدیل شد. در درگیری‌ای که بین او و آلبوس و ابرفوت رخ داد، تصادفاً طلسمی به آریانا خواهر دامبلدور برخورد کرد و او مرد. در نتیجه این مرگ، ضربه روحی سختی به خانواده دامبلدور وارد شد. اما او از تلاش دست برنداشت و توانست دوازده خاصیت خون اژدها را کشف کند که بسیار باارزش بود. در چند سال بعد دامبلدور با گریندوالد، سیاه‌ترین جادوگر جهان در آن زمان به مبارزه تن به تن پرداخت و توانست او را دستگیر کند. این کار بسیار مهم بود زیرا در تمام اعصار تا آن زمان جادوگری مثل گریندل‌والد ظهور نکرده بود. پس از آن دامبلدور به شهرت زیادی رسید و استاد درس تغییر شکل در هاگوارتز شد. همچنین مقاله‌های مهمی همچون معجون‌ساز واقعی و نام تغییرشکل امروز در روزنامه جادوگری پیام امروز نوشت. دامبلدور چند سال بعد به مقام مدیریت هاگوارتز رسید. به‌دلیل مهارت‌های فوق‌العاده او، سه بار مقام وزارت سحر و جادو به او پیشنهاد شد اما او به دلایلی نپذیرفت. حدود سه سال بعد تام ریدل که یکی از ممتاز ترین دانش اموزان اسلیترینی بود نام لرد ولدمورت را برای خود انتخاب و با تشکیل گروه مرگ‌خوارها با دوستانش در هاگوارتز، به استفاده از جادوی سیاه پرداخت و به سیاه‌ترین جادوگر هزاره اخیر بدل شد. در زمان قدرت ولدمورت (لرد سیاه)، هاگوارتز به دلیل وجود دامبلدور در آنجا، امن‌ترین مکان در دنیای جادوگری بود. اولین حضور دامبلدور در اولین سکانس فیلم هری پاتر و سنگ جادو بود یعنی هنگامی که دامبلدور هری پاتر را جلوی خانه دورسلی‌ها (خاله و شوهر خالهٔ هری) گذاشت. ده سال بعد که هری پاتر به هاگوارتز آمد دامبلدور هنوز مدیر هاگوارتز بود.


این چیزیه که راجع به من می گن.

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/3/19 11:43:35
Io sempre per te...


#بیا_بنویسیم
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 15 خرداد 1398 16:12
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم : نارسیسا مالفوی (بلک)

گروه : اسلیترین

خصوصیات ظاهری : مو های همیشه شانه کشیده شده‌ی بلوند روشن با رگه های مشکی مادرزاد(از قدرت جادوی سیاه درونش و خاندان بلک نشئت میگیرد)، قد بلند، لاغر و استخوانی، چشمان نافذ آبی و اکثرا دیده شده با لباسی ابریشمی، به سیاهی خاندانش

خصوصیات اخلاقی : اصیل زاده ای از جنس بلک ها، مادری مهربان، در عین حال جدی، شجاع، مقید به اصول اخلاقی و اصیل زادگی

چوب دستی : چوب درخت گردو با ریسه قلب اژدها، انعطاف پذیر

معرفی کوتاه : وی در سال 1955 در خانواده ای تهی دست و مذهبی و پرجمعیت چشم به جهان گشود، خانواده ی او که یکی از برترین خاندان های اصیل زادگان بودند، با قناعت و فروتنی روزگار خود را میگذراندن. نام برده کودکی سختی را طی‌کرده بود. دوران کودکی او پر از عبادت برای مرلین و رستگاری به سوی او بود، زمانی که درس خود را در هاگوارتز شروع کرد، تمایلی عجیب به جادوی سیاه در خود دید، سرانجام اصول های اخلاقی خود (عبادت تا آخر عمر در درگاه مرلین و همانند راهبه ها زیستن) را کنار گذاشت و به همسری لوسیوس مالفوی در آمد، بعد از مدتی همانند خواهر و همسر خود به خدمت لرد ولدمورت درآمد و برای او جان فشانی ها کرد ، سرانجام در نبرد هاگوارتز به اشتباه خود پی برد، به درگاه خداوند متعال توبه کرد و همانند گذشته از رستگاران شد.

تایید شد.
خوش برگشتید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/3/15 16:58:44
Toujours pur

اصالت جاودان

تصویر تغییر اندازه داده شده