
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
194 کاربر(ها) آنلاین هستند (133 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
189
مهمانان
|
5
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
اسلیترین
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
کتی بل
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/10/01
تولد نقش: 1395/10/02
آخرین ورود: دوشنبه 10 شهریور 1404 20:23
از: من فاصله بگیر! نمیخوام ریختتو ببینم.
پستها:
539

جزئیات کاربر

نام: آلیس
گروه: هافلپاف
خصوصیات ظاهری: موهای کوتاه و نیمه سفید، پوست روشن و چشم های درشت و خیس با صورتی غالبا رنگ پریده. قد متوسط نسبتا کوتاه.
خصوصیات اخلاقی: محافظ کار و راز دار، با قدرت همدلی بالا، همیشه آماده برای کمک به دیگران. تصمیمات لحظه ای و اراده ی بالا برای شروع و به نتیجه رسوندن مسیر های دشوار. بی آرزو، بی دغدغه، بیزار از آدم های حسود، دروغ گو و جادوی سیاه.
چوب دستی: چوب درخت افرای سفید، مینیاتوری ، ۳۲ سانت، مناسب برای کار های هنری
معرفی: آلیس تا شش سالگی عضو خانواده ای مذهبی و درگیر طلسم های سیاه بود، بعد از مرگ پدر و مادر، به پرورشگاهی واگذار شد. زن غیب بین و پیشگویی که تصویر آلیس و خط سرنوشتش رو دیده بود، به سراغش اومد و با کمال میل آلیس رو به فرزندی قبول کرد. اما تاثیر طلسم های سیاه و کابوس های دوران کودکی، از آلیس فردی محافظ کار و بیزار از جادوگران ساخته بود. آلیس زمانی فهمید که خودش هم یه جادوگره که توی نبرد جانانه ای با اجنه بود و تونست به کمک طلسمی دست ساز و به کمک زبانی که خودش ساخته بود، نجات پیدا کنه.
آلیس متوجه شد که هرچند که از جادو بیزار باشه، این بخشی از سرنوشت و مسیرشه و این مسیر از پیش تعیین شده اونو به زودی درگیر چالش های بیشتری میکنه. پس تصمیم گرفت خودش رو برای این تقدیر از پیش تعیین شده و خطرات غیر قابل پیش بینی آماده کنه.
آلیس یک زبان شناس و علاقه مند به گیاهان جادوییه. علاوه بر اون، مجسمه ها و نقاشی ها رو به خوبی میشناسه و با دلالی این آثار، پول لازم برای ایجاد خونه های امن زیر زمینی مخصوص جادوگر ها و دوستای متافیزیکیش، از جمله جن های دورگه ای که با الف ها وصلت کردن رو فراهم میکنه. خونه های زیر زمینی تو دوره هایی که جادوی سیاه غلبه پیدا میکنه، جای امنی برای مراقبت از افرادیه که قصد مبارزه با جادوی سیاه رو دارن.
تایید شد.
گروه: هافلپاف
خصوصیات ظاهری: موهای کوتاه و نیمه سفید، پوست روشن و چشم های درشت و خیس با صورتی غالبا رنگ پریده. قد متوسط نسبتا کوتاه.
خصوصیات اخلاقی: محافظ کار و راز دار، با قدرت همدلی بالا، همیشه آماده برای کمک به دیگران. تصمیمات لحظه ای و اراده ی بالا برای شروع و به نتیجه رسوندن مسیر های دشوار. بی آرزو، بی دغدغه، بیزار از آدم های حسود، دروغ گو و جادوی سیاه.
چوب دستی: چوب درخت افرای سفید، مینیاتوری ، ۳۲ سانت، مناسب برای کار های هنری
معرفی: آلیس تا شش سالگی عضو خانواده ای مذهبی و درگیر طلسم های سیاه بود، بعد از مرگ پدر و مادر، به پرورشگاهی واگذار شد. زن غیب بین و پیشگویی که تصویر آلیس و خط سرنوشتش رو دیده بود، به سراغش اومد و با کمال میل آلیس رو به فرزندی قبول کرد. اما تاثیر طلسم های سیاه و کابوس های دوران کودکی، از آلیس فردی محافظ کار و بیزار از جادوگران ساخته بود. آلیس زمانی فهمید که خودش هم یه جادوگره که توی نبرد جانانه ای با اجنه بود و تونست به کمک طلسمی دست ساز و به کمک زبانی که خودش ساخته بود، نجات پیدا کنه.
آلیس متوجه شد که هرچند که از جادو بیزار باشه، این بخشی از سرنوشت و مسیرشه و این مسیر از پیش تعیین شده اونو به زودی درگیر چالش های بیشتری میکنه. پس تصمیم گرفت خودش رو برای این تقدیر از پیش تعیین شده و خطرات غیر قابل پیش بینی آماده کنه.
آلیس یک زبان شناس و علاقه مند به گیاهان جادوییه. علاوه بر اون، مجسمه ها و نقاشی ها رو به خوبی میشناسه و با دلالی این آثار، پول لازم برای ایجاد خونه های امن زیر زمینی مخصوص جادوگر ها و دوستای متافیزیکیش، از جمله جن های دورگه ای که با الف ها وصلت کردن رو فراهم میکنه. خونه های زیر زمینی تو دوره هایی که جادوی سیاه غلبه پیدا میکنه، جای امنی برای مراقبت از افرادیه که قصد مبارزه با جادوی سیاه رو دارن.
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/3/31 12:35:17
هر وقت به کمکم نیاز داشتی به اون قسمت از آسمون نگاه کن که پنج تا ماه کامل در حال درخشیدن هستن.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/06/01
تولد نقش: 1398/03/30
آخرین ورود: یکشنبه 18 خرداد 1399 20:30
از: سیاره دارک
پستها:
28

نام :
فلورا کرو
متولد :
10 فوریه
رتبه خون:
اصیل زاده
والدین :
پدر جادوگر (مرگخوار) ، مادر ساحره
خانواده :
خواهر دوقلو هستیا کرو ، برادر زاده آلکتو کرو وآمیکوس کرو
گروه :
اسلیترین
چوبدستی:
چوب گردو و ریسه قلب اژدها ، 27 سانتی متر و انعطاف پذیر
جارو :
نیمبوس 2001
عضو گروه :
اسلاگ
پاترونوس :
اسب تک شاخ
مهارت ویژه :
به گریه انداختن بقیه ( دختر و پسر فرقی نداره ) ، توانایی در معجون سازی ، مهاجم در بازی کوییدیچ
سرگرمی :
کتک زدن هستیا با برس مو ، شوخی با عمه جان ، انجام طلسم های شوم روی حشرات بی چاره
ویژگی های ظاهری :
رنگ پریده ( نه در حد هستیا ) ،170.س قد ، موهای مشکی بلند تا روی کمر و کمی فر دار ، چشم های نقره ای که بعضی اوقات طوسی ، سبز یا آبی میشود
ویژگی های اخلاقی :
همیشه خندان ، کمی مرموز ، رازدار ، کمی مغرور و سرتری از هستیا ( از هر نظر )
فلورا کرو
متولد :
10 فوریه
رتبه خون:
اصیل زاده
والدین :
پدر جادوگر (مرگخوار) ، مادر ساحره
خانواده :
خواهر دوقلو هستیا کرو ، برادر زاده آلکتو کرو وآمیکوس کرو
گروه :
اسلیترین
چوبدستی:
چوب گردو و ریسه قلب اژدها ، 27 سانتی متر و انعطاف پذیر
جارو :
نیمبوس 2001
عضو گروه :
اسلاگ
پاترونوس :
اسب تک شاخ
مهارت ویژه :
به گریه انداختن بقیه ( دختر و پسر فرقی نداره ) ، توانایی در معجون سازی ، مهاجم در بازی کوییدیچ
سرگرمی :
کتک زدن هستیا با برس مو ، شوخی با عمه جان ، انجام طلسم های شوم روی حشرات بی چاره
ویژگی های ظاهری :
رنگ پریده ( نه در حد هستیا ) ،170.س قد ، موهای مشکی بلند تا روی کمر و کمی فر دار ، چشم های نقره ای که بعضی اوقات طوسی ، سبز یا آبی میشود
ویژگی های اخلاقی :
همیشه خندان ، کمی مرموز ، رازدار ، کمی مغرور و سرتری از هستیا ( از هر نظر )
تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/30 18:02:59
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/30 18:05:01
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/30 18:05:01
Rubina.L
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/08/03
تولد نقش: 1396/08/30
آخرین ورود: شنبه 9 دی 1402 15:08
از: این تابلو به اون تابلو!
پستها:
341

از اونجایی که بعضی ها، نمیخوام اشاره کنم کی (اول اسمش فنریر گری بکه
) برداشتن دسترسی این شوالیهی پاک طینت رو از گروه محبوب و سرای همیشگی مجدداً همین شوالیهی پاک طینت گرفتن، در نتیجه عجالتا ما یک پست اسپم زده معرفی نامهی این بندهی حقیر رو یک بار دیگه به عرض حضور میرسونیم، دسترسی گریف ما رو رد کنین بیاد لطفاً
نام: سر کادوگان
گروه: گریفندور
چوبدستی: چوب درخت آلو بخارا با هستهی سیبیل غول غار نشین
سر کادوگان یکی از اعضای میزگرد مرلین کبیر بود، هرچند که میگویند جزو اعضای کمتر به شهرت رسیدهی این مجموعه بود. مهمترین حرکت سرکادوگان در طی عمر شریفش که اندک شهرتش را مدیون همین کار است، شکست دادن اژدهای دریایی وی۱ به قیمت به خطر انداختن جانش بود.
سالها بعد از مرگش، پرترهای در هاگوارتز شخصیت جسور و بیباک او را به نمایش گذاشته است.
اوایل زندگانی
سر کادوگان در قرون وسطی در جزایر بریتانیا، و در خانوادهای جادوگری به دنیا آمد. همانند سایر بچه جادوگرها، به هاگوارتز رفت و شجاعت بی حد و مرزش او را در گروه گریفندور قرار داد. بر اساس بازهی زمانی که سر کادوگان در هاگوارتز تحصیل میکرد، گمان میرود که او از محضر خود گودریک گریفندور کبیر درس گرفته باشد.
در برحهای از زندگیاش، با مرلین دوست شد که متعاقباً این دوستی به عضویت او در مجمع میزگرد مرلین انجامید. بنا بر افسانهها، وی سه بار ازدواج کرد که در هر سه مورد، همسرانش او را ترک کردند. ثمرهی این ازدواجها، هفده بچهی شناخته شده است
نبرد با اژدهای دریایی وی
سر کادوگان به ماموریت کشتن اژدهای دریایی وی که موجب سلب آسایش از مردمان غرب کشور شده بود گماشته شد. در اولین تلاشش برای کشتن اژدها، به طرز فجیحی شکست خورد؛ اسبش کشته و چوبدستی، شمشیر و کلاهخودش درب و داغان شدند. خودش هم به زحمت جان سالم به در برد. اما برخلاف سایر افراد، سر کادوگان تسلیم نشد! وی یک اسب کوتوله۲ را از دشتهای اطراف رام کرد و با چوبدستی شکسته به مصاف اژدها رفت. گرچه او بلعیده شد، اما چوبدستی شکستهاش زبان اژدها را سوراخ نمود و باعث شد شعلههای داخل شکم اژدها شعله کشیده و درنهایت هیولا منفجر شود. گفته میشود کادوگان و اسب کوتوله از این واقعه جان سالم به در بردند.
بعد از مرگ
داستان رشادتهای سرکادوگان فقط در نسخهی جادوگری داستان "شاه آرتور و مرلین" یافت میشود و در نسخه مشنگی اشارهای به وی نشده. حتی در میان جادوگران نیز سرکادوگان به شهرتی که استحقاقش را دارد نرسیده، ولی ضرب المثل جادویی "میرم اسب کوتولهی کادوگان رو برمیدارم" که به معنی سنگ تمام گذاشتن در یک موقعیت است، به افتخار او ساخته شده است.
در زمان حیات وی، یک پرترهی جادویی از سر کادوگان توسط جادوگر فقیری کشیده شد که وی را با آن شمشیر زیادی بزرگش و آن اسب کوتوله، در دشتی فراخ نشان میداد. این تابلو تا سال ۲۰۱۷ در طبقهی هفدهم نزدیک به راهروی طالعبینی در قلعهی هاگوارتز آویزان شده بود.
سال تحصیلی ۱۹۹۳-۱۹۹۴
در سال ۱۹۹۳، سر کادوگان برای اولین بار هری پاتر را دید که به دنبال کلاس طالعبینی میگشت. او به درستی کلاس درس را به هری و دوستانش نشان داد، اما برای این کار مجبور به عبور از چند تابلو حاوی بانوان شد.
بعد از حملهی سیریوس بلک به بانوی چاق، سر کادوگان به عنوان جایگزین او تا زمان دستگیری بلک برگزیده شد، این تصمیم عمدتاً به آن خاطر بود که هیچ تابلوی دیگری جسارت این کار را نداشت. در این مدت دانش آموزان زیادی شکایت میکردند که سر کادوگان آنها را به دوئل فراخوانده، چندین بار در روز واژهی رمز را تغییر داده و واژگان رمز بسیار پیچیدهای را انتخاب کرده است. البته در نهایت سرکادوگان سیریوس بلک را به تالار گریفندور راه داد، چرا که او همهی رمزهای هفته را از کاغذی که نویل لانگباتم گم کرده بود میدانست!
سال تحصیلی ۱۹۹۵-۱۹۹۶
هری پاتر سرکادوگان را دید و بیتوجه به او عبور کرد. سرکادوگان به تعقیب پاتر از درون تابلوهای مجاور پرداخت ولی در تابلوی سگ شکاری عصبانیای متوقف شد.
سال تحصیلی ۱۹۹۶-۱۹۹۷
دارما دادریج، یکی دیگر از تابلوهای هاگوارتز، عاشق و دلباختهی سر کادوگان شد. او وی را "کادوگانِ باجذبه" خطاب میکرد.
نبرد هاگوارتز
در دوم ماه می سال ۱۹۹۸، در طی نبرد هاگوارتز، سر کادوگان فریادهای تشویق کننده بر مبارزین هاگوارتزمیکشید و به هری میگفت تا دشمنان را که از آنها با ذکر "سگان" و "پست فطرتان" و "قمپز کنندگان" و "فرومایگان" نام میبرد، نابود کند.
سال تحصیلی ۲۰۱۷-۲۰۱۸
آرسینوس جیگر با کمک آرتور ویزلی بار دیگر تابلوی سر کادوگان را جایگزین تابلوی بانوی چاق کردند تا در نبود آنجلینا جانسون، به نظارت تالار خصوصی گریفندور کمک کند. آرسینوس همچنین طلسمهای پیشرفتهای روی تابلو اجرا کرد که باعث میشد در مواقع خاص، سر کادوگان بتواند بخش یا تمامی بدنش را از تابلو خارج کند. البته در کمال تاسف این اوراد درست عمل نکردند و مکانیزم خروج از تابلوی سرکادوگان، یک مکانیزم بسیار تصادفی و ناخواسته از آب درآمد. دانشآموزان تالار گریفندورکه بارها توسط آنجلینا از سیخ داغ ترسانده شده بودند، حالا با آمدن سر کادوگان و شمشیرش به بخت بد خود لعنت فرستاده و از مرلین طلب مغفرت و آمرزش برای هفت جد و آباد آنجلینا را دارند.
1. Wyvern of Wye
2. Pony
دسترسیتون داده شد.
خوش برگشتید!
) برداشتن دسترسی این شوالیهی پاک طینت رو از گروه محبوب و سرای همیشگی مجدداً همین شوالیهی پاک طینت گرفتن، در نتیجه عجالتا ما یک پست اسپم زده معرفی نامهی این بندهی حقیر رو یک بار دیگه به عرض حضور میرسونیم، دسترسی گریف ما رو رد کنین بیاد لطفاً
نام: سر کادوگان
گروه: گریفندور
چوبدستی: چوب درخت آلو بخارا با هستهی سیبیل غول غار نشین
سر کادوگان یکی از اعضای میزگرد مرلین کبیر بود، هرچند که میگویند جزو اعضای کمتر به شهرت رسیدهی این مجموعه بود. مهمترین حرکت سرکادوگان در طی عمر شریفش که اندک شهرتش را مدیون همین کار است، شکست دادن اژدهای دریایی وی۱ به قیمت به خطر انداختن جانش بود.
سالها بعد از مرگش، پرترهای در هاگوارتز شخصیت جسور و بیباک او را به نمایش گذاشته است.
اوایل زندگانی
سر کادوگان در قرون وسطی در جزایر بریتانیا، و در خانوادهای جادوگری به دنیا آمد. همانند سایر بچه جادوگرها، به هاگوارتز رفت و شجاعت بی حد و مرزش او را در گروه گریفندور قرار داد. بر اساس بازهی زمانی که سر کادوگان در هاگوارتز تحصیل میکرد، گمان میرود که او از محضر خود گودریک گریفندور کبیر درس گرفته باشد.
در برحهای از زندگیاش، با مرلین دوست شد که متعاقباً این دوستی به عضویت او در مجمع میزگرد مرلین انجامید. بنا بر افسانهها، وی سه بار ازدواج کرد که در هر سه مورد، همسرانش او را ترک کردند. ثمرهی این ازدواجها، هفده بچهی شناخته شده است
نبرد با اژدهای دریایی وی
سر کادوگان به ماموریت کشتن اژدهای دریایی وی که موجب سلب آسایش از مردمان غرب کشور شده بود گماشته شد. در اولین تلاشش برای کشتن اژدها، به طرز فجیحی شکست خورد؛ اسبش کشته و چوبدستی، شمشیر و کلاهخودش درب و داغان شدند. خودش هم به زحمت جان سالم به در برد. اما برخلاف سایر افراد، سر کادوگان تسلیم نشد! وی یک اسب کوتوله۲ را از دشتهای اطراف رام کرد و با چوبدستی شکسته به مصاف اژدها رفت. گرچه او بلعیده شد، اما چوبدستی شکستهاش زبان اژدها را سوراخ نمود و باعث شد شعلههای داخل شکم اژدها شعله کشیده و درنهایت هیولا منفجر شود. گفته میشود کادوگان و اسب کوتوله از این واقعه جان سالم به در بردند.
بعد از مرگ
داستان رشادتهای سرکادوگان فقط در نسخهی جادوگری داستان "شاه آرتور و مرلین" یافت میشود و در نسخه مشنگی اشارهای به وی نشده. حتی در میان جادوگران نیز سرکادوگان به شهرتی که استحقاقش را دارد نرسیده، ولی ضرب المثل جادویی "میرم اسب کوتولهی کادوگان رو برمیدارم" که به معنی سنگ تمام گذاشتن در یک موقعیت است، به افتخار او ساخته شده است.
در زمان حیات وی، یک پرترهی جادویی از سر کادوگان توسط جادوگر فقیری کشیده شد که وی را با آن شمشیر زیادی بزرگش و آن اسب کوتوله، در دشتی فراخ نشان میداد. این تابلو تا سال ۲۰۱۷ در طبقهی هفدهم نزدیک به راهروی طالعبینی در قلعهی هاگوارتز آویزان شده بود.
سال تحصیلی ۱۹۹۳-۱۹۹۴
در سال ۱۹۹۳، سر کادوگان برای اولین بار هری پاتر را دید که به دنبال کلاس طالعبینی میگشت. او به درستی کلاس درس را به هری و دوستانش نشان داد، اما برای این کار مجبور به عبور از چند تابلو حاوی بانوان شد.
بعد از حملهی سیریوس بلک به بانوی چاق، سر کادوگان به عنوان جایگزین او تا زمان دستگیری بلک برگزیده شد، این تصمیم عمدتاً به آن خاطر بود که هیچ تابلوی دیگری جسارت این کار را نداشت. در این مدت دانش آموزان زیادی شکایت میکردند که سر کادوگان آنها را به دوئل فراخوانده، چندین بار در روز واژهی رمز را تغییر داده و واژگان رمز بسیار پیچیدهای را انتخاب کرده است. البته در نهایت سرکادوگان سیریوس بلک را به تالار گریفندور راه داد، چرا که او همهی رمزهای هفته را از کاغذی که نویل لانگباتم گم کرده بود میدانست!
سال تحصیلی ۱۹۹۵-۱۹۹۶
هری پاتر سرکادوگان را دید و بیتوجه به او عبور کرد. سرکادوگان به تعقیب پاتر از درون تابلوهای مجاور پرداخت ولی در تابلوی سگ شکاری عصبانیای متوقف شد.
سال تحصیلی ۱۹۹۶-۱۹۹۷
دارما دادریج، یکی دیگر از تابلوهای هاگوارتز، عاشق و دلباختهی سر کادوگان شد. او وی را "کادوگانِ باجذبه" خطاب میکرد.
نبرد هاگوارتز
در دوم ماه می سال ۱۹۹۸، در طی نبرد هاگوارتز، سر کادوگان فریادهای تشویق کننده بر مبارزین هاگوارتزمیکشید و به هری میگفت تا دشمنان را که از آنها با ذکر "سگان" و "پست فطرتان" و "قمپز کنندگان" و "فرومایگان" نام میبرد، نابود کند.
سال تحصیلی ۲۰۱۷-۲۰۱۸
آرسینوس جیگر با کمک آرتور ویزلی بار دیگر تابلوی سر کادوگان را جایگزین تابلوی بانوی چاق کردند تا در نبود آنجلینا جانسون، به نظارت تالار خصوصی گریفندور کمک کند. آرسینوس همچنین طلسمهای پیشرفتهای روی تابلو اجرا کرد که باعث میشد در مواقع خاص، سر کادوگان بتواند بخش یا تمامی بدنش را از تابلو خارج کند. البته در کمال تاسف این اوراد درست عمل نکردند و مکانیزم خروج از تابلوی سرکادوگان، یک مکانیزم بسیار تصادفی و ناخواسته از آب درآمد. دانشآموزان تالار گریفندورکه بارها توسط آنجلینا از سیخ داغ ترسانده شده بودند، حالا با آمدن سر کادوگان و شمشیرش به بخت بد خود لعنت فرستاده و از مرلین طلب مغفرت و آمرزش برای هفت جد و آباد آنجلینا را دارند.
1. Wyvern of Wye
2. Pony
دسترسیتون داده شد.
خوش برگشتید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/29 1:50:09
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/04/27
تولد نقش: 1398/03/29
آخرین ورود: جمعه 26 دی 1399 19:03
از: یه دنیای دیگه!
پستها:
516

با اجازه تون معرفی قبلی خودم رو مجددا کپی می کنم.
نام : مورگانا
نام خانوادگی : لی فای
گروه : اسلیترین
سن : 30 سال
قد : 180 سانتی متر
جوبدستی : از جنس چوب بید مجنون با مغزی از پرققنوس و خون اژدها و اکسیر شفابخش
سپر مدافع : اژدها
توانمندی ها : قویترین شفادهنده در تاریخ جادوگری
ویژگیهای ظاهری : موها و چشم های سیاه و صورتی جذاب ولی خشک و بی احساس
توضیحات اضافی : من در جزیره زیبای آوالان به دنیا آمدم ، بزرگ شدم و هم اکنون بر آن حکم میرانم . قدرت شفادهندگی من تا حدیست که نیازی به استفاده از اکسیر ، معجون و یا چوبدستی ندارم . با این حال از هر سه استفاده می کنم زیرا ، زیر پا گذاشتن سنت ها و اصول جادویی برای عضو یکی از اصیل ترین خاندان های جادوگر غیر قابل بخشش است .
دسترسیتون به ایفای نقش و تالار اسلیترین داده شد.
خوش برگشتید.
نام : مورگانا
نام خانوادگی : لی فای
گروه : اسلیترین
سن : 30 سال
قد : 180 سانتی متر
جوبدستی : از جنس چوب بید مجنون با مغزی از پرققنوس و خون اژدها و اکسیر شفابخش
سپر مدافع : اژدها
توانمندی ها : قویترین شفادهنده در تاریخ جادوگری
ویژگیهای ظاهری : موها و چشم های سیاه و صورتی جذاب ولی خشک و بی احساس
توضیحات اضافی : من در جزیره زیبای آوالان به دنیا آمدم ، بزرگ شدم و هم اکنون بر آن حکم میرانم . قدرت شفادهندگی من تا حدیست که نیازی به استفاده از اکسیر ، معجون و یا چوبدستی ندارم . با این حال از هر سه استفاده می کنم زیرا ، زیر پا گذاشتن سنت ها و اصول جادویی برای عضو یکی از اصیل ترین خاندان های جادوگر غیر قابل بخشش است .
دسترسیتون به ایفای نقش و تالار اسلیترین داده شد.
خوش برگشتید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/3/29 1:28:55
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/3/29 1:29:25
ویرایش شده توسط فنریر گریبک در 1398/3/29 1:29:25
جزئیات کاربر

نام: سارا کمپستون
جنسیت: مونث
تاریخ تولد: 6 جولای
گروه: ریونکلاو
چوبدستی: چوب درخت کاج، هسته ی پر ققنوس، 25 سانتی متر
پاترونوس: سنجاب
بوگارت: دمنتور
موهاش بلنده و رنگش بلونده، دوست داره موهاش به شکل های مختلف ببنده، چشماش قهوه ایه، قدش 160 سانتی متره، پوستش روشنه، همیشه لباسای تیره میپوشه.
خیلی شیطونه، همیشه خونسرده و لبخند میزنه، شوخ طبع و پر انرژیه، کلا الکی خوشه، خیلی بیخیاله، حقه باز و دروغگوئه، باهوشه، یکم کم داره.
به شدت دوست داره برای بقیه دردسر درست کنه، شیفته ی مرگخواراس و همیشه دوست داشت مرگخوار بشه.
اصیل زادس ولی از روزی که چشم باز کرد پیش ماگلا بود و ازشون بدش میاد چون معتقده خیلی کسل کنندن. یازده سالگی رفت هاگوارتز و از ریونکلاو سر در آورد. تنها دلیلی که از هاگوارتز ننداختنش بیرون اینه که درسش خیلی خوبه. میگن یه بار نزدیک بود ریش دامبلدور آتیش بزنه!
طفلک همیشه تنها بوده، یه سنجاب داره که همیشه باهاشه و اسم اونم ساراس. خودش میگه میتونه با سنجابش حرف بزنه ولی بقیه میگن انقدر تنها بوده رد داده.
تایید شد.
خوش اومدی!
جنسیت: مونث
تاریخ تولد: 6 جولای
گروه: ریونکلاو
چوبدستی: چوب درخت کاج، هسته ی پر ققنوس، 25 سانتی متر
پاترونوس: سنجاب
بوگارت: دمنتور
موهاش بلنده و رنگش بلونده، دوست داره موهاش به شکل های مختلف ببنده، چشماش قهوه ایه، قدش 160 سانتی متره، پوستش روشنه، همیشه لباسای تیره میپوشه.
خیلی شیطونه، همیشه خونسرده و لبخند میزنه، شوخ طبع و پر انرژیه، کلا الکی خوشه، خیلی بیخیاله، حقه باز و دروغگوئه، باهوشه، یکم کم داره.
به شدت دوست داره برای بقیه دردسر درست کنه، شیفته ی مرگخواراس و همیشه دوست داشت مرگخوار بشه.
اصیل زادس ولی از روزی که چشم باز کرد پیش ماگلا بود و ازشون بدش میاد چون معتقده خیلی کسل کنندن. یازده سالگی رفت هاگوارتز و از ریونکلاو سر در آورد. تنها دلیلی که از هاگوارتز ننداختنش بیرون اینه که درسش خیلی خوبه. میگن یه بار نزدیک بود ریش دامبلدور آتیش بزنه!
طفلک همیشه تنها بوده، یه سنجاب داره که همیشه باهاشه و اسم اونم ساراس. خودش میگه میتونه با سنجابش حرف بزنه ولی بقیه میگن انقدر تنها بوده رد داده.
تایید شد.
خوش اومدی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/28 19:16:38
جزئیات کاربر

نام و نام خانوادگی:هلن داولیش
گروه:ریونکلاو
پاترنوم:گربه
چوب دستی:چوب درخت گردو با موی اسب تکشاخ ۲۸ سانتی منر
جارو :اذرخش
محل زندگی:شهر ماگلی لندن
ویژگی های ظاهری :موی بلند خرمایی پوست روشن قد بلند رنگ چشم قهوه ای
لاغر
ویژگی های اخلاقی
باهوش ،کنجکاو ،خونسرد و شجاع
توضیح کوتاه:
اسم من هلن داولیشه ،ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در شهر لندن زندگی میکنم در ۱۱ سالگی یک نامه از طرف هاگوارتز برای من امدو اینطور شد که من به هاگوارتز امدم وبه خاطر هوش و کنجکاو بودنم به گروه ریونکلاو فرستاده شدم و عضو باشگاه دوءل مدرسه شدم و سرگرمی مورد علاقه ام خواندن کتاب های جادویی و کلاس مورد علاقه ام هم معجون سازیه
بهتر شد ولی هنوزم کوتاهه. لطفا بعدا حتما برگرد و معرفی شخصیتت رو کامل کن.
تایید شد.
گروه:ریونکلاو
پاترنوم:گربه
چوب دستی:چوب درخت گردو با موی اسب تکشاخ ۲۸ سانتی منر
جارو :اذرخش
محل زندگی:شهر ماگلی لندن
ویژگی های ظاهری :موی بلند خرمایی پوست روشن قد بلند رنگ چشم قهوه ای
لاغر
ویژگی های اخلاقی
باهوش ،کنجکاو ،خونسرد و شجاع
توضیح کوتاه:
اسم من هلن داولیشه ،ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در شهر لندن زندگی میکنم در ۱۱ سالگی یک نامه از طرف هاگوارتز برای من امدو اینطور شد که من به هاگوارتز امدم وبه خاطر هوش و کنجکاو بودنم به گروه ریونکلاو فرستاده شدم و عضو باشگاه دوءل مدرسه شدم و سرگرمی مورد علاقه ام خواندن کتاب های جادویی و کلاس مورد علاقه ام هم معجون سازیه
بهتر شد ولی هنوزم کوتاهه. لطفا بعدا حتما برگرد و معرفی شخصیتت رو کامل کن.
تایید شد.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/3/27 20:58:00
Only Ravencat and bock
جزئیات کاربر

نام و نام خانوادگی:هلن داولیش
گروه :ریونکلاو
چوبدستی:چوب درخت گردو با موی تکشاخ ۲۸ سانتی متر
پاترنوم:گربه
محل زندگی:لندن
ویژگی ظاهری و اخلاقی
به دلیل هوش و عطش یادگیری به گروه ریونکلاو فرستاده شدم وخوشحالم سرگرمی مورد علاقه کتاب خواندن و ساختن معجون های جادویی
توضیح:
من درشهر لندن زندگی میکنم و ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز درس میخوانم و عضو باشگاه دوءل مدرسه ام درس مورد علاقه هم معجون سازیه
معرفیت خیلی کوتاهه!
از ویژگی های ظاهری و خصوصیات اخلاقی شخصیتیت بیشتر بگو. درباره زندگیش بیشتر توضیح بده.
با یه معرفی بهتر برگرد.
تایید نشد.
گروه :ریونکلاو
چوبدستی:چوب درخت گردو با موی تکشاخ ۲۸ سانتی متر
پاترنوم:گربه
محل زندگی:لندن
ویژگی ظاهری و اخلاقی
به دلیل هوش و عطش یادگیری به گروه ریونکلاو فرستاده شدم وخوشحالم سرگرمی مورد علاقه کتاب خواندن و ساختن معجون های جادویی
توضیح:
من درشهر لندن زندگی میکنم و ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز درس میخوانم و عضو باشگاه دوءل مدرسه ام درس مورد علاقه هم معجون سازیه
معرفیت خیلی کوتاهه!
از ویژگی های ظاهری و خصوصیات اخلاقی شخصیتیت بیشتر بگو. درباره زندگیش بیشتر توضیح بده.
با یه معرفی بهتر برگرد.
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط razo در 1398/3/27 18:52:45
ویرایش شده توسط razo در 1398/3/27 18:53:18
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/27 19:17:52
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/27 19:18:27
ویرایش شده توسط razo در 1398/3/27 18:53:18
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/27 19:17:52
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/3/27 19:18:27
Only Ravencat and bock
جزئیات کاربر

شخصیت نام:دراکو مالفوی
تولد:5 ژوئن
چوبدستی:چوب دزخت زالزالک و موی اسب تک شاخ
گروه:اسلترین
پدر:لوسیوس مالفوی
مادر:نارسیسیا مالفوی
جارو:نیمبوس 2001
بسیاری از رفتارهای دراکو در مدرسه از تاثیرگذارترین شخصی که او میشناخت، پدرش، الگوبرداری شده بود و او صادقانه رفتار سرد و تحقیرآمیز لوسیوس نسبت به همه افراد خارج از دایره نزدیکانش را تقلید میکرد. دراکو که از نظر جسمی چندان با اباهت نبود با جذب کردن مرید دوم (کراب پیش از هاگوارتز در این مقام قرار داشت) در قطاری که به مدرسه میرفت، در طول شش سال تحصیلش از کراب و گویل به عنوان ترکیبی از مرید و محافظ استفاده میکرد.احساسات دراکو نسبت به هری همیشه تا حد زیادی به خاطر حسادت بود. با وجودی که او هرگز طعم شهرت را نچشیده بود، هری بیشک آدمی بود که بیشترین حرف درباره او زده میشد و مورد تحسین ترین فرد در مدرسه بود؛ این موضوع طبیعتا برای پسری که با چنان تصوری بزرگ شده بود که جایگاهی تقریبا شاهانه در جامعه ی جادوگری دارد، آزاردهنده بود. از آن فراتر هری در پرواز از او با استعدادتر بود؛ یعنی همان مهارتی که مالفوی مطمئن بود در آن ، میتواند همه را در سال اول تحت تاثیر قرار دهد. این حقیقت که استاد معجونسازی، اسنیپ از مالفوی خوشش میآمد و هری را تحقیر میکرد تنها یک جبران مختصر بود.دراکو که شیفتهی تصور خود به عنوان یک مرگخوار واقعی شده بود، با عزمی راسخ راهی هاگوارتز شد. او که به تدریج متوجه شده بود ماموریتش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرده و پس از آن که نزدیک بود دو نفر دیگر را به جای دامبلدور بکشد، کم کم اعتماد به نفسش را از دست داد. دراکو که خطر آسیب دیدن خود و خانوادهاش را بر فراز سرش حس میکرد، کم کم شروع به خرد شدن زیر فشار کرد. تصورات دراکو دربارهی خودش و جایگاهش در جهان داشت از هم میپاشید. او در تمام زندگیاش از پدری بت ساخته بود که از خشونت حمایت میکرد و هیچ ابایی نداشت خود نیز از آن استفاده کند و حال پسرش دریافته بود که تمایلی به قتل ندارد و او این را شکستی شرمآور میدانست.زمانی که لوسیوس کمی بعد از آزکابان آزاد شد، خانواده اجازه پیدا کردند که زنده بمانند و به عمارت مالفوی باز گردند. گرچه اکنون دیگر کاملا بیاعتبار بودند. مالفویها از رویاهای رسیدن به بالاترین موقعیتها در حکومت ولدمورت به پایینترین مرتبه مرگخوارها تنزل پیدا کرده بودند؛ بیعرضهها و افراد ضعیفی که از این پس مورد تحقیر و تمسخر لرد سیاه بودند.
اگه ممکنه دسترسی منو برگردونید.
انجام شد.
تولد:5 ژوئن
چوبدستی:چوب دزخت زالزالک و موی اسب تک شاخ
گروه:اسلترین
پدر:لوسیوس مالفوی
مادر:نارسیسیا مالفوی
جارو:نیمبوس 2001
بسیاری از رفتارهای دراکو در مدرسه از تاثیرگذارترین شخصی که او میشناخت، پدرش، الگوبرداری شده بود و او صادقانه رفتار سرد و تحقیرآمیز لوسیوس نسبت به همه افراد خارج از دایره نزدیکانش را تقلید میکرد. دراکو که از نظر جسمی چندان با اباهت نبود با جذب کردن مرید دوم (کراب پیش از هاگوارتز در این مقام قرار داشت) در قطاری که به مدرسه میرفت، در طول شش سال تحصیلش از کراب و گویل به عنوان ترکیبی از مرید و محافظ استفاده میکرد.احساسات دراکو نسبت به هری همیشه تا حد زیادی به خاطر حسادت بود. با وجودی که او هرگز طعم شهرت را نچشیده بود، هری بیشک آدمی بود که بیشترین حرف درباره او زده میشد و مورد تحسین ترین فرد در مدرسه بود؛ این موضوع طبیعتا برای پسری که با چنان تصوری بزرگ شده بود که جایگاهی تقریبا شاهانه در جامعه ی جادوگری دارد، آزاردهنده بود. از آن فراتر هری در پرواز از او با استعدادتر بود؛ یعنی همان مهارتی که مالفوی مطمئن بود در آن ، میتواند همه را در سال اول تحت تاثیر قرار دهد. این حقیقت که استاد معجونسازی، اسنیپ از مالفوی خوشش میآمد و هری را تحقیر میکرد تنها یک جبران مختصر بود.دراکو که شیفتهی تصور خود به عنوان یک مرگخوار واقعی شده بود، با عزمی راسخ راهی هاگوارتز شد. او که به تدریج متوجه شده بود ماموریتش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرده و پس از آن که نزدیک بود دو نفر دیگر را به جای دامبلدور بکشد، کم کم اعتماد به نفسش را از دست داد. دراکو که خطر آسیب دیدن خود و خانوادهاش را بر فراز سرش حس میکرد، کم کم شروع به خرد شدن زیر فشار کرد. تصورات دراکو دربارهی خودش و جایگاهش در جهان داشت از هم میپاشید. او در تمام زندگیاش از پدری بت ساخته بود که از خشونت حمایت میکرد و هیچ ابایی نداشت خود نیز از آن استفاده کند و حال پسرش دریافته بود که تمایلی به قتل ندارد و او این را شکستی شرمآور میدانست.زمانی که لوسیوس کمی بعد از آزکابان آزاد شد، خانواده اجازه پیدا کردند که زنده بمانند و به عمارت مالفوی باز گردند. گرچه اکنون دیگر کاملا بیاعتبار بودند. مالفویها از رویاهای رسیدن به بالاترین موقعیتها در حکومت ولدمورت به پایینترین مرتبه مرگخوارها تنزل پیدا کرده بودند؛ بیعرضهها و افراد ضعیفی که از این پس مورد تحقیر و تمسخر لرد سیاه بودند.
اگه ممکنه دسترسی منو برگردونید.
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/3/26 13:11:21
JUST SLYTHRIN
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/12/19
تولد نقش: 1398/03/23
آخرین ورود: شنبه 9 آذر 1398 10:58
از: خانه اربابی گرينگرس
پستها:
5

نام: آستوریا نی (nèe) گرینگراس / آستوریا مالفوی
تولد: 1982 در بریتانیای کبیر
مرگ: 2019
گروه: اسلیترین (شخصیت. خودم هنوز بدون گروه هستم)
مشخصات ظاهری:
رنگ مو: قهوه ای
رنگ پوست: روشن
رنگ چشم: سبز
لاغر اندام و قد بلند
ویژگی های اخلاقی:
صبور - مهربان - معروف به شیرینی - آرام
پاترونوس: نامشخص
چوبدستی: نامشخص
وضعیت خون: خالص
وضعیت تاهل: متاهل
خانواده:
دافنه گرینگرس (خواهر)
دراکو مالفوی (همسر)
اسکورپیوس مالفوی (پسر)
خلاصه زندگینامه:
در خانواده گرینگراس متولد شدم به هاگوارتز رفتم و به اسلیترین پیوستم. دو سال از خواهرم دافنه و دراکو مالفوی کوچکتر هستم. در دومین جنگ جادوگران شرکت داشتم بعد از اون با دراکو مالفوی ازدواج کردم و صاحب پسری به نام اسکورپیوس هایپریون مالفوی شدیم.
خانواده ام در گروه 28 تقدیس شده عضو هستند و من در اعتقادات اصیل زاده ها بزرگ شدم ولی برخلاف این عقاید هستم و به پسرم هم این ها رو تحمیل نکردم.
اجداد من بخاطر طلسم زندگی عمر کوتاهی دارند که من هم به این طلسم دچار شدم و همین باعث مرگم شد.
تایید شد.
لطفا حواست باشه که برای ورود به سایت از شناسه کاربری Astoria.Greengrass استفاده کنی.
تولد: 1982 در بریتانیای کبیر
مرگ: 2019
گروه: اسلیترین (شخصیت. خودم هنوز بدون گروه هستم)
مشخصات ظاهری:
رنگ مو: قهوه ای
رنگ پوست: روشن
رنگ چشم: سبز
لاغر اندام و قد بلند
ویژگی های اخلاقی:
صبور - مهربان - معروف به شیرینی - آرام
پاترونوس: نامشخص
چوبدستی: نامشخص
وضعیت خون: خالص
وضعیت تاهل: متاهل
خانواده:
دافنه گرینگرس (خواهر)
دراکو مالفوی (همسر)
اسکورپیوس مالفوی (پسر)
خلاصه زندگینامه:
در خانواده گرینگراس متولد شدم به هاگوارتز رفتم و به اسلیترین پیوستم. دو سال از خواهرم دافنه و دراکو مالفوی کوچکتر هستم. در دومین جنگ جادوگران شرکت داشتم بعد از اون با دراکو مالفوی ازدواج کردم و صاحب پسری به نام اسکورپیوس هایپریون مالفوی شدیم.
خانواده ام در گروه 28 تقدیس شده عضو هستند و من در اعتقادات اصیل زاده ها بزرگ شدم ولی برخلاف این عقاید هستم و به پسرم هم این ها رو تحمیل نکردم.
اجداد من بخاطر طلسم زندگی عمر کوتاهی دارند که من هم به این طلسم دچار شدم و همین باعث مرگم شد.
تایید شد.

لطفا حواست باشه که برای ورود به سایت از شناسه کاربری Astoria.Greengrass استفاده کنی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1398/3/23 12:30:23
The world is quiet here
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
