مانيا:
هاگريد:تا من باشم به تو سفارش ندم
مانيا:
چي؟هاگريد:نه نه من همه سفارشاتم رو به شما ميدم
مانيا در حالي كه داشت پول ميشمرد با تنبلي گفت:خوبه
ناگهان پول ها غيب شد
مانيا:
تو خجالت نميكشي؟پول لپركان اوردي واسه من؟هاگريد: ببخشيد خواهش ميكنم نه..............................
و اينگونه بود كه هاگريد به وسيله ردا و توسط مانيا خفه شد
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
