شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام:ساکورا آکاجی جنسیت: مونث گروه:گریفیندور چوب دستی:ریسه اژدها شاخدار، گلبرگ گل آتش، 22اینچ ملیت:ژاپنی گروه:گریفیندور پاترانوس:سنجاب پرنده مشخصات ظاهری: موها و چشم های مشکی، پوست سفید، قد متوسط و تقریبا میشه گفت لاغر مشخصات اخلاقی:تقریبا همه مظلوم و آروم و معصوم میبیننم ولی شیطنت ها رو زیر میزی انجام میدم، مهربون، دوست دارم کارام رو تنهایی انجام بدم و دوست ندارم کسی تو کارام سرک بکشه توضیحات:زمانی که مشخص شد قراره به مهوتوکورو برم خیلی خوشحال شدم اصلا روی پا بند نبودم تا زمانش برسه ولی خیلی ناگهانی به لندن اومدیم و در نهایت من مجبور شدم که 5 سال صبر کنم و بعد به هاگوارتز برم الان سال دومی هستم(در هاگوارتز) ولی وقتیکه یه مشنگ زاده باشی و بفهمی که یه جادوگری وقتی که ردا ها و کتاب های سال اول مدرسه مهوتوکورو رو خریده باشی نمیتونی بیخیال بشینی و جادو تمرین نکنی. من عاشق ورد های ژاپنی ام و عاشق ترکیب کردنشون با وردهایی که اینجا یاد میگیرم. عاشق درس معجون ها و دفاع در برابر جادوی سیاه هستم و امیدوارم وقتی که به ژاپن برمیگردم بتونم از دروس اونها هم بهره ببرم. گروهم برام خیلی مهمه وهر کاری برای اعضا انجام میدم . هنوز نمیدونم چرا یه هویی از ژاپن به اینجا اومدیم ولی مطمئنم که بی دلیل نیست!
شخصیتم هنوز ۱۲ سالشه، هنوز ترقی نکرده!
مطمئن نبودم جمله آخر هم جزو معرفیت باشه. برای همین نذاشتمش. اگر هست، اطلاع بده تا اضافهش کنم.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/1 23:01:06
همیشه و در هر زمانی امید هست فقط باید بهش ایمان داشته باشید تا تاریکی رو کنار بزنید.
نام:آلبرت نام خوانوادگی:رانکورن نام گروه:هافلپاف چوب دستی:از درخت پرتقال ۲۰ سانتی متر
پسری با موهای مشکی و بلند که موهای جلویش تا چشم هایش میاد😍 عاشق داستان نویسی و بازی کردن با دوستان کمی شلخته و بی نظم هیچکدام از کارهایش را از قرار قبلی انجام نمیدهد و بد شانس
دادن فعالیت های قبل چون من چند وقت نبودم
ممنونم
معرفیت خیلی خیلی کوتاهه! متاسفانه نمی تونم تاییدش کنم. لطفا معرفی کامل تری بنویس و خصوصیات ظاهری و اخلاقی شخصیتت رو بگو تا بتونم دسترسی هات رو برگردونم.
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبرت رانکورن در 1398/10/29 18:21:59 ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/1 22:57:48
نام:ساکو ا آکاجی جنسیت: مونث گروه:گریفیندور چوب دستی:ریسه اژدها شاخدار، گلبرگ گل آتش، 22اینچ ملیت:ژاپنی گروه:گریفیندور پاترانوس:سنجاب پرنده مشخصات ظاهری: موها و چشم های مشکی، پوست سفید، قد متوسط و تقریبا میشه گفت لاغر توضیحات:زمانی که مشخص شد قراره به مهوتوکورو برم خیلی خوشحال شدم اصلا روی پا بند نبودم تا زمانش برسه ولی خیلی ناگهانی به لندن اومدیم و در نهایت من مجبور شدم که 5 سال صبر کنم و بعد به هاگوارتز برم الان سال دومی هستم(در هاگوارتز) ولی وقتیکه یه مشنگ زاده باشی و بفهمی که یه جادوگری وقتی که ردا ها و کتاب های سال اول مدرسه مهوتوکورو رو خریده باشی نمیتونی بیخیال بشینی و جادو تمرین نکنی. من عاشق ورد های ژاپنی ام و عاشق ترکیب کردنشون با وردهایی که اینجا یاد میگیرم. عاشق درس معجون ها و دفاع در برابر جادوی سیاه هستم و امیدوارم وقتی که به ژاپن برمیگردم بتونم از دروس دانه هم بهره ببرم
اسم شخصیت توی لیست ساکورا ست. البته احتمالا اشتباه تایپی بوده. ولی معرفیت هم کوتاهه. توضیحاتت رو خلاصه نوشتی. یکم بیشتر توضیح بده. درباره خصوصیات اخلاقی شخصیتت بگو.
فعلا تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/10/26 23:07:58
همیشه و در هر زمانی امید هست فقط باید بهش ایمان داشته باشید تا تاریکی رو کنار بزنید.
سلام. لطفا علاوه بر معرفی شخصیت، لینک شناسه قبلیمم اضافه کنید.
نام: رکسان ویزلی
گروه: هافلپاف
پاترونوس: مرغ!
رکسان، دختری اصیل زاده از نژاد ویزلی هاست که تقریبا همه گریفندورین. به همین علت، معمولا همه مسخرش میکنن.
وقتی کلاه گروهبندی رو روی سرش گذاشت، کلاه اون رو اونقد شجاع تشخیص نداد که بندازتش گریفندور. اون هم این رو میدونست،چون هميشه سوژه بچه ویزلیای دیگه بود؛ تقریبا به راحتی میترسوندنش و میخندیدن. البته، این وضعیت توی هاگوارتز هم ادامه داشت. به همین دلیل، حداقل هفته ای یه بار با خانم پامفری ملاقات داشت، به طوری که با خانم پامفری رفقای جون جونی شدن و حتی پامفری بهش آموزش پزشکی داده!
رکسان، دختر جرج ویزلی و آنجلینا جانسونه، ولی هیچ شباهتی به مادرش و پدرش و حتی هزاران ویزلی دیگه نداره، ولی خیلی بهشون علاقه داره. با وجود اینکه ترسوئه، عاشق جادوی سیاهه و عضو گروه مرگخوارانه.
همش این نیست! اون یه ویژگی منحصر به فرد داره... و اون اينه که از غول غار نشین و خیلی چیزای ترسناک نمیترسه، بطوریکه پدر پدرش در اومد تا بهش بفهمونه غول غارنشين حيوون خونگي نیست و نمیشه خرید، اما از بچگی از موشک کاغذی وحشت داشته، بطوریکه شبها خواب حملات موشک های کاغذی رو میبینه. و یا چیز هايي از این قبیل.
دوستای کمی داره، و همونایی هم که اطرافشن، بخاطر اینکه خیلی میتونن بخندن باهاش میچرخن!
چوبدستی : از جنس چوب افرا و مغزی موی تک شاخ و 20 سانته بدون انعطاف
ویژگی ظاهری : موها و چشمهای مشکی با قد متوسط که در اکثر مواقع در حال پیدا کردن راه برای ورود به کلاس دوئل برای تمرین ورد های اختراعیش دیده میشه.
جبهه : هر طرف که دامبلدور باشه . ( دامبلور رو با تمام قلب قبول داره . )
توضیح کوتاه از زندگی : امیلی یک دورگه است که مادرش توسط اصیل زاده های خود خواه پیرو گریندل والد کشته شد .
امیلی به گروه گریفیندور رفت علاقه زیادی هم به دفاع در برابر جادوی سیاه پیدا کرد. و بر هیچ کس پوشیده نیست علاقه ی بی نهایت امیلی به دوئل و توانایی مقابله با دشمنانش
با این که برای کسب توجه دامبلدور تلاش زیادی میکنه ولی به نظر خیلی موفق نیست. امیلی استعداد خاصی توی اختراع ورد های قوی و نابود کننده داره که همین موضوع باعث نگرانی همه ی اساتیدش شده.
توانایی بالای امیلی در دوئل باعث شده که گاهی اعضاء باشگاه دوئل برای یاد گرفتن اوراد به سمتش برن.
تاریخ تولد: تاریخ تولد خانما رو نمیپرسن، بیادب. بعدم.. اینجا فقط من سوال میپرسم!
مشخصات ظاهری: ساحرهای زیبا با موهای بلوند، چشمای آبی، عینکی قشنگ و نگاهی نافذ!
چوبدستی: تا وقتی قلمپر تندویس هست، چوبدستی چرا آخه؟!
شغل: خبرنگار بخش مستند
ویژگی های اخلاقی: آدمی بسیار خوشاخلاق، خوش برخورد، کنجکاو، صادق، وفادار... هرچی خصلت خوبه مرلین همه رو به صورت پکیج یکجا در من گذاشته دیگه!
معرفی کوتاه: ریتا اسکیتر هستم، نویسنده و خبرنگار بخش مستند پیام امروز. عاشق مصاحبه کردن با آدمای مختلف، مخصوصا اعضای جبههی سفیدم. منتها نمیدونم چرا همیشه بعد از اینکه مصاحبههام چاپ میشه کسایی که باهاشون مصاحبه کردهام فراموشی میگیرن و میگن اینا رو ما نگفتیم! شاید ندونید، ولی من عاااااشق حقیقتم! شما هیچکس رو توی این جهان پیدا نمیکنید که بیشتر از من عاشق حقیقت باشه. حقایق بسیاری رو راجع به همه میدونم، چون میدونید که... ماه هیچوقت پشت ابر نمیمونه! شما هم برای ابد نمیتونید رازتون رو از من پنهان کنید. بالاخره میفهمم چه ریگی به کفشتونه! یه سریا میگن من جانورنما هستم. یه سریای دیگه هم میگن که از جبههی سفیدی متنفرم و برای لرد سیاه کار میکنم. ولی هر دو گروه اشتباه میکنن. من چندتا کتاب راجع به آلبوس دامبلدور نوشتم؟ یه دونه. حالا چندتا کتاب راجع به لرد سیاه نوشتم؟ هیچی! میبینید؟! من خیلی هم به جبههی سفیدی تمایل دارم! در ضمن، سوسک هم خودتونید!
......................................................... پ.ن: اون old بالا کلهام رو بردارید بیزحمت. این جزو معرفی نیستا!
young شدی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/9/26 23:14:30