پاسخ به: ۩کافه ریون۩
ارسال شده در: چهارشنبه 8 اسفند 1403 12:32
خلاصه:
ریونکلاویها مشغول کار در کافه هستن که ناگهان آمبریج، بازرس عالیرتبه کافهها میاد و میگه به دلیل رعایت نشدن قوانین و شئونات وزارت سحر و جادو، کافه باید پلمپ بشه. بنابراین با طلسمی همه رو از کافه بیرون میندازه و سه تا پاپیون صورتی به نشانه پلمپ روی در میزنه و همونجا میشینه که تا مشکلات (فعلا عدم رعایت بهداشت حین کار در کافه ولی بازم هست که هنوز نگفته) رفع نشده پلمپ باز نشه. اما تری توی کافه جا مونده و ریونیا در تلاشن تا یجوری بیرونش بیارن و همزمان به آمبریج ثابت کنن بهداشتو رعایت میکنن ولی فقط همهچیو بدتر میکنن که باعث میشه آمبریج عصبانیتر از قبل بشه و اشتباها پاپیونی به جای روی در کافه روی سیبیل سیبل بکاره...~~~~~~~~~
سیبل نمیدونست چرا عصبانیت آمبریج باید روی سیبیلای خوشگلش پیاده میشد! سیبیل حرمت داشت نه لذت! ولی وقتی میبینه چهرهی سرخ و عصبانی و درهمِ آمبریج، ناگهان از هم باز میشه و نگاهی به شاهکار هنری خودش، یعنی سیبلِ کادوپیچ شده میندازه و پقی میزنه زیر خنده، با خودش میگه خب شایدم میارزید که این وسط سیبیلش قربانی بشه، حتی اگه در این لحظات سیبل لذت داشت و نه حرمت!
بله، آمبریج واقعا در حال خندیدن به ریش سیبل بود که با پاپیونی صورتی مزین شده بود! ولی خب، آمبریج خندیدنش هم تعریفی نداره!
باقی ریونکلاویها که شوکه شده بودن، ابتدا نگاهی به همدیگه میندازن و بعد اونا هم یکی یکی شروع به خندیدن و همراهی با آمبریج میکنن. اما کلا آمبریج موجود یکتایی در ناراحت و عصبانی شدن از همه چیز و همه کس بود و بنابراین با دیدن خندهی ریونکلاویها دوباره چهرهش تو هم میره و میشه همون وزغ اخمالوی چند دقیقه پیش که بود.
- به من میخندین؟ شما خجالت نمیکشین مامور مملکت رو به سخره میگیرین؟

سیبل برای پایین آوردن تنشها، ناخودآگاه چیزی که توش خبره بود از دهنش در میره.
- نظرتون چیه در ازای یکی از پاپیون-پلمپهای کافه یه پیشگویی از آیندهتون بکنم؟

سیبل همزمان به سه پاپیونی که روی در کافه و تک پاپیونی که رو سیبیلش خورده بود اشاره میکنه. اما آیا آمبریج موجودی بود که به چیزی به اسم پیشگویی باور داشته باشه؟ اصلا کلا اون به چیزی به جز مغز کوچیک خودش و هرآنچه از دهن وزیر بیرون میومد میتونست باور داشته باشه؟
با این حال آمبریج به تفکر فرو رفته بود و همین باعث میشه سیبل جرات کنه و برای ترغیب کردن آمبریج، جملات بعدی رو به زبون بیاره.
- بازرس عالیرتبهی کافههایی همچون شما، وفادار به وزارت سحر و جادو و غرق در انواع خلاقیتها و شیکپوش همچون مد روز، قطعا آینده درخشانی داره که به یک عدد تری و یک عدد پاپیون بیارزه. شما اینطور فکر نمیکنین بانو؟