پیش از پاسخ دادن به بلاتریکس، در مورد انتخابات چند کلمهای خارج از نقش خودم بگم. چند کلمهای که حتا همین الان که شروعش کردم هم نمیدونم قراره به کدوم سمت از دوراهی پیش روم ختم بشه.

من از ابتدا با قصد کنار کشیدن نامزد شدم. کنار کشیدن به نفع نامزدی با سابقهی کمتر در سایت، که در طول دوران تبلیغات حس کنم انگیزه داره. برنامهی خاص جدیدی هم توی ذهنم نداشتم براش. به نظرم ماهایی که ناظر/مدیر/وزیر بودیم، از پتانسیلمون استفاده شده. چیزای جدیدی اگر توی چنته داشتیم، تا الان رو کردیم! خصوصا خود من با دو مرتبه سابقهی وزارت.
به نظرم اگر ایفای نقش بخواد رو به جلو حرکت کنه، باید از ایدهها و انرژی اعضای با سابقهی کمتر استفاده کرد و کار رو دست نسل جدیدتر سپرد.
اول از همه انتخابم هوریس بود، که بهم گفت کنار میکشه.
بعد به تلما فکر کردم. اگرچه آلردی وارد مدیریت شده، ولی بیشتر درگیر کارای اجرایی بوده و شاید در جایگاه وزیر میتونست ایدههای جدیدی پیاده کنه. کما اینکه توی ایفای نقشش هر چند وقت یک بار با یک جرقهی جدید، از به تکرار افتادن جلوگیری کرده و خلاقیت جالبی نشون داده. و قلمش رو هم به میزانی تحسین میکردم که هم برای تدریس هاگوارتز انتخابش کردم و هم برام افتخاری شد که با هم دوئل کنیم. تلما هم کنار کشید.
گزینهی بعدیم مرلین بود. شاید حضور طولانیتری توی سایت داشته... ولی اگر غیبتهای مقطعی خودم باعث نشده باشه که اشتباه کنم، بیشتر توی تالار خصوصی گریفیندور حضور داشته... و شاید وقتش بود که به صورت عمومی بدرخشه. باز هم همون همیشگی.
بین افراد باقی مونده، سیبل امتحان پس داده است! هم تجربهی موفق نظارتی و مدیریتیش سر به فلک میکشه و هم بابت امضا داشتن قلمش، جزو نویسندههای مورد علاقهی من توی سایته. اگر اصرار به این که کار دست یه جادوگر تازهنفس بیوفته نداشتم، قطع به یقین با خاطری آسوده به نفعش کنار میرفتم. حتا با الویت بالاتر از نفراتی که بالاتر گفتم.
نیکلاس هم خیلی ساله که هست... البته بیشتر در حاشیه بوده. راستش نمیدونم خودش اون کنج و پس و پشتها رو ترجیح میده، یا کارایی هست که دلش بخواد بکنه - برای واقعی! - و فرصت بهش داده نشده.
و در نهایت پرنتیس. من فعالیت شناسهی قبلیش رو در خاطر ندارم. اما شاید شروع به فعالیتش با شناسهی جدید، در زمانی نبوده که فراغ بال برای حضور پررنگ و مستمر توی ایفای نقش داشته باشه، و من بتونم شناخت بهتری پیدا کنم. شاید اگر این فرصت بود، متوجه میشدم که آیا همون نیروی تازه نفسیه که دنبالش هستم یا نه. اما الان برام یک ورق سفیده.
***دقایقی طولانی درنگ میکند تا تصمیم نهایی را بگیرد***
نامزد شدن من از یک شوخی چتباکسی مبنی بر ابطال وزارتخانه و تشکیل مجلس کارگری جادوگران شروع شد. ولی الان به این فکر میکنم که شاید ایدهی قابل اجرایی باشه. نه ابطال به معنای واقعی! بلکه در قالب ایفای نقشی... و در عمل وزارت چه کنه؟ برای ایدهها و پیشنهادات مردمی فراخوان بده، ایدههای جذاب و جدید رو انتخاب کنه، یکمی سوهان بکشه، و نهایتا اجرا شدنش رو تسهیلگری کنه. اگر کسی خودش هم دوست داشت در جایگاه مجری حاضر باشه، گوی و میدان در اختیارش قرار بگیره. اگر توان اجرایی رو نداشت، وزارتخونه کار رو دست بگیره.
نهایتا وزارت به معنای واقعی کلمه مردمنهاد باشه و کار، دست خود اعضا باشه. دابی فقط اینجاست تا مطمئن بشه همه آزادانه و برابر بتونن مشارکت کنن. دابی حمالیهاش رو انجام میده.

و کسانی که ایده و لایحهی پیشنهادی به مجلس جادوگران اهدا کنن، گالیون دریافت کنن. اگر ایدههاشون برگزیده و اجرا شد، به مقدار خیلی بیشتر.
آیا این ایده جواب میده؟ اصلا اگر اینطور باشه خود وزیر پس چه غلطی میکنه؟ انتخاب با شماست! نامزدهای شایستهای که در بالا اسم بردم هم هستن.
@قاتلِ دابی نوشت:
نقل قول:
با سلام به جن کوچک جوراب دار
چند سوال مطرح میکنم که امیدوارم پاسخشون به انتخاب شما کمک کنه.
۱- برنامه خاصی برای وزرات دارید؟ کلا چیز میز جدید چی دارید؟
۲- داستان کوییدیچ چی میشه؟ برنامه ایی دارید؟
۳- این جن خونگی ما برای تمییز کاری چی شد؟
۴- مرگخواران در وزارت شما چه جایگاه والایی دارند؟ چی مال ماست؟
۵- طعم بستنی مورد علاقه شما چیه؟
۶- کلا وایب وزارتتون چی میشه؟ مثلا آزادی؟ وحشت؟ شادی؟ یا چی؟
۷- خانواده ایی سه بچه و دو جن خانگی دارند. اگر دختر خانواده برای تحصیل به هاگوارتز بیاید، جن خانگی را باید به خودش بیاورد یا نه؟ اگر باید بیاورد بین جن جانگی اول که پیرتر است یا جن خانگی دوم که جوانتر است کدام را انتخاب کند؟
۸- برنامه شما برای آزکابان چیه؟
۹- حمام اول صبح بهتر است که تمیز به کارمان برسیم یا حمام آخر شب که تمیز به رختخواب برویم؟
۱۰- برنامه ایی برای ایونت خاصی در وزارتخونه دارید؟
سلام قاتلِ دابی بانو!


1. ماگل پشت کیبرد بالاتر توضیح داد!
2. دابی عاشق کوییدیچ! برگزاری کوییدیچ -اگر مثل آخرین دورانی که دابی یادشه تحت اختیارات وزیر باشه- قطعیه. چیزی که دابی روش متمرکز خواهد بود، اینه که با پیشبینی کردن مشکلات احتمالی در قوانین، از هرگونه دراما جلوگیری کنه و حاشیههاش رو به صفر برسونه. هدف غایی دابی اینه! دابی جن دراماگریز.

3. پروفسور دامبلدور قربان براتون توی پیام امروز آگهی زد! هنوز کسی جغد نفرستاد؟

4. دابی جن فراجناحی! دابی فقط سعی کرد هری پاتر قربان رو از اسمشونبر نجات داد... شاید هم توی عملیات نجات، قربان تلف شد و اسمشونبر قربان به نیتش رسید. دابی خودش هم نفهمید این وسط برای کی کار کرد!

5. دابی دندون نداشت. برای همین اولویتش این بود که بستنی، لیسیدنی بود، نه گاز زدنی. دابی دیگه به طعم نگاه نکرد. دابی فقط لیس زد. دابی حریص.

6. چپول بازی!
بذارید دابی سیبیل بانو رو اینطور چرب کرد: در دوران دابی، درهای جامعهی جادویی به روی ماگلهای شکمدار کاملا باز بود. 
7. دابی حس کرد در حال خنثا کردن بمب بود! اگر سیم اشتباه رو برید، بوم! اگر بانویی که به مدرسه رفت جورابهای متنوع و رنگ و وارنگ داشت، دابی به صورت داوطلبانه در خدمت بانو بود تا جنهای خانگی پیش خونواده موند.

8. دابی ایدهی فعلی آزکابان، یعنی پر کردنش بابت جرایم ایفای نقشی (بخوانید کشکی
) رو از همون اول خیلی پسندید. فقط به نظر دابی باید سفتتر این طرح رو اجرا کرد. طوری که گذر هر کسی بالاخره یه روزی به بند افتاد. زندون مال جادوگر بود! جادوگر تو زندون بالغ شد. سلامتی آزکابانیهای بیملاقاتی! 
9. دوش جنگی سر صبح، وان + چیلاوت آخر شب. با ماساژ آرامش وینکیهای تایلندی.

10. یک ایونت کپچر ده تاپیک! در دوره وزارت ایوا برگزار شد که دابی ایدهش رو از پشت صحنه داد ولی اون موقع خودش توی سایت نبود. جزو ایونتهای مورد علاقهی دابی بود. دابی دوست داشت این ایونت رو الان که امکانات فنی سایت پیشرفته شد، یک بار ادزسر تکرار کرد. دابی فن ایونتهایی بود که ضربتی و کوتاه برگزار شد و در اوج هیجان به پایان رسید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





کدوم ستاد؟ 




به این چفیهی سبزم قسم که چنین خواهد شد. خود دانید.
دابی همچنین 