جان بلک : اصلا" ببینم تو میتونی گوشت به این بدمزه ایی را بخوری؟
نماد یک نگاه به آفریده میندازه: درپیت نگو که میخواستی اینو بخوریش؟
------
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
19 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
نمایش دو در دو
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جان بلک : این جن یکی از اصیل زاده ترین جن هاست و در واقع از زمان جن های غارنشین به بعد در خانواده بلک بوده .. احترامش واجبه اسمش "آفریده" هست .
درپیت : یعنی غذا نیست ؟
-----------
بچه ها جون من این قدر شخصیت اضافه نکنید بگذارین با همینا داستان رو پیش ببریم !!!
حالا الان دالاهوف میاد میگه : "جد دالاهوف اومد .."
میگی نه ؟ نگاه کن !
درپیت : یعنی غذا نیست ؟
-----------
بچه ها جون من این قدر شخصیت اضافه نکنید بگذارین با همینا داستان رو پیش ببریم !!!
حالا الان دالاهوف میاد میگه : "جد دالاهوف اومد .."
میگی نه ؟ نگاه کن !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جمعه 13 دسامبر سال 1313 میلادی در صحرای آریزونا :
دوربین یک جادوگر را نشون میده که داره تو صحرا تلو تلو میخوره........
_________________
پرفسور اينيگو ايماگو
بعد يهو يه چيز صداي عجيب شنيده ميشه
.....يكي گفت صدا از اون طرف بود بيا بريم ببينيم چي شده
_________________
هرمیون گرنجر
جادوگر دومی به اولی (جد پتیگرو): من میترسم میگی چی بود ؟
جادوگر اولی به دومی(جد هری پاتر) : نمیدومن . خوب میریم ببنیم چی بوده دیگه ..
_________________
دنیس کریوی
جادوگر دوم : خر نشو اگه يه چيزه خطر ناك باشه چيكار ميكني ؟
جادوگر اول : آخه چرا بايد خطرناك باشه ؟
_________________
هرمیون گرنجر
جد هری دست جد پیتر را میگیره میکشونه طرف صدا .. جد یتر داره از ترس می لرزه . با هم میرند تا به یک غار (وسط بیابون و غار؟!!! ) میرسند . جد پیتر مثل داوود سعی میکنه در بره جد هری مثل فرهاد پشت یقشو میگیره .....
_________________
مرلين كبير
درون غار: جد هری: تو چی فکر میکنی؟ یعنی الان اینجای داستان یه خرس باید بیاد؟
اون یکی: من چه کاره بیدم.
===سوسک ===
ناگهان جد سوسك وارد غار ميشه... اين جد به اون جد: من از بچگي از سوسك مي ترسيدم... اون جد به اين جد: من از تو بيشتر مي ترسيدم!
جد سوسك: نه! نترسين! من از اون سوسك هاي وحشي نيستم! براي كمك به شما اومدم...
===پیتر پتیگرو===
پیت وارد غار می شه(از در پشتی) بعد با کفش می زنه تو سر سوسکه ولی سوسکه نمی میره و ملت می شن.... بعد معلوم شده که سوسکه بدنسازی می رفته و استادهههههههههههههه
====کریچر===
جدسوسک :مرتیکه میگم برای کمک شما اومدم بعد با دمپایی میزنی رو من حالا که این طور شد اصلا راهنمایی نمی کنم تا نتونین از بیابون رد شین اینم بدونین که موانع بسیاری تو سر راهتونه
جد پیتر: این کفش بود
====اینیگو ===
جد سوسك : وسط دعوا نرخ تعيين ميكني...خب...اگه ميخواين راهنماييتون كمك شرط داره
جد ها : چه شرطي؟؟؟؟
===پیتر پتیگرو ===
جد سوسک: خرج داره
جد پیت: بیشین بینیم با..................... سوسک کش میارما....
=============
جد هری: تو کی هستی
جد پیتر: اینجا جی کار میکنی
جد سوسک: خار ...پف.....
جد سیریوس: ماااااااااااااا سوسک
جد هری (نماد): بگو کی هستی وگرنه شلیک میکنم ..
جد سیریوس : من لان جان بلک .. از خانواده ی اصیل زاده ی بلک هستم . درضمن دفعه ی آخرت باشه با یک بلک اینطوری صحبت میکنی ها !!
جد سیریوس:من گشنمه باخوم باخوم باخومبا ! سوسک بخوریم باخوم باخوم باخوم با
جد هری:من پایم باخوم باخوم باخوم با
جد سوسک:
جد پیتر: فقط یک مشکلی هست
جد سیریوس: چه مشکلی
جد پیتر: تو میدونی چی جوری از این بیابون بریم بیرون
جد سیریوس: نه
جد پیتر به جد سوسک اشاره میکنه: اون میدونه نباید بخوریمش
جد سیریوس: من گشنمه
جد پیتر که اسمش" در پیت" بوده : خوب متاسفم تو نمیتونی بخوریش
لان جان بلک : خوب اینطوری که نمیشه بدون غذا !! هی این مشکل اون سوسکه هم هست (بعد با دست به سوسک اشاره میکنه )
_______________--
جد هری: اون کیه اونجا
در پیت: من میترسم
لان جان بلک: نترسین اون جن خونگیمه(جد کریچر)
دوربین یک جادوگر را نشون میده که داره تو صحرا تلو تلو میخوره........
_________________
پرفسور اينيگو ايماگو
بعد يهو يه چيز صداي عجيب شنيده ميشه
.....يكي گفت صدا از اون طرف بود بيا بريم ببينيم چي شده
_________________
هرمیون گرنجر
جادوگر دومی به اولی (جد پتیگرو): من میترسم میگی چی بود ؟
جادوگر اولی به دومی(جد هری پاتر) : نمیدومن . خوب میریم ببنیم چی بوده دیگه ..
_________________
دنیس کریوی
جادوگر دوم : خر نشو اگه يه چيزه خطر ناك باشه چيكار ميكني ؟
جادوگر اول : آخه چرا بايد خطرناك باشه ؟
_________________
هرمیون گرنجر
جد هری دست جد پیتر را میگیره میکشونه طرف صدا .. جد یتر داره از ترس می لرزه . با هم میرند تا به یک غار (وسط بیابون و غار؟!!! ) میرسند . جد پیتر مثل داوود سعی میکنه در بره جد هری مثل فرهاد پشت یقشو میگیره .....
_________________
مرلين كبير
درون غار: جد هری: تو چی فکر میکنی؟ یعنی الان اینجای داستان یه خرس باید بیاد؟
اون یکی: من چه کاره بیدم.
===سوسک ===
ناگهان جد سوسك وارد غار ميشه... اين جد به اون جد: من از بچگي از سوسك مي ترسيدم... اون جد به اين جد: من از تو بيشتر مي ترسيدم!
جد سوسك: نه! نترسين! من از اون سوسك هاي وحشي نيستم! براي كمك به شما اومدم...
===پیتر پتیگرو===
پیت وارد غار می شه(از در پشتی) بعد با کفش می زنه تو سر سوسکه ولی سوسکه نمی میره و ملت می شن.... بعد معلوم شده که سوسکه بدنسازی می رفته و استادهههههههههههههه
====کریچر===
جدسوسک :مرتیکه میگم برای کمک شما اومدم بعد با دمپایی میزنی رو من حالا که این طور شد اصلا راهنمایی نمی کنم تا نتونین از بیابون رد شین اینم بدونین که موانع بسیاری تو سر راهتونه
جد پیتر: این کفش بود
====اینیگو ===
جد سوسك : وسط دعوا نرخ تعيين ميكني...خب...اگه ميخواين راهنماييتون كمك شرط داره
جد ها : چه شرطي؟؟؟؟
===پیتر پتیگرو ===
جد سوسک: خرج داره
جد پیت: بیشین بینیم با..................... سوسک کش میارما....
=============
جد هری: تو کی هستی
جد پیتر: اینجا جی کار میکنی
جد سوسک: خار ...پف.....
جد سیریوس: ماااااااااااااا سوسک
جد هری (نماد): بگو کی هستی وگرنه شلیک میکنم ..
جد سیریوس : من لان جان بلک .. از خانواده ی اصیل زاده ی بلک هستم . درضمن دفعه ی آخرت باشه با یک بلک اینطوری صحبت میکنی ها !!
جد سیریوس:من گشنمه باخوم باخوم باخومبا ! سوسک بخوریم باخوم باخوم باخوم با
جد هری:من پایم باخوم باخوم باخوم با
جد سوسک:

جد پیتر: فقط یک مشکلی هست
جد سیریوس: چه مشکلی
جد پیتر: تو میدونی چی جوری از این بیابون بریم بیرون
جد سیریوس: نه
جد پیتر به جد سوسک اشاره میکنه: اون میدونه نباید بخوریمش
جد سیریوس: من گشنمه

جد پیتر که اسمش" در پیت" بوده : خوب متاسفم تو نمیتونی بخوریش
لان جان بلک : خوب اینطوری که نمیشه بدون غذا !! هی این مشکل اون سوسکه هم هست (بعد با دست به سوسک اشاره میکنه )
_______________--
جد هری: اون کیه اونجا
در پیت: من میترسم
لان جان بلک: نترسین اون جن خونگیمه(جد کریچر)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
بچه ها دیگه از این به بعد از اسامی جد ها استفاده کنید .
--------------------
جد پیتر که اسمش" در پیت" بوده : خوب متاسفم تو نمیتونی بخوریش
لان جان بلک : خوب اینطوری که نمیشه بدون غذا !! هی این مشکل اون سوسکه هم هست (بعد با دست به سوسک اشاره میکنه )
--------------------
جد پیتر که اسمش" در پیت" بوده : خوب متاسفم تو نمیتونی بخوریش
لان جان بلک : خوب اینطوری که نمیشه بدون غذا !! هی این مشکل اون سوسکه هم هست (بعد با دست به سوسک اشاره میکنه )
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

کریچر گفتم پست های مضرب ده که میرند صفحه ی بعد پیام ها را بیارند . نه هر پست !
گودریک : من فکر نمیکنم هفت جادوگرش کنیم .. به نظرم بیایم اتفاقاتی را که برای هری افتاده و می افتد را یک جوری به گذشته ربط بدیم .. که بشه یک جور فن فیکشن . یعنی داستان هری پاتر را از گذشته ادامه بدیم .
--------------
جد هری (نماد): بگو کی هستی وگرنه شلیک میکنم ..
جد سیریوس : من لان جان بلک .. از خانواده ی اصیل زاده ی بلک هستم . درضمن دفعه ی آخرت باشه با یک بلک اینطوری صحبت میکنی ها !!
گودریک : من فکر نمیکنم هفت جادوگرش کنیم .. به نظرم بیایم اتفاقاتی را که برای هری افتاده و می افتد را یک جوری به گذشته ربط بدیم .. که بشه یک جور فن فیکشن . یعنی داستان هری پاتر را از گذشته ادامه بدیم .
--------------
جد هری (نماد): بگو کی هستی وگرنه شلیک میکنم ..
جد سیریوس : من لان جان بلک .. از خانواده ی اصیل زاده ی بلک هستم . درضمن دفعه ی آخرت باشه با یک بلک اینطوری صحبت میکنی ها !!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج