جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  71 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  185 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  206 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  296 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  202 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: دوشنبه 19 بهمن 1383 17:58
نمایش جزئیات
آفلاین
پرنل وارد دفتر دنیس می شود...
پرنل: سلام... من قبلا رستوران داشتم می تونم به شما کمک کنم....
دنیس: جان؟
پرنل: سلام... من قبلا رستوران داشتم می تونم به شما کمک کنم....
دنیس: خب..... می گفتین....
پرنل: سلام... من قبلا رستوران داشتم می تونم به شما کمک کنم....
دنیس: آها گفتین قبلا هتل داشتین... به ما چه ربطی داره ....
پرنل:
دنیس: نورممد ، جاسم. ایشون رو ببرین منکرات جادویی به علت تخطی از بند nام قانون جادوگری...
پیت در این لحظه وارد می شود...
پیت: نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه....
دنیس:
پیت: من گرفتم چی می گه این....
دنیس:
پرنل: من قبلا..........................
پیت: این بنده خدا می گه من قبلا تو یه رستوران گارسن بودم... الان گارسون می خواین یا نه؟
دنیس: آخه IQ ما اینهمه جن واسه چی داریم؟
پیت: عزیز دل برادر ....
دنیس:
پرنل: لااقل یه دقیقه گوش کنین چی می گم... من قبلا رستواران داشتم... الان می تونم به شما کمک کنم...
دنیس: آهــــــــــــــــــــــــــــــا.... تازه گرفتم چی شد....
پیت:
دنیس: خب حالا چی کار می خوای بکنی...
پرنل: حالا هرچی اول استخدام کنین....
دنیس: بعدا به شما اطلاع داده می شود..... نورممد.....
نورممد پرنل را به بیرون می برد...
×××در مینی بوس در حال رفتن به خونه....×××
دنیس: این پرنل چی همی گفتنی می کرد؟
پیت: می گفت که می تونه تو کارا کمک کنه.
دنیس: این یعنی چی؟
اینی: بابا یعنی می تونه به ما تو موارد اسلامی کمک کنه...
دنیس: هوووووی.... مگه من اینجا چه کاره همی هستم....
دیپ: بابا هیچی گفته می تونه بیاد تو کارا به ما help کنه...
دنیس: این چه فرقی با حرف پیت داشت
دیپ: ها چی می گه؟
پیت: من حیص المجموع الان چی کار باید کرد؟
دنیس: من که مخالفم....
اینی: منم مخالفم...
دیپ: ممتنع هستم ... قند و نباتم... شکولاتم ... عسلم .... تافی نارگیلی هستم....
پیت: من موافقم :bigkiss:
همه:
پیت: پس تصویب می شه با 3 رای مخالف و 1 رای ممتنع و 1 رای موافق.... {بند 198752152 قانون اساسی جادوگری:
بر اساس موازین آسلامی اگر در رای گیری رای های موافق و مخالف برابر باشد حق با موافق است}
ادامه دارد....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: یکشنبه 18 بهمن 1383 20:29
نمایش جزئیات
آفلاین
پرنل فلامل:من هم يه وقتايي رستوران داشتم ميتونم كمكتون كنم
دیپت:رستورانم کجا بود اینجا قهوه خانه است سر در اینجا رو بخون
پرنل فلامل:خوب همون به هر حال
دیپت:ما که تو همینم گیر کردیم حالا تو برو طبقه ی بالا دفتر پیتر
پرنل فلامل به طبقه ی بالا می ره و در دفتر پیترو می زنه
پیتر:بفرمایید
پرنل:من هم يه وقتايي رستوران داشتم ميتونم كمكتون كنم
پیتر:خوب که چی
پرنل:می خواستم کمکتون کنم
پیتر:خوب امری باشه
پرنل: گفتم می خواهم کمکتون کنم
پیتر:آشپزی بلدی
پرنل:
پیتر:بگزریم شما برید 2 طبقه بالاتر دفتر خانم هرمیون گرنجر
پرنل:مرسی خدا حافظ
پرنل با عجله 1 طبقه را پشت سر می گزاره در طبقه بعدی به سراغ دری در آن سوی راه رو می رود در می زند
بفرمایید!!
پرنل: من هم يه وقتايي رستوران داشتم ميتونم كمكتون كنم
چند لحظه می گزرد و هنوز هرمی مشغول رسیدگی به دفاتری است که جلوی دستش است پس از چند دقیقه
هرمی:چی گفتید ؟؟
پرنل:من گفتم می تونم در رستوران به شما کمک کنم
هرمی:ما در حال خاضر افتتاح نشدیم
پرنل:چه ربطی داشت
هرمی:چی چه ربطی داشت مگه نمی گی غذا می خوای من می گم تعطیله
پرنل:من که اینو نگفتم
هرمی : برو به طبقه بالا با دنیس صحبت کن
پرنل از دفتر خارج می شود


ادامه دارد .... در برنامه ی بعد حتما برنامه ی مارا بینید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: پنجشنبه 15 بهمن 1383 17:29
نمایش جزئیات
آفلاین
دیپت با خوشحالی و شادی وارد می شه و فریاد می زنه :: یافتم یافتم
اینی:چیو ؟؟
دیپت:چرا با کلنگ افتتاح نکنیم
دنیس:تو عقلتو از دست دادی مغز چیزی که قرار ساخته شه با کلنگ افتتاح می شه.
دیپت:آهان تازه فهمیدم
هرمی:غذای مخصوص افتتاحیی چی باشه
دیپت:هیپوگریف
دنیس:نه نه
اینی:فیله استیک چه طورید
دیپت:چندتا باشه بهتره
هرمی:من می گم غذای مخصوص
دیپت:من با اینی موافقم
پیتر:من هم موافقم
هرمی:خود کارو درست می کنم نمی خواد
دیپت:پیش غذا چی ؟؟
هرمی:دیگه نمی دونم دنیس تو بگو؟
دنیس:من من ...پپینر تو
پیتر:من نه اینی تو بگو
اینی:حالا من خودم ...چی نمی دونم راستش هرمیون کارخودته
دیپت:آره
هرمی:نه من چرا من باشه باشه
دیپت:گروه موزیک هم دعوت کنیم
اینی:خواهران عجیب چه طوره؟
هرمی:عالیی خوبه
دیپت:خوبه
دنیس:خوبه
پیتر:من هم موافقم
اینی:باشه پس خوبه
دیپت:من خبرشون می کنم
هرمی:من هم می رم به جن ها بگم چی درست کنند
دیپت:من هم می رم خواهران عجیب خبر کنم
اینی:خوبه سریعتر بدوید دیررره
پیتر:من تمام دعوت نامه هارو فرستادم
دنیس:من هم که اینجارو روبه راه کردم
اینی:خوبه دیگه چی مونده
....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ديييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييينگ !!!!!!

دنيس : خوب ... بينم همه چي تكميله تكميله ديگه ....
همه : اوكيه .... يا دنيس !!!
دنيس : هووووووووووووومك ! بينم كه گفتين همه چي تكميله ؟!
همه : ائكيه يا دنيس !!!!!!!!!!
دنيس : بابا جون چرا دمه در روبان نذاشتين ناسلامتي افتتاحيس !
همه : هااااااااااااااااااااااااانن !!!
دنيس : په چي !؟ خيلي خوب هوووووووووي !!!! نور ممد برو روبان رو بيار بايه كلنگ !!!
نور ممد : دينيس جان پس پرستيژ را چي كار كنيم !!! بابا جون ايفتتاحيه بايد قيچي باشه تاروبانو ببريم !!! كلنك ماله آغازه ساخته دينيس جان !!!!
دنيس :هووووووووووومك ! فك كردي خودم نميدونم .... ميخواد اكشالات منو بگيره !!!!! ( چي ميگه !؟ " مدل خشايار موستوفي " )
نور ممد :
دنيس :بابا من ميگم برو روبان و قيچي بيار لونوقت تو مياي چكش ميزني ..... بي جنبه !؟
نور ممد : اوكي دينيس جان !
دنيس : خيلي خوب يكي بياد ليسته مهمونا رو بخونه .....
هرمي : من بگم من بگم من بگم !!!!!!
دنيس : هوووووووووومك ! خوب آره بخون ديگه !!!!
هرمي : اوكي اولين نفر .....
دنيس : صبر كن ببينم ... چند نفري هستند !؟
هرمي : به تعداد زناي مودي !!!! يعني ميشه , 5873098 نفر !
دنيس :
دنيس : بابا جون ما اين همه دمو كجا بچپونيم !؟
ايني : من ميگم كه از طبقات خودمونم بزنيم و بذاريم توي جشن !
دنيس : بيشين بينيم با حال نداريم !!!! طبقات خودمون !!! اصلا من مخا لفم آقا جمعين بكنينشون .....10 نفر ! چطوره !؟
همه :
هرمي : هووووووووووووومك !!! ببينم 4 طبقه رستوران زدي كه 10 نفرو دعوت كني !؟
دنيس :هاااااااااااااان !؟ راس ميگيا ..... خيلي خوب پس مهماشو بخون هرميون ...
هرمي : اوكي
دنيس : اوكي به جمالت زود بخون ....
هرمي : گيلدي , بلا , دال دالي , پاتر , پرانگز , مينروا , مملي , حاجي , كالين , مودي , تانكس , گودي , چو , هاگريد تپل , آبجي ليلي , كريچ , ونوس , ريموس , سيريوس , آرتور , .......
دنيس : خيلي خوب بابا جمعين چند نفر ؟
هرمي : بذار حساب كنم ...... ميشه ....... 50 نفر ...
دنيس : هوووووووووووووومك ! 50 نفر .... خوبه خيلي خوبه !!!!
نور ممد : دينيس جان بيا اينم روبان و قيچي !!!!!
دنيس : تو رو خدا نيگا كن به اين آي كيو !!!! بابا اين يكي كه قيچي نيست قند شكنه !!!! اين يكيم رو بان نيست كمر بنده !!!!
نور ممد : هاااااااان !!!! جيدي ميگي دينيس جان ..!؟
دنيس : ببين تا با يه اوردنگي ننداختمت بيرون خودت برو ....
( اين نمايشنامه را يكي از اين نفرات : هرمي , ايني , پيت , يا ديپت ادامه بدن )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: چهارشنبه 14 بهمن 1383 19:29
نمایش جزئیات
آفلاین
ايني:خب.....نوبت اين رسيده كه اين قهوه خونه رو افتتاح كنيم
دنيس:هومك.....آره.....ديگه تغيير دكراسيون تموم شده....
پيت:آره.....وقته اومدن مشتريه!!!!
هرميون:بله...درسته....ولي هنوز چند تا چيز مونده كه بايد به جن ها بگم....
ديپ:اونارو بيخيال......بعدن ميگي.......
ايني:آره...نميتونيم براي يه مشت جن صبر كنيم....
هرمي:باشه....باشه...هوم....حالا ما بايد چي كار كنيم؟
ايني:هومك.....خب....هرمي...شما وسايل مورد نياز براي افتتاحيه رو آماده كن...
هرمي:باشه.....
ايني:الان برو....
هرمي: الان؟......
ايني:آره همون كه گفتم....برو ديگه دختره تنبل...پاشو...
هرمي: باشه.....
ايني:دنيس.....تو با ديپت كمك كنيد با هم يه ليست براي مراسم افتتاحيه درست كيند و بدين به جن ها....
دنيس و ديپ:باشه...
ايني:پاشين تا پاتون نكردم....
ايني:خب....پيتر ...تو هم برو با جاسم و چراغ علي و نور ممد ...مهمانها رو براشون كارت دعوت بفرست.....
***************************************

همتون با هم هم كاري كنيد و اين نمايش رو ادامه بدين.....لطفا يكمي با مزه باشه....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: چهارشنبه 14 بهمن 1383 15:53
نمایش جزئیات
آفلاین
پیتر : من . من بشم مسئول مالی؟
هرمیون اینی دنیس دیپت : تو از کجا اومدی تو ؟
پیتر کتشو صاف میکنه: راستش با گیلدی چند واحد خصوصی گرفتم ... الان داریم رو سوراخ ها کار میکنیم .. قول داده که ماه بعد بریم سر مبحٍ تیپ و کلاس ...
اینیگو : خوب حالا کارت را بگو
پیتر : آهان .. چیزه من مسئول مالی بشم ؟
هرمیون: بعد میره در گوش اینیگو یک چیزی بگه
اینی : اوه ؟ جدی؟
هرمی:
اینی :
پیتر : به حرفاش گوش نده اینی .. من هیچ وقت به جیمز خیانت نکردم ..
کریچر: .. خوب الان که لو رفتی !!
پیتر : ای وای .. شناسایی شدم
دیپت : ولی من فکر میکنم میشه به هر کی یک فرصت دوباره داد ..پیتر قول میدی دیگه خیانت نکنی
پیتر : ن.. یعنی چیزه آره .. به جون عمم
اینی : خوب .. خوبه .. بعدا" بیا برای فرم کردن پر .. نه .. پر کردن فرم بعد ما بررسی میکنیم ببینیم بیای یا نه
پیتر : باشه ..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: چهارشنبه 14 بهمن 1383 15:18
نمایش جزئیات
آفلاین
واسه مسیول مالی من انتخاب خوبی هستم... امین... ولی درکل از حسابداری یه چیزایی سرم می شه... می تونم مسیول مالی بشم....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: چهارشنبه 14 بهمن 1383 08:03
نمایش جزئیات
آفلاین
هرمیون: بچه ها میگم بهتره که قهوه خونه رو همزمان با مراسم انتخاب جادوگر ماه افتتاح کنیم
دنیس: که چی بشه
هرمیون: خوب این توری بیشتر تو چشمه با کلاس تره

در ضمن باید تقسیم کار کنیم ما که نمی تونیم اول بسم الله هی کارمند و آشپز و راننده و غیره استخدام کنیم
یکی باید آشپزی کنه چون غذایی که این جن ا درست میکنن همچین مال نیست
کریچر: من باهاشون صحبت میکنم غذای خوب درست کنن از لجشون بد مزه درست میکنن
پیت: به حرف جن سیاه بارون نمی یاد
هرمیون: در ضمن یکی مسول مالی میشه یکی مسئول تدارکات میشه و .....
کریچر: من مسئول مالی بشم ؟
من بشینم پشت دخل
هرمیون
دنیس
دیپت
اینیگو
کریچر




_____________________________


یعنی چی غذایی که جن ها میپزن بده؟
همه ی غذاها رو تو هاگوارتز اونا میپزن دست پختشون هم عالیه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: چهارشنبه 14 بهمن 1383 06:41
نمایش جزئیات
آفلاین
پیشنهادات خودتون رو برای مینی بوس بدین... من اضافه کنم بهش... در ضمن راننده نمی خواد ... خودکار کار می کنه... یعنی خودم کاری کردم که خودش کار کنه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 بهمن 1383 22:31
نمایش جزئیات
آفلاین
آفرین
قشنگ بود
خوشم اومد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
evilsam2004@yahoo.com]ارزش یک انسان به اندازه همان چیزی است که دوست میدارد[/quote]