پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

307
نفر همین الان آنلاین‌اند 130 نفر در «انجمن»
4 عضو 303 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

تالار جشن هاگزمید

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
نیرو ها:همه رو دستگیر کنید؛پارتی راه انداختند؛بی ناموسی!
یکی از نیرو ها به طرف مودی میره:ببخشید خانوم محترم؛(یه نیگا به سر تا پای مودی میندازه؛مودی با مایو 2 تیکه اش خونسرد وایستاده)
مودی در حالیکه صداشو دخترونه کرده:ببببلهههه؟مشکلی پیش اومده بلا؟
نیرو!:ااااممم(صدای قلب:تالاپ تولوپ تالاپ تولوپ)نه خانوم محترم؛خواستم ببینم اینجا کسی مزاحم شما نشده؟
مودی:وای چه مهربون،راستش میدونی نیرو جونم؛اینجا یه آقای بی ادب و حجب و حیا هست که منو اذیت میکنه و ...
نیرو با عصبانیت:کییییهههههههه،اونو به من نشونش بده!
مودی به مرلین که تو دستشویی وایستاده یه نیگا میکنه!
مودی:می دونی عزیزم،اسمش مرلین ه؛تو اون دستشویی وایستاده.
نیرو:بانوی محترم شما این ردارو بپوشید اینجا آدم های نا محرم زیادن
(ردای خودشو در میاره میده به مودی)
نیرو: بچه ها به طرف دستشوییییییییییی؛بی ناموسی تو دستشویییی!
نیرو ها به طرف دستشویی حمله میکنن و مرلین رو میکشن بیرون
آلبوس سعی می کنه از در قانونی وارد بشه:ببینید آغایون عرظشی،
مرلین عظ دوصطان خوب من حصط و شما نمی طونید همین توری عون رو ببرید!عون حیچ کار خلافی انجام نداده؛عون مودی یه مرده
بنگگگگگگگگگ
نیرو یه دونه محکم می کوبه تو ملاج آلبوس:تو تو چطور جرات میکنی که به این خانوم محترم بگی مرد!؛بی ظرافت زنانه شناس
دارکی:بوق بوق بوق،ببخشیدا ما واسه جشن مجوز داریم!سدریک مجوز!
سدریک:آره آره؛بر طبق بند 765365836 از ماده 64363654 قانون جشن های جادوگران- مانند بالماسکه،پیژامه پارتی؛پارتی؛عروسی،نامزدی،شیرینی خوران؛حنا بندون؛عزاداری؛شب 3،شب 7 شب 40 ؛سالگرد،ولنتاین..و
نیرو ها:خوب؛بله همه چیز قانونیه،شما می تونید به جشنتون ادامه بدید؛ولی این آقای هتک حرمت با ما میان.
مودی:قربونت برم میشه یه لحظه با هم خصوصی صحبت کنیم؟
نیرو:البته،باعث افتخار منه
مودی و نیرو به یه گوشه میرن:ببینم عزیزم،میشه فقط یه گوشمالی کوچولو بهش بدی؟مثلا اینکه نزاری واسه 1 روز دستشویی نره؟!
نیرو:البتههههههه!
مودی و نیرو به طرف جمع بر میگردن...
نیرو:همه نیرو ها دم در دستشویی جمع بشید و نزارید این هتک حرمت وارد بشه!

و همه دوباره مشغول میشن
ولدمورت و آلبوس همچنان با هم درگیرن
مرلین با حسرت به دستشویی نیگا میکنه!
خون آشام هم با بانوی سایه ها به طور شدیدی درگیر شده!
کینگزلی هم بریک میرقصه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 02:37
عضویت
1382/10/16
پست‌ها
821
بوق بوق بوق!!!! جونم!!! ...دینگ دونگ .... دینگ دونگ!
ولدمورت: دارک در می زنن برو ببین کیه
من: باشه ولدی جون! جونم چه مهمونی حالی می ده! بزا درواز کنم ! کیه ! وووواااااایییی ک .. .ک. ک.ک مم .. کک. ...
مودی: دارک کی بود؟
من: ا.... ا.. .م .. می ...ررررر
امیر خونآشام ها: به به دارک خوش مزه! امروز می خورمت! یو هااااااااااا
من: کمک! ملت کمک کنین! ای هوار!
ولدمورت یه کارتون دهخدا آورده داره به دامبلدور توضیح می ده: یاد بگیر! خجالت بکش! تازه سی دیش هم اومده!
دامبلدور: امرا برو خودط یاد بگیر! من طوپ بلدم!
من: کمک!
ولدمورت: بی فرهنگ! فارسی را پاس بداریم!
دامبلدور: بگیر که عومد! ( یدونه جلد دهخدا ورمی داره پرت می کنه! ولدمورت هوشت غیب میشه کتاب می خوره تو سر امیر!)
امیر: وای ملاجم! آخ! وایییییی.... چه قدر ادبیاتم خوب شد! ای دارک لرد درنگی بیا اینجا تا تو رو نذاره کنم!!! و اگر طعامی خوب بودی تو رو نوش جان کنم! ....(دنگ! بی هوش میشه)
من: آخیش! اینجا چه خبره؟ همه چرا دارین می زنین تو سر کله همدیگه؟ الان یه تریپ براتون میام حال کنین!
مهمونیوس توپیوس آمادیوس!
همه جا نور پردازی میشه! یه آهنگ توپ پخش میشه!
کینگزلی: جونم آی جان.. اوپس ... اوپس اوپس اوپس دارک بیا وسط!
من: نفس!کینگزلی چه بیریکی می زنی! بیا اومدم! برو بچز بریزن وسط!
مودی: بابا چشن هالووینه دارک بی حیا! ا من چه دلم می خواد برقصم! آی جونم... (میره وسط)
ولدمورت - دامبلدور بسه بابا بیایین کلاس ادبیات بعدا!
سوروس بیا!
سوروس: نه غذاش خوشمزه تره!
شترخ! در میشکنه! از توی دود یکی میاد!
مرلین: ا سائورون خودمونه ولی چرا نقابش دیجیتالی شده؟ داره دمای هوا رو می گه!
مودی : صب کن( یه وسیله از تو چیبش در میاره)
نام: دیجی سائورونمون
درجه: Tetra Omega!
وضیعت: در حال زدن یه سایت جدید
نوع ساعت نقاب: دیجیتالی ضد آب با دما سنج!
مرلین: نفس بابا! نقابت رو آپگرید کردی! بیا داخل
دیجی سائورون مون: کاملا موافقم!
دینگ دنگ ... من رفتم باز می کنم: نیروهای ارزشی!
نیروهای ارزشی: دوباره بخون!
من: کمیته نیروهای ارزشی!
مودی:بچه ها فرار کنین! کمیته ارزشی! فرار کنین! جامون رو پیدا کردن! سوروس بساط رو جمع کن! ولدمورت برو دیش ها رو وردار
کینگزلی: بابا خیالی نیست پس من چی کارم؟
نیروها یه نگاهی به کینگزلی واکمن به گوش با لباسی که روش عکس عینک آفتابی هستش پایینش هم نوشته smooth vazir khafan می کنن..
نیروها: جناب کینگزلی از این جلف بازی ها نمی کنن دستگیرشون کنین!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
تولد نقش
1398/05/26
آخرین ورود
امروز ساعت 09:45
عضویت
1382/10/21
پست‌ها
1712
بابا بگذاريد منم يه اوازي بخونم
اونطرف ولدمورت يه مشت جانانه زير چش دامبلدور ميخوابونه.
مودي:خارج از چهارچوب.
مرلين: مودي اين ديالوگ ولدمورت بود.
مودي: اوه بله . داخل 4 تخته بود :-D
دارك: مودي تو رو خدا بزار اسنيپ غذا بخوره. همه لباسمو چرب كرد از روغن موهاش.
مودي: داخل چهارچوب.
مرلين:نه مثل اينكه واقعا قاط زدي.
كينگزلي مياد طرف ما 7 نفر باديگارد همراهيش ميكنن.
كينگزلي:كدومتون بودين ديالوگ دزديدين؟
مودي: چي؟ كي؟ هي به مرلين و دارك اشاره ميكرد لو ندن.
مرلين: مودي كه نگفت خارج از 4 چوب بود.
باديگارداي كينگزلي ميپرن روي مودي و تا ميخوره كتكش ميزنن.
مرلين هم يواشكي از اون طرف ميره دستشويي.
دارك هم سوروس رو ميفرسته وسط ميز غذا
مودي: اي نامردا.حالتونو ميگيرم.
اونطرف صدا بومب بلندي شنيده ميشه.
همه بر ميگردن ميبينن دامبلدور كتاب لغط ولدمورتو ـ فرهنگ دهخداـ دوبامبي كوبونده تو سرش. ولدمورت دست ميزاره رو سرش و فرياد زجرالودي سر ميده.
خوناشام غش ميكنه و بانوي سايه ها دست ميزنه.
ولدمورت واندشو در مياره كه دوئلو شروع كنه ولي سدريك پس گردنشو ميگيره: تعرفه يادت رفت؟؟ :-D
ولدمورت :برو بابا با اون تعرفت.
مرلين پشت سر دامبلدور ظاهر ميشه.
دامبلدور: ديدي با ولدمورت چه كردم.؟
مرلين: اره ديدم......
مودي از پشت يقه مرلينو ميگيره: اي نامرد واسه من پاپوش درست ميكني.
حالا ولدمورتو دامبلدورو ميگي دارن با هم ميدعوائن. مودي و مرلين با هم. خوناشام و بانوي سايه ها با هم. بقيه مردمم واسه خودشون ميزنن ميرقصن
حالا يه نيگاه به سفره بكنيد. سوروسو ميبينيد كه موهاي چربشو انداخته رو صورتش و وسط ميز خوابيده . شكمش هم بيرون زده. دارك هم واسه خودش بوق بوق ميكنه.
خوناشام: اي واي همه غذاهامون تموم شد. توماس كاري بكن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
سدریک:دوستان تایم اوت!بابا شما همه تعرفه رو دارید زیر پا میزارید!
یه کم به تعرفه نمایشنامه نویسی پایبند باشید!
ولی هیچ کی گوش نمیده یه گلدون به طرف سدریک روانه میشه و از توش رد میشه.
مودی با مایوش این ور اون ور میره و سعی می کنه سوروس رو از غذا ها دور کنه.
دامبلدور و بانوی سایه ها و خون آشام و ولدمورت با هم در گیر شدند و دارن همدیگه رو می زنن.
شکمبولی با یه سری گروه فشار دم دستشویی وایستادن تا نزارن مرلین بره تو.دارکی سعی میکنه با بوق زدن هواسشونو پرت کنه.
مک گونگال تبدیل به گربه شده و با خونسردی به کمک دامبلدور میره.
اااااااااابببببببببببنگگگگگگگگگگگ!
لوستر از سقف جدا میشه.
پسری با نقاب به لوستر و بعد به چوبش یه نیگا میکنه.
همه یه لحظه بهش نیگا میکنن.
مودی:که زیر نقاب رو میبینه میگه:بابا اون شاگرد سائورون ه؛میبینید که بلد نیست درست ورد بفرسته!
(به سبک کارتون دی جی مون)
نام:شاگرد سائورون
درجه خطر: منفی 10
قدرت:نا معلوم(دیده نشده)
همه دوباره مشغول میشن.
آلبوس و ولدمورت خر همدیگرو چسبیدن و میزنن!بد جوری هم میزنن!
ولدمورت هی لغت نامه از تو جیبش در میاره و نشون آلبوس میده و آلبوس هم همچنان قلت قلوت هرف میظنح!
خون آشام هم با بانوی سایه ها در گیر شده،البته بانوی سایه ها با اون در گیر شده چون اون با کمال آرامش وایستاده و خون گلاسه میخوره.
مودی که از پس سوروس بر اومده به صحنه یه نیگا میکنه:
سایلنسیییییییییییییییییوووووووووووووو!
بچه ها؛یعنی چی؟وسط جشن!؟
میگم اول شادی کنیم بعد بریم دوئل کنیم!بهتره ها!
بعد با صدای بلند شروع میکنه به خوندن:

دیوووونه دیووووونهههههههه دیووووونهههه شو دیییییووووونه(آقا ما با بچه ها یه کافی شاپ میریم بعد مثلا داره آهنگ دیگه پخش میکنه تا ما میریم ور میداره اینو میزاره!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
چهارشنبه 10 اسفند 1390 01:58
عضویت
1383/06/22
پست‌ها
77
البوس دامبلدور همراه بانوي سايه ها وارد تالار ميشن اول يه چيز بگم به همه جادوگران سياه لرد ولدمورت يك دورگس من نميخوام بگم خون فاسد تام خودت كه ميدوني
پدرت يه مشنگ بود و مادرت يه جادوگر بود تو هر دو شونو كشتي اي جنايت كار
حالا بگزريم ميخواستم بگم لردتون كيه كه خودش به خودش لقب لود داده
البوس دامبلدور همراه بانوي سايه ها وارد ميشن
اقاي وزير كيان ميان جلو دست ميدن و به بانوي سايه ها خوشامد ميگن
الستور حالت چطوره
الستور: زياد خوب نيست اينجا مرگخوار زياده منم كه عاشق مرگخوار كشيم حيف اينجا نميتونم
دامبلدور:اشكالي نداره الستور وقت زياده تو بايد مرگخوارهاي زيادي رو بكشي
الستور: حداقل بزار نصف دماق مالفوي رو بكنم باشه براي تفريح خوبه
الستور چوب دستيشو در اورد گرفت طرفه مالفوي بعد نور قرمزي از جلوي
صورت مالفوي رد شد مالفوي افتاد زمين دماقشو گرفته بود البوس لبخندي زد و رد شد
البوس رو صندلي بزرگي كه وست تالار بود بشست و در كنارش بانوي سايه ها نشسته بود
در باز شد ولدي ورد شد پشتشم خوناشام وارد شد
دامبلدور : به ببين كي اينجاست بانو سايه ها
دامبلدور: سلام تام
ولدمورت: سلام
دامبلدور : تام بيا بشين امروز كاريت ندارم چون بانوي سايه ها گفته امروز
جشن رو خراب نكن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همیشه بدون کی بودی از کجا اومدی به کجا خواهی رفت همیشه بدون همیشه
در باز میشه و خون آشام و لرد دست در دست هم وارد میشن!
مودی میاد خودشو شیرین می کنه: توماس! آلبوس! بیاین روی همو ببوسین ...
لرد: اوی اوی اوی! باباقوری! یه بار دیگه بگی توماس می زنم همون یه ذره دماغتم بماله کف زمین صاف شه ها!
لوسیوس و گیلبرت می زنن زیر خنده! مودی سرخ شده! میاد واندشو در بیاره...
اکس...پلیاموس (صدای معروف تو فیلم 2 رو به یاد بیارین!)
چوب مودی می پره تو دست اسنیپ!
- به به جناب سوروس هم که اومد!
-- درود بر لرد ولدمورت!
- درود! خوش آمدی!
یه دفه همه می زنن زیر خنده!
اسنیپ: مرگ! چتونه؟ لباس به این خوشگلی!
لوسیوس و گیلبرت هم شروع می کنن به خنده!
لرد: بسه بابا بسه! لباسش قشنگه دیگه! چتونه؟
خون آشام همین طور هاج و واج مونده!
اسنیپ: چیه؟ یعنی لباسم انقدر عجیبه؟
---------------------------
بابا یکی توضیح بده این لباس اسنیپ چی بوده که انقدر هیجان زده شدن همه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
سه‌شنبه 4 مرداد 1384 11:58
عضویت
1382/10/17
پست‌ها
166
صداي تق بلندي آمد و لرد ولدرمورت در كنار بانوي خوناشام ها ظاهر شد ...لرد رداي سرمه اي و بلندي پوشيده بود
خوناشام هم رداي كوتاه و ارغواني ايي پوشيده بود
خوناشام به حضار نگاه كرد و گفت :به به بانوي سايه ها انگار مهمان هامون اومدن ..... فتال دماغو ...مالفوي مو قشنگ ... اسنپ چرب و چيلي .... اوه اوه فيمس هري پاتر ... هرميون با صورتي زخمي .... دارك ي سفيد شده ! مودي عزيز...كينگيزلي قهرمان ... مرلين با دستشويي /بي دستشويي ...اينجا رو دامبلدور عشق بانوي سايه ها !!!!
خوب دوستان اين جشن سه مرحله داره
مرحله اول عجيب ترين لباس ها
مرحله دوم بامزه ترين لباس ها
مرجله سوم ترسناك ترين لباس ها

در آخر به بهترين ها جايزه يي بسيار نفيسي داده مي شه
كه عمرا بتونين فكرشو بكنيد



از چشم هاي جسد ها نور رنگي بيرون زد و موسيقي گوش خراش خوناشام ها قصر را لرزاند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
آخرین ورود
سه‌شنبه 4 مرداد 1384 11:58
عضویت
1382/10/17
پست‌ها
166
مالفوي با اكراه به جادوگر هاي سفيد نگاه كرد و به فتال گفت :مي بيني چقدر ترسون
فتال بلند گفت :هه آره
بعد آروم در گوش مالفوي گفت : حالا مطمئني اينجا امنه ؟از ترس دماغم خشك شده !!!
ليدي ولدرمورت :فتال خجالت بكش
اسنيپ :آره راس مس گه ليدي (آروم ) حالا مطمئنين اينجا قلعه خوناشام هاس يكدفعه قلعه مرده ها يا افريته ها از آب در نياد
مالفوي : نه من چند بار اومدم اينجا البته از يه در ديگه ولي لرد خيلي وقتها اينجاس.....
به به مهمون هامون هم كه اومدن...بانوي سايه ها در لباسي سفيد با گل هاي سرخ وارد شد.. گل هاي رداي او دور تا دور ردايش مي رقصيدند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
آخرین ورود
سه‌شنبه 4 مرداد 1384 11:58
عضویت
1382/10/17
پست‌ها
166
در هاي قلعه هارپي باز شد ...از يك طرف جادوگران سفيد و از طرف ديگر جادوگر هاي سياه وارد قلعه شدن

دامبلدور جلوتر از بقيه جادوگر هاي سفيد و مالفوي جلوتر از جادوگر هاي سياه ايستاده بود
مرلين مي گه :رئيست كجاست لوسي
مالفوي با لجن كشداري مي گه :نكبت اسممو درس بگو ...بعدشم سرورم كه معمولا اينجا هست ... در اصل بقيه مون دعوت شديم

دارك گفت :مشكوك مي زنن ها
هري اب دهنشو قورت داد و گفت :اره خيلي اينجا رو
روي ديوار ها خفاش هاي غول پيكري نشسته بودند
بر سقف جسد هاي دار زده ايي را به جاي چراغ گذاشته بودند
توي ديوار ها جمجمه هايي كه چشماشئون برق مي زد را گذاشته بودند و مجسمه ي هيولا ها تارسناك نصف سالن را گرفته بود
پ.مكگونگال به آ.دابلدور گفت :بابا بيا بريم اينجا خيلي خفنه
هرميون با شوق گفت :نه نه مگه نمي بينيد چه باحاله
ارك كه به رداي دامبلدور چسبيده بود گفت: دامي جون ...جون بانوي سايه ها بيا بريم من دارم ميميرم ز ترس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
گروه ارکستر جادوی سیاه تقدیم می کند:

-----------------------------

سرود ملی جادوی سیاه
در وصف ارباب لرد ولدمورت

(با آهنگ سرود ملی خودمون خونده میشه!)

سر زد از یه واند
جمجمه و مار
نشان سرورمون سلزار!

قدرت, تو دست ولدمورت!
هرکی رو که بخواد
می گیره
می کشه
می کشه به دار

دامبلدور از ترس لرد کرده فرار
رفته تو غار!
جان ما در راه تو نثار!
نواده اصیل سلزار!

-----------------------------

حال کردین؟
جیزه بهترین شعر رو می برم! :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.