جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  55 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  182 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  195 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
ارسال شده در: دوشنبه 25 اسفند 1382 22:13
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
بابا بگذاريد منم يه اوازي بخونم
اونطرف ولدمورت يه مشت جانانه زير چش دامبلدور ميخوابونه.
مودي:خارج از چهارچوب.
مرلين: مودي اين ديالوگ ولدمورت بود.
مودي: اوه بله . داخل 4 تخته بود :-D
دارك: مودي تو رو خدا بزار اسنيپ غذا بخوره. همه لباسمو چرب كرد از روغن موهاش.
مودي: داخل چهارچوب.
مرلين:نه مثل اينكه واقعا قاط زدي.
كينگزلي مياد طرف ما 7 نفر باديگارد همراهيش ميكنن.
كينگزلي:كدومتون بودين ديالوگ دزديدين؟
مودي: چي؟ كي؟ هي به مرلين و دارك اشاره ميكرد لو ندن.
مرلين: مودي كه نگفت خارج از 4 چوب بود.
باديگارداي كينگزلي ميپرن روي مودي و تا ميخوره كتكش ميزنن.
مرلين هم يواشكي از اون طرف ميره دستشويي.
دارك هم سوروس رو ميفرسته وسط ميز غذا
مودي: اي نامردا.حالتونو ميگيرم.
اونطرف صدا بومب بلندي شنيده ميشه.
همه بر ميگردن ميبينن دامبلدور كتاب لغط ولدمورتو ـ فرهنگ دهخداـ دوبامبي كوبونده تو سرش. ولدمورت دست ميزاره رو سرش و فرياد زجرالودي سر ميده.
خوناشام غش ميكنه و بانوي سايه ها دست ميزنه.
ولدمورت واندشو در مياره كه دوئلو شروع كنه ولي سدريك پس گردنشو ميگيره: تعرفه يادت رفت؟؟ :-D
ولدمورت :برو بابا با اون تعرفت.
مرلين پشت سر دامبلدور ظاهر ميشه.
دامبلدور: ديدي با ولدمورت چه كردم.؟
مرلين: اره ديدم......
مودي از پشت يقه مرلينو ميگيره: اي نامرد واسه من پاپوش درست ميكني.
حالا ولدمورتو دامبلدورو ميگي دارن با هم ميدعوائن. مودي و مرلين با هم. خوناشام و بانوي سايه ها با هم. بقيه مردمم واسه خودشون ميزنن ميرقصن
حالا يه نيگاه به سفره بكنيد. سوروسو ميبينيد كه موهاي چربشو انداخته رو صورتش و وسط ميز خوابيده . شكمش هم بيرون زده. دارك هم واسه خودش بوق بوق ميكنه.
خوناشام: اي واي همه غذاهامون تموم شد. توماس كاري بكن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
سدریک:دوستان تایم اوت!بابا شما همه تعرفه رو دارید زیر پا میزارید!
یه کم به تعرفه نمایشنامه نویسی پایبند باشید!
ولی هیچ کی گوش نمیده یه گلدون به طرف سدریک روانه میشه و از توش رد میشه.
مودی با مایوش این ور اون ور میره و سعی می کنه سوروس رو از غذا ها دور کنه.
دامبلدور و بانوی سایه ها و خون آشام و ولدمورت با هم در گیر شدند و دارن همدیگه رو می زنن.
شکمبولی با یه سری گروه فشار دم دستشویی وایستادن تا نزارن مرلین بره تو.دارکی سعی میکنه با بوق زدن هواسشونو پرت کنه.
مک گونگال تبدیل به گربه شده و با خونسردی به کمک دامبلدور میره.
اااااااااابببببببببببنگگگگگگگگگگگ!
لوستر از سقف جدا میشه.
پسری با نقاب به لوستر و بعد به چوبش یه نیگا میکنه.
همه یه لحظه بهش نیگا میکنن.
مودی:که زیر نقاب رو میبینه میگه:بابا اون شاگرد سائورون ه؛میبینید که بلد نیست درست ورد بفرسته!
(به سبک کارتون دی جی مون)
نام:شاگرد سائورون
درجه خطر: منفی 10
قدرت:نا معلوم(دیده نشده)
همه دوباره مشغول میشن.
آلبوس و ولدمورت خر همدیگرو چسبیدن و میزنن!بد جوری هم میزنن!
ولدمورت هی لغت نامه از تو جیبش در میاره و نشون آلبوس میده و آلبوس هم همچنان قلت قلوت هرف میظنح!
خون آشام هم با بانوی سایه ها در گیر شده،البته بانوی سایه ها با اون در گیر شده چون اون با کمال آرامش وایستاده و خون گلاسه میخوره.
مودی که از پس سوروس بر اومده به صحنه یه نیگا میکنه:
سایلنسیییییییییییییییییوووووووووووووو!
بچه ها؛یعنی چی؟وسط جشن!؟
میگم اول شادی کنیم بعد بریم دوئل کنیم!بهتره ها!
بعد با صدای بلند شروع میکنه به خوندن:

دیوووونه دیووووونهههههههه دیووووونهههه شو دیییییووووونه(آقا ما با بچه ها یه کافی شاپ میریم بعد مثلا داره آهنگ دیگه پخش میکنه تا ما میریم ور میداره اینو میزاره!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ԑ暠̔䧠/></td></tr><tr><td class=
ارسال شده در: دوشنبه 25 اسفند 1382 14:05
نمایش جزئیات
آفلاین
البوس دامبلدور همراه بانوي سايه ها وارد تالار ميشن اول يه چيز بگم به همه جادوگران سياه لرد ولدمورت يك دورگس من نميخوام بگم خون فاسد تام خودت كه ميدوني
پدرت يه مشنگ بود و مادرت يه جادوگر بود تو هر دو شونو كشتي اي جنايت كار
حالا بگزريم ميخواستم بگم لردتون كيه كه خودش به خودش لقب لود داده
البوس دامبلدور همراه بانوي سايه ها وارد ميشن
اقاي وزير كيان ميان جلو دست ميدن و به بانوي سايه ها خوشامد ميگن
الستور حالت چطوره
الستور: زياد خوب نيست اينجا مرگخوار زياده منم كه عاشق مرگخوار كشيم حيف اينجا نميتونم
دامبلدور:اشكالي نداره الستور وقت زياده تو بايد مرگخوارهاي زيادي رو بكشي
الستور: حداقل بزار نصف دماق مالفوي رو بكنم باشه براي تفريح خوبه
الستور چوب دستيشو در اورد گرفت طرفه مالفوي بعد نور قرمزي از جلوي
صورت مالفوي رد شد مالفوي افتاد زمين دماقشو گرفته بود البوس لبخندي زد و رد شد
البوس رو صندلي بزرگي كه وست تالار بود بشست و در كنارش بانوي سايه ها نشسته بود
در باز شد ولدي ورد شد پشتشم خوناشام وارد شد
دامبلدور : به ببين كي اينجاست بانو سايه ها
دامبلدور: سلام تام
ولدمورت: سلام
دامبلدور : تام بيا بشين امروز كاريت ندارم چون بانوي سايه ها گفته امروز
جشن رو خراب نكن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همیشه بدون کی بودی از کجا اومدی به کجا خواهی رفت همیشه بدون همیشه
Re: ̔䠈ǡ㇓ߥ ȇ ̇Ϧч䧠/></td></tr><tr><td class=
در باز میشه و خون آشام و لرد دست در دست هم وارد میشن!
مودی میاد خودشو شیرین می کنه: توماس! آلبوس! بیاین روی همو ببوسین ...
لرد: اوی اوی اوی! باباقوری! یه بار دیگه بگی توماس می زنم همون یه ذره دماغتم بماله کف زمین صاف شه ها!
لوسیوس و گیلبرت می زنن زیر خنده! مودی سرخ شده! میاد واندشو در بیاره...
اکس...پلیاموس (صدای معروف تو فیلم 2 رو به یاد بیارین!)
چوب مودی می پره تو دست اسنیپ!
- به به جناب سوروس هم که اومد!
-- درود بر لرد ولدمورت!
- درود! خوش آمدی!
یه دفه همه می زنن زیر خنده!
اسنیپ: مرگ! چتونه؟ لباس به این خوشگلی!
لوسیوس و گیلبرت هم شروع می کنن به خنده!
لرد: بسه بابا بسه! لباسش قشنگه دیگه! چتونه؟
خون آشام همین طور هاج و واج مونده!
اسنیپ: چیه؟ یعنی لباسم انقدر عجیبه؟
---------------------------
بابا یکی توضیح بده این لباس اسنیپ چی بوده که انقدر هیجان زده شدن همه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: یکشنبه 24 اسفند 1382 17:41
نمایش جزئیات
آفلاین
صداي تق بلندي آمد و لرد ولدرمورت در كنار بانوي خوناشام ها ظاهر شد ...لرد رداي سرمه اي و بلندي پوشيده بود
خوناشام هم رداي كوتاه و ارغواني ايي پوشيده بود
خوناشام به حضار نگاه كرد و گفت :به به بانوي سايه ها انگار مهمان هامون اومدن ..... فتال دماغو ...مالفوي مو قشنگ ... اسنپ چرب و چيلي .... اوه اوه فيمس هري پاتر ... هرميون با صورتي زخمي .... دارك ي سفيد شده ! مودي عزيز...كينگيزلي قهرمان ... مرلين با دستشويي /بي دستشويي ...اينجا رو دامبلدور عشق بانوي سايه ها !!!!
خوب دوستان اين جشن سه مرحله داره
مرحله اول عجيب ترين لباس ها
مرحله دوم بامزه ترين لباس ها
مرجله سوم ترسناك ترين لباس ها

در آخر به بهترين ها جايزه يي بسيار نفيسي داده مي شه
كه عمرا بتونين فكرشو بكنيد



از چشم هاي جسد ها نور رنگي بيرون زد و موسيقي گوش خراش خوناشام ها قصر را لرزاند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: یکشنبه 24 اسفند 1382 17:08
نمایش جزئیات
آفلاین
مالفوي با اكراه به جادوگر هاي سفيد نگاه كرد و به فتال گفت :مي بيني چقدر ترسون
فتال بلند گفت :هه آره
بعد آروم در گوش مالفوي گفت : حالا مطمئني اينجا امنه ؟از ترس دماغم خشك شده !!!
ليدي ولدرمورت :فتال خجالت بكش
اسنيپ :آره راس مس گه ليدي (آروم ) حالا مطمئنين اينجا قلعه خوناشام هاس يكدفعه قلعه مرده ها يا افريته ها از آب در نياد
مالفوي : نه من چند بار اومدم اينجا البته از يه در ديگه ولي لرد خيلي وقتها اينجاس.....
به به مهمون هامون هم كه اومدن...بانوي سايه ها در لباسي سفيد با گل هاي سرخ وارد شد.. گل هاي رداي او دور تا دور ردايش مي رقصيدند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: یکشنبه 24 اسفند 1382 16:32
نمایش جزئیات
آفلاین
در هاي قلعه هارپي باز شد ...از يك طرف جادوگران سفيد و از طرف ديگر جادوگر هاي سياه وارد قلعه شدن

دامبلدور جلوتر از بقيه جادوگر هاي سفيد و مالفوي جلوتر از جادوگر هاي سياه ايستاده بود
مرلين مي گه :رئيست كجاست لوسي
مالفوي با لجن كشداري مي گه :نكبت اسممو درس بگو ...بعدشم سرورم كه معمولا اينجا هست ... در اصل بقيه مون دعوت شديم

دارك گفت :مشكوك مي زنن ها
هري اب دهنشو قورت داد و گفت :اره خيلي اينجا رو
روي ديوار ها خفاش هاي غول پيكري نشسته بودند
بر سقف جسد هاي دار زده ايي را به جاي چراغ گذاشته بودند
توي ديوار ها جمجمه هايي كه چشماشئون برق مي زد را گذاشته بودند و مجسمه ي هيولا ها تارسناك نصف سالن را گرفته بود
پ.مكگونگال به آ.دابلدور گفت :بابا بيا بريم اينجا خيلي خفنه
هرميون با شوق گفت :نه نه مگه نمي بينيد چه باحاله
ارك كه به رداي دامبلدور چسبيده بود گفت: دامي جون ...جون بانوي سايه ها بيا بريم من دارم ميميرم ز ترس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
گروه ارکستر جادوی سیاه تقدیم می کند:

-----------------------------

سرود ملی جادوی سیاه
در وصف ارباب لرد ولدمورت

(با آهنگ سرود ملی خودمون خونده میشه!)

سر زد از یه واند
جمجمه و مار
نشان سرورمون سلزار!

قدرت, تو دست ولدمورت!
هرکی رو که بخواد
می گیره
می کشه
می کشه به دار

دامبلدور از ترس لرد کرده فرار
رفته تو غار!
جان ما در راه تو نثار!
نواده اصیل سلزار!

-----------------------------

حال کردین؟
جیزه بهترین شعر رو می برم! :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: شنبه 23 اسفند 1382 01:47
نمایش جزئیات
آفلاین
به به ! جمع دوستانم که جمعه! (جمع است!)ما هم اومدیم!با لباس مامان بزرگ نویل!چون فکر نمیکنم از اون ترسناک تر کسی رو سراغ داشته باشین!(هر چند که اسنیپ عزیز هم این لباسا رو یه بار امتحان کرده به لطف ریموس! :-D )

در ضمن هرمیون جان خوش اومدی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: جمعه 22 اسفند 1382 22:21
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
باش تا اموراتت بگذره
خب ديگه بياين جشنو شروع كنيم. من برم پشت ميكروفون بخونم. فيتال تمبك و نيهنبونه رو حاضر كن. ولدمورت پشو برقص.
اماده؟
ولدمورت: هوي مردك سه تيغه!‌ خجالت نميكشي به من ميگي برقصم؟
من: اولا سه تيغه نه شيش تيغه!! دوما خب نميخواي نرقص. ولي از كفت ميره. اقا هركي ميخواد برقصه تعارف نكنه.
اي كاش مودي هم بود و اينجا ميرقصيد
همه به ياد مودي كه به يه ماموريت طولاني رفته و برگشتش نامعلومه گيلاسا تو هوا.
همه: مد اي مودي!
من: خب شروع ميكنيم. اقا از كي بخونم براتون؟
شادمهر خوبه؟ ادم فروش !‌دست تو رو شده برام قصه هاتو بلد شدم...( خوناشام يه لحظه نزديك بود جو بگيرتش )
من ادمه خوبي بودم به خاطر تو بد شدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده