شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
زاخی:پروفسور ببخشید. پروفسور:بله؟؟ زاخی:ولی استادا باید تا هفته ی دیگه به سوالات جواب بدن.البته نه همه سوالات.حد اقل باید به چند تا سوال بچه ها در مورد درس این هفته جواب بدن. پروفسور:فضولیش به تو نیومده. زاخی:ببخشید.من فقط میخواستم یاد آوری کنم. پروفسور:بزار برم از پروفسور گودریک بپرسم. ....
من که از اول کلاس ساکت بودم می گم که من: اجازه پروفسور پروفسور: بفرمایید من: چطور اون قدح حاوی چند خاطره از افراد مختلفه؟ و اینکه چطور شما تونستید اینها رو در اون دوراب بیابید؟ پروفسور: فکر کنم کمی توضیح دادم من: ولی واضح نبود من متوجه نشدم پروفسور: باشه در آخر کلاس توضیح می دم من: پروفسور در این کلاس کار عملی هم داریم؟ پروفسور: اگر موقعیت پیش بیاد بله من: در مورد جنگ ماگل ها با جادوگرها کتابی نیست که بهش مراجعه کنیم؟ پروفسور: روی تخته می نویسم من: در اون زمانها(زمانهایه قدیم) دوئل در ملع عام ممنوع بوده؟ پروفسور: متاسفانه نه ولی بعد از چندین سال وزارتخانه متوجه شد که ماگل ها به وجود جادوگر شک کردن برای همین 500 سال پیش بیانه ای دادن که دوئل در ملع عام ممنون هست من: ممنون پروفسور و دوباره به ادامه ی درس گوش می دم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
زاخی:ببخشید پروفسور؟؟ پروفسور:بله؟؟ زاخی:این عصاها جریانشون یه؟؟ پروفسور:مگه نفتم بعدا توضیح میدم؟؟ زاخی:چرا.ولی منظورم این بود که از کجا اومدن و چه شکلی ساخته شدن؟؟؟مثل چوبهای جادوی خودمون هستن؟؟؟ پروفسور:اینارم بعدا توضیح میدم.
خب من نميدونم الان وقت دارم سوالا رو جواب بدم يا نه! يا بايد بزارم براي 5شنبهي ديگه! ولي خب فعلا الان جواب ميدم تا هفتههاي بعد
به بن ((White Boy)) از گريفندور: اون موقع چوبدستي نداشتن از عصا استفاده ميكردن و معمولا كريستال با كمي از پرهاي موجودات جادويي در روي عصا
اليور وود ((White Lad)) از گريفندور(هافلپاف): بله با عصاشون جادو ميكردن. در جلسههاي ديگه شايد اگه وقت شد شايد بيشتر نشونتون بدم.
چو چانگ از گريفندور: 1-من تمام مطالب مربوط به تاريخ جادو رو تدريس خواهم كرد ولي امسال بيشتر مربوط به تاريخ قبل از ميلاد مسيحه 2- اون عصا به مشنگها كمك ميكنه كه سرپا بايستن! ولي جادوگران اون زمان به عصاشون كمك ميكردن كه سرپا بايسته. (يه عصاي جادويي در صورت مرگ صاحبش بياستفاده ميموند. و هيچ كاري نميشد باهاش انجام داد. مگر اينكه يكي از خاندان اون بياد و عصا رو برداره) 3- اون موقع نظم بيشتري وجود داشت (دوباره از قدح انديشه) جادوگرا بعد از اجازهي رسمي از رئيس خودشون (در جنگهاي بين قبيلهاي يا بينكشورها) به سمت همديگه ميرن و به هم نگاه ميكنن (نزديك به يك دقيقه)و در پشت هر كدوم از اونا رئيس اجازهي دوئل رو صادر ميكنه و اونا شروع به دوئل ميكنن.
ققنوس از راونكلاو: وردها رو بايد برين از ساير اساتيد دفاع در برابر جادوي سياه يا بخش دوئل يا طلسمها بپرسين. من در چيزي كه اطلاع كمي دارم نظر نميدم. (در مورد عصاها بعدا)
مانيا ((Gray Gill)) از اسليترين: ها! آهان مثل اينكه اصلا از اسليترين كسي نيومده بود سر كلاس! خوب براي اين كه كمي روابط بهتر بشه بهتره از يكي از بچههايي كه بودن بپرسين و ديگه هم دير نكنين!
پاتريشيا وينتربورن از هافلپاف و نميد از گريفندور: من مگه گفتم اينا در اصل مال 1300 سال پيشه! ما در تاريخ با حقايق سروكار داريم. كافيه شما كتاب تاريخي رو بخونين و اون صحنه رو بازسازي كنين. من براي تمام درسهام همينكار رو كردم بخاطر همين هم اين خاطره رو كه شايدم 2 روز عمر نداشته باشه رو تونستم براتون بزارم.
اميدوارم قانع شده باشين! در مورد عصا هم بعدا بهتون ميگم.
ققنوس:ببخشيد پرفسور واقعا درس عالي بود فقط اون قسمت رو من نفهميدم يعني با عصا ورد مي گفتن و ورد طول مي كشيد يا بدون عصا و همين طري بدون چيز خاصي ورد مي گفتن راجر:.... ققنوس:در ضمن اگه ميشه يه چند تااز وردهاي كه در زمان قبل از مسيح بهكار برده مي شد رو بگيد ممنون مي شم (ولي بر خلاف كتاب كه خسته كننده بود واقعا درس جالبي بود)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo