تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
43 کاربر(ها) آنلاین هستند (31 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
40
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
گریفیندور
اسلیترین
بازی با كلمات
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

بدعنق عزیز : ممنون از پیشنهادت ولی فکر نمیکنی اگه اینکارو بکنیم تو یه داستان حالا هر چند خط که باشه چقدر کلمات تکراری داریم.
کلمات جدید
جادو - پایین - ترک - سیاهپوش - لبخند - خواب - کاغذ - - گیج - دادگاه - سبز
با صدای تق تق در از خواب بیدار شد.هنوز گیج بود.پتو رو از روی خود کنار زد و از تخت پایین رفت.خو را به در رساند و آن را باز کرد.مردی سیاهپوش در حالیکه که لبخندی برلبانش بود در پشت در پدیدار شد.پاکت خاکستری رنگی را به دستش داد و بدون هیچ حرفی آنجا را ترک کرد.چشمان سبزش بر روی کاغذ خشک شد.نامه از وزارت سحر و جادو بود.آن را باز کرده و شروع به خواندن کرد.هری جیمز پاتر شما به جرم استفاده از جادو در یک مجیط مشنگ نشین به دادگاه احضار شدید.
کلمات جدید
جادو - پایین - ترک - سیاهپوش - لبخند - خواب - کاغذ - - گیج - دادگاه - سبز
با صدای تق تق در از خواب بیدار شد.هنوز گیج بود.پتو رو از روی خود کنار زد و از تخت پایین رفت.خو را به در رساند و آن را باز کرد.مردی سیاهپوش در حالیکه که لبخندی برلبانش بود در پشت در پدیدار شد.پاکت خاکستری رنگی را به دستش داد و بدون هیچ حرفی آنجا را ترک کرد.چشمان سبزش بر روی کاغذ خشک شد.نامه از وزارت سحر و جادو بود.آن را باز کرده و شروع به خواندن کرد.هری جیمز پاتر شما به جرم استفاده از جادو در یک مجیط مشنگ نشین به دادگاه احضار شدید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هري به سرعت راهروي طبقه هفتم رو پشت سر گذاشت و مقابل ديوار درست وسط راهرو ايستاد و توي دلش يه چيزي گفت وقتي چشماش رو باز كرد در اتاق ضروريات رو جلوي خودش ديد و آرزو كرد كه آينه نفاق انگيز رو توي اون اتاق پيدا كنه ، اين اولين باري نبود كه هري با اون روبهرو ميشد . ولي قبل از اينكه وارد اتاق بشه دوباره به پشتش نگاه كرد و احساس كرد يه صدايي شنيده . اين صداي فيلچ بود كه داشت به طرف اون ميومد هري معطل نشد و به سرعت خودش رو داخل اتاق پرتاب كرد .
----------------------------------------------------------
در حاشيه يه پيشنهادي هم داشتم كه اگر ميشه روش فكر كنيد شايد بد نباشه كه هركسي با كلمات داده شده ، داستان نفر قبلي رو ادامه بده . اينم يه نظره ديگه
----------------------------------------------------------
در حاشيه يه پيشنهادي هم داشتم كه اگر ميشه روش فكر كنيد شايد بد نباشه كه هركسي با كلمات داده شده ، داستان نفر قبلي رو ادامه بده . اينم يه نظره ديگه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

بازي با كلمات نوع ديگريست از داستان نويسي براي كساني كه به نوشتن علاقه دارند
با بكار بردن 10 كلمه يه داستان كوتاه و زيبا بنويسيد
مقررات:
1-از 10 كلمه تعيين شده حتما بايد حداقل 7 كلمه در داستان بكار برده شود
2-از يك كلمه چندين بار و به شكلهاي گوناگون ميتونيد استفاده كنيد ولي يك كلمه به حساب مياد(حركت => حركتي-حركت كردم...)
3-كلمات تعيين شده بايد با رنگي غير از رنگ متن مشخص شود
4-برداشتن و يا اضافه كردن پسوند به كلمات همچنين تغيير در نحوه گفتن آنها بلامانع است (چطور=> چطوري---دلم ميخواست=> دلت ميخواست)
5-و در آخر شئونات اسلامي را رعايت فرمائيد
کلمات
آینه نفاق انگیز - اولین -صدا - آرزو - اتاق - سرعت - دوباره - مقابل - راهرو - پشت
باید عجله میکردم.زمان به سرعت میگذشت و آینه نفاق انگیز هنوز در وسط اتاق بود. دوباره پشتم را به آینه چسباندم و با آخرین نیرویی که در توان داشتم سعی کردم آن را مقابل دیوار قرار دهم.صدایی در تمام راهروهای هاگوارتز پیچید و من آرزو میکردم کسی آن را نشنیده باشد.این اولین بار نبود که چیزی را شکستم.
با بكار بردن 10 كلمه يه داستان كوتاه و زيبا بنويسيد
مقررات:
1-از 10 كلمه تعيين شده حتما بايد حداقل 7 كلمه در داستان بكار برده شود
2-از يك كلمه چندين بار و به شكلهاي گوناگون ميتونيد استفاده كنيد ولي يك كلمه به حساب مياد(حركت => حركتي-حركت كردم...)
3-كلمات تعيين شده بايد با رنگي غير از رنگ متن مشخص شود
4-برداشتن و يا اضافه كردن پسوند به كلمات همچنين تغيير در نحوه گفتن آنها بلامانع است (چطور=> چطوري---دلم ميخواست=> دلت ميخواست)
5-و در آخر شئونات اسلامي را رعايت فرمائيد
کلمات
آینه نفاق انگیز - اولین -صدا - آرزو - اتاق - سرعت - دوباره - مقابل - راهرو - پشت
باید عجله میکردم.زمان به سرعت میگذشت و آینه نفاق انگیز هنوز در وسط اتاق بود. دوباره پشتم را به آینه چسباندم و با آخرین نیرویی که در توان داشتم سعی کردم آن را مقابل دیوار قرار دهم.صدایی در تمام راهروهای هاگوارتز پیچید و من آرزو میکردم کسی آن را نشنیده باشد.این اولین بار نبود که چیزی را شکستم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

نزدیک صبح بود.هوا با سرعت در حال روشن شدن بود.در یکی از اولیناتاق های هاگوارتز پسری در مقابل آینه نفاق انگیز ایستاده بود.چشم از آن بر نمیداشت.باورش نمیشد که روزی به آرزویش برسد و دوباره خود رادر حالی که وب مستر شده در درون آینه ببیند.صدایی از راهرو به گوش رسید .باید میرفت.کرام بر خلاف میل باطنی اش پشتش را به آینه کرد و از اتاق خارج شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر


هری داشت با (سرعت) به طرف (آینه نفاق انگیز) میرفت.در راه (اولین)(صدا) را شنید.(آرزو) کرد که کسی اور را نبیند. (بشت) خود را نگاه کرد.کسی را ندید.به طرف (راهرو) رفت.در (مقابل) هری یک (اتاق) بود.(دوباره) بشتش را نگاه کرد.در را باز کرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هیچ وقت با ناظران ور نروید
چون عاقبت خوشی نداره!!!
چون عاقبت خوشی نداره!!!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

کلمات جدید
آینه نفاق انگیز - اولین -صدا - آرزو - اتاق - سرعت - دوباره - مقابل - راهرو - پشت
با سرعت به سمت راهروی هاگوارتز پیش میرفت.هر از گاهی به پشت سرش نگاهی میکرد تا مطمئن شود کسی او را تعقیب نمیکند.به اولین پیچ که رسید دوباره به عقب برگشت .هیچ کس نیود.هیچ صدایی نمی آمد.بر سرعتش افزود.دیگر چیزی نمانده بود تا به آنچه همیشه آرزو داشت دست پیدا کند.درست در مقابلش دری قرار داشت.آن را گشود و سپس داخل شد.کوییرل مات و مبهوت به اتاق خالی نگاه کرد.آینه نفاق انگیز را از آنجا برده بودند.
آینه نفاق انگیز - اولین -صدا - آرزو - اتاق - سرعت - دوباره - مقابل - راهرو - پشت
با سرعت به سمت راهروی هاگوارتز پیش میرفت.هر از گاهی به پشت سرش نگاهی میکرد تا مطمئن شود کسی او را تعقیب نمیکند.به اولین پیچ که رسید دوباره به عقب برگشت .هیچ کس نیود.هیچ صدایی نمی آمد.بر سرعتش افزود.دیگر چیزی نمانده بود تا به آنچه همیشه آرزو داشت دست پیدا کند.درست در مقابلش دری قرار داشت.آن را گشود و سپس داخل شد.کوییرل مات و مبهوت به اتاق خالی نگاه کرد.آینه نفاق انگیز را از آنجا برده بودند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

ده دقیقه به شروع (بازی) مانده بود.هری داشت (آذرخشش) را آماده میکرد.کوییدایچ با (فریاد) (تماشا) کنان شروع شد.هری به
(بالا)(آسمان) برواز کرد.هری در (جستجو) گوی زرین بود.هری
میخواست (مهارت) خود را در کوییدایچ نشان دهد.(جادوگران) او را تشفیق میکردند.هری بلاخره توانست گوی زرین (کوچک) را بگیرد.
(بالا)(آسمان) برواز کرد.هری در (جستجو) گوی زرین بود.هری
میخواست (مهارت) خود را در کوییدایچ نشان دهد.(جادوگران) او را تشفیق میکردند.هری بلاخره توانست گوی زرین (کوچک) را بگیرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هیچ وقت با ناظران ور نروید
چون عاقبت خوشی نداره!!!
چون عاقبت خوشی نداره!!!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

نیمه های شب بود .هنوز صدای فریاد دانش آموزان خاموش نشده بود.پسری در کنار پنجره ایستاده بود و بالا را تماشا میکرد.آن شب آسمان ابری بنظر میرسید.باورش نمیشد که امروز در برابر چشمان تمام جادوگران هاگوارتز کوچک شده باشد .هرگز فراموش نخواهد که امروز هری در حالیکه سوار بر آذرخشش بود مهارتش را در بازی کوییدیچ به او ثابت کرده است.مالفوی دیگر نمیخواست یک جستجوگر باشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
