جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
7
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  112 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  249 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  200 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 24 مهر 1384 12:39
نمایش جزئیات
آفلاین
بدعنق عزیز : ممنون از پیشنهادت ولی فکر نمیکنی اگه اینکارو بکنیم تو یه داستان حالا هر چند خط که باشه چقدر کلمات تکراری داریم.

کلمات جدید
جادو - پایین - ترک - سیاهپوش - لبخند - خواب - کاغذ - - گیج - دادگاه - سبز

با صدای تق تق در از خواب بیدار شد.هنوز گیج بود.پتو رو از روی خود کنار زد و از تخت پایین رفت.خو را به در رساند و آن را باز کرد.مردی سیاهپوش در حالیکه که لبخندی برلبانش بود در پشت در پدیدار شد.پاکت خاکستری رنگی را به دستش داد و بدون هیچ حرفی آنجا را ترک کرد.چشمان سبزش بر روی کاغذ خشک شد.نامه از وزارت سحر و جادو بود.آن را باز کرده و شروع به خواندن کرد.هری جیمز پاتر شما به جرم استفاده از جادو در یک مجیط مشنگ نشین به دادگاه احضار شدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 24 مهر 1384 01:40
نمایش جزئیات
آفلاین
هري به سرعت راهروي طبقه هفتم رو پشت سر گذاشت و مقابل ديوار درست وسط راهرو ايستاد و توي دلش يه چيزي گفت وقتي چشماش رو باز كرد در اتاق ضروريات رو جلوي خودش ديد و آرزو كرد كه آينه نفاق انگيز رو توي اون اتاق پيدا كنه ، اين اولين باري نبود كه هري با اون روبه‌رو ميشد . ولي قبل از اينكه وارد اتاق بشه دوباره به پشتش نگاه كرد و احساس كرد يه صدايي شنيده . اين صداي فيلچ بود كه داشت به طرف اون ميومد هري معطل نشد و به سرعت خودش رو داخل اتاق پرتاب كرد .

----------------------------------------------------------
در حاشيه يه پيشنهادي هم داشتم كه اگر ميشه روش فكر كنيد شايد بد نباشه كه هركسي با كلمات داده شده ، داستان نفر قبلي رو ادامه بده . اينم يه نظره ديگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 20 مهر 1384 12:22
نمایش جزئیات
آفلاین
هیچ وقت اولین باری که پایش را در آن اتاق گزاشته بود فراموش نمیکرد.زمانی که با سرعت از میان راهروهای هاگوارتز خود را به آنجا رسانده بود و صدای قدمهایش همه جا را پر کرده بود.کوییرل آرزو میکرد دوباره میتوانست در مقابل آینه نفاق انگیز قرار بگیرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 20 مهر 1384 05:30
نمایش جزئیات
آفلاین
به محض این که دوباره مقابلآینهایستاد به آرزوش رسید از اتاق انتهایی راهرو صدای جنی ماده به گوشش رسید اما کریچر میترسید با نگاه کردن به پشتش همه چیز رو از دست بده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: دوشنبه 18 مهر 1384 21:01
نمایش جزئیات
آفلاین
بازي با كلمات نوع ديگريست از داستان نويسي براي كساني كه به نوشتن علاقه دارند
با بكار بردن 10 كلمه يه داستان كوتاه و زيبا بنويسيد
مقررات:
1-از 10 كلمه تعيين شده حتما بايد حداقل 7 كلمه در داستان بكار برده شود
2-از يك كلمه چندين بار و به شكلهاي گوناگون ميتونيد استفاده كنيد ولي يك كلمه به حساب مياد(حركت => حركتي-حركت كردم...)
3-كلمات تعيين شده بايد با رنگي غير از رنگ متن مشخص شود
4-برداشتن و يا اضافه كردن پسوند به كلمات همچنين تغيير در نحوه گفتن آنها بلامانع است (چطور=> چطوري---دلم ميخواست=> دلت ميخواست)
5-و در آخر شئونات اسلامي را رعايت فرمائيد

کلمات
آینه نفاق انگیز - اولین -صدا - آرزو - اتاق - سرعت - دوباره - مقابل - راهرو - پشت


باید عجله میکردم.زمان به سرعت میگذشت و آینه نفاق انگیز هنوز در وسط اتاق بود. دوباره پشتم را به آینه چسباندم و با آخرین نیرویی که در توان داشتم سعی کردم آن را مقابل دیوار قرار دهم.صدایی در تمام راهروهای هاگوارتز پیچید و من آرزو میکردم کسی آن را نشنیده باشد.این اولین بار نبود که چیزی را شکستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 17 مهر 1384 13:19
نمایش جزئیات
آفلاین
نزدیک صبح بود.هوا با سرعت در حال روشن شدن بود.در یکی از اولیناتاق های هاگوارتز پسری در مقابل آینه نفاق انگیز ایستاده بود.چشم از آن بر نمیداشت.باورش نمیشد که روزی به آرزویش برسد و دوباره خود رادر حالی که وب مستر شده در درون آینه ببیند.صدایی از راهرو به گوش رسید .باید میرفت.کرام بر خلاف میل باطنی اش پشتش را به آینه کرد و از اتاق خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 17 مهر 1384 13:01
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده
هری داشت با (سرعت) به طرف (آینه نفاق انگیز) میرفت.در راه (اولین)(صدا) را شنید.(آرزو) کرد که کسی اور را نبیند. (بشت) خود را نگاه کرد.کسی را ندید.به طرف (راهرو) رفت.در (مقابل) هری یک (اتاق) بود.(دوباره) بشتش را نگاه کرد.در را باز کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچ وقت با ناظران ور نروید
چون عاقبت خوشی نداره!!!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 17 مهر 1384 10:51
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید
آینه نفاق انگیز - اولین -صدا - آرزو - اتاق - سرعت - دوباره - مقابل - راهرو - پشت

با سرعت به سمت راهروی هاگوارتز پیش میرفت.هر از گاهی به پشت سرش نگاهی میکرد تا مطمئن شود کسی او را تعقیب نمیکند.به اولین پیچ که رسید دوباره به عقب برگشت .هیچ کس نیود.هیچ صدایی نمی آمد.بر سرعتش افزود.دیگر چیزی نمانده بود تا به آنچه همیشه آرزو داشت دست پیدا کند.درست در مقابلش دری قرار داشت.آن را گشود و سپس داخل شد.کوییرل مات و مبهوت به اتاق خالی نگاه کرد.آینه نفاق انگیز را از آنجا برده بودند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 16 مهر 1384 21:32
نمایش جزئیات
آفلاین
ده دقیقه به شروع (بازی) مانده بود.هری داشت (آذرخشش) را آماده میکرد.کوییدایچ با (فریاد) (تماشا) کنان شروع شد.هری به
(بالا)(آسمان) برواز کرد.هری در (جستجو) گوی زرین بود.هری
میخواست (مهارت) خود را در کوییدایچ نشان دهد.(جادوگران) او را تشفیق میکردند.هری بلاخره توانست گوی زرین (کوچک) را بگیرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچ وقت با ناظران ور نروید
چون عاقبت خوشی نداره!!!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 15 مهر 1384 10:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نیمه های شب بود .هنوز صدای فریاد دانش آموزان خاموش نشده بود.پسری در کنار پنجره ایستاده بود و بالا را تماشا میکرد.آن شب آسمان ابری بنظر میرسید.باورش نمیشد که امروز در برابر چشمان تمام جادوگران هاگوارتز کوچک شده باشد .هرگز فراموش نخواهد که امروز هری در حالیکه سوار بر آذرخشش بود مهارتش را در بازی کوییدیچ به او ثابت کرده است.مالفوی دیگر نمیخواست یک جستجوگر باشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!