جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] حمام عمومی هافلپاف

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
حمام هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 2 آبان 1384 00:22
نمایش جزئیات
آفلاین
خب دوستان جديد!
سلام!
به تالار هافلپاف خوش اومديد!
پيشنهاد ميكنم كه اول به اينجا سر بزنين تا با كل تالار آشنا بشين

راهنماي تالار..تازه واردين حتما بيان اينجا

------------------------------------------------------------------------
خب بايد بگم كه جفتتون بد نبودين!
ولي در كل در مورد جفتتون نظر ميدم:

نيكي دوميمسي پارپينگتون:
خوب بود!ولي مشكل بزرگش اين بود كه سعي كن كه زياد مسائل سايت رو داخل نمايشنامه نياري و در ضمن اگر ميتوني سعي كن فضاي دور و اطراف رو هم تويه نمايشنامه بياري تا پستت بهتر بشه.در كل براي بار اول خوب بود.
پستهاي سرژ تانكيان رو بخون تا بهتر بتوني بنويسي

رز زلر:
خب چرا تعارف!
زياد جالب نبود!
ولي براي بار اول خوب بود!
در كل كوتاه بود و همچنين مسائل سايتي رو واردش كرده بودي و فضاسازي هم بكن از اين به بعد

در كل خوب بود!
ولي از اين به بعد ديگه نظر نميدم...خودتون سعي كنيد از بقيه ياد بگيريد....مخصوصا از سرژ تانكيان!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: یکشنبه 1 آبان 1384 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
رز:سلام نيكي مثيكه تازه عضو شدي تبريك ميگم منم تازه اومدم تو هافلپاف راستي بروبچز هنوزم مي خاين از هافلپاف برين
هديه و سوزان و سرژ!:نه
رز: چه خوب پس تو هالپاف ميمونين زاخي تو چي؟؟
زاخي: اره منم ميمونم مي خام همزاخي باشم هم دامبلدور
رز: پس برا اينكه جشن بگيريم همه مهمون من تو كافه ي رزي شما ميتونين اولين كسايي باشين كه مياين كافه ي من راستي روزهاي زوج تو كافه گروه خواهران عجيب ميان
نيكي: رز اين جا جاي تبليغات نيست
رز: اها از اون لحاظ ببخشيد يادم نبود واي ديرم شد بايد برم باي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هافلپاف هرم نبض آتشين ماست در شرجي عشق و اشتياق
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: یکشنبه 1 آبان 1384 17:31
نمایش جزئیات
آفلاین
خب من رفتم از اونجايي كه مثلا قرار بود همه از هافلپاف برن ولي نرفتن و بعدش موضوع جديد شروع شد همه نمايشنامه ها رو خوندم و تصميم گرفتم كه خودمم لااقل يه نمايشنامه بنويسم بعدا بهم نظر بدين كه به عنوان اولين نمايشنامه چه طوره!Ok؟

---------------------------------------------------------------------------
ناشناس:سرژي به منم ايدت رو ميگي؟
بروبچز: مااااااااا!اين يارو ديگه كيه؟
ناشناس:سلام!خوبين؟من نيكيم!
هلگا:خب اينجا چي كار ميكني؟اومدي تو هافلپاف؟
نيكي:آره
هلگا و آنجلينا و هديه: ا...تبريك ميگيم!
سوزان:منم همين طور!
زاخي:پس بيا اولين حموم هافلپافيت رو اينجا بكن
سرژ:نميدوني چه حالي ميده!
هلگا:مخصوصا وقتي كه حاجي نباشه!
نيكي:حاجي ديگه كيه؟
مشتي:رفيق فابريك منه!(اهجش رو بلد نيستم)
نيكي:شما؟
مشتي:خو من مشتيم ديگه!
نيكي:آها..خب خوشبختم!داشتين چي كار ميكردين؟!
سرژ:ميخواس...ا..زاخي چرا نيشگون ميگيري؟
زاخي آروم طوري كه نيكي نشنوه ميگه:زشته بابا هنوز نيومده ميره دختره ميگه اينا خلن!
هلگا:زاخي راست ميگه بابا حالا من يكي رو دعوت كردما ببين تا با تيپا نندازنش بيرون ولكن نيستن!
نيكي:منم ميخوام تو عملياتتون شركت كنم!حالا هرچي كه باشه
جرج:نه..نه چيز خاصي نبود ميخواستيم ببينيم سنگ پا رو كجا قايم كردن
سوزان:آره آخه ميدوني كه مشتي بدون سنگ پا حموم نميكنه!
جرج:و بدون ليف...
آنجلينا:چون ما مشتي رو خيلي دوست داشتيم ميخواستيم بهش كمك كنيم!مگه نه بچه ها؟
بروبچز: سرژ:نه راستش ما..
سوزان:سررررررژ!ميزنمتا!
سرژ:من از همون اولم گفتم كه بايد واسه مشتي سنگ پا پيدا كنيم شما هي گفتين نه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 30 مهر 1384 18:00
نمایش جزئیات
آفلاین
هلگا:احتمالا اينجوري كسي زنده نميمونه كه بخواد بزنه تو سرش!
جرج:عجب تينتريولايي هستين شماها!
زاخي:ايده بهتري دارين بگين!
آنجلينا:يكي يه بار بزنيم تو سرش..
سوزان:كه ضربه مغزي بشه نه؟
هلگا:خب پس چي كار كنيم؟بابا من حوصلم سررفته!
سرژ:به نظرتون بهتر نيست يه جور ديگه حسابش رو برسيم؟
زاخي:چه جوري؟
هديه:مثلا دمپاييهاش رو بگيريم!
آنجلينا:برو بابا!
سرژ:منظور من اين نبود!
هديه:پس منظورت رو واضح تر بگو!
سرژ:سرهاتون رو بيارين جلو تا بگم!آخه خودش بشنوه شوكه ميشه!
يك ربع بعد.......
زاخي:كاملا موافقم!
سوزان:كاملا مخالفم
بروبچز:وا...چرا؟
سوزان:محض ارا...بابا سكته ميكنه!
سرژ:خب اگه سكته بكنه كه حالش بيشتره
هلگا:بعدش جواب حاجي رو چي بديم؟
جرج:من من كله گنده هيچي واسم نمونده...تشت و خيار..مث اينكه گفته بودم ديگه شعر نميخونم!نه؟
سوزان:راست ميگه اونوقت به حاجي چي بگيم؟
سرژ:قرار نيست حاجي چيزي بفهمه!
آنجلينا:مث اينكه خود مشتي رفيق فابريك حاجيه ها!
زاخي:اي بابا شماها هنوز نگرفتين؟!
سرژ:اينا از نشونه هاي IQ پايينه زاخي!
زاخي:گفتم شماها هوز نگرفتين؟
بچه ها:نچ..
سرژ:اي بابا مگه خودش نميگفت بلده اينگليسي حرف بزنه؟
بروبچز:خب..
زاخي:وااااي!خدا اينا رو نصيب گرگ بيابون نكنه!
سرژ:الهي آمين!

هلگا:خب مثل آدم حرف بزنين تا ما هم بفهميم!
سرژ:خب پس يه بار ديگه هم كله هاتون رو بيارين جلو تا بگم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: حمام هافلپاف
زاخي:نه...صبر كنين بابا!
هلگا:براي چي؟
آنجيلا:من دعوا ميخوام.
زاخي:بابا گفتم يه لحظه صبر كنين.
سوزان:خب يه لحظه شد.حمله!
زاخي:اي بابا...صبر كنين ديگه.
سرژ:خب بگو ديگه.
زاخي:خب برا اينكه فقط بايد يه ضربه تو سرش بخوره.
جرج:خب...بچه ها زحمت نكشين...من فداكاري ميكنم...
زاخي:چي ميگي تو؟
سرژ:خب من ميزنم.
آنجل:اهه چرا تو؟من ميخوان بزنم.
هلگا:من يه ايده دارم.
سوزان:چيه؟
هلگا:من ميزنم.
زاخي:خب نمكا ساكت!همه ميريزيم همديگرو ميزنيم هر كي آخر زنده موند اون ميزنه تو سر مشتي.
---------------------------------------
خب...هلگا جان زود تمومش كردي...سوژه زاخي خوب بود...حيف شد.
--------------------------------------
سركاري از نوع حالگيري!
به قول زاخي چرت و پرت نويسي از نوع...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 27 مهر 1384 21:40
نمایش جزئیات
آفلاین
مشتي:do you want to buy shoe؟
سوزان:اگه منظورت دمپاييه نه خيلي ممنون
جرج:بابا اين حالش خرابه!نكنه خود مشتي نباشه؟آخه مشتي اينگليسيش كجا بود؟!
سرژ:من ميم بياين يه سوال ازش بپرسيم ببينيم خود مشتي هست يا نه؟موافقين؟
همه:
زاخي:خب مشتي تو تو كجا مولد شدي؟
مشتي:mazandaran!
آنجلينا:آخه اين چه سؤال شاهكاري بود كه تو ازش كردي IQ؟
سرژ:مشتي شئ مورد علاقه تو چيه؟
مشتي:only shoe!
سرژ:خودشه بابا!
هلگا:وا..مگه تو اين دنيا به اين بزرگي فقط مشتي از دمپايي خوشش مياد؟مثلا خودم..از وقتي دمپاييهاي مشتي رو ديدم احساس ميكنم كه دمپايي واقعا چيز قشنگيه!
جرج:خب پس اگه خود مشتيه پس اينگليسي از كجا بلده؟
سوزان:همين الان به زبون خودمون حرف ميزني يا اينكه....
مشتي:Ok!Ok!
سوزان:مثل اينكه اين زبون خوش حاليش نميشه
آنجلينا:نه..نه..حاليش ميشه!مگه نه مشتي جان؟حرف بزن مامان جان بارك الله..آفرين!
سوزان:مشتي يا حرف ميزني يا اينكه تيكه بزرگت گوشته!
مشتي:خيلي خب بابا اين چرا اعصابش اينقدر خط خطيه؟
هلگا:همينه كه هست تو حرفت رو بزن!
مشتي:از وقتي كه مغلا به مازندران حمله كردن اينگليسي رايج شد
هلگا: مغل چه ربطي داره به اينگليسي؟؟؟؟
مشتي:من اين چيزا حاليم نميشه رايج شد ديگه!
زاخي:خب بعدش؟
مشتي:ديگه بعد نداره كه خب منم اينگليسي ياد گرفتم!الان گفتم بزار يه كم افه بيام ايگليسي حرف زدم!
سرژ:خب تو كه اينقدر استعداد داري چرا تهروني ياد نميگيري؟
مشتي:آخه بي كلاسه!
هلگا:من از همون اول گفتم كه به IQ اين يارو مشتي شك دارما!هي گفتين نه
آنجلينا:بابا من ميگم همون نظر اولي كه سرژ داد بهتر بود!شايد ضربه بعديي كه به سرش بخوره جمجمش رو بياره سر جاش!نه؟
بروبچز:فكر خوبيه
مشتي:چي فكر خوبيه؟!
سرژ:بچه ها با شماره 3 شروع ميكنين:1..2..حمله!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
حمام هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 مهر 1384 21:49
نمایش جزئیات
آفلاین
خب منم باز خودمو دخالت دادم!
من براتون تويه پستاتون جاهايي رو كه مشتي گفته رو ويرايش كردم....برين ببينين!
البته چون سرژ خودش لهجش اين شكليه بهتر بلده!
پس سرژ بياد اوني رو كه من نوشتم رو درست بكنه...البته اگر بده.
--------------------------------------------------------------
زاخي:بچه ها ميگم پس ميخواين چي كار كنيم؟بريم همون نقشه اي رو كه گفتم رو اجرا كنيم ديگه!
همه:آخه...خب باشه!
همه ميرن سمت مشتي**
زاخي:سلامي دوباره به مشتي خيرالله خودم!
مشتي:Hi every body!
همه:مااااااااااااااااااا
سرژ:مطمئني اين مشتي خيرااله خودمونه زاخي؟
زاخي:آره بابا.مشتي مارو دست به سر كردي؟تو كه فاريسشم به زور صحبت ميكردي!
مشتي:What are you saying?
همه براي بار دوم:مــــــــــــــا
هديه:اين از كجا انگليسي ياد گرفته؟ديگه لهجه مازنيشم يادش رفته!
زاخي:مشتي مسخره بازي رو بزار كنار!
مشتي:Hey you!...come on....come on
سوزان:كي؟من؟
مشتي:Yeah!
همه:پچ پچ پچ پچ...يعني چي كارش داره؟
زاخي در گوش سرژ:مطمئني اين مشتي خودمونه؟تا همين نيم ساعت پيش كه مازني صحبت ميكرد يه دفعه چش شد؟
سرژ:چه ميدونم.منم ميخواستم همينو از تو بپرسم.
مشتي:..........
------------------------------------------------------------------------
من خودمم نفهميدم مشتي چرا يه دفعه انگليسي صحبت كرد!
شما بيابيد كه چرا!
جوينده يابنده است!
مثل هميشه=چرت پرت نويسي از نوع چرت و پرت كه خود نيز از چرت و پرت تشكيل شده است!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: یکشنبه 24 مهر 1384 16:13
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخي:هميچيناام كه شماها فكر ميكنين بوق نيستا يه دفعه ديدي قاط زد كه خدا اون روز رو نياره
هلگا:مثلا ميخواد چي كار كنه بابا اون يه نفره ما 1..2..3..4......
آنجلينا:ولي سرژ راست ميگه اينجوري خيلي گناه داره!
سوزان:بياين براش سيبيل آتشي بكشيم هم دردسرش كمتره هم دردش
زاخي:بعدش نگين چرا بهمون نگفتيا

هديه:اه زاخي...
زاخي:زاخي نه و پروفسر دامبلدور....
هديه:حالا همون هنوز كه شناست عوض نشده كه گير ميدي ..آها داشتم ميگفتم ضدحال نزن ديگه!
سرژ:بچه ها اگه اذيتش نكنين بهتون يكي يه جفت دمپايي ميده ها
هلگا و آنجلينا:اصلا ما از همون اول گفتيم كه پسر خوبيه چرا ميخواين اذيتش كنين؟
هلگا:تازه همين ديشب دمپايي من پاره شد
سوزان:وا..مگه باهاش كشتي ميگرفتي كه پاره شد؟؟؟
هلگا:نه بابا به پام كوچيك شده بود داشتم ميكشيدمش كه كش بياد
آنجلينا:بابا تو ديگه آخرشي هلگا
مشتي:ليف كجا بينه؟(ترجمه:ليف كجاست؟)
سوزان:نداريم
مشتي:من چه طور حموم ميكنم اون ويت؟(ترجمه:من چه جوري حموم كنم اون وقت؟)
هديه:ميتوني حموم نكني
زاخي:هديه تو چقدر شبيه بامشاد ميخندي؟
هديه:
مشتي:هي بر...سنگ پا ندارينه؟(ترجمه:شما اينجا سنگ پا ندارين؟)
سوزان:ميام ميزنمتا مشتي
سرژ:ا..چرا با بچه اينجوري حرف ميزنين؟نه مشتي جان نداريم قربون اون لحجه قشنگت برم من
بروبچز:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور اسميت در 1384/7/26 21:39:39
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: حمام هافلپاف
همه ميرن به سمت حموم.تا مشتي ميرسه به حوض ميپره توش.
آنجل و هلگا و سوزان ميرن كه يه نيگا به دمپايي بكنن.
سرژ(با داد):مشتي خوش ميگزره؟
مشتي:پس اين صابون كجا بينه؟(ترجمه:پس اين صابون كجاست؟)
زاخي:ما اينجا همه چي داريم جز صابون.
مشتي:اوووه پسر جان!....پس شما اينجا چه كار بكنين؟(ترجمه:پس شما اينجا چي كار ميكنين؟)
جرج:همه كار جز حموم.
هلگا با يه دمپايي ميياد جلوي حوض:مشتي اين چنده؟
مشتي:هي بر بزار سر جاشنه...فروشي نيستنه(ترجمه:اونو بزار سر جاش فروش نيست)
آنجل:پس اينارو چيكار ميكنين؟
مشتي:ميخرم ديگه..پس ميخواستم چه كار بكنم كه؟(ترجمه:خب ميخرم ديگه)
سوزان:ا...من يه دمپايي كهنه دارم.
مشتي:من فقط دمپايي ميخرينم كه نو باشينه(ترجمه:من فقط دمپايي نو ميخرم)
آنجل:خب بعدش چيكار ميكنين؟
مشتي:عمده ميفروشم به دكوني(ترجمه:ميرم عمده ميفروشم به مغازه ها)
هلگا:چه سودي برا شما داره؟
مشتي:ها...بررو....به دكون مشتي ها سود ميزنم!(ترجمه:هه خانومو...من با اين كار به مغازه دارا سود ميرسونم)
سرژ:ديدين گفتم بچه باحاليه.
جرج:خيلي.
زاخي:من ميگم يه حالي بهش بديم.
آنجل:يعني چه جوري؟
هلگا:چيكارش كنيم.
زاخي:خب...گوشاتونو بيارين جلو.
----------------بعد 5 دقيقه-----------------
سرژ:نه...گناه داره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور اسميت در 1384/7/26 21:38:11
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 23 مهر 1384 19:46
نمایش جزئیات
آفلاین
هلگا:مشتي جون من بگو از كجا دمپاييهات رو خريدي؟
مشتي: يه بر(بخوانيد bara) يه چي به اين بر بگه!(ترجمه:يكي يه چيزي به اين بنده خدا بگه)
جرج:آقا واستين ببينم اين مشتي نصف شبي تو راهرو چيكار ميكنه؟
مشتي:هي بر....سرت تو خودت باشه(ترجمه:هي پسر سرت به كار خودت باشه!)
آنجلينا:راست ميگه ديگه داري مشكوك ميزني مشتي!
هديه:اي بابا مثلا ميخواستيم بريم حموما!
مشتي:چه بهترينه منم باهاتان ميام خب.(ترجمه:خب چه خوب منم باهاتون ميام)
و سرش رو ميندازه پايين ميره طرف حموم!
سرژ:يكي اين رو بگيره بابا من كه دعوتش نكردم!
زاخي:من ميگم تا وقتي كه ما ميريم حموم دست و پاش رو ببنديم
بقيه:فكر خوبيه!ميخواستن شروع كنن به بستنش كه..
مشتي:اگه نزارين بيامينه به حاجي ميگومو(ترجمه:اگر نزارين بيام به حاجي ميگما!) (چون مشتي سادست پس اين شكلك تقريبا غلطه...در كل اصلا مشتي اين شكلي صحبت نميكنه...اصلا زبونش زياد نميچرخه!)
بروبچز: مگه تو حاجيم ميشناسي؟؟؟؟
مشتي:من و حاجي دوست هم بوديمينه به طوري كه چشبناك بينيم(ترجمه:من و حاجي رفيق فابريكيما!)
آنجلينا:واي خب يعني مجبوريم با خودمون ببريمش حموم؟
هديه:جرج يه كاري بكن!
جرج:تو بگو چيكار من همون كار رو ميكنم
هديه:از بالاي پله پرتش كن پايين!!!
جرج:ممممماااااااا!نميشه يه كار آسونتر بگي؟
سرژ:اي بابا بس كنين ديگه مجبوريم با خودمون ببريمش وگرنه ميره به حاجي ميگه
بروبچز:نترس بهت خوش ميگذره مشتي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور اسميت در 1384/7/26 21:33:10
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co