شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
یادمه خیلی وقت پیشا اون موقع که سیریوس طفلی بیش نبود یک بار من و خانم بلک و سیریسوس و ریگولوس رفتیم پارک جادوگران توی پارک یک قسمتی بود که یک درخت بید کتک زن کاشته بودند و یک بابایی جلوش نهالش رو میفروخت . سیریوس و رگولوس تخسی کردن گفتن ما از این درختا میخواییم . خانم بلک هم که الهی قربونش برم اون موقع نمیدونست جفتشون تو زرد از آب در می یان برای همین نازشون رو میخرید و خلاصه براشون یک نهال خرید اون نهال رو تو باغچه ی خونه کاشتن بعد از مدتی هم سیریوس بزرگ شد هم درخته اون روزا تازه سیریش با جیمزی و ریموسی رفیق شده بود , خونه رو کرده بود پاتوق هی دوستاش رو می یاورد اونجا با هم کوئیدیچ بازی میکردند و از اونجایی که یکی از یکی گلابی تر بودند توپشون هی می افتاد بالای درخت و سیریش نامرد به من دستور می داد برم توپ رو بیارم یادمه روزی نبود که من تنم کبود نباشه برای همین از همون موقع نسبت به این درخت احساس تنفر کردم .
آي چي بگم كه دلم از دست اين بيد مجنون پره! آقا ما داشتيم كوييديچ بازي مي كرديم...از "ما"منظورم بروبچز هافله!آقا اين بلاجره از دست جرج (اون موقع هنوز توي هافلپاف بود!) يكدفعه قاطي كرد!يعني اينكه چيزه..جرج زيادي محكم بهش كوبيد...بعد يهو قاط زد..نمي دونم چش شد با سرعتي بيشتر از گوي زرين شروع كرد به پرواز..حالا از منحل شدن تمرين كه بگذريم هيچ دست و پاي هممون داغون شد! آقا جاتون خالي ما همه تمرين رو بيخيال شديم ديگه..ارني هم كه اون موقع شناسش رو عوض نكرده بود هنوزم كاپيتان بود!هرچي هوار زد ما گوشمون بدهكار نبود رفتيم دنبال توپه..حالا نرو كي برو..آقا خلاصه من و هپزيبا كه اون موقع شناسش آنجلينا بود درست بالاي بيد مجنون توي حياط هاگوارتز خورديم به هم ديگه و دو تايي چپه شديم روي درخت بيچاره..البته اونم كم نياوردا..نمي دوني آدم ياد رنجر شهربازي ميفتاد! ..بچه پررو همچي ما رو مي چرخوند انگار سيگار برگيم!..بعدش وقتي دور و برم و نگاه كردم ديدم تو درمونگاهيم!
داستان: ___________________________________________________ من(رونان)، به همراه بن، داشتيم توي جنگل ميگشتيم،كه يهو يه صداهاي داد و فرياد و جيغ و اينجور چيزا شنيديم... من ميخواستم برم به طرف منبع صدا، كه بن بازوم رو گرفت و گفت: به ستارهها دقت كن و سرنوشت اون 2 پسربچه رو با دقت بخون... يادت نره كه تو نبايد سرنوشت رو تغيير بدي... من كه از خشم و ناراحتي سرخ شده بودم، چون واقعا اين كار را بيرحمي ميدانستم، چون مسالهي مرگ و زندگي در ميان بود، بازويم رو از دست اون بيرون كشيدم، و بي هيچ حرفي، به تاخت به سمت منبع صدا رفتم... ميدونستم صداها از كجا ميآن...از طرف بيد مجنون بودن... من، از ميون درختا، دو تا پسربچهي سال دومي رو ميديدم، كه تلاش ميكردن از دست بيد مجنون فرار كنن، ولي نميتونستن... فريادهاشون، رفتهرفته بلندتر و دردآورتر ميشد، تا وقتي كه من ديگه طاقت نياوردم... يه تير از پشتم كشيدم و گذاشتم توي كمونم، بعد (صحنه آهسته شد!!!) دويدم و دويدم، تا به اونا رسيدم...!!! وقتي تو فاصلهي مناسب قرار گرفتم، تير رو رها كردم، كه درست از كنار گوش پسري گذشت كه با يكي از شاخههاي بيدمجنون، معلق بود...تير درست خورد به چشم(!!!) بيد مجنون...ولي هيچ اتفاق خاصي نيفتاد! بعد، درحالي كه اصلا حواسم يه جاي ديگه بود، احساس كردم كه سرم دو شقه شد!!! چون يكي از شاخههاي بيد، درست خورد تو فرق سرم...!!! بعد، در حالي كه توي چشمام، اشك چمع شده بود، پسري كه توي هوا معلق بود، درست با شكم افتاد روي قسمت اسبي بدنم! پسر با خوشحالي گفت: ايول!!!اسب!!! جيمز...بپر بريم...!!! من كه از حرفش، خيلي ناراحت شده بودم، با يكي از دستام، يه سيلّي جانانه زدم تو صورتش!!!...يعني، همچي جانانه ها...!!! پسر كه گريهش گرفته بود، از روم پرت ميشه و ميفته روي دومي....! بيد مجنون هم كه از اين عكسالعمل من، خيلي خوشش اومده بود، با خوشحالي يه شاخهش رو ميكوبه تو كمرم...! يه لحظه فكر كردم به رحمت الهي پيوستم!!! بعد، در حالي كه داشتم از درد، بيهوش ميشدم، بيخيال جيمزباند بودن شدم، و به تاخت رفتم طرف جنگل، و در حالي كه آخرين شاخهي بيد، از كنار گوشم ميگذشت، فرار كردم و نفهميدم چه بلايي سر اون دو تا اومد...! البته، مثل اينكه از فرصت استفاده كرده، و فرار كردن...چون هيچ غوغايي كنار بيد نبود...!
والا یادم میاد بچه بودم، یعنی سال اول بود توی هاگوارتز......خیلی خیلی کنجکاو و در واقع فضول بودم و علاقه داشتم به همه سوراخ سنبه ها سرک بکشم (نکته نقشه : من مکان همه سوارخ های گیلدی رو حفظم!!)، خلاصه دوستان.....یه پسره خیلی بدی بود به اسم حمید، این پسر همه رو اذیت میکرد و حرصه همرو در میاورد.....منم خیای ازش بدم میومد......این یه روز به من گفت که همه جاهای هاگوارتز رو میشناسه و بلده.....منم که خیلی به این کار علاقه داشتم باهاش رفتم.......آره برادر من خر شدم و باهاش رفتم.....منو اورد نزدیکای این درخت و گفت من تا برم نقشه رو بیارم تو همینجا بمون......آره برو زیرش بشین منتظر باش.... آقا این حمید رفت به طرف مدرسه و پشته یه درخت قایم شد......منم از همه جا بیخبر رفتم و زیره درخت نشستم که یهو دیدم رو هوام.....یعنی دیدم بین زمین و آسمون اینجوری معلق شدم. شروع کردم به جیغ زدن و اون حمید بوقه بوقیه بوق زاده بوق اندر بوقه بوق به بوق شده از دور به من میخندید......(نکته لبخندی : چه دندونای کثیف و زردی هم داشت!!) خلاصه آقا این درخت منو پرت کرد رو هوا و من بعد از 24.5 چرخش روی هوا فرود اومدم آما کجا؟؟؟ آما بنده روی کلاغ بدبختی که در اون حوالی میگشت فرود اومدم......کلاغ بدبخت قار قاری کرد و نتونس منو نگه داره و با هم افتادیم وسط دریاچه...... (نکته صحنه سازی : برادر حمید هنوز داشت هر و هر میخندید)
بيد مجنون، درختي بزرگ كه به نزديك شدن بهش وحشي ميشه و با شاخه هاي بزرگش ممكنه به شما صدمه بزنه. بيد ديوانه، بيد گريان و اسامي ديگري هم داره. اما اين درخت يك سري خواص هم در پي داره..
يكي از اونها دستگيري و به دام انداختن مزاحم هاست. اين درخت تقريبا در مقابل تمامي نفرينها مقاومه.. البته نفرين هاي آتشين ميتونن موثر باشند اما بهرحال اين درخت مقاومت زيادي داره. در مقابل اشيا نا آشنا هم به شدت از خودش حركت نشون ميده.
و اما شما هر سوالي در موردش دارين بپرسيد من جواب ميدم.
تكليف شما هم اينه كه يه ماجراي كوتاه رو بصورت نمايشنامه اينجا بنويسيد از وقتي كه اشتباهي يا به عمد و يه به هر دليلي به نزديكي اين درخت رفتيد. در واقع يه خاطره از اين درخت،
مرسي
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!
گلدون اول 3 امتياز و گلدان دوم 7 امتياز روي هم 10 امتياز با دو عكس متوسط كه روي هم 5 ميگيرن در مجموع شد 15 امتياز براي ريوون كلاو جلسه دوم، شما تو همه نوشته هات بايد نكات منحرف گونه به كار ببري؟ ميدونم منظور از اونجاش گوششه ولي اين طنز بدرد نميخوره براي عكساي شما 5 امتياز در نظر گرفته ميشه و فوايد آب درون كاكتوس هم 5 امتياز و 5 امتياز به خاطر اينكه اولين دانش آموزي بودي كه سر كلاس حاضر شدي. ميشه 15 امتياز ديگه.
پروفسور كويريل:
عكسي كه جلسه قبل داديد خوب بود 5 امتياز، گلدان ها رو خيلي راضي نبودم روي هم 5 امتياز كه ميشه 10 امتياز
جلسه دوم، بعضي موارد غيرممكنه چون اصلا خوردن آب اين كاكتوس مرگ آوره! چه بي زهر و چه با زهر. از كلش با عكسها 10امتياز برا گريفيندور
رونان: 5 امتياز بابت نوشته هاي جلسه قبل براي گريفيندور
هلگا: 7 امتياز بابت نوشته هاي قبلي جلسه دوم، مورد سومش يه كم غيرقانونيه، بهرحال 8 امتياز هم براي اين روي هم ميشه 15 امتياز براي هافل پاف
دامبلدور: 20 امتياز براي نوشته هاي پيشين. 5 امتياز براي درس جلسه دوم روي هم 25 امتياز براي هافل پاف
كريچر: 5 امتياز براي جلسه قبل به ريوون كلاو
هوكي: 5 امتياز براي اسليترين فقط چون تكليف رو تحويل دادي هر چند دير، ولي نوشتت خوب نبود و امتيازي نداره.
پروفسور من مكان گلدون ها رو قبل از جلسه دوم گفته بودم! بهتره يه نگاه بكنين به پستم
سوال:آب درون اين كاكتوس چه مصارفي داره?! اين آب خواص جادويي فراواني داره كه از آن جمله ميتوان به رشد دادن لوبياي سحرآميز تا ارتفاعات بلند و همچنين زنده كردن اشيا به طوري كه دست و پا در ميارن و ميدوئن و در ميرن! در ضمن اين آب خواص درماني هم داره كه ميتونيم به از بين بردن واريس پا! و همچنين خوب كردن جوش ها اشاره كرد. در ضمن اين آب در مواد رنگي براي رنگ كردن موها نيز مورد استفاده قرار ميگيرد.(نكته علمي-پزشكي:به خاطر همينه كه بيشتريا موهاشون ميريزه!) --------------------------------------- در كل هدفم اين بود كه بگم تكليف اولي رو قبلا انجام داده بودم!
گلدون اول:تالار عمومي هافلپاف..در حال دستگيري يك خيانتكار! گلدون دوم:خودم در حموم..اون صداهاي چك چك هم مال آب بود!منم داشتم آواز مي خوندم!
آب درون اين كاكتوس چه مصارفي داره?
1-با اينكه سميه ولي اگر مقداري بلادن به آن اضافه كنيم براي درمان سرخك جادويي واقعا فوقا لعادهست! 2-از اين آب مي شه براي تحت كنترل گرفتن حافظه افراد استفاده كرد! 3-اگر در اين آب مقداري جوش شيرين حل كنيم مورد استفاده براي پاك كردن لكه هاي چربي مي شود!(بيشترين استفاده براي خانمهاي خانه دار!)
آب درون اين كاكتوس چه مصارفي داره? 1-اگه چوبدستیمون رو به مدت یک شبانه روز در این آب بخوابونیم حتی با بی خطرترین طلسمها فرد میمیره چون آب داخل این کاکتوس بسیار سمیه و گفته میشه که قدرتش از زهر مار هم بیشتره 2-از این آب میشه برای پادزهر بسیاری از طلسمهاه ممنونعه نیز استفاد کرد فقط باید حتما زهر این آب رو ازش جدا کرد چون باعث پیریه زود هنگام میشه 3-اگه این آب رو به مدت بیست چهار ساعت بجوشونیم(البته بخارش نباید خارج بشه ازش میتوان به عنوان آب آشامیدنی هم استفاده کرد که خاصیت تب زدایی هم پیدا میکنه 4-میگن اگه مقداری از تیغهایه این کاکتوس رو در آبش حل کنیم خاطیت دومبولیسیم یا به عبارتی خاصیت اشتپ پیدا میکنه که اگر کسی ازش بخوره همه چیز رو غلط غلوط میگه 5-بهترین نوع استفاده از آب این کاکتوس هم اینه که بخاری روو که از چوشوندن این آب بدست میاریم رو قسمتی که درد میکنه بمالیم سه سوته خوب میشه البته مادربزرگه خدابیامرزم قبل از مرگش اینکارو کرده بود که نتیجشم معلومه