جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

69 کاربر(ها) آنلاین هستند (66 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
69 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

آخرین گروه‌بندی‌ها

داستان های پنــچ کلمه ای!

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 12:01
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آرتيكوس الياس فرناندو الكساندرو دامبلدور

ملقب به سلامگنتئور(فنانشدني در همه دورانها)

[b][color=009900]آرتيكوس ..
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 11:53
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 11:46
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه برای...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آرتيكوس الياس فرناندو الكساندرو دامبلدور

ملقب به سلامگنتئور(فنانشدني در همه دورانها)

[b][color=009900]آرتيكوس ..
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 11:37
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 11:29
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا ابد خیر بر شر و روشنایی بر تاریکی پیروز است
زنده باد اعضای محفل
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 11:20
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 10:35
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 04:07
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آرتيكوس الياس فرناندو الكساندرو دامبلدور

ملقب به سلامگنتئور(فنانشدني در همه دورانها)

[b][color=009900]آرتيكوس ..
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 03:22
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني- در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
---------------------------------------------------------------------------
دوستان بیاین به گفته کوییریل عزیز توجه کنیم و از اینجا به بعد حداقل برای چند خط هم که شده فضاسازی کنیم و درضمن بیاین یه کم از این مبارزه بیایم بیرون و به مسایله دیگه به جز مبارزه و این جنگ بپردازیم .چطوره؟؟؟ (راستی نگین چرا خودم این کارو نکردما اخه وسط جمله بود) فعلا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مذهبم ایران است
وجودم سهراب است
مکتبم باران است
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: هري خوب جادو های دفاعی رو یاد گرفتی ولی نميتوني در برابر من عرض اندام کنی.
دامبلدور: چي شده تام؟ چرا داری عقب میری.
ولدمورت: من عقب نمیرم یکی داره من رو ... اما جملشو ناتمام
گذاشت و غیب شد. دامبولدور با تعجب رو کرد به هری و گفت:هری تو چی کار کردی که ولدمورت عقب نشست؟
هری بلافاصله گفت :خوب دامبلدور من باید بگم که دراکو و من با هم این کارو کردیم
چی؟
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�