جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

35 کاربر(ها) آنلاین هستند (28 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
34 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

آخرین گروه‌بندی‌ها

داستان های پنــچ کلمه ای!

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 14:57
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه بيفت هري.
هري با اینکه نمی خواست سیریوس را ترك كند ولي بالاجبار به راه افتاد اما نگاهش به سمت سيريوس بود نمی توانست حالا که دوباره او را پیدا کرده بود دوباره...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آرتيكوس الياس فرناندو الكساندرو دامبلدور

ملقب به سلامگنتئور(فنانشدني در همه دورانها)

[b][color=009900]آرتيكوس ..
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:38
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه بيفت هري.
هري با اینکه نمی خواست سیریوس را ترك كند ولي بالاجبار به راه افتاد اما نگاهش به سمت سيريوس بود نمی توانست حالا که دوباره او

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا ابد خیر بر شر و روشنایی بر تاریکی پیروز است
زنده باد اعضای محفل
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:22
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه بيفت هري.
هري با اینکه نمی خواست سیریوس را ترك كند ولي بالاجبار به راه افتاد اما نگاهش به سمت سيريوس بود.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه بيفت هري.
هري با اینکه نمی خواست سیریوس را ترك كند ولي بالاجبار به راه افتاد اما نگاهش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:18
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه بيفت هري.
هري با اینکه نمی خواست سیریوس را ترك كند ولي بالاجبار....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه بيفت هري.
هري با اینکه نمی خواست سیریوس را

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:14
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه بيفت هري.
هري با....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:12
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور: معطل نشید. راه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 13:09
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت همكاري نميكنه.
دامبلدور:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
ما از یه جادوی خواص گریفندور و اسلایترین استفاده کردیم و هنگامی که این دو با هم مخلوط بشن نیروی بسیار قوی به وجود آورد که باعث شد لردولدمورت غیب بشه.
دامبلدور:ولی تام کجا رفت؟؟؟
دراکو: به قصر ریدل ها چون اونجا لرد برای یه همچین جادویی طلسم های دفاعی قویی کار گذاشته.
دامبلدور: اهان اصلا يادم نبود که اون خونه قدرتهايي داره. درسته حالا هر دوتون زود زاه بيافتيدتا به ولدمورت برسیم
هری به دراکو کمک کرد تا بلند بشه و با هم راه افتادند.
هری: بقیه مرگ خوارا چی؟
بقیه مر گخوار ها مشکلی بوجود نميارن.
حالا ما باید به پناهگاه بريم برای مبارزه با ولدمورت.
سیریوس:چرا آلبوس ما نبايد بيايم؟
دامبلدور:چون تو هنوز کاری که بهت محول كردم انجام ندادی سیریوس.
هری پرسید: چه كاري بايد انجام بدی سیریوس؟
هری در حالیکه داشت با ناباوري به سيريوس نگاه می کرد سیریوس جواب داد: ناراحت نباش. ما وظايفمونو به خوبي انجام ميديم و احتياجي به كمك تو ندارم. من باید اخبار محفلو به ارواح عضو محفل منتقل کنم. ارواح هم با استفاده از اخباري كه من بهشون ميدم با یکدیگر متحد شوند و براي كشتن ولدمورت بسيج شوند. هری با تعجب به سیریوس نگاه كرد و گفت: ما با ارواح متحدیم؟!!!
سیریوس:آره بین ارواح هم اختلافاتی هست اما تقریبا هیچ کس نتونسته بود این اختلاف ها رو بر طرف کنه تا اینکه دامبلدور همشون رو جمع کرد و با اون نفوذي كه روشون داشت ، تونست اوناها رو متحد کنه. حالا هیچ روحی با ولدمورت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر تغییر اندازه داده شده