هري ديگر چيزي نگفت. تازه فهمید که این خانه چقدر برايش آشناست.
هري: من اینجا رو توی رویام ديدم.ولي نه. من اينجا بودم، همینجا.
هري به تخته سنگي اشاره کرد که در کنار قبری بود.
هري: سدريك دقيقا اينجا كشته شد . قطره ای اشک از کنار گونه او سرازیر شد و یاد آن شب شوم افتاد.
دامبلدور: هري نذار که احساستت بر تو غلبه کنه. ما اینجاییم تا تو بتوني ولدمورت رو بکشي و انتقام سدریک و بقیه بی گناهایی که او براي جاودانگيش کشت را بگيري.
هري اشكاشو پاك كرد و نگاهي.....
آنلاینها
28 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
27
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
داستان های پنــچ کلمه ای!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
