جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

100 کاربر(ها) آنلاین هستند (86 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
100 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خبر گزاری جادوی سفید
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 آذر 1387 22:37
نمایش جزئیات
آفلاین
زنده یاد باد محفلشون ققنوسمون !


و یک بار دیگه همراه میشیم با خبرنگار سیاسیمون مری جاوید آباد ، در یکی دیگه از انتخابات وزارت سیاه سفید جادوی وزارت و اینک دو فرشته که از سر و کول خانم خبرنگار ما دارن بالا می آورند .

مری : خب از دوست عزیزم تشکر میکنم که روی صحبت رو به من داد تا باز هم خبری دست اول رو که برای شما دوستان ، عزیزان ، دلبندان ، گوگولی های سفید آماده کردم رو با صدایی همانند قوهای سپید بخوانم .

بِبَــــــــــخشـــــــــید ، شروع میکنیم از انتخابات مقدماتی وزارت سحر و ساغر .

شاهکار زیبای خلق یک سناریوی تاریخی رقم خورد !


به گزارش دستنویس همراه با قلم پر ریتا مشکوکیوس ، افراد بسیاری در این انتخابت شرکت کردند که از مصمم ترین آنها میتوان جیمز سیریش و تد ریموس رو نام برد ، کسانی که برای تبلیغات خود کلی وقت صرف کرده بودند و من هرگز سراغ ندارم کسی رو که پستی به آن طولانی فقط برای طنز زده باشه ! وای که آن روز تو رودربایستی همدیگه مونده بودین چقدر
اما از نفر بعدی که تایید نشد ، و تنها حرف او برای تایید نشدن که مورد تایید هیچ یک از تاییدیه های قانونی و غیر قانونی نبود اینیگو بود که در همان لحظات ابتدایی فاش کرد برای عملیاتی دورهمی وارد میدان شده است و این مورد شانس او را برای حضور در دور دوم کم و کم و کمرنگ و آبرنگ کرد .

تقابل سفید و سیاه فقط در رنگهای بدن گورخر نیست !


اما دور دوم انتخابات با شگفتی های دیگری همراه بود که کارشناس زیباروی ما مورگانا لیف ! گزارشات جالبی از ماجرا را میدهندیدندون !

افراد تایید شده ای که یکی شش ماه بود رول نزده بود ، یکی ناظر انجمنهای مختلف بود و کاملاً با قوانین جور درمیومد ، و فرد بعدی شخصی بود که کلی برای رول زدن زحمت کشیده بود و تعداد رولهای او رو به فلک میرفت !

و اما شاهکار این دور که آشوب بسیاری برپا کرد تازه واردی بود که هنوز نیامده شاخ ملت رو از سه طرف میکشید و هر کسی شاخش سر جاش مونده بیاد جلو که یادش رفته ! تایید او یکی دیگر از شاهکارهایی بود که در آسمان ما بی همتا بود ، کسی که حتی در این لحظه یاد نگرفته است رول بزند چگونه ادعای وزارت میکند !

در این مرحله برای آنکه خیلی ها کمی حواسشان از موضوعهای مختلف پرت بشود و کلاً وقت از بین برد کار جالبی صورت گرفت ، در ستادی گروهی دعوا میکردند و در ستادی عنکبوتی دوسانتی در حرکت بود ، در ستادی شخصی با التماس به دنبال رول بود و در ستادی هر ثانیه رفقا رول میزدند ، اما آخر چه شد ، نتایج اینطور نشان داد که همه چیز بر وفق مراد است و هیچ مشکلی نیست !

تا آنکه آخر کار دو نفر به خاطر همت و پایداری دو نفر دیگر کنار رفتند ، که سراسر انگیزه های پنهان و آشکار را همراه داشت .

تایید یا غیر تایید مسئله انگیزه های پروفسور است ...

اما آخرین دور وزارت نیز با خبرهای فراوانی همراه بود که خودم به شخصه در صحنه حضور داشتم و گزارشش رو از تو حلق یکی از اژدهاهاهاهاهای بزرگ و پروانه ای بیرون کشیدم !

آنطور که انتخابات در دور آخر پیش میرفت به وضوح مشخص بود که بیست نفر بیشتر نبایستی رای خود را ارسال میکردند اما چه شد که دوستانی از گذشته های دور سری به سایت زدند و شناسه های میلیونی فراوانی رو شد برای رای دادن که گویی رییس شناسه های میلونی را نیز کلافه کرده بود ...

اما هر طور که بود تمام و کمال به پایان رسید تا 37 رای مری باود و 36 رای هوکی ، در دست مدیران سایت قرار بگیرد و برای تایید بررسی شود .

و اکنون بعد از شش ماه و نیم در یکی از روزهای کاملاً بهاری من نتیجه پایانی و گزارشی از دو دوست عزیز را در پیش روی شما قرار میدهم !

نفر اول : 53 رای مورد قبول
نفر دوم : 0 رای مورد قبول

نفر اول : خب خوشحالم که باز هم حق به حقدار رسید و من واقعاً لذت میبرم وقتی میبینم ، ما افراد آگاهی داریم ، من از همون ابتدا هم میدونستم که بسیاری ازطرفداران من حواسشون نبوده و تکمه رو اشتباهی فشار دادند و رای برای شخص دیگه ای رفته ، من خوشحالم که مدیران حس ششم عالی و خوبی دارند و رای ها رو تشخیص دادند .

نفر دوم : آقا ، خانم ، پیر ، جوون ، کوچولو ( کجای میری؟ خونه مادربزرگ ؟ بخوری پفک برتی نات ؟ چاق بشی چله بشی بعد بیای من بخورمت ! ) من حداقل خودم که به خودم رای داده بودم ، یعنی اونم مورد قبول نبود ؟ چرا اونو حذف کردین ؟ این حذفیات چی بید ؟


و اما انتخابات امسال نیز با فراز و فرید فراوان پایان پذیرفت ، تا انتخاباتی دیگر ، سال دیگر ، شما رو به دستان آلبوس میسپارم ، پروانه ای باشید !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: خبر گزاری جادوی سفید
ارسال شده در: شنبه 23 آذر 1387 23:04
نمایش جزئیات
آفلاین
دی ری دی رین!
زنده باد محفل ققنوس!
باز هم با خبری سیفید میفید و تر و تازه و ضد سیاه سوخته در خدمت شما هستیم و کلا خبر رو بخونید و ذوق مرگ بشید و کلی سیاه ها رو هو کنید!

عله پاتر ولدی را با سیم سرور مورد ضرب و شتم خویش قرار داد!

ولدی اظهار داشت :

- همه چیز خیلی ساده شروع شد ، من فقط داشتم روی پرونده های درخواست مرگخواریتم کار میکردم که یهو هری وارد دفتر شد و منو مورد ضرب و شتم قرار داد و من اوخ! شدم.
من اعتراض دارم و کلا خیلی اعتراض!
عله خیلی خیلی خیلی عقده ایه و حالا من در جوانی یه آواداکداورایی بهش زدم که تازه اونم برگشت به خودم باز! چرا اینقدر من پیرمرد رو زجر میده!؟
د آخه این چه زندگیه که من دارم!؟ این مرگخوارام که ریختن تو تاپیک های خونه ریدل روزی شص تا سوژه بر علیه من میدن، یا فشفشه ام میکنن ، یا میشم خدمتکار ایوان، یا معتادم میکنن!
مار تو آستینم می پروروندم!

ناگهان آستین ردای لرد باز شده و سر مار غول پیکری از آن بیرون میزند!

نه نجینی با تو نبودم برگرد تو!
خلاصه من خیلی دپرسم! خیلی دلخورم! این محفلی ها هم خیلی بوقین ! این همه ورد دارنا! بازم گیر دادن به همین سه تا ورد نابخشنودی من بدبخت! به کی بگم اخه من دردمو! دوای درد من چیه!؟

صدای خواب آلودی سخن لرد را قطع کرد:

- دوا؟ ارباب دوا میخوای به خودم بگو واشت ژور میکنم باب...

با خوابیدن دوباره ی مورفین لرد با ناامیدی چشمانش را بر میگرداند، آثار زخم ها و خراش های سیم سرور هنوز بر روی چهره اش مشخص است.

و در انتها گزارش را با تصویری از عله و لرد به پایان می رسانیم!
باشد که وزارت نباشـ... چیز، باشد که عبرت سیاهی گردد!
خبرنگار رسمی محفل ققنوس- جیمز سیریوس پاتر


تصویر تغییر اندازه داده شده


کیفیت عکس - در حد بوق!
به خوبی میتوانید کادر دوربین عکاس را تشخیص دهید خب این که خوب است که!
حالشو نداشتم! مرگ بر وزارتـ... اممم سیاهی!
آخرش با این سوتی هام کار دست خودم میدم...!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1387/9/23 23:09:30
Re: خبر گزاری جادوی سفید
ارسال شده در: شنبه 25 آبان 1387 17:22
نمایش جزئیات
آفلاین
دامبلدور با شعار " بیایید روی مرگ خواران بمب بریزیم " و ولدمورت با شعار "تغییر" !!

همچنان که به روز های آخر انتخابات می رسیم ، بحث ها و جدل های میان دو رغیب جدی تر و جدی تر می شود ...
آخرین روز های انتخاباتی میان دو شخصیت کلیدی جامعه جادوگری یعنی لرد ولدمورت و آلبوس دامبلدور حواشی خاصی نیز داشته است که در زیر به برخی از آنها می پردازیم.

چالش های سیاسی آلبوس دامبلدور!
آلبوس دامبلدور ، رقیب لرد ولدمورت طی بیانیه ای سه چالش اصلی سیاسی خود را اینگونه برای عموم بازگو کرد :
1.چوبت تو حلق مرگ خواران کردن توسط سازمان بین الملل جادوگران!
2.رشد و بهبودی اقتصاد محفل ققنوس.
3.نمادینه شدن کله کچل لرد ولدمورت برای رآکتور هسته ای!()

جای ذکر این نکته است که آلبوس دامبلدور ، معاون مشهوری را برای خود انتخاب کرده است که افتخارات :
_ قهرمانی جهان در بازی های مردان گل اندام!
_ قر و قنبیل دادن جلوی ارتشیان!
_ و ...
را در کارنامه خود دارد.
او کسی نیست جز فری کرگدن!!
همچنین ما توانستیم عکس نه چندان با کیفیتی از آلبوس دامبلدور و معاونش تهیه کنیم.
تصویر تغییر اندازه داده شده


چالش های سیاسی لرد ولدمورت!
لرد ولدمورت ، رقیب جدی و پر خطر و همچنین مردمی گویا شانس بیشتری در این انتخابات خطیر دارد! او نیز به پیروی از سیاست های آلبوس دامبلدور ، سه چالش اصلی سیاسی خود را معرفی کرد :
1. شپلخ نمودن کشور های جهان سوم توسط طلسم آواداکادورا!
2. تصویب قانون کچلی برای عموم و نداشتن حداکثر یک قبضه ریش به نوع دامبلیسم!
3. نهادینه کردن افراد یتیم به عنوان افراد اصیل!(کنایه ... )

لرد ولدمورت نیز در گیر و دار انتخاباتی معاونش را انتخاب نمود که او نیز افتخارات زیادی را در کارنامه خود دارد :
_ شومن سال!
_ قر و قنبیل کنار ساحل!
_ جایزه آکادمی اسکار ِ " یک بوس داد و دمش گرم ... بابا دمش گرم!"
نام معاون لرد ولدمورت " رقیه خاتون " می باشد!

این بار ما موفق به تهیه عکسی مناسب و با کیفیت از لرد ولدمورت و معاونش یعنی رقیه خاتون شدیم.
تصویر تغییر اندازه داده شده


با ما باشید تا ادامه گذارشات از انتخابات جامعه جادوگری!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خبر گزاری جادوی سفید
ارسال شده در: پنجشنبه 9 آبان 1387 15:45
نمایش جزئیات
آفلاین
بازگشت غرور آفرین محفلیان از میادین جنگ حق علیه باطل



طی اخباری که در طی جنگ و پس از آن به دست ما رسید ، محفلیان در جنگهای حق علیه باطل ، در برابر وزارتی های نادرست پیروز شده و اکثرا سالم به خانه بازگشته اند ... دامبلدور در حالیکه خسته و کوفته از جنگ رسیده بود ، اذعان داشت :
...ما وزارت را در هم کوبیدیم و آلبوس سوروس پاتر را سر جای خود نشاندیم . ما به تمام دنیای جادویی نشان دادیم که قدرت مبارزه با هرگونه سیاهی و حتی نا سفیدی را داریم .
وزارت سحر و جادو با روی کار آوردن معاونانی چون پیوز و ... که این اواخر بر این مناصب (؟!) نشسته بودند ، گند بزرگی در جامعه ی جادویی به بار آورد . ما نیز ساکت نشستیم و در میادین حق علیه باطل حاضر گردیده و با وزارتی های نادرست جنگیدیم ...



در ادامه استرجس پادمور با صورتی خونین و مالین (؟!) از اتاق استراحت ارتش سفید بیرون آمد و در چنگ ما افتاد . ایشون در این رابطه گفتند :
... ما با مشکلات زیادی روبرو بودیم . کمبود غذا ، سردی هوا و ... ولی به سختی در برابر وزارت ایستادیم و پس از سه روز در ورودی وزارت را شکستیم و وارد شدیم و در همان روز وزارت را تصاحب کردیم .
آلبوس سوروس پاتر از دست ما فرار کرد و پیوز نیز خودکشی کرد و روح خودشو کشت و کلا روحش به بوق رفت . مأمورین ما هنوز هم به دنبال آلبوس سوروس پاتر می گردند و به محض اینکه پیداش کنند ، اون رو برای آلبوس میارن ...



در ادامه هیچکدام از آنها حرفی نزدند و ما به سختی وارد اتاق استراحت ارتش سفید شدیم و با آنها به صحبت پرداختیم و همگی از مشکلات سخت و موانعی که جلویشان قرار داشت صحبت می کردند . حتی یکسری از عکسایی که در آن میادین گرفته بودند را نیز به ما دادن تا در به چشم و دیدگان جوامع جادویی برسه ...
عکسهای آنها :
1. محفلیان در زندان
2. هری پاتر در زندان
3. هری پاتر و جیمز سیریوس
4. محفلیان در حال نقشه کشیدن ، در زندان
5. آلبوس سوروس (سمت چپی) و دستیارش
6. یکی از مأموریت وزارت که در میانه های جنگ خود را تسلیم کرد
7. تنها عکس پیوز ، معاون وزیر
8. آلبوس دامبلدور در زندان
9. جمعی از محفلیان در زندان
10. محفلیان در حال شکنجه
11. استرجس پادمور
12. وزارتی ها
13. وزارتی ها
14. وزارتی ها
15. وزارتی ها
16. آمادگی برای شکنجه
17. فرد ویزلی در زندان
18. هوگو ویزلی در زندان
19. جمعی از ممدها و جاسم های وزارت
20. آلبوس سوروس و دستیاران و معاونانش در هنگام بازدید از دشمنانشان
21. آلبوس سوروس پاتر و جمعی از زیر دستان
22. زیر دستان آلبوس سوروس پاتر
23. وزارتی ها
24. محفلیان پس از شکنجه
[از راست به چپ (ردیف جلو) : جیمز سیریوس ، هری پاتر ، تد ریموس ، دامبل .
از راست به چپ (ردیف عقب) : چارلی ویزلی ، گرابلی پلنک و فیلت ویک]
25. ممدها و جاسم های وزارت
26. محفلیان پس از پیروزی
27. ممدهای دستگیر شده
28. ریتا اسکیتر در حال بازجویی آلبوس سوروس پاتر
29. آلبوس سوروس پاتر و جمعی از داف های وزارت
30. دو محفلی
31. آلبوس و چند تن از محفلیان پس از بازگشت
32. مینروا مک گونگال و جمعی دیگر از منتظرانِ محفلیان


پس از گرفتن این عکسها همگیشان اظهار خستگی کردند ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خبر گزاری جادوی سفید
ارسال شده در: جمعه 5 مهر 1387 20:26
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد ولدمورت: با محفل همکاری مسالمت آمیز داریم!

دیروز خبر جالبی به دست خبرگذاری جادو سفید رسید با این مضمون که لرد ولدمورت گفته است با محفل ققنوس همکاری مسالمت آمیز دارد!
این خبر آنچنان در بین جامعه جادوگری رواج پیدا کرد که ما بر آن شدیم خاک دستگاه چاپ خود را بتکانیم تا این شماره از مجله خبرگذاری جادوی سفید را به بازار عرضه کنیم!
مصاحبه خبرگذاری جادو سفید با لرد ولدمورت را در ادامه بخوانید.

خبرنگار : جناب ولدمورت ، گویا شما ذکر کرده اید که با محفل ققنوس همکاری مسالمت آمیز دارید! در این رابطه توضیح دهید.

ولدمورت : البته که اینطور هست! مرگ خوار ها حق رابطه مسالمت آمیز با محفل رو دارند ... ما طی چند روز بحث و نتیجه گیری به این وضع پی بردیم که مرگ خوار ها بدون محفل هیچ نیستند ( ) و محفل نیز بدون مرگ خوار ها هیچ نیست! ما با آلبوس دامبلدور صحبت هایی داشتیم و با ایشون از در صلح در اومدیم!

خبرنگار : بعد از صلح شما ، قرار است تا چه کار هایی با مشارکت هر دو جرگه انجام شود؟

ولدمورت : کار های خاصی ، اعم از شرکت در دوئل برای سنجیدن قدرت مرگ خوار ها و محفلی ها ( به زودی ) و ساخت انرجی هسته ای () ، در کردن طیاره در مدار زمین ، مریخ ، پلوتو ، خورشید و ... ، و الی الخصوص ساختن یک اینترنت پر سرعت برای دو محدوده خانه ریدل ها و خانه گریمولد!

خبرنگار : با تشکر از شما ، آیا صحبت دیگه ای با خواننده ها ندارید؟

ولدمورت : چرا اتفاقاً ، من این عکس رو به کسانی تقدیم می کنم که رابطه صلح آمیز به محفل رو قبول ندارند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: =خبرگزاری جادوی سفید
ارسال شده در: جمعه 28 تیر 1387 20:18
نمایش جزئیات
آفلاین
خبر های جدید از مرگخوارها.

لرد تغییر چهره می دهد؟!!

بنابر اخرین خبرها لرد ولدمورت معروف به کچل از ظاهر فعلی خود خسته شده و قصد دارد تا با انجام عملی شکل ظاهر خود را تغییر دهد، در این راستا مصاحبه ای کوتاه داشتیم با تام که در زیر میخوانیم!

شنیدیم که قراره تغییر چهره بدید، این درسته؟
کاملا، من از شکل و قیافه فعلی خسته شده ام، حس میکنم دیگه جذبه گذشته رو ندارم، بنابراین تصمیم گرفتم این کار رو انجام بدم!

دلیل اصلی شما برای انجام این کار چیه؟
راستش من سالهاست که دارم بخاطر ریشهای البوس ( پدرم، البته پدر دینی ) تحقیر میشم! بزرگترین ارزوی من در دنیا این هست که ریشهایی به بلندی ریشهای البوس داشته باشم! همین طور که میبینید اگه کف دست مو داشته باشه صورت منم مو داره امیدوارم با این عمل به ارزوی دیرینم برسم.

پدر؟ یعنی شما دامبلدور رو پدر خودتون میدونید؟
من خیلی شرمنده هستم که این رو میگم و از مرگخوارهام خجالت می کشم! من همیشه اون رو مثل پدرم دوست داشتم، اون بود که منو از یتیم خونه در اورد. همیشه با من مهربون بود برام کلاس خصوصی میذاشت در واقع کارهائی رو که پدرم نکرد رو اون برام انجام داد!!

تصویر تغییر اندازه داده شده


عکس لرد بعد از داشتن جذبه لازم و تحقیر نشدن بخاطر ریش!!



عکسی قدیمی از لرد و چند نفر اعضای با سابقه مرگخوران.
در این عکس چند نفر از مرگخوارها رو میبینید که در حال فرار از دست لرد هستند.

تصویر تغییر اندازه داده شده


راز دیوانه شدن سورس اسنیپ!
دیروز با خبر شدیم که سورس اسنیپ معروف به زرزروس در بیمارستان سنت مانگو بستری شده و حال عمومی وی خراب است! پزشکان پس از ساعت ها تلاش به علت مریضی اسنیپ پی بردند! انها به این نتیجه رسیدند که اسنیپ به علت استفاده بیش از حد از روغن مو به این بیمای دچار شده است!پزشکان اضافه کردند روغن از پوست سر وی گذشته و به مغز او رسیده! این روغن به سلولهای مغزی او اسیب زده و متاسفانه در حال حاظر هیچ درمانی برای این بیماری پیدا نشده است. لازم به ذکر است که همین مریضی موجب ریختن موهای سورس شده است.
اخرین باری که سوسر اسنیپ را دیدیم در این حالت بود:

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون
Re: ��� ����� ����� ���� ( دامبل این عنوان رو درست کن ! :D ! )
ارسال شده در: شنبه 4 خرداد 1387 18:39
نمایش جزئیات
آفلاین
خبر فوری : ولدمورت کتک خورد !

طبق خبری که لحظاتی پیش توسط سپر مدافع آلبوس سورس پاتر در اختیار خبرگزاری سفید قرار گرفت ، ولدمورت کتک خورد !!!

طبق گزارش این سپر ، ولدم که با ذوق و شوق بسیار لباس های عید سال پیشش را به تن کرده بود ، سوار بر دوچرخه ای که ادعا می کرد یکی از گنجینه های با ارزش سالازار اسلیترین است به کوچه ی محفلی ها آمده و آنان را که گل کوچیک بازی می کردند مورد تمسخر خویش قرار داد و زبانش را برای آن ها بیرون آورد.

لازم به ذکر است که لرد در گذشته نیز اقدامات مشابهی را انجام داده بود و هر بار قبل از اینکه به چنگ بچه های محفل بیفتد ، سوار بر دوچرخه از آنجا دور شده بود.
اما ظاهرا اینبار ، این تو بمیری از آن تو بمیری ها نبوده است !
چرا که چرخ عقب دوچرخه ی او اینبار در محل حادثه ترکیده و لرد از دوچرخه بر زمین افتاده و ادعا نموده که یکی از هورکراکس هایش « اوخ » شده است .

اما اعضای محفل بی توجه به اوخ شدن هورکراکس ولدم ، وی را مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و به او تذکر دادند که دیگر به کوچه ی آنها نیاید و در کوچه ی خودشان دوچرخه سواری کند .

پس از این حادثه ، لرد با دوچرخه ی شکسته و لباس های پاره و خاکی به کوچه ی خودشان برگشته و درحالیکه گریه می کرده گفته است که به مرگخوارانم می گویم که شما چه محفلی های بی ادب و گاها بی تربیتی هستید !

در انتها ، عکس افتادن ولدم از دوچرخه در هنگام فرار از دست محفلیان ، که توسط سیریوس بلک گرفته شده را می بینید :

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز هری پاتر در 1387/3/4 19:06:25
Re: ΈѠ?҇ѭ ̇Ϧ���ݭϧ tabindex=
ارسال شده در: چهارشنبه 6 تیر 1386 20:55
نمایش جزئیات
آفلاین
خب ما اومدییییم
---------------------------------------
بچه ها همه باهم به سمط خبر گزاری حرکت میکنند.
در راه هیچ کس حتی حرفی نزد.شب بود و سوز و سرما قدرت را از بچه ها گرفته بود.
همان طور که به حیاط رسیدند متوجه چیز عجیبی شدند!!
در باز بود!!
سارا با علامتی به بچه ها فهماند که چوبهایشان را دربیاورند و آرام دنبالش بیایند.
در باز بود و داخل بطور عجیبی شلوغ و بهم ریخته بود.زمین پوشیده از روزنامه و کتابهایی بود که روزی بسیار مرتب در کشویی قرار داشت.سارا آرام داخل شد و به حالت از آماده باش حرکت میکرد.با اینکه حیلی مواظب بود ولی صدای پایش را نمیتوانست پنهان کند چون فقط این دیوار ها بودند که خالی از روزنامه بودند.
سارا آرام وارد اولین اتاق شد که با چیزی که انتظارش را نداشت روبرو شد!!
مرگخواری که پشت یک کامپیوتر بود.سارا اول فکر میکرد وی درحال دیدن اطلاعاتی بود که به او مربوط نیست.ولی نه.ناگهان مرگخوار برگشت ولی تنها کاری که او کرد اینبود:
به به سارا ..این بازیای که شما دارین خیلی خوبه.
سارا:بازی؟؟
جرج:
مرگخوار:اوهوم....ماریو..بازی میکنی؟؟
سارا:حالتون خوبه شما؟؟؟ما ارتشی هستیم.
__ ماریو که ارتشی و مرگخوار نداره...صبر کن ببینم...ارتشی..من شمارو ...
سارا با یک ورد مرگخوارو به دیوار کوبوند و به سمط اتاق بعدی رفت.
اتاق دوم خالی بود برای همین سارا به راهش ادامه داد.
به اتاق سوم رسیدند که ..
آواداکدابرا
ولی هیچ چیز از اتاق بیرون نیامد!!
__ ه ا ها ها ..چه زود میترسن...بیان تو بابا چیزی نیست..هاها
سارا باز هم آمادهباش سرکی کشید و بعد همه داخل اتاق شدند.
ایگور خرسکی را در دست داشت و دیوانه بار میخندید.
سارا:اینجا چیکار دارین؟؟
ایگور:نیدونممم..ولدی گفته بیایم اینجا..نیدونم چرا..
نیوت:شاید چون جلو مارو بگیری؟
__ اهه این پیر چه زرنگه...آفرین بابا...راست میگه بادم اومد.همینه که این گفت برای همین آواداکدابرا!!
همه با شنیدن این به خودشونو رو زمین انداختن.
ایگور هر وردی را که بیاد داشت بدون این که بداند چه میکند برزبان میاورد و به بدون فکر به طرفی شلیک میکرد.
ناگهان وردی را به طرف آینه زد.ورد باز گشت و ایگور رو طناب پیچ کرد!!
----------
روزنامه ارتش فردای همان روز:
ولدمورت بدون اروسک نمیتواند بخوابد!!
به گزارش ما ...
---------------------------------------------
اینم پایان
بد شد ببخشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/4/6 20:56:51
ارسال شده در: چهارشنبه 6 تیر 1386 19:36
نمایش جزئیات
آفلاین
این بار باب بود که دفترچه را ورق می زد...

تعطیلات تابستانی ، سال ها بعد ، خانه ریدل

_اون منو دوست نداره ، من مطمئنم... شکی توش ندارم...می گی چی کار کنم؟
پتی گرو در حالی که جلوی ارباب خود خم و راست می شد گفت :
_ارباب چرا شما از شیوه همیشگیتون استفاده نمی کنید؟ فکر میکنم اینطوری راضی شه!
ولدمورت میان سال از جای خود برخواست و گفت :
_هوووم...راست می گی...سال به سال دارم پیرتر می شم...بهتره هر چه زودتر دست به کار بشم...مینروا ماله منه!
خاطره در همین جا به اتمام می رسه و همه دوباره خودشونو در اتاق می بینند! فیلی با تعجب :
_ خب شیوه ولدمورت یا شکنجه ست و یا ....
سارا در حالی که به نظر در حال تفکر می آمد گفت :
_آفرین...و یا مرگه! درسته...پس ماجرا اینه!
الیور خوشحال از روی زمین برخواست و گفت :
_پس بهتره هر چه زودتر اینو گزارش بدیم...حتما خبر جالبی می شه!
اما جرج گفت :
_بهتره کمی دیگه در دفترچه جلو بریم... شاید مطالب جالب تری پیدا کنیم!

ماه فوریه ، زمستانی سرد ، در کوچه خیابان

_ دیگه راهی نبود...مجبور شدم....همش تقصیره توئه پتی گرو....من اونو کشتم..حالا دیگه مینروا به من فکر هم نمی کنه! من به خاطر حسادتم کشتمش! نــــــــــــه!

در اتاق
_حالا فکر می کنم وقت رفتن به خبرگذاری باشه!

×××××××××××××××××××××××××××××××

چون داریم به پایان زمان مأموریت نزدیک می شیم من اونو کشوندم به خبرگذاری...اگه هم تا پایان روز موعود کسی پست نزنه خودم تموم می کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: =خبرگزاری جادوی سفید
ارسال شده در: یکشنبه 3 تیر 1386 19:03
نمایش جزئیات
آفلاین
یا لطیف

سارا دوباره دفترچه رو ورق زد روی ان صفحه نوشته بود :........................

دوشنبه / سفر به هاگزمید

آنها این بار روی جاده ی هاگزمید ظاهر شدند . نور شدید خورشید چشمانشلن را اذیت می کرد . دانش آموزان در گروه های چند نفری به سمت هاگزمید در حرکت بودند . دامبلدور در وسط جاده در حالی که تعدادی دانش آموز او را احاطه کرده بودند ، با وقار در حال حرکت بود .
لرد ولدمورت نوجوان در حالی که با حسادت به دامبلدور نگاه می کرد به طرف افراد کناری اش برگشت و گفت ، این دامبلدور با اینکه ناظم هست ولی خیلی دور و برش می پرن . چشمان دامبلدور به منیروا خیره شد . موهای قهوه ای اش در نور می درخشیدند .
ولدمورت لحظه ای از منیروا و دامبلدور چشم بر نمی داشت .

صحنه دوباره عوض شد . چند لحظه بدون هیچ صحبتی گذشت . کم کم به تاریکی عادت کردند . نیوت با لحن عجیبی گفت :
- به نظرتون این چه مفهومی داره ؟
سارا با تعجب به نیوت نگاه کرد و گفت :
- نمی دونم . شاید به مرگ منیروا ربط داشته باشه؟
جرج گفت :
- شاید ، اونطوری که آلیشا گفته باید در این مورد هم تحقیق کنیم . پس امکان ربطش وجود داره .
باب سرش را به آرامی تکان داد :
- شاید ، بهتره ببینیم می تونیم چیز جدیدی پیدا کنیم .
فیلی حرف باب رو قطع کرد و گفت :
- فقط ماموریتمون رو فراموش نکنیم ، باید هرچیزی رو که کشف می کنیم برای افشا کردن به خبرگزاری ببریم .
همه سرهایشان را به نشانه ی تایید تکان دادند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الیور وود در 1386/4/3 20:02:30
این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...

«قیصر»

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.