پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

79
نفر همین الان آنلاین‌اند 4 نفر در «دنیای جادوگری»
2 عضو 77 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

  • دنیای جادوگری
داستان‌های غیر هری پاتری

زخم ها

نمی دانم کجا هستم. محیط اطراف سیاه است و هیچ چیز دیگری دیده نمی شود. حتی نمی دانم روی چه ایستاده ام، پایین من تاریکی است و بس. لحظه ای بعد، مردی را می بینم. مرد رو به روی من سکندری می خورد. ظاهر مرد در نگاه اول معمولی است اما وقتی بیشتر به جزییات صورتش دقت می کنم می بینم که حدقه ی یکی از...

196  ۱ نظر  15 تیر 1389 10:43 قبل از ظهر الکساندر پردفوتold
کارگاه داستان‌نویسی

معمای پنج پرنده ۳

آسمان تيره و تار بود. باد خشمگین زوزه کشان در دهکده می چرخید و هر چیزی که در سر راهش بود، از میان بر می داشت. دهکده ای که در تمام فصول پر ازدحام وشلوغ بود، اکنون شباهت عجيبی به وادی مردگان داشت. مردم دهکده _ چه جادوگر و چه ماگل _ وحشت زده، برای در امان ماندن از طوفان در خانه هایشان پناه گرفته...

153  بدون نظر  27 خرداد 1389 3:29 بعد از ظهر آگوستوس پایold
کارگاه داستان‌نویسی

معمای پنج پرنده ۲

معمای قبرستان و وجدان ناراحت در دفتر فرماندهی همه اعضا حضور داشتند، هيچ كس فكر نمی كرد جشن ساليانه شان اينگونه خراب شود. همه منتظر صدور دستورات از سوی سيريوس بودند. ايگور و پای در سكوت نگاهی با هم ردو بدل كردند. تا به حال سيريوس را آنقدر ناراحت و نگران نديده بودند. از زمانيكه در سنت مانگو به...

137  بدون نظر  20 خرداد 1389 11:38 قبل از ظهر آگوستوس پایold
کارگاه داستان‌نویسی

معمای پنج پرنده

يك شب بد برای‌ ويزلی آن روز عصر سيريوس آخرين التیماتوم را در مورد كامل كردن گزارشات اخير رون به او داد و به زبانی او را از مهمانی ای كه هر سال در اين روز برگزار ميشد، محروم كرد. _ لعنتی! عمدا اين كارو كرد. اون میتونست فردا منو توبيخ كنه ... آخه چرا امشب ... چرا جلوی...

172  ۱ نظر  20 خرداد 1389 11:24 قبل از ظهر آگوستوس پایold
کارگاه داستان‌نویسی

سرزمین عجایب ۲

پارو زدم. مطمئن بودم خوابم. همیشه یه جورایی به جادو اعتقاد داشتم ولی نه اینجوری. بیشتر اونو یه بخشی از همین دنیای خودم میدونستمش، مثل هری پاتر. ولی این دیوانه کننده بود. آقای جام؟ لابد خانومشم باید استکان باشه! از این فکر خندم گرفت. آقای جام نگام کرد و گفت: -چته؟ -هیچی -نه اسمش مریمه -اسم کی؟ -زنم...

183  بدون نظر  04 اردیبهشت 1389 3:55 بعد از ظهر نیوت اسکمندر
کارگاه داستان‌نویسی

سرزمین عجایب ۱

بیدار شدم. چه تخت نرمی. مال من نبود ولی خیلی خوب بود. بوی دریا، چه ارامش بخش. نمیخوام پاشم، ولی من کجام؟ یه نفر با قدم های سنگین آمد کنارم و با صدای مرموزی گفت: -سلام -سلام.من کجام؟شما کی هستین؟ -چقد سوال میکنی. قرار نبود اینقد وراج باشیا. داشتم دیوونه میشدم. چه اتفاقی افتاده بود؟ من کجا بودم؟ اینا...

349  بدون نظر  04 اردیبهشت 1389 3:50 بعد از ظهر نیوت اسکمندر
کارگاه داستان‌نویسی

کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم

جینی ویزلی تنها روی صندلی میز غذاخوری نشسته بود و با چنگالی که در دستش بود آرام با غذایش بازی میکرد. نگاه او مدام بین غذا و ساعت مکان نمای اعضای خانواده در رفت و آمد بود. ساعت نشان میداد که هنوز هری پاتر در اداره کارآگاهان است. بعد از ده دقیقه، عقربه هری از اداره کارآگاهان حرکت کرد و بسمت کلمه...

2092  10 نظر  30 بهمن 1388 11:17 بعد از ظهر آنتونین دالاهوف
داستان‌های غیر هری پاتری

حماسه سیاوش ۸

  هفته ها از پی هم گذشتند. سیاوش میتوانست در هوای دل انگیز سپید شهر با پانته آ حرف بزند و یا با سام به شنا برود. کف دریاچه, معدنی غنی از سنگ فیروزه بود. شاید بهمین دلیل رنگش آنچنان آبی میشد که همه چشم ها را جلب میکرد. هوا رو به سردی میرفت. حتی زمستانهای اینجا هم وصف ناپذیر و دیدنی بود. همه جای...

168  ۱ نظر  16 مهر 1388 9:39 بعد از ظهر دین توماس
داستان‌های غیر هری پاتری

حماسه سیاوش ۷

همه با اسبها و گاوهای پرنده   آنجا بودند. ساعت حدودا هفت و ربع بود. - بله بچه ها. اینجا آرامگاه والدینتونه. همه جا را مه گرفته بود. خیلی سرد.. خیلی زیبا و در عین حال کمی ترسناک... بر سر هر قبر , تندیسی از آن شخص کنده کاری شده بود. " آرشام پارسا" آری و در کنارش " تهمینه پارسا". سیاوش خیره در...

146  بدون نظر  14 مهر 1388 5:03 بعد از ظهر دین توماس
داستان‌های غیر هری پاتری

حماسه سیاوش ۶

فصل ششم: پرواز در آسمان آن شهر پاک , پرواز جدا زیبا بود. افراد تازه ای آنجا بودند: امیر , هادی , آنها از کجا آمده بودند؟ مگر رسم بر این نبود که افراد خردسال حتی با وجود والدینشان نمیتوانند اینجا باشند؟ - میدونم به چی فکر میکنی. اونا از شهر های دیگه اومدن. یعنی توی پناهگاه های شهرهای دیگه بودن. ...

88  بدون نظر  07 مهر 1388 8:21 بعد از ظهر دین توماس
داستان‌های غیر هری پاتری

حماسه سیاوش ۵

فصل پنجم: خانه پس قضیه از این قرار بود. شجره نامه در قسمت نامهای بیژن و پاژنگ تیره شده بود و این تیرگی و تردید به نامهای سیاوش , سارا و سام سرایت کرده بود. پس آنها با هم فامیل بودند! چه خویشانی... خویشاوندانی که قبل از این خود درباره این رابطه نمیدانستند. بالاخره شنبه هم فرارسید! آنها در کوچه...

89  ۱ نظر  31 شهریور 1388 3:43 بعد از ظهر دین توماس
داستان‌های غیر هری پاتری

حماسه سیاوش ۴

فصل چهارم: شکاف نسل   هوراست میخواست به پرسش سرشار از کنجکاوی سیاوش پاسخ دهد اما ناروئین قبل از آن گفت: - سوالات دیگه ای هم باید پاسخ داده بشه. بعد از اون آقای هوراست در خدمت شما سه نفره. چون مشخصا این سوال شما سه تاست. - متشکرم ناروئین. خوب جزئیاتی که باید بدونیم اینه که: اسم این مکان...

95  بدون نظر  29 شهریور 1388 10:23 بعد از ظهر دین توماس
داستان‌های غیر هری پاتری

حماسه سیاوش ۳

سیاوش و دوستانش در سرزمین جاودان برای دانستن حقیقت جمع شده اند.

80  بدون نظر  28 شهریور 1388 9:03 بعد از ظهر دین توماس
خوراک RSS

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.