هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۵:۱۴ یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
#21
اصيل زادم
از تنها هم تنها ترم
از شب تاريك ترم
يه ققنوس مشكيم
شجاعت به هيچ وجه ندارم ولي نترس بودن خوراكمه
گروه بنديم كن


زماني كه فرد زاعد نجات يابد
زماني كه پسران نا ديده پدرشان را بكشند
زمان تاريكي فرا ميرسد




يك مرگخوار وفادار


پاسخ به: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۵:۰۱ یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
#22
اسكايرس ارام جلو ميرفت يا ميمرد يا بلاخره يادگار جدش هيدرونويد داركس را پيدا ميكرد. اتاقي در قلب قلعه تك افتاده بود كه جز با زبان مار ها باز نميشد در اتاق را جادو كرده بودند.آرام به زبان ماري گفت:من يادگار مرگم.براي يادگاران امده ام.در جوابش را داد:اي يادگار مرگ خوش امدي! و بعد به جاي در پلكاني كه به اتاق تاريكي ختم ميشد پديدار شد.آرام از پله ها بالا رفت.اين دفعه بر خلاف دفعات قبل ميدانست چه ميخواهد.چوب دستي و نشان مرگ.داخل اتاق پر بود از جعبه و وسيله هايي فرسوده.آرام به سمت انتهاي اتاق رفت.جعبه را باز كرد و چوب دستي خون ققنوس و درخت مرگ اور را برداشت. گردنبندي عم با نشان ققنوسي كه دستهايش را ضربدري گرفته بود.لبخندي زد وگردنبند را به گردن انداخت و چوب دستي را به كمر زد.يك لحظه او و يك لحظه يك ققنوس.از پنجره به بيرون پريد و به هاگوارتز نگاهي انداخت.براي آخرين بار.

درود فرزندم.

خیلی کوتاه بود! خیلی هم سریع اتفاق افتاد. درواقع ما نیاز داریم که فضا برامون توصیف بشه و بتونیم شخصیت اصلی کجا قرار داره، چیکار میکنه و...

پاراگراف بندی و ظاهر پستتم خیلی مهمه. حتما و حتما پاراگراف ها رو با دوتا اینتر از هم دیگه کجا کن و دیالوگ ها رو هم همین طور.
نقل قول:
اسكايرس ارام جلو ميرفت يا ميمرد يا بلاخره يادگار جدش هيدرونويد داركس را پيدا ميكرد. اتاقي در قلب قلعه تك افتاده بود كه جز با زبان مار ها باز نميشد در اتاق را جادو كرده بودند.آرام به زبان ماري گفت:من يادگار مرگم.براي يادگاران امده ام.در جوابش را داد:اي يادگار مرگ خوش امدي!


اسكايرس ارام جلو ميرفت يا ميمرد يا بلاخره يادگار جدش هيدرونويد داركس را پيدا ميكرد. اتاقي در قلب قلعه تك افتاده بود كه جز با زبان مار ها باز نميشد در اتاق را جادو كرده بودند.آرام به زبان ماري گفت:
- من يادگار مرگم.براي يادگاران امده ام.

در جوابش را داد:
- اي يادگار مرگ خوش امدي!


و در آخر...
ما اصلا همچین عکسی داشتیم؟
برای تایید شدن، باید درباره یکی از عکسای این تاپیک بنویسی.

تایید نشد!


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۱۳ ۱۸:۲۸:۳۴

زماني كه فرد زاعد نجات يابد
زماني كه پسران نا ديده پدرشان را بكشند
زمان تاريكي فرا ميرسد




يك مرگخوار وفادار


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۴:۴۴ یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
#23
نام:اسكايرس ونتوس
جنسيت:مذكر
گروه:اسلايترين و داركس
پاترونوس:ققنوس
وفادار به:محفل تاريكي ها
خلاصه اي از زندگي:او هيچ وقت به هاگوارتز نرفت از وقتي فهميد دشمنان تاريكي انجا هستند،در عوض به وستوريا مدرسه
تاريكي ها رفت و آنجا تحصيل كرد.مهارت بالاي او در شمشير زني و كمان داري بسيار بالا بود.وي در دوسال بعد از تحصيل بار ديگر براي اطلاعات براي محفل تاريكي ها به هاگوارتز رفت.محل سكونت او هنوز قابل فاش شدن نيست.
چوب دستي:خون ققنوس و درخت مرگ آور
نام اصلي:اسكايرس داركاينت ونتوس
خصوصيات ظاهري:موهاي سبز.نيمي روي چشم راستش ريخته.لباس مشكي و بنفش.رنگ چشم:معلوم نيست يا سبز يا مشكي.
جانور نما:ققنوسي مشكي و بنفش


سلام و خوش اومدین.

لطفا پس از تایید نمایشنامتون و گروهبندی، مجدادا برگردید.


فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۱۷ ۱۷:۵۰:۰۸

زماني كه فرد زاعد نجات يابد
زماني كه پسران نا ديده پدرشان را بكشند
زمان تاريكي فرا ميرسد




يك مرگخوار وفادار






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.