جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] دفتر وكلای پایه 1
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/04/15
تولد نقش: 1399/05/03
آخرین ورود: چهارشنبه 23 تیر 1400 10:21
از: خانه گریمولد
پستها:
157

سلااااااااام(اوه یک وکیل نباید شوق داشته باشه)
1. ایا شمابا قوانین وکالتی اشنایی دارید؟(نداشتید هم مهم نیست حالا)
خودم ندارم
اما بابام با قوانین وکالتی ماگلا یک اشنایی هایی داره ولی از نوع جادوگریش رو نه
2.شما تا چه حد متهم مورد نظر(هری پاتر) را می شناسید؟
خب تا حد لازم هری رو می شناسم اما شما نگفتین هری چه کاری کرده که میگین متهمه
3.ایا شما می توانید این متهم را مجازات کنید؟
مجازات اره اما نمی تونم بکشمش
1. ایا شمابا قوانین وکالتی اشنایی دارید؟(نداشتید هم مهم نیست حالا)
خودم ندارم
اما بابام با قوانین وکالتی ماگلا یک اشنایی هایی داره ولی از نوع جادوگریش رو نه
2.شما تا چه حد متهم مورد نظر(هری پاتر) را می شناسید؟
خب تا حد لازم هری رو می شناسم اما شما نگفتین هری چه کاری کرده که میگین متهمه
3.ایا شما می توانید این متهم را مجازات کنید؟
مجازات اره اما نمی تونم بکشمش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نیستم ولی هستم
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/05/15
تولد نقش: 1399/05/20
آخرین ورود: شنبه 15 شهریور 1404 14:18
از: کتابخونه
پستها:
564

علیک
1.آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)
متاسفانه تا حالا با وکالت سر و کار نداشتم ولی خوشحال میشدم داشته باشم!
2.شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟
بله من اقای پاتر رو خوب میشناسم...اون مجرم نیستش ها!
3.آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟
سعیمان را میکنیم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
only Hufflepuff

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/06/09
تولد نقش: 1399/06/09
آخرین ورود: یکشنبه 20 مهر 1399 17:57
از: رنجی خسته ام که از آن من نیست !
پستها:
127

آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)
تو بگو بگم بلدم یا نه!
شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟
کیه که نشناسه ! ولی هری متهم نیس ها .
آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟
کار ما اینه!
تو بگو بگم بلدم یا نه!
شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟
کیه که نشناسه ! ولی هری متهم نیس ها .
آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟
کار ما اینه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چه قلب ها که شکسته نشد از زبان های بریده !
و چه حرف ها زده نشد از ذهن های پریده!
و چه چشم ها که پر از کشتی های در اشک بود .
و چه دل ها گرفته نشد از کشتی های غرق شده.

[img
و چه حرف ها زده نشد از ذهن های پریده!
و چه چشم ها که پر از کشتی های در اشک بود .
و چه دل ها گرفته نشد از کشتی های غرق شده.

[img

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/06/18
تولد نقش: 1396/06/18
آخرین ورود: یکشنبه 8 تیر 1404 02:40
از: هررررررررررچی که منفوره، خوشم میاد!
پستها:
95

برای محفل، روشنایی و عشق
- گلرت؟
گریندلوالد میلههای سلول رو ول کرد و نگاهی به پشت سرش انداخت. آلبوس گوشهای دراز کشیده و مشغول حکاکی صدها خط روی دیوار بود.
- چکش برام میاری؟

گلرت جوابی نداد. فقط زل زد به چشمهای آبی آلبوس.
دامبلدوری که دو ماه پیش به جرم سلاخیِ ولدمورت مجبور شده بود تا آخر عمرش توی این سلول سیاه و تاریک، آبخُنَک بخوره.
امّا چشماش آبی بودن. خیلی آبی بودن!
آبی و امیدوار...
- چکش میخوای چیکار؟
- تو بیار، کاریت نباشه. اگه بگی "نه" به آلبوس، امشب خبری نیستش از بوس.

گلرت از ماندانگاس هم ماندانگاستر بود. رفقایی داشت که میتونستن انواع و اقسام کالاها رو به انواع و اقسام روش، به انواع و اقسام مکانها صادر کنن.
- حله!
***
- گلرت گریندلوالد اینجاس؟
- بله.

- تو آزادی.
مبصر از سلول خارج شد و گلرت هم شروع کرد به گاز گرفتن موزاییک.
- عـــــرررررررر! چقدر زود قراره آزاد بشم! دلم میخواد بیشتر بمونم! تازه به این دیوارا عادت کرده بودم! نکنه فکر کردین میتونین منو از آلبوسجونم جدا کنین؟ کور خوندین! عـــــررررررررر!

آلبوس نزدیک شد و دستش رو روی شونهی گلرت گذاشت.
- برو گلرت. برو. نگران من نباش. از پسش بر میام. نمیدونم کِی... ولی خودمو دوباره میرسونم بهت... به لطف این چکش!
- با این چکش؟ مگه دیوونهای؟ تونلسازی توی دیوارِ این زندون شونصد سال وقت میخواد!

- اشتباه نکن، گلرت. این چکش رو تو بهم دادی. عشق بین ما توی این چکش نهفتهس. یادت باشه... عشق چیز خوبیه. شاید بهترین چیزها. با نیروی عشق میشه از پس هر کاری بر اومد. این چیزیه که توی کلاسای خصوصیم یادت دادم، گلرت. یادت که نرفته؟ حالا هم اشکاتو پاک کن. وقتی میبینمشون، چشام هم اشکی میشه. برو. برو جلو. درا به روت بازه. از فرصت استفاده کن... تو آزادی!
گلرت سری تکون داد، وسایلش رو جمع کرد و رفت.
و توی اون سلول، آلبوس تنها موند.
نگاهی به خطوطِ بیشمارِ روی دیوار انداخت. نگاهی هم به چکش.
آلبوس:

چکش:

***
بوووووم! بوووووم! بوووووم! بوووووم! بوووووم!
- چی شده؟
همزمان با ورود رودولف به سلول، نگاه مبصرانهش روی تَرَکهای دیوار قفل شد.
- هوی دامبلدور بوقی! با اجازهی کی زدی دیوار زندون رو داغون کردی؟

- دلیل خاصی نداره. همر میکوبیم!
همر بالا!
همر پایین!
همر اینور و اونور!
همر گردالو گردالو گردالووووو!
همر تو سر من!
همر تو صورتت! 
تَرَکهای دیوار فجیعتر شد.
قیافهی رودولف چکشی شد.
در نتیجه، قمهکش به نقطهی جوش رسید!
ولی منصرف شد، وقتی که چشمش خورد به پوستر ساحرهای که یادش رفته بود لباس بپوشه.
- جووووووووووووون! جیگرررررررو!
... اهم اهم... خیله خب دامبلدور، نزدیک بود بخاطر بلایی که سر من و دیوار آوردی با قمههام بزنم از وسط نصفت کنم، ولی چون دیوار سلولت رو با همچین پوستر جذابی تزئین کردی، ایندفه رو میگذرم.و رفت بیرون.
آلبوس هم وقتی از دور شدن رودولف مطمئن شد، نگاهی به اینور و اونور انداخت و بعد، یواشکی پوستر ساحره رو کنار زد.
پشت پوستر، حفرهای به عمق نیم متر وجود داشت...
ده سال بعد
- چی شده؟
رودولف چهارگوشهی سلول رو گشت. امّا هیچ اثری از دامبلدور به چشم نمیومد.
ناتوان در برابر هضم اینکه توسط دامبلدور گول خورده بود، جیغی کشید، شلوارش رو درید، وسط سلول ایستاد و مراسم قمهزنی بهپا کرد و بعد از چندین ضربه، قمه رو پرت کرد سمت پوستر ساحره.
قمه از پوستر رد شد و شکاف گندهای بهوجود اومد.
رودولف مشکوکانه پوستر رو کنار زد.
- چـ... چـ... چی شده؟

پشت پوستر، تونلی عمیـــــق وجود داشت که نمیشد انتهاش رو دید...
کیلومترها اونورتر
آلبوس دامبلدور کار غیرممکن شونصد ساله رو به مدت ده سال ممکن کرده و در اون لحظه، شنا کنان در حال بازگشت به خونهش بود.
- i'll bring the HAMMER back!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Rock 'n' Roll 'n' Rule 'n' Role!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

ریتا اسکیتر سوسکه
شما رو هم میندازیم تو قفس کنار تدی... از همونجا دفاع کن!
تایید شد
آرمینتا ملی فلوا
هوم... شما هم هیچ فعالیت ایفای نقشی نداشتید!
متاسفانه تایید نشد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ساحرگان و جادوگران گرامی!
فراخوان به اتمام رسید و تاریخ جلسه ی دادگاه به زودی اعلام خواهد شد!
با تشکر
لیست وکلای تایید شده:
ایرما پینس
رودولف لسترنج
هرمیون گرنجر
روبیوس هاگرید
نارسیسا مالفوی
وندلین شگفت انگیز
رون ویزلی
مورگانا لی فای
تد ریموس لوپین
تراورز
ریتا اسکیتر
شما رو هم میندازیم تو قفس کنار تدی... از همونجا دفاع کن!
تایید شد
آرمینتا ملی فلوا
هوم... شما هم هیچ فعالیت ایفای نقشی نداشتید!
متاسفانه تایید نشد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ساحرگان و جادوگران گرامی!
فراخوان به اتمام رسید و تاریخ جلسه ی دادگاه به زودی اعلام خواهد شد!
با تشکر
لیست وکلای تایید شده:
ایرما پینس
رودولف لسترنج
هرمیون گرنجر
روبیوس هاگرید
نارسیسا مالفوی
وندلین شگفت انگیز
رون ویزلی
مورگانا لی فای
تد ریموس لوپین
تراورز
ریتا اسکیتر
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/09
آخرین ورود: پنجشنبه 28 مرداد 1395 04:59
از: شماها خسته شدم! از خودمم همین طور!
پستها:
243

جیگر، بکش کنار! اومدم! 
اینجانب ریتا اسکیتر اصن حس فرم پر کردن را نداشته! اصن من به این سیستم مدیریتی آزکابان اعتراض دارم!
باشد کـ... اِ! بوقی ول کن می خوام جمله رو بگم! باشد که وزارت نـ...بوق بر تو ای کارگردان پشت صحنه! بزار بگم دیه. ته دِلَم می مونه ها! گفته باشم!
آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)
وکیل؟ بام؟ سقف؟ شیب؟ ننه سیریوس؟ من؟ ریتا؟ چی؟
فک کنم واضح گفتم که نه!
شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟
در این حد که اگه دادگاه این یارو تموم بشه، دادگاه من شروع میشه!
آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟
به قیافم میخوره از این فداکاری ها و این چرت و پرتا؟ :|
اصن هدفم از اومدن اینه که دادگاه رو تا زمانِ بی پایان ادامه بدم که نوبت دادگاه من نشه! بعله.. من اینم!
راستی...
باشد که وزارت نباشد!
ته دلم می موند!
خدافظ جیــگـــَر!

اینجانب ریتا اسکیتر اصن حس فرم پر کردن را نداشته! اصن من به این سیستم مدیریتی آزکابان اعتراض دارم!

باشد کـ... اِ! بوقی ول کن می خوام جمله رو بگم! باشد که وزارت نـ...بوق بر تو ای کارگردان پشت صحنه! بزار بگم دیه. ته دِلَم می مونه ها! گفته باشم!
آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)
وکیل؟ بام؟ سقف؟ شیب؟ ننه سیریوس؟ من؟ ریتا؟ چی؟
فک کنم واضح گفتم که نه!

شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟
در این حد که اگه دادگاه این یارو تموم بشه، دادگاه من شروع میشه!

آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟
به قیافم میخوره از این فداکاری ها و این چرت و پرتا؟ :|
اصن هدفم از اومدن اینه که دادگاه رو تا زمانِ بی پایان ادامه بدم که نوبت دادگاه من نشه! بعله.. من اینم!

راستی...
باشد که وزارت نباشد!

ته دلم می موند!

خدافظ جیــگـــَر!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلتنگ آن گوشه گیر قدیمی!
به امید بازگشتِ سیریوس بلک
گوشه گیرم، باز گشت!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

نیوت اسکمندر
شما چه با این شناسه و چه با شناسه ی قبلی فعالیت ایفای نقش چندانی نداشتید و سطح نویسندگیتون هم تقریبا پایینه... ولی ناامید نشید، انشاالمرلین با تمرین بهتر میشید!
تایید نشد!
ایگور کارکاروف
شما هم تا الان فعالیتی نداشته اید!
تایید نشد!
تد ریموس لوپین
هوم... الان تایید کنم؟! تایید کنم فقط باید یک قفس بیارم بذارم گوشه ی دادگاه که شما به ملت حمله نکنی خوب! ولی با این حال...
تایید شد!
تراورز
اوه... حاجی شما هم اومدید؟
واقعا انتظار دیدن شما رو نداشتم اینجا... بفرمایید بفرمایید...
تایید شد!
فراخوان تا روز 19 فروردین 1394 ادامه دارد!
شما چه با این شناسه و چه با شناسه ی قبلی فعالیت ایفای نقش چندانی نداشتید و سطح نویسندگیتون هم تقریبا پایینه... ولی ناامید نشید، انشاالمرلین با تمرین بهتر میشید!
تایید نشد!
ایگور کارکاروف
شما هم تا الان فعالیتی نداشته اید!
تایید نشد!
تد ریموس لوپین
هوم... الان تایید کنم؟! تایید کنم فقط باید یک قفس بیارم بذارم گوشه ی دادگاه که شما به ملت حمله نکنی خوب! ولی با این حال...
تایید شد!
تراورز
اوه... حاجی شما هم اومدید؟
واقعا انتظار دیدن شما رو نداشتم اینجا... بفرمایید بفرمایید...تایید شد!
فراخوان تا روز 19 فروردین 1394 ادامه دارد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/05/06
تولد نقش: 1399/02/31
آخرین ورود: یکشنبه 30 مرداد 1401 15:19
از: تبار مشتای آهنیم، زنده تو شهر دزدای پاپتیم
پستها:
520

آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)
وکالت؟ وکالت چیه حاجی؟! خوردنیه؟ تو جیب جا میشه؟
شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟
یعنی الآن هری مهتمه؟ قرار هست من نجاتش بدم؟ کارگردان بهم نگفته بود حاجی! قرار بود بیام نذری بگریم برم که...
این هری هم میشه نوه دختر عموی عمه زن حاج رودولفه.
آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟
چی؟ باید نجاتش بدم؟ کارگردان گفت اینجا بیام اعدامش کنم حالا شما میگی نجاتش بدم؟! بیخیال، حاجیت بازی رو بلده!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
every fairytale needs a good old-fashioned villain
حاجیت بازی رو بلده 

حاجی بودیم وقتی حج مد نبود...

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

