جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] هتل ملوان زبل

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: شنبه 14 خرداد 1384 19:49
نمایش جزئیات
آفلاین
غریبه با فریادش همه رو از جا میپرونه: اینی......اینی جون......(سانسور)
جمعیت هتل:ماااااااااااا!!!!
بن:به به ....قدم نو رسیده مبارک....
اینی: shut up plz

بن:شیشکی منو دوسن نداره!!!!
توماس:به به داش اینی خودمون چطوره...
اینی:غریبه.....اون دختره کیه
غریبه: اون سیبله مسئول آشپزخونه
اینی:هوم....
اینی میره توی دفترش
غریبه در حالی که کت اینی رو تو دستش داره با کیفش میره دفتر اینی
غریبه:اینی......چه خبر.....از ایتانلینا؟
اینی:هیچی......رفتم آخرشم هیچی
غریبه:چی هیچی؟
اینی:برای زدن یه شعبه در ایتانلینا
غریبه:خب
اینی:هیچی دیگه نشد
غریبه:چه بد.
ناگهان بن میاد توی اتاق: غریبه اینی بیاین پایین این بازرس سیریشه باز اومد
اینی:بازرس
غریبه:چیزه......اینی.....اومدم از هتل بازدید کنند...

طبقه همکف
بازرس:سلام
غریبه:سلام
اینی:بفرما
بازرس:ببخشید خانم این خدمتگذار شما چه بی ادبه.
غریبه:هییییی!!!!چیزه...ببخشید ایشون مدیر اینجا هستند
بازرس:ماااااااااااااا!!!
اینی:هوم.....
بازرس:ولی شما....
غریبه:من هیچ کارم.....ایشون همه کاره هستند...
اینی:بفرما
بازرس:اوهوم...بله....من اومدم کارامو امروز تموم کنم.....البته تقریبا تموم شدند فقط یه تست هوش مونده که باید از کارکنان هتل گرفته بشه....نباید ضریب هوشیتون پایین تر از 150 باشه...وگرنه عواقب بدی داره.....و ما مجبور میشیم اون شخص رو از کار در این هتل برکنار کنیم
همه:ماااااااااااااا!!!!!!!
اینی:چیزه.....حالا نمیشه یه روز دیگه میومدید....آخه برو بچه های هتل هنوز آمادگی لازم رو ندارن
بازرس:آمادگی نیمخواد یه تست هوش...فقط همین
اینی که دیگه انگار هتلش رو روی آب ببینه میگه:باشه بفرمایید....
بعد ایتی بازرسه رو میبره توی اتاق و خودش میاد بیرون
اینی:بن.....برو.......
بن:ااااااااااااااااااا.......چرا من اول برم؟آدم قطی که نیست
اینی:بابا به ترتیب حروف الفباست برو دیگه
بن یکم فکر میکنه بعد با تردید و دو دلی میره میره طرف در که بازش کنه
بن:اااا.....چیزه.......یه سوالی داشتم.....میگم مگه الف زود تر از ب نیست؟
غریبه:ای خدا منظرو
بن:میگم خوب اینی در اولویت قرار داره نسبت به من
اینی چوبش رو در میاره و بن با دیدن اون صحنه سریع میره تو اتاق
در اتاق
بازرس:بنشینید لطفا
بن از ترس میلرزیده
یارو:چرا میلرزید؟؟مگه سرده؟
بن:نه میترسم اخراج شم
یارو:نه....نترسید....به قیافتون میاد که ضریب هوشی بالایی داشته باشید....
بن:جدی؟ آخ جون......
************************


ادامه دارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: شنبه 14 خرداد 1384 18:05
نمایش جزئیات
آفلاین
بن : هههوووممم ! هيچي ! يعني نمي دونم !!
نيکل : ااه برو بمير بابا !
بن : باشه ... ! خدافظ !
نيکل : بابا تو يه چيزيت هست !!
بن :
----------------------------------
تومي و غريبه و بازرس دارن صحبت مي کنن و ميرن سمت در !! ( بازرس داره ميره )
بازرس : هومم ... به نظر من هتل شما از همه نظر خوبه !مخصوصآ اينکه آقاي توماس هم اينجا هستن و ديگه اصلآ مشکلي نيست و نخواهد بود !!
تومي :
غريبه : ولي ببخشيدا ... هتل ما از اولش هيچ مشکلي نداشت !!
بازرس : بله ، دقيقآ ، منم منظورم همين بود !!
تومي :
بازرس : خوب ... من يه سري از کارهام مونده ... که شايد فردا بيام و اونارم تموم کنم !
غريبه : بــــــلــــه ؟!؟! چه کاريييييييييييي ؟!؟!
بازرس : هوممم ... خوب حالا فردا معلوم ميشه !
غريبه : اااااااااااااااااااااااااه !!
تومي :
بازرس : بـــلـــه ؟!؟
غريبه : هوممم ... منظورم ... بــــــــــــــــــــــــــــه بود !
بازرس : آها !! پس فعلآ ...!
توماس : خدانگهدار ...!
بعد ميره (بازرس)
غريبه : من چقدر از اين آدم بدم مياد !! امروز بس نبود ، فردا هم بايد تحملش کنيم !!
توماس : بابا اينجوري نـــگــو ...! آدم به اين خوبي !!
غريبه : آره ... مخصوصآ برا تو !!!
بعد يکي از پشت ميگه ســــــــــــــــلامممممممممممم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 خرداد 1384 23:20
نمایش جزئیات
آفلاین
بن: ای بابا دوباره این اومد مجبورم بگم شیشکی منو دوست نداره!!!!!!!!

نیکل : (توماس میکشمت) ( )
غریبه و پانسی : توماش چرا انقدر عزیزی؟!!!!!!!
بن : غریبه به اینی میگم.
غریبه نه چیزه داش تومی خوب هستین؟!!!!!!
بن : حواستو جمع کن.
نیکل در گوش بن : بن میگم بیا یه کاری کنیم.
بن : هووووووووووووومک؟!!!!!!!!
نیکل : یعنی اینکه بیا یه جورایی این توماس رو دک کنیم.
بن : هوووووووووووومک؟!!!!!!!!!
نیکل : اااااااااای بابا خنگ دیوونه.
بن : آهان فهمیدم.
نیکل : خوب بگو چیکار کنیـــــــــــــــــــــــــــم؟!!!!!!!
بن : هووووووووووومک؟!!!!!!!!!!!
نیکل : ای ددددددددددددددددددررررررررررررررررررررردددددددد.مرضضضضضضضضضضضضضضضضضضضض.کوووووووووووووووووووووووفـــــــــــت.مرگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.
بن : فهمیدم چیکار کنیم.
نیکل : ای بدبخت حتما باید زور بالا سرت باشه؟!!!!
بن : هوووووووووووومـــــــک؟!!!!!!
نیکل : خفه شو .حرفتو بگو.(الان میگه هوووووووووووومـــــــــک )

بن : گوشتو بیار.

=:=:=:=:=:=:=
ادامه دارد.........
=:=:=:=:=:=:=

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اگه ضایع شد ببخشید.
آخه نمیدونستم چجوری ادامه بدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
::.::Newest Music::.::
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 خرداد 1384 21:19
نمایش جزئیات
آفلاین
بازرس:خوب من چند امتیاز بدم؟
یه نفر از پشت سرش:هر چقدر خودتون فکر میکنید لازمه
غریبه:ببخشید شما
عینک یه نفر تو سایه برق میزنه( ) و بعد از سایه میاد بیرونو عینکشو ور میداره
ملت:توماس
غریبه:تومی...ام چیزه توماس ینی چی میگم آقای جانسون
پانسی:آقای جانسون شما....ام یکم تغییر کردینا...نه؟
بازرس:یک لحظه من نفهمیدم شما گفتین آقای جانسون؟ببخشید شما پسر آقای تام جانسون نیستید؟شما توماس جرالد جانسونین؟؟
بن:(پیش خودش)این دیگه کیه؟نکنه تومی عزیزمو کشته؟نه مگه میشه؟؟
توماس:آقای مک برایان میشه مارو چند قیقه تنها بزارین؟
بازرس یا همون مکی:بله بله حتما
غریبه:توماس تو چرا اینجوری شدی؟این یارو رو میشناسی؟؟؟؟؟؟
توماس:غریبه فراموش نکن که من پولدارترین پسر کرنوالم این یارو هم یکی از کارمندایه بابامه
بن:اما من یادمه تو خیلی جواات دوست بودی...تو این مدت که نبودی چی کار میکردی؟؟؟؟
توماس:اگه بدونین من با یه طلسم به اسم داش لاتیوس جواات شدم ولی الان میبینید که اثرش رفته
پانسی:توماس
مک برایان تشریف بیارین تو
مکی:خوب جای دیگه ای مونده؟
توماس:سالن بیلیارد
همه به طرف سالن میرن
توماس دور باز میکنه
مکی:آقای جانسون شما اینجا آموزشم دارین؟
توماس:بله،ما اینجا از منچ و مارپله تا حساب کردن ورقهای دست فرد مقابل تو حکمو انواع رشته های ورق یاد میدیم
مکی:من 10 از 10 به خاطر سالن تمیزی که دارین و 10 از 10 به خاطر پرسنلتون و 10 از 10 به خاطر نو آوریاتون و 10 امتیاز مثبت برای...........ام بازم پرسنلتون.خوبه؟
غریبه:اوه بله بله البته.خوب دیگه هتله ما بخشه دیگه ای نداره
توماس:خوب مک برایان حتما سفارش شمارو به پدرم میکنم خوب خوش باشین و اونو به بیرون بدرقه میکنه و بعد دور میبنده و برمیگرده به بقیه نگاه میکنه
همه:
توماس:چیه؟
غریبه و پانسی:غش
بن و نیکل:
========================

بچه ها ببخشید یه مدت پست نزدم...این پستمم که چرت بود ولی فقط میخواستم توش حضورمو اعلام کنم...البته بماند که شمام منو فراموش کردین ولی اشکال نداره:هیشکی نیست که منو دوست نداشته باشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 خرداد 1384 17:53
نمایش جزئیات
آفلاین
بازرس : خـــــــــــــب ! ديگه کجا مونده ؟!
غريبه : کتابخونه و ...
بازرس : باشه ، بريم کتابخونه !
غريبه : بله ... از اين طرف ...
بعد سه تايي ميرن سمت کتابخونه ( غريبه و نيکل و عمو بازرس ) !!!
ميرسن به کتابخونه ...
بازرس : خوب ، ميشه يه توضيحاتي بدين
غريبه : بله ... اينجا هر جور کتابي که بخوايين داره !!!
بازرس : خوب بايد هم داشته باشه ! اگه نداشته باشه که نميشه اسمش رو کتابخونه گذاشت !!!
غريبه : هـــــوم !!! (ضد حال !!) خوب اينجا کتاباي تاريخي داره ! اينجا داستاني ، اينجا .................
بعد بازرس ميره اون طرفي که کتابهاي داستانيه مخصوص بچه ها رو داره !!
بازرس : شما کتاب ياس منگولا رو داريد ؟!؟!
غريبه : هوم ... بله ، آخرين کتابش اسمش هست ياسمنگولا و پوپک !!! ( کمبود اسم بود !!)
بازرس : جــــــــــــــــدي ... من چقدر دنبال اين کتاب بودم !!!....
نيکل و غريبه :
بازرس : هوم ... منظورم اينکه ...
غريبه و نيکل :
بازرس : خوب چرا منو نگاه مي کنين !؟!؟
غريبه و نيکل : ...
بازرس : خوب ، مسئول اينجا کيه ؟!
غريبه : منم قربان !!
بازرس : هوم ... خوب خانم غريبه فکر کنيد من يه بچه ام و از شما مي خوام که اين کتاب ياسمنگولا رو واسم بخونيد
غريبه : هوم ... من براش نمي خونم !!!
بازرس : چرا ؟؟!؟!
غريبه : چون من اگه بخوام واسه هر بچه اي که اومد اينجا کتاب بخونم که ...!!
بازرس : خوب حالا اين بچه خوندن بلد نيست !!
غريبه : خوب ميگم ببر بده بابا و مامانت بخونن !!
بازرس : اااااااييييييييي بابا ... بابا مامانش نيستن !!
غريبه : پس چه جوري اومده اينجا ؟!؟!
بازرس : خوب ، واسه يه 1يا 2 ساعتي رفتن اينو گذاشتن تو هتل ، نبردن !!
نيکل يواشکي به غريبه ميگه : بابا اين مي خواد اين کتابرو يه جوري بخوني واسش !!!
غريبه : !!!!!!
بازرس : هوم ... راستش من داشتم شما رو آزمايش مي کردم !!! خيلي تو کارتون سر سختين !! خــــوبه !! شما مسئول جايه ديگه اي هم هستين ؟!!؟
غريبه : هوم ... نه ... يعني بله ! ايني فعلآ رفته مسافرت ، مديريت هتلش رو به من سپرده ، البته برگرده من دوباره فقط مسئول کتابخونه ميشم !!
بازرس : هوم ... خوبه !! ولي بچه ي مردم رو زياد نپيچونيدش !!
بعد از کتابخونه ميان بيرون و نيکل به غريبه ميگه :
بيچاره !!! منظورش خودش بودا !!
غريبه :
بازرس : خوب من چند امتياز بدم خوبه ؟!
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
جناب هگريد اين معرفي که شما فرمودين فرمي بود که بچه ها قبل از اينکه بخوان مسئوليتي رو در هتل قبول کنن بايد اون رو پر کنن و يه معرفيه مختصري از خودشون بکنن ، ولي خوب باشه !! کساني که مي خوان در هتل مسئوليتي رو قبول کنن به صورت رول پلينگي خودشون رو معرفي کنن
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: یکشنبه 8 خرداد 1384 12:29
نمایش جزئیات
آفلاین
بن با سرعت همه ي وسايلش را در کمد جا مي دهد و از بي سيم مي گويد
غريبه بدو بياريدش من اماده ام
غريبه :‌جناب عليا حضرتا از اين طرف
نيکلاس در مهد کودک را ميزتد
تق تق تق
بن : بله بفرماييد تو
و غريبه در را باز مي کند
بازرس با هيجان وارد مهد کودک مي شه
بازرس : سلام
بن با تعجب : سلام
بازرس : غريبه و نيکلاس مي سه کمي ما را تنها بگذاريد
غريبه و نيکل :‌باشه
و اما ماجرا يي که توي اتاق اتفاق افتاد
بازرس : بن امکان دارد اين جا اتفاق ها يي بيفتد ولي به هيچ کس چيزي نگو
بن :‌باشه
بازرس :‌ببينم اسبنب بازي هم داري
در همين موقع غريبه و نيک که گوش واستاده بدوند زدند زير خنده ولي بازرس نفهميد
مدت ۱۵ مين بازرس با نيکل بازي ميکردند
بعد شروع کردن به اهنگ خواندن
توپ سفيدم قشنگي و نازي حالا من مي خوام برم به بازي
............
و همين طور ۱۵ مين دي گر گذشت و بازرس بعدش از مهد امد بيرون
بازرس : عالي بود اين هم ده از ده را گرفت
نيکل :‌ايول
غريبه :‌فعلا مهد و غذا و ادبمان ده از ده شان را گرفته اند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: جمعه 6 خرداد 1384 19:16
نمایش جزئیات
آفلاین
نزدیک مهد شدن که غریبه به بن: ما نزدیکیم.
بن: واااااااییییی.باشه باشه.

بن پیش خودش میگه: حالا چیکار کنم؟!!!
آهان.
اول از همه میره سر کتابها.
بعد به غریبه: غریبه.
غریبه: هووووومک؟!
بن: یه خورده وقت و تلف کن من اینجارو جمع کنم.
غریبه: هوووووووومک.باشه دیوونهههههه.
غریبه میره به بازرس میگه: آقای گل بازرس جان قبل از مهد یه سری به این تراس( بالکن ) بزنیم.چون منظره خیلی خوبی داره ها.
بازرس: هوووووومک.باشه.
بعد میرن سمت تراس( بالکن ).
غریبه: هی بن سوژه پیچیده شد.
بن: هوووووووووووووووووووومک؟!!!
غریبه: یعنی پیچوندمش.
بن: هووووووووووووووووووووووووووووووووووومممممممک؟!!!!!!
غریبه: IQ میگم نسخشو پیچیدم.( الان میگه هوووووومک. )
بن: ااااااااای بابا.خوب زیر دیپلم حرف بزن ما هم بفهمیم دیگه.
غریبه: همه چیزو که نمیگن آدم باید خودش بفهمه.(به قول آرسی )
بن: اییییییییی بابا.چند رئز خودم یه چیزایی میفهمم. (الان میگه آره جون خودت )

غریبه: باشه بابا.من دست به سرش کردم.تو هم بدو برو سر کارات.
بن: kk Or np!! (الان میگه Sh....... )

=:=:=:=:=:=
ادامه دارد......
=:=:=:=:=:=


~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بازم اگه به کسی برهورد یا اینکه نمایشنامه ضایع شد ببخشید.( الان میگن نمیبخشیم.غلط میکنی اینجوری مینویسی. )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
::.::Newest Music::.::
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: جمعه 6 خرداد 1384 13:36
نمایش جزئیات
آفلاین
سيبل سريع وسايلش رو جمع ميکنه و ميره !!
(البته هنوز آقاي بازرس اونجا تشريف دارن ) !!
سيبل : بچه ها فعلآ خداحافظ !
بعد از در ميره بيرون ! ولي دوباره بر ميگرده و ميگه :
آقاي بازرس ما رفتيم ديگه !!
بازرس : چه با عجله ! جدي جدي دارين ميرين !؟!؟!
سيبل : آره قربونش !!
بازرس : هوم ... خوب حالا کي برميگردين ؟!
سيبل : ( عجب فضولي هستي شما ) !! نمي دونم 2 يا 3 هفته ديگه ، معلوم نيست !
بازرس : اِ اِ اِ اِ ... اتفاقآ شايد من هم 2 يا 3 هفته ديگه دوباره بيام !!
سيبل : هوم... کاره خوبي ميکنيد ! ولي من ديگه نمي يام !! غريبه شما تحويلش بگير !
بازرس : ...!!!
غريبه و نيکل :
سيبل : باي باي !!
بازرس : خــــب !! موندش کتابخونه و مهد کودک و ...!!
غريبه : هــــوم ... آها ... بله ! مهد کودک از اين طرفه !
غريبه با بي سيم : بن ...
بن که مشغول خوندن کتابه بوده خوابش برده و ...!!
بن :
غريبه : هُــــــــــي بــــــــــن !!!
بن :
غريبه : بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن ! (داد ميزنه ) !!!
بازرسه 6 متر ميپره بالا !!
نيکل : هوم ... چيزي نيست !! شما بيايين !
بن : هــــــــوم ...! بله .. الو ... چيه ؟! چرا فوت ميکني ؟! خب حرفت رو بزن !؟ بگو ؟! چرا هيچي نميگي ؟!؟! مگه مريضي زنگ ميزني هيچي نميگي ؟!؟!
غريبه : مسخره منم غريبه ؟! مگه تلفنه زنگ بزنم فوت کنم و ...!!
بن : اِ اِ اِ اِ ... تويي غريبه !! خوبي ؟! چه خبر ؟!!
غريبه : بابا ما داريم مياييم طرف مهد !!
بن : نـــــه
غريبه : بله ، حواست باشه ، تابلو بازي در نياري !
بن : هوم ... ! نه !
بعد غريبه ميدوه ميره پيش نيکل و بازرس که داشتن جلوتر ميرفتن !!

=-=-=-=-=
ادامه دارد ...
=-=-=-=-=

========================================
بچه ها من اصلآ از اين وضع خوشم نمي ياد !! يعني چي آخه !
پانسي الان خيلي وقته که نمايشي ننوشته !!
باز بقيه اطلاع دادن که به خاطر امتحانات تا يه مدتي نمينويسن ! ولي پانسي خيلي وقته ننوشته ! فقط اون اوايل 1 يا 2 بار نوشتش !!
ولــــي ... تا وقتي که خودش نيومده و چيزي ننوشته ديگه تو نمايش چيزي دربارش ننويسين !
========================================

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: جمعه 6 خرداد 1384 09:04
نمایش جزئیات
آفلاین
اون ور تو اشپزخونه یه جغد یه نامه می ندازه رو سر غریبه
غریبه:اسم تو روشه سیبل...
سیبل نامه رو می خونه... غریبه چیزه من ازت سه هفته مرخصی می خوام.
غریبه:سه هفته مگه چی نوشته اون تو؟
سیبل:یه جشنواره اشپزی تو فرانسه تشکیل می شه که منم می خوام برم در ضمن یه مدته خونه مامانم اینیا رو ندیدم...
غریبه:مامانت اینا؟
سیبل:اونا که عمرشون رو دادن به شما ...ولی مگه نمی دونستی مامانم فرانسویه؟
غریبه:بعد چه طوری با بابات اشنا شده؟
سیبل:تو یه تعطیلات مشترک تو ایتالیا...
غریبه:چه عاشقانه ...
سیبل:تازه BF هم می خواد برا تعطیلات بیاد اونجا...
غریبه:سه هفته زیاد نیست؟
سیبل:خواهش.... تازه من زیاد وقت ندارم این جغده به علت وضع جوی یه ده روز دیر رسیده.پورتکی من تا نیم ساعت دیگه می ره (توجه گفتم پورتکی)
غریبه:برو...
سیبل :پس بای بای از طرف من با بقیه خدافظی کن... :bigkiss:
--------------------------------
1_ببخشیشد مجبورم برم وگرنه این طور که پیش می ره مجبور می شم شهریور هم یه دور برم فرانسه...
2_ببخشید حال نداشتم با همه یکی یه دور خداحافظی کنم به هر حال جملگی خداحافظ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از شما دعوت می شه تا در کلاس پیشگویی شرکت کنید .
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: پنجشنبه 5 خرداد 1384 19:01
نمایش جزئیات
آفلاین
غريبه دوباره بانيکل و بازرس از اشپزخانه خارج مي شوند
بازرس در دفترچه اش چيزي مي نويسد
بازرس : خب حالا مي ريم سراغ سالن رقصتان
غريبه : اقاي عليا حضرت غذا چه طور بود
بازرس : خوب بود از ۱۰ نمره ۱۰ نمره را گرفتيد
نيکل : از اين طرف بياييد لطفا
غريبه از توي بي سيم:‌از غريبه به پانسي سوژه داره مي ايد توي اتاق رقص اماده باش
بازرس : خب کدوم دره
نيکل : اين در است
و در را باز مي کند
بازرس و نيکل و غريبه وارد سالن رقص مي شوند
يه اهنگ غمناک گذاشته شده بود
امشب در سر پر از سحرم
امشب از اين عالم گويي دورم
بازرس با صورتي نسبتا غمناک ميگه :‌هي خيلي اهنگ اسلامي خوبي است
پانسي : اره مورد علاقه ي خودم
بازرس :‌خب اهنگ هاي شاد تر نداريد
پانسي ابرو مي ندازه بالا اهنگ را عوض مي کنه
به زمين خوردن مرگ خوار
يا در اوردن شکلک
باس اينکه تو بفهمي
چقدر اين مگر خوارا بدند
بازرس کمي ميرقصه و مي گه : اينم توپه حال داد
نيکل ارام به غريبه مي گه :‌بابا اين يارو اهل حاله ها
غريبّ‌:‌اره فکر کنم به جامعه پارتي هم مي ره
بازرس :‌خب عزيز دلم تکنو نداري
نيکل و غريبه :‌ماااااااااااااااااااا
پانسي :‌چرا
و يه اهنگ تکنو ميزار ه
بازرس :
و مي پره وسط و يه رقص پا مي ره
جملگي :‌ماااااااااااااااااااااااااااااااا
و بازرس بعد از ۱۰ مين رقصيدن روي صندلي مي شيند
بازرس :‌عالي بود شما هم ۱۰ از ۱۰ نمره را مي گيريد
غريبه :‌ايول
نيکل : عاليه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2