شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
جهان آماده ی گرویدن به سایه است! مرگ خواران لرد سیاه! سربازان سیاهی! فداییان سایه! به زودی نخستین نشانه های جنگ جهان جادویی آشکار خاهد شد و لرد ولدمورت قردتمند تر از همیشه به پاک سازی نسل جادوگران و گستراندن قدرت تاریکی مشغول خواهد شد!
فهرست نیرو های سیاهی :
پیتر پتیگرو ( سایه ی لرد سیاه) سرژ تانکیان ( سایه ی لرد سیاه) مونالیزا ( فرمانده ی مرگ خواران) سدریک دیگوری ( فرمانده ی مرگ خواران) سوروس اسنیپ ( فرمانده ی مرگ خواران) شون پن ( مرگ خوار) بلیز زابینی ( مرگ خوار ) بارتیموس کراوچ جونیور( مرگ خوار) مونتاگ ( مرگ خوار - شواله ی سیاه) رودولف ( مرگ خوار) بلرویچ ( مرگ خوار) هوکی ( مرگ خوار) ماروولو گانت (مرگ خوار) مارکوس فلینت( مرگ خوار) مورفین گانت ( شوالیه ی والپرگیس) ادی ماکای( شوالیه ی والپر گیس) الکتو ( شوالیه ی والپرگیس) سامانتا ولدمورت ( شوالیه ی والپرگیس)
و این لیست همچنان پذیرای فداییان سایه است!
باشد که لرد سیاه بر خیزد و جاودانه فرمان براند!
.... *- در مورد والپرگیس ها: همون طور که خود رولینگ گفته ، اون نام قبلی باند مرگ خواران بوده ، که با ظهور لرد سیاه تغیر نام به مرگ خواران دادن!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1385/1/3 23:45:36 ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1385/1/6 14:50:51 ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1385/1/9 11:17:48 ویرایش شده توسط پيتر پتي گرو در 1385/1/17 15:01:16 ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1385/1/17 16:04:35
چگونه مرگ به پرواز خود دامه داد و لرد ولدمورت بازگشت ،در شبی که ماه فرو مرد؟!
سایه هر گز به خواب نمی رود! قدرتی که تنها تضعیف شده بود ، تا دور ترین مرز های جهان عقب نشسته بود و باز ماندگانش پوست انداخته بودند ، باز می گردد!
دشمن هر گز نمی میرد! تنها به خواب می رود و سپس دوباره اندام اش را سر هم می کند تا به قله باز گردد! مرگی در کار نیست! تنها جادوانگی هست ، قدرت هست ، و سایه تور شکار ِ جاودانگی!
پرواز ِ مرگ ، در آسمان ماه مارس. جادوگران! ماه، کاسه ی شیری بود و سگ ِ سیاه عظیم - طالع نحس، پیام آور مرگ - بر آن لیس می کشید! وقتی ماه ته کشید ، از گوشت خادم ، استخوان پدران و خون دشمن ، لرد سیاه بر خواست! باشد که جاودانه فرمان براند!
.....
این متن ِ فرمانی ست که لرد ولدمورت در نخستین لحظات بازگشتش ، مرگ خوارانش را به آن فرا خواند و جامعه ی جادوگری را از باز گشت خود مطلع ساخت!
از اردوی سیاه شنیده می شود که این بار هیچ پنهان کاری ای در کار نخواهد بود و به طور آشکار تلاش برای متحد کردن اهالی تاریکی آغاز شده است! و این علی رغم اصرار فراوان مقام وزارت سحر و جادو بر کذب شمردن حقیقت باز گشت لرد سیاه است! در نخستین ساعات حضور دوباره ی لرد سیاه دو دستگی در میان ارگان های رسمی جادویی شیوع پیدا کرده است و این پیش آهنگ قدرت تازه ی سیاهی ست! معاون وزیر خواستار تشکیل وزارت خانه ای مخصوص جبهه ی سیاه شده است و جمعی از کار کنان رسمی وزارت سحر و جادو تمایل خود را برای بازگشت دوباره به قلمرو ی قدرت ارباب شان ابراز کرده اند! این در حالی ست که هنوز در خبر گزاری رسمی جادوگران - روزنامه ی پیام امروز - اشاره ای به بازگشت لرد ولدمورت به قدرت نشده است! تاریکی به حرکت در آمده است و به زودی شما را در بر خواهد گرفت! حلقه ی کابوس ها دوباره باز سازی شده ، و انکار کننده گان قدرت تاریکی برای ابد در آن زندانی خواهند بود!
.......
اگر تقاصی در کار است ، چه کسی پس خواهد داد؟!
سوال مهم ِ این روز ها این است که چه کسی تقاص پس خواهد داد؟! گفته می شود بر خلاف اظهار نظر لرد سیاه، او برای باز گشتن به قدرت اش، از بدن بی جان یک نوزاد جادوگر استفاده کرده! این نوزاد که اندکی بیش از یک ماه زندگی کرده بود ، در شب بازگشت لرد کبیر ، ناپدید شده و تا این لحظه خبری از او به والدین اش نرسیده است! روبولفودور آلکساندر بووبو ، آخرین باز مانده ی نگه بانان ، نوزادی ست که از سوی والدین اش - کاملا آگاهانه - در جایگاه سنگی و رفیع ِ قربانیان برای جادوی سیاه ، سر بریده شده است! بقایای بدن بی سر اش پیدا نشده اما سر کوچک ، سر ِ معصوم اش ، به نشانِ "فداکاری سیاه " بدل شده و شمایل هایی از آن به صورت گردن آویز میان جادوگران ِ سیاه دست به دست می شود!
آن یگانه ، برای" لرد دار شدن" (!) ِ ما قربانی شد!
در همین راستا بعضی مسئولان بلند پایه ی شورای عالی جادوگری اعلام می کنند : از آن جا که باز گشت دوباره ی لرد ولدمورت با کمک یک نوزاد انجام گرفته و دهان لرد، که سابقا دهان آن نوزاد بوده است ، بوی زننده ی لبنیات - به ویژه شیر - می دهد ، بعضی اقدامات معمول مثل به رسمیت شناختن لرد سیاه و نظارت او بر جهان سیاه اش ، تا اطلاع ثانوی به تاخییر می افتد تا بوی شیر زایل گشته و همه چیز طبق روال پیش برود!
گفتنی است که این مسئله خشم لرد سیاه را بر انگیخته است و او دست به کار انتشار سایه ی غلیظ و زیبایش شده ا تا جهان جادوگران را بیش از پیش در بر بگیرد!
این پیامی ست که مرگ خواران گذشته بر علامت شومشان احساس خواهند کرد. این پیامی ست که تشنه گان تازه ی مرگ خواری از آن با خبر خواهند شد! لرد ولدمورت برای تشکیل گروه خادمان اش چشم انتظار آن ها ست! خادمان اصیل سیاهی ، در برابر لرد سیاه توانایی شان در جنگ بررای سیاهی را به نمایش خواهد گذاشت و بار دیگر به او ملحق خواهند شد!
توضحیات اضافه: در این تاپیک تازه رفقا باید یک رول بنویسن راجع به موضوع فعلی: در باره اینکه چطور به سوی لرد اومدن و دوباره پیمان بستن یا تازه وارد شدن و علامت شوم رو روی دستشون داغ زدن!
موضوع تاپیک تا یه مدتی همینه که برای همه شرایط یکسان باشه! بعد موضوع عوض خواهد شد! نسبت به سطح نوشته ، عضویت شما تایید یا رد خواهد شد! و در مورد تایید شدگان رتبه شون در میون مرگ خوار های مشخص خواهد شد! چرا که قدرت در میون مرگ خوار های پایه های مختلفی خواهد داشت!
برای پیوستن به ارتش تاریکی، لرد ولدمورت خواستار همکاری همه ی موجودات سیاهی ست! همه ی نژاد های جادوگران ( گرگینه ها ، خون آشامان ، و...) ، تمامی موجودات جادویی ( جن ها ، جن ها خانگی ، ترول ها ، اژدها ها و ...) می توانند به عضویت ارتش سیاهی در آیند! جز جان فشانی در راه گسترش سایه هیچ شرط دیگری نخواهد بود! اما خائنین به شدت مجازات خواهند شد ، چنانکه از زنده ماندن پشیمان شده ، آرزوی مرگ بکنند! ضمنا اعضای ارتش نباید از نام "لرد ولدمورت" / "تام ریدل" ... و از این دست، برای نام بردن از لرد سیاه استفاده کنند!
به مقر عضو گيري ارتش بروید و خود را معرفی کنید! در راه هدفتان بکشید و کشته شوید تا لرد سیاه شما را در پناه خود بگیرد!
عضو گيري براي پيوستن به ارتش نيرومند جادوي سياه آغاز گشته!!! نحوه انجام عضوگيري در تاپيك عضويت در ارتش جادوي سياه ذكر شده است! اسامي مرگ خواران در همان تاپيك نوشته مي شود. در حال حاضر اسامي مرگ خواران ارتش گذشته نوشته شده است و افراد جديد نيز به اين ليست افزوده خواهند شد! بديهي است كه افرادي كه در گذشته نامشان به ثبت رسيده اگر مي خواهند همچنان باقي بمانند بايد در همان تاپيك اعلام آمادگي كنند و اگر قصد خروج از ارتش را دارند اعلام كنند تا اسمشان از ليست خارج شود!!! منتظر حضور پر شور اين ارتش پس از پايان امتحانات ماگلي باشيد!!!
با تشكر پيتر پتيگرو!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پيتر پتيگرو در 1384/10/12 14:36:50 ویرایش شده توسط پيتر پتيگرو در 1384/10/12 16:12:41
پيشنهاد يك مرگخوار وفادار،جرج ديويس، بعد از بررسي تاييد شد و اينجا اعلام ميكنم...!
زمان ثبت نام هميشگي شد و ديگر زمان خاصي براي ثبت نام نيست...! توضيحات اضافي: چه الان شخصي بخواهد با تكيه بر قدرت سياهي به قدرت برسد و چه در زمان جنگ بخواهد به ارتش سياه بپيوندد،در هر دو صورت اگر با توجه به شرايط ذكر شده براي سياه شدن مورد تاييد قرار بگيرد ميتواند همراه و همگام با مرگخواران تلاش كند و با جادوي سياه خود وفاداري خود رو نشون بده...البته حتما بين مرگخواري كه زود تر به ارتش بپيوندد و مرگخواري كه ثانيه نودي باشد فرقي است...!
اطلاعيه تكميلي:(بيشتر براي افراد تازه وارد كه آناي ندارند و تصور ميكنند قراره فردا سايت رو هك كنيم...!)
فردا جنگ است...! جنگ فقط و فقط بصورت نمايشنامه نويسي و رول پلينگ است...
لرد ولدمورت جنگ رو شروع ميكنه و اولين پست رو در تاپيكي نامعلوم ميزنه...!و اين يعني آغاز جنگ... بعد از آن سياه و سفيداني كه ثبت نام كردند و عضو ارتش سياه و يا سفيد هستند پست ميزنند و پست قبلي را ادامه ميدهند
تمام پستهاي اعلام وجودي پاك ميشه
نكات فني: 1-در نمايشنامه نوشتن دقت داشته باشيد كه طرف مقابل و شخصيت مقابل هم قدرتي داره...پس طرف رو سوسك حساب نياريد. 2-براي ولدمورت و دامبلدور ديالوگ هاي قوي انتخاب كنيد تا رولتون زيبا تر و طبيعي تر بشه 3-پستتون نه بلند و نه كوتاه باشه 4-شخصيتي كه در سايت هست را نميكشيد...مثلا نبايد رون ويزلي و يا دراكو مالفوي را بكشيد 5-طنز را چاشني كارتون كنيد تا حدي كه لوس نشه 6-اگر ميخواهيد پستي را ادامه دهيد و ميترسيد كه تا زماني كه شما بنويسيد كس ديگري پست بزند، همان اول بعد از پستي كه ميخواهيد ادامه دهيد پست بزنيد كه«من در حال نمايشنامه نوشتن و ادامه دادن نمايشنامه هستم»..بعد با خيال راحت روي پست خود فكر كنيد ..در نظر داشته باشيد فقط دو ساعت فرصت داريد و بعد از يك ساعت اگر نزديد پست شما پاك ميشه و افراد ديگه ميزنن...! 7-اعضاي سياه و سفيد توجه كنند...حتي الامكان سعي كنيد يكي در ميان پست بزنيد..مثلا يك عضو سفيد و بعد عضو سياه...بعد سفيد و بعد سياه....البته اگرم نشد اشكالي نداره.... 8-دقت گنيد كه ملاك برنده شدن در داستان نيست...هر كسي ميتونه پست بزنه و تمام اتفاق هارو به سود جبهه خودش تموم كنه...ولي اين هيچ جذابيتي نداره...داستان را سعي كنيد واقع گرايانه ادامه دهيد..مثلا ويليام ادوارد نياد ولدمورت رو شكنجه بده 9-دقت داشته باشيد كه اين جنگ بهترين فرصت براي نشون دادن قدرت رول خود به ديگران هست..پس قبل از زدن پست دقت كنيد...با ناظر جاي كه قراره جمله كنيم هماهخنگ هستم كه اگر پستي ارزشي بود پاك بشه...چه ويليام ادوارد پست بزنه...چه امپراطور...فرقي نداره...پس مواظب باشيد..حتي تو اي كاربري كه احساس ميكني خوب رول مينويسي...!
كم سوادي گودريك گريفيندور سخنراني كوبنده هرمايوني گرنجر
بلاتريكس:اون كيه آوردي همراه خودت؟ لارا:لرد گفت كه اخبار گو جديد بياريم...بهتر از اين گير نمياد...بيا تو..خجالت نكش..نترس فردي با صداي كه وحشت از اعماقش فرياد ميزد:كرام اين طرفا نيست كه؟هر جا منو ببينه بلاك ميكنه...! و مياد توي استديو بلا:ماااااا...السامور...؟اينو از كجا آوردي...؟خب...فعلا بيخيال..بريم رو آنتن...خبر هارو دادي به السامور ،لارا؟ لارا:فكر كنم دادم بلا:السامور شروع كن
السامور:ميترسم تا حرف بزنم بلاك شم...هومم؟باشه...يك دو سه...الو...سلام و درودي به بوي خوب عطر بانوان ساحره... صداي انفجار مياد و كرام با منوي مديريت و صورت دودي وارد ميشه كرام با حالت عصب در حالي كه داره موهاي خودشو ميكنه:تو آدم نميشي؟الان بلاكت ميكنم... السامور:ه...باشه..غلط كردم..باشه...سلام بر ملت هميشه در صحنه و سياه پرور...شمارا به شيندن اخبار امروز از جامعه جادوگري دعوت ميكنم....خبر اول...يكي از بنيانگذاران مدرسه علوم و فنون جادوگري هاگوارتز سواد درست حسابي ندارد....گزارش گر فداكار ما به نام «روماسلا» كه بصورت مخفيانه به جمع محفل ققي ها پيوسته بود اين فاجعه را به اطلاع ما رساند...گودريك گريفيندور كه خيلي هم ادعاي دانش ميكند فقط بلد هست شمشير از خود به جاي گذارد(در نظر داشته باشيد سالازار اسليترين تالار اسرار را به جا گذاشت) و حتي سواد درست و حسابي ندارد...طي يك سخنراني خود كه موضوع را به شخصيت پر افتخار من يعني السامور پاراگات كشاند در گفتن نام من دچار مشكل شد و در آخر به «الاسمور» گفتن قناعت كرد...
دومب...دومب...جي 5...با جي 5 حتي اسامي را هم به خوبي به حافظه بسپاريد...و اسامي را از حافظه كوتاه مدت خود به حافظه بلند مدت خود منتقل كنيد
ديش درنگ دوم پلوم
السامور:خبر بعدي...در شب گزشته بعد از اينكه يكي از اعضاي سياه به نام دنيس كريوي به وايت تورنادو گفت wc ، سفيد ها به سوزه آمدند و دست به راه پيمايي زدند...در اين راه پيمايي شعار هاي ركيكي عليه دنيس كريوي و خوانواده اش (خواهر و مادر و حتي به مادر بزرگش هم رحم نكردند)گفته شد...در طرف ديگر عده اي سياه نما(بر وزن تماشاگر نما) كه خود سفيد ها بودند و شب در قير خوابيده بودند عليه سفيد ها شعار ميدادند:سوزه ايا...سوزه ايا...و سعي در خراب كردن چهره ارتش سياه داشتند...البته آنها بطور مشكوكي ناپديد شدند...ولي ما به اشتباه خود پي برديم...و زيادي اين ارتش را مهم حساب كرديم...چون شنيده بوديم رهبر آن ويليام ادوارد پر افتخار هست و در دل گفتيم كه وقتي ويليام ادوارد رهبر شود ديگر چه شود...ولي خوش بختانه ما اشتباه كرديم و يه گندزاده رهبر هست كه جاي بي خوشحالي و خنده هست...بله...هرمايوني گرنجر كه فاملي اش شباهت زيادي به كريچر دارد رهبر آنهاست...و ما از خنده سه شبانه روز شكم درد داشتيم و نصف اعضاي ارتش به بيمارستان سنت مانگو برده شدند...او طي سخنراني خود كه بر فراز شانه هاي رون ويزلي قرار گرفته بود گفت:هر كسي به وايت تورنادو بگويد wc با من طرف است.... لازم به ذكر هست حتي خود محفلي ها هم از خنده روده بر شدند و رون ويزلي او را رها كرد و گرنجر با مخ به زمين خورد و ويزلي در مصاحبات منكر هر گونه رابطه با او شد...تا خبري ديگر خدا نگهدار...!
كرام منوي مديريت رو كشيده جلو و دستشو نزديك تر به دكمه حذف كار بر كرده