جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  219 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  310 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  212 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: شنبه 29 مرداد 1384 08:15
نمایش جزئیات
آفلاین
فردای همان روز یک اعلامیه جلوی مغازه زده شده بود:
*توجه* *توجه*
بعد از مذاکرات زاخاریاس اسمیت و لی جردن قرار شد شرکت زاخاریاس اسمیت اسپانسر بدنسازی باشد.
نام شرکت جدید زاخاریاس اسمیت 17 ball هست.
از این به بعد هر کس میخواد وارد باشگاه بشه باید پول بلیط بده.ولی در عوض موقع خروج از بدنسازی یکی از محصولات شرکت 17 ball رو که زیر نظر شرکت بزرگ MLM کار میکنه میگیره.
جزئیات بیشتر در مورد محصولات 17 ball رو بعدا میفهمید.
زاخاریاس اسمیت و لی جردن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: دوشنبه 24 مرداد 1384 12:20
نمایش جزئیات
آفلاین
بیا ..بیا...بیا..وایسا همینجا خالی کن.
لی:اینا چیه زاخی؟
زاخی:کوری مگه.وسایل تاپ 2005 بدنسازی.
لی:اینا چقدر شد.
زاخی:30000 گالئون.چون با هم رفیقیم تو29999 گالئون بده.!!
لی:د آخه اگه اینقدر پول داشتم که باشگاه نمیزدم.بخاطر یک لقمه نون.!!!!
زاخی:باشه من بهت وام میدم.30000گالئون با سود روزی 1000 گالئون.
لی:باشه.دمت گرم.تو چقدر مهربونی؟!!!!
راننده کامیون:هوووی نمیخای حساب کنی.من تا شب نمیتونم اینجا وایستم.
زاخی:لی برو حساب کن.
لی:پول ندارم.
زاخی:مرتیکه گدا!!!!!!!
لی:چیزی گفتی
زاخی:داداش این 10 گالئون بگیر .بقیشم انعام بر و بچ!!
راننده کامیون:30 گالئون گفته بودی.نامرد بچه ها بریزین پایین.

زاخی:آآآخ....واااااای.
لی:نامردا بدجوری زدنت.
یهو دبی از بخش خواهران میاد بیرون.
دبی:کمک.کمک....یه سوسک تو بخش خواهرانه.
لی:به خواهرا بگو حجابو رعایت کنم.بنده بیام سوسکو بکشم.
زاخی:منم میام.
بعد از چند دقیقه
دبی:برادر لی ازت متشکرم!!!!
لی:ممنون.زاخی برو دو تا کارگر بگیر وسایلو بچینیم.
زاخی:باز دو نفرو دیدی مارو ضایع کردی.
زاخی میره و دبی هم به بخش خواهران بر میگرده....
لی:ماخی باز داری مواد مصرف می کنی .
ماخی:به ژون تو حالم بده.
لی:ورزش دشمن اعتیاد.من تو رو آدم میکنم.
زاخی برمیگرده......
لی:به اینا که جاسم و نورممد خودمونن.شروع کنید بچه ها من امشب یه سورپریز دارم...
و همه مشغول کار میشوند.......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: دوشنبه 24 مرداد 1384 00:37
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:پس من چی؟؟
لی:چی رو تو چی؟؟؟
زاخی:داداشمو دستیار میکنی بعد من اینجا علافم..
لی:وا...زاخی جون شما که نوره چشم ما تشریف دارین..
زاخی:ممنونم..خب لی جان یادته قرار بود که من اسپانسرت باشم؟؟؟
لی:آره..
زاخی:خب میتونم رویه مغازت تبلیغ بکنم برای شرکت خودم دیگه؟؟
لی:بله....پس اسپانسر این کارو نکنه چی کار بکنه؟؟
زاخی:خب میخوام یه نفرو استخدام کنم....یه دونه از این چیزا که میزارن جلوس رستورانا....مثلا لباس میکی موس و تویتی و از این حرفا میپوشن...
لی:خب..
زاخی:میخوام یه دونه از اونا بیارم....لباس آرنولد بپوشه وایسته جلوی در بدنسازی..
لی:خیلی خوبه..
زاخی:بعد هم روی بدنش خال کوبی کرده MLM
لی:خوبه..
زاخی: در ضمن اگر میشه این دستگاههای قدیمیتو بنداز بیرون...من یه چند تا دستگاه توپ برات دارم از شرکت میارم...اوکی؟
لی:خوبه....فقط یه چیزی..
زاخی:چی؟
لی:من یه چند نفر رو میخوام که برام اینجا کار بکنن.
زاخی:اونم با من....
لی:ممنون...
زاخی:پس من میرم دستگاهها رو بیارم
لی:اوکی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: یکشنبه 23 مرداد 1384 08:51
نمایش جزئیات
آفلاین
... ديش دنگ ديديشديش! مرتيكه روز روشن به من دوروغ ميگي؟
من قرص اكس ميخوام چيكار آخه؟ آي پسرداييم از دست رفت! آي پسرخالم معتاد شد!
دوف دنگ ديش... :chomagh:

ملت جمع شده بودن ببينن توي بنگاه تخته شدۀ وايز چه خبره!
سام: من بيچاره بيدم! من زير بار قرض بيدم!

آرتا: ديش ددوف دوف... من اين چيزا حاليم ني! يا شونصد ميليون ديه رو ميدي، يا همين تخته هارو رو سرت ميشكنم!

لي: هي... هي... بچه ها! اينجا چه خبره! آرتا... چته تو... كه ناگهان موبايلش زنگ ميزنه!
الو... الو... الو... ااااااااه... اين وسايل ماگلي همشون آشغالن... اينم كه آنتن نميده!... الو...
سامي: واسه اينه كه برعكس گرفتيش!!
آرتا: چـــــــــــــــــــــــي؟‌حالا ميخندي؟ آي گودريك كجايي! پسرداييمو كشتن! پسرخالم معتاد شد!

هديه: الو... لي؟؟... اونجا چه خبر؟

لي: من نميدونم... اين آرتا سر سام كلاه بردار معركه گرفته! حالا مگه چي شده؟

هديه: خواستم بگم كه حساب گرينگاتز باشگاهو الكي هاپولي كردي!!!

لي: بله؟ يني چي؟؟

هديه: اِ... خب راستش، (هديه دلو زد بدريا و اهميتي نداد كه باجه فيليتون از زير زمين پرت شه تو ابرا) اونا قرص ايكس بودن!

لي كه گويا تا حدودي حدس زده بود، گفت: اِ... اِم... كدوم قرصا؟

هديه: همون نيروزاهايي كه به سامي سفارش كرده بودي!

لي: مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــع! و گوشي رو گذاشت تو جيبش و گفت: آي نففس كش! نفس آخرتو بكش! و با آرتا مشغول كتك زدن سامي بيچاره شد!

ده دقيقه بعد يه پژو 206 سررسيدو جمعيتو كنار زد و چهار تا قلچماغ ريختن رو سر آرتا و لي و اونا رو از سامي جداشون كردن و سامي هم سوار 206 و همراه غول بيابونيا د برو كه رفتي و در راهي مخفي ناپديد شدن!

دو تا آورور آرتا و لي رو كه ديگه ناي تكون خوردنم براشون نمونده بود، انداختن پشت وانت پيكان پاسگاه دياگون و د دستگير شو كه شدي!
_______________________________
خوب خودمو وارد كردم؟
حالا يه وق نگين مگه كوچه دياگون چقد عريضه كه ماشينم توش رفت و آمد كنه؟!
حالا اين بخش نوسازشه!
اونم را مخفي بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Artabanus Gryffindor در 1384/5/23 9:22:11
Re: یه سوال
ارسال شده در: یکشنبه 23 مرداد 1384 03:53
نمایش جزئیات
آفلاین
نميدونم من عضو هستم يا نه به خاطر همين دوباره اومدم تا عضو شم
هديه : سلام همگي من قبلا تبريك گفتم دوباره هم ميگم مباركه باشگاه جديد و ميره طرف دبي مسئول بخش زنانه
هديه: سلام دبي چطوري خوبي؟
دبي با خودش چقدر صميمي : سلام مرسي خوبم
هديه: مسئوليت جديدو تبريك ميگم
دبي: راستي تو چي كاره اي اينجا؟
هديه: من؟ هيچ كاره
دبي: آخي
هديه: ولش كن هميشه من مظلوم واقع ميشم حالا بگو ببينم وزنه اي پزنه اي چيزي نداري من يكم باهاش تمرين كنم
دبي: صبر كن نگاه كنم آخه تازه اين پستو گرفتم هنوز وارد نيستم
بعد يك ربع
دبي در حالي كه نفس نفس ميزنه مياد و ميگه : همه جا رو گشتم همه ي وزنه ها اون ور بود اينجا به جز چند تا قرص چيزي نيست!!!!!
هديه: اون ور ديگه كجاست؟
دبي: مگه نميدوني؟
هديه: چي رو؟
دبي: بابا لي از ترس كرام باشگاه رو قشنگ به دو قسمت كاملا غير مساوي تقسيم كردي كاملا غير عادلانه
هديه: عجب!!!! چه دوره زمونه اي شده واقعا!!!! حتما قسمت بزرگترم مال خودشونه ديگه نه؟
دبي: نه بابا بزرگتره مال ماست
هديه: چي؟
دبي: بزرگتره رو گذاشته براي قسمت زنونه
هديه: تا اونجايي كه يادمه فقط زاخي پاچه خوار بود حالا بگذريم اينكه به نفع ماست
دبي: البته تا حدودي چون صداي اون وريا در اومده
هديه:ولش كن بريم سر كار خودمون همون قرصا رو بده بريم كلي كار دارم
دبي يكيشو مي ندازه طرف هديه كه روش عكس يك عنكبوت كشيده شده رنگشم آبيه
هديه: اين ديگه چيه؟ اكس ميدي؟ مي گم نيرو زا بده. مي خوام حال چند نفرو جا بيارم!!!!!!!
دبي: خوب اكسم نيرو زاست ديگه
هديه: اونجور نيرو زايي نمي خوام از يك لحاظ ديگه
دبي: فكر كنم سر لي اون يارو كلاه گذاشته
هديه: كدوم يارو؟
دبي: حالا يارو كه نه يك چيزي گفتم همون سام وايز كه در بنگاشو تخته كردن
هديه: اون سر لي كلاه گذاشته؟
دبي: آره اون قرصا رو به اسم مواد نيرو زا بهش فروخته
هديه: فكر كنم ديگه باز بايد قاط بزنم يك روز نبودم ببين چي شده؟
دبي: كجا؟
هديه: برم به اين سامه بگم كه با كي .......
دبي حرفشو قطع مي كنه و ميگه : نميشه بري اونور صبر كن يك تل به لي بزنم
هديه: لازم نكرده خودم ميزنم و مياد از باشگاه بيرون و دم در باشگاه واي ميسته و مي خواد زنگ بزنه مي بينه شماره ي لي رو نداره
بر مي گرده پيش دبي و شماره رو ازش مي گيره و زنگ مي زنه به لي كه بهش بگه چه كلاهي سرش گذاشتن
خودتون ديگه مي دونين ادامه داره................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بياين هافلپاف
Re: یه سوال
ارسال شده در: شنبه 22 مرداد 1384 21:43
نمایش جزئیات
آفلاین
از میام تو
امید : سلام
یه آقا پسر پشت میز نشسته
امید : ببخشید شما صاحب اینجا هستین
اون آقاهه : اره چطور ؟
من : ببخشید یه سوال داشت م
آقاهه : در مورد بدنسازیه ؟
امید : اره
آقاهه : بپرس . اگه بتونم جواب میدم
امید : ببخشید آدم باید چی کار کنه که هر چه زود تر گنده شه ؟؟؟؟؟؟
باید بیاد باشگاه ؟ خوب این یکی شه اما بعدش ؟
ینی منظرم اینه که حجمه هیکلش گنده ش هاااااا . اگه دارو یا قرص یا
مکملی چیزی داره معرفی کنید ممنونم .
آقاهه : ...........


!!!!!!PLZ HELP ME!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یا عیسی مسیح
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: شنبه 22 مرداد 1384 20:37
نمایش جزئیات
آفلاین
لی و سام در حال صحبت بودند.
در بیرون از باشگاه مرد ناشناسی در حال عبور از کوچه ی دیاگون بود.
مرد ناشناس:جنس دارم.جنس توپ
مرد ناشناس تا باشگاه رو میبینه میره تو
مرد ناشناس:سلام آقا جنس دارم.جنس توپ یه شبه هیکلتو میکنه آرنولد
سام:دمت گرم یه پک میدی؟
لی:واقعا که الان داشتی چی می گفتی؟
لی:مرتیکه باشگاه من مکانیه برای تفریحات سالم برو بیرون و با یه حرکت آکروباتیک شنل یارو رو در میاره
سام:ا خودشه.همن یارو تو پارک
لی:آخه آدم ضایع این کرامه
مرد ناشناس:من اشتباه کردم.من دیگه مواد نمی فروشم.هری منو اغفال کرد.مامان کجایی؟
لی:ورزش دشمن اعتیاد
سام:بیا به باشگاه ما ورزش کن.ورزش دشمن اعتیاد
لی:خودمونی نشو.باشگاه من.ورزش دشمن اعتیاد
یارو:بابا بسه من فهمیدم ورزش دشمن اعتیاده.اه دیوونه ها
زاخی:اینجا چه خبره؟
زاخی یهو طرفو میبینه :داداش
مرد ناشناس :داداش زاخی
لی و سام:
زاخاریاس:بچه ها این داداش من ماخاریوسه.من یازده ساله که ندیدمش
لی و سام:
لی:ماخی جون اگه کاری نداری میتونی اینجا بعنوان دستیار من کار کنی؟
ماخی:با کمال میل
لی:دبی هم میتونه مسئول قسمت زنانه باشه
دبی:با کمال میل
و همگی به قصد صرف شام به کافی شاپ باشگاه بر میگردند.اما با تعجب می بینن که....
ادامه بدید.


نکته اخلاقی:ورزش دشمن اعتیاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: شنبه 22 مرداد 1384 18:59
نمایش جزئیات
آفلاین
در حالی که لی و برو بچ مشغول جشن و بیجامه پارتی بودن...
سام وایز در پارک جادوگران در سرما به سر میبرد:
سام: جوانی کجایی که یادت بخیر.بی وفایی بی وفایی دل من از غصه داغون شده.زدن بنگاهمون رو هم بستن حالا شبا باید توی پارک بخوابیم
در همین لحظه مردی شنل پوش که شنلشو تا روی صورتش بالا کشیده به سام نزدیک میشه.
مرد ناشناس:چی شده سامی؟
سام:چی بگم؟
و شروع میکنه به گفتن درداش.
مرد ناشناس:تیکه تیکه کردی دل منو.حالا بیا این یه پک رو بکش.
سام ناگهان به خودش میاد و وندشو میکشه بیرون.
سام: ای مستکبر؛ای ابلیس؛ای جلاد تو میخواستی منو معتاد کنی.
ناشناس:
سام:وایستا ببینم و به سمت اون حمله میکنه و شنلش رو پاره میکنه.در اون تاریکی نمیتونه درست صورت رو ببینه ولی چهره ی آشنایی به نظر میرسه.
مرد ناشناس فرار میکنه.
سام:ای نامرد اگه دستم بهت نرسه.راستی اینجا خطرناکه برم سراغ دوست قدیمیم لی شاید بهم پناه داد.
و
لی: I like to move it move.I like to move it move it.you like to...
ملت:move it.
سام:لی اینجا چه خبره؟
لی:فرار کنید لومون دادن نامردا من میدونستم.به تویی که سام اینجا چیکار میکنی؟
و سام ماجرارو تعریف میکنه...
لی:ای نامردا حالا اون مردرو نشناختی؟
سام:نه درست ولی...ولی... صبر کن فهمیدم کی بود
لی:کی؟
سام:ویکتور کرام.
لی : نه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: شنبه 22 مرداد 1384 18:03
نمایش جزئیات
آفلاین
لی جلوی در باشگاه ایستاده بود و به نامه ای که در دستش بود نگاه می کرد.اون یکبار دیگه نامه رو برای خودش خوند.

با توجه به ارائه گزارشات فرندشیپی از این محل گروه بازدید جادویی(مدیران انجمن) راس ساعت شش بعد از ظهر روز چهارشنبه دوازده آگوست از این مکان بازدید می کنند.امیدواریم مشکلی پیش نیاید.

لی نامه رو گرفته بود و می ترسید که کرام و دار و دستش بریزن تو باشگاه و در اونو ببندند.آخه اگر هیچی هم نبود لی خرج زندگیشو از اون باشگاه در می آورد.......

فردا صبح
زاخی:چی شده لی.
لی نامه رو بدست زاخی میده و اون نامه رو میخونه.
زاخی:مشکلی نیست.
زاخی یه سوت می زنه و لحظه ای بعد نصف بر و بچ میریزن جلو باشگاه.



روز بازدید
کرام:عالیه پر های 100 کیلویی جادو شده.وزنه های 1000 کیلویی.سونای مجهز.کافی شاپ بدون فرندشیپ.خوبه.فقط اگر یک بار دیگه خانم چانگ موردی رو به ما اطلاع بدن باشگاه بسته میشه.فعلا خدانگهدار
زاخی:خب بچه ها بیاید به افتخار این پیروزی جشن بگیریم.
لی:خانما اونطرف .آقایون اینطرف.خب بریم کافی شاپ جشنو شروع کنیم.
زاخی:حالا میخای چیکار کنی.
لی که در حال نوشیدن نوشیدنی کره ای بود.هیچی از فردا عضو گیری می کنم.البته فقط با نمایشنامه.الانم میرم تابلو رو نصب می کنم.....


باشگاه بدنسازی دیاگون عضو می پذیرد.لطفا با نمایشنامه وارد شوید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: شنبه 22 مرداد 1384 04:20
نمایش جزئیات
آفلاین
من هم به نوبه ي خود به لي عزيزم تبريك مي گم اميدوارم در كار جديدش موفق بشه
==============
هديه: سلام لي خوبي؟
لي:مرسي از اين بهتر نميشم
هديه:تبريك ميگم
لي:ممنون
هديه: كمكي لازم نداره در مديريت جديد؟
لي: بذار ببينم .........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بياين هافلپاف