جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  219 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  310 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  212 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: دوشنبه 17 مرداد 1384 02:22
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:سام جان اینجا بنگاهه همسر یابیه دیگه مگه نمیبینی....
سام:ولی اینجا نوشته سالن بدنسازی که...
زاخی:نه بقلیشو میگم....بقلشو بخون...
سام:کو؟؟؟....من که چیزی نمیبینم...
زاخی:چشم بصیرت میخواد.....
زاخی:شوخی کردم....بیا بریم تو برات توضیح بدم....جریان چیه...
*********در باشگاه بدنسازی*************
زاخی:خب سام جان.....ببین عزیزم.....این موضوع همسر یابی از یه نمایشنامه نشعت میگیره...
سام:نمایشنامه کی؟؟
زاخی:هدیه....ایشون سیبل رو شوهر داد....بعد تو نمایشنامه بعدی شوهرشو کشت....از اون به بعد ما داریم برای هدیه شوهر پیدا میکنیم...
سام:چقدر جالب....خب حالا نتونستین پیدا کنین؟؟
زاخی:هنوز نه....ولی من یه نفر دیگه رو تازه گیر اوردم....
سام:کیه؟؟؟
زاخی:آشناست....ولی الان نمیتونم بگم...
سام:تا نگی نمیرم...بابا من دهنم قرصه قرصه
زاخی:خب پس گوشتو بیار جلو تا بگم...
********بعد از گفتن اسم*************
سام: بابا خب زودتر میگفتی....من که حرفی ندارم...خودش باید موافق باشه.....اتفاقا منم تو نظرم بود....
زاخی:ببینم چی میشه...دختر خوب و خونواده داریه...روش فکر کن....بزار به خودشم بگم.....نگاه کن پسر به این ماهی نشسته اینجا.....اصلا الان که نگاه میکنم میبینم تورو برای هدیه ساختن....
سام:اختیار داری....
زاخی:
==============================
تا باشه از این همسر یابی ها باشه....
================================
بدو بدو که سامم عروسی کرد...یا سام یا لی....کدام برنده میشوند؟؟؟؟....
================================
سام جان ما اینجا خودمون بنگاه همسریابی هستیم نمیخواد دیگه شما تاپیک بنگاه همسریابی بزنی.....
==================================

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: یکشنبه 16 مرداد 1384 10:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سام با عجله وارد باشگاه میشه.
سام:سلام لی.بدو بگو کجاست عجله دارم باید برم.
لی:
سام:چرا بروبر وایستادی منو نگاه میکنی؟
لی:کی کجاست؟
سام: خب زنم دیگه.
لی:
سام:چیه؟
لی:ببینم توی شایر که بودید سواد بهتون یاد ندادن؟
سام:چطور مگه؟
لی:مگه اسمی رو که رو در نمیبینی؟
سام:به قول شاعر شیرین انگشت:((تاپیک نبین چی روشه_برو ببین چی توشه))
همه:
سام:من اومدم انجارو دید زدم.دیدم جوجو دوستی و این حرفاست.گفتم ما هم یه آستینی بالا بزنیم
لی:اینجا باشگاه وزین دیاگونه.
سام:جدی!!من فکر میکردم اینجا بنگاه همسریابیه.
لی:نخیر.
سام:خب پس منم برم یه بنگاه دلالی محبت بزنم.
همه:
لی:خیلی خوبه.درد جونای امروز دوا میشه.
سام: بله ازدواج ثنت مرلینه.
همه:
سام:پس ای ملت تا بعد خداحافظ.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
Re: بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: یکشنبه 16 مرداد 1384 09:19
نمایش جزئیات
آفلاین
لی:نامرد رفتی چی گفتی به هدیه که اینجوری شده؟
زاخی در حالی که سعی می کنه خنده شو پنهان کنه:چی شده مگه
لی:هیچی ................. فقط امروز اومد باشگاه گفت من با قورباغه سبز باشم بهتره تا با تو...
زاخی:من فقط گفتم لی با چند نفر دیگه رابطه داره
لی:من.....با کی
زاخی:خب با سرژ خود من و چند نفر دیگه......
لی:ابله اون یه چیز دیگه فکر کرده.
لی:د برو دیگه
زاخی:کجا
لی:برو از دلش در بیار.اگه نری دیگه نه من نه تو......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: شنبه 15 مرداد 1384 20:12
نمایش جزئیات
آفلاین
کتی برگشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیا کارت دارم.........
سریع باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
=============================
زاخی:سلام لی جان....کتی رو ندیدی؟؟؟
لی:نه....دو هفته پیش اومده بود......از من میپرسی؟؟؟؟....مگه تو شوهرش نیستی؟؟؟؟...
زاخی:خب چرا....ولی.....اصلا پیداش نیست....معلوم نیست کدوم گوری رفته....
لی:این جوری صحبت نکن.....الان از یه جا میاد بیرون حسابتو میزاره کف دستت....
زاخی:من از هیچکس نمیترسم...
لی:بابا....شهامت....این چند وقته که سایت بسته بود مثل اینکه حسابی شارژ شدی...
زاخی:نه بابا....حسابی فکر کردم...دارم خسته میشم....اصلا هیچ موقع نیستش.....
لی:کی؟؟؟
زاخی:کتی دیگه...
لی:به خاطر اینه که گربه رو دم حجله نکشتی.....
زاخی:اینم یه حرفیه....من فقط ببینمش....
===============
پنج دقیقه بعد***********
زاخی:به سلام هدیه جان....
هدیه:سلام و کوفت...مگه تو خودت ناموس نداری میخوای منو شوهر بدی...
زاخی:مسخره.....اصلا نخواستیم....کی خواست شوهر بده تورو.....دلتم بخواد....لی به این گلی.....
هدیه:نخواستم......من باید خودم طرفمو انتخاب کنم نه تو....
زاخی:خب من بهت پیشنهاد دادم....اگر میخوای میتونم تمام زندگی لی رو برات تعریف کنم که دیگه نتونه برات خالی ببنده..
هدیه:تو از کجا میدونی؟؟
زاخی:بابا جان...مارو دست کم گرفتیا....من و لی و توماس از بچگی با هم بزرگ شدیم....تو کارناوال.....خونمون بقل هم بود...
هدیه:واقعا؟؟
زاخی:بله.....
هدیه:خب بیا یه چند تا سوال ازت دارم.....
==================================
دوستان به زودی زاخاریاسی با اخلاقی بهتر خواهید دید.....و همچنین یک سورپرایز باحال.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: پنجشنبه 6 مرداد 1384 02:26
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لي چه خبر؟
لي:فعلا كه هيچي
هديه:سلام زاخي مي بينم كه اينجايي
زاخي:سلام آره
هديه:ببين وايستا يك چيزي بهت بگم
زاخي:بگو
هديه:خيلي تو زندگيه شخصيه من دخالت نكن رابطه ي من و لي مثل دو تا دوسته و ما قصد ازدواج با يكديگر رو نداريم
زاخي:آخه تو سيبل رو شوهر دادي؟
هديه:اين به خودم مربوطه در ضمن اون به نفعش بود
زاخي:چرا؟
هديه:خوب معلومه اونوقت گير سرژ منافق ميفتاد
زاخي:خوب اينم حرفيه
هديه :خوشحالم كه فهميدي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بياين هافلپاف
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: پنجشنبه 6 مرداد 1384 00:19
نمایش جزئیات
آفلاین
كتي بل بعد از ساليان مديد از اون خونه مياد بيرون و تصميم مي گيره يكم تو دياگون قدم بزنه

در همون موقع صداي لي رو مي شنوه
بشتابيد بشتابيد...
كتي: هي لي چطوري؟مي بينم كه مغازه زدي..بابا دست خوش..كلوپ ما رو كه بستن
لي با خودش: اي بابا اين از داغ اون كلوپ درنيومده هنوز
كتي چه خبر از اين طرفا ...
در همون موقع يه فكري به ذهن كتي خطور ميكنه
اهم....خب راستش حالا كه مي بينم بد فكري نيست...لي سالن مد من يادته؟؟؟
لي: آره...آره چرا
كتي: خب اين مدل هاي من (از جمله زاخي) اين چند وقته كه من كم پيدا بودم زيادي خوردن و خوابيدن..يكم اضافه وزن دارن..مي توني همكاري كني و مدلا رو واسه سالن مد رو فرم بياري؟
لي: به ..چرا كه نه .حالا اين سالن مد تو هنوزم مدل مي پذيره؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آن روز همايون كه به عالم قفسي نيست..
اي مرغ گرفتار بماني و ببيني...
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: چهارشنبه 5 مرداد 1384 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین
آهای سیاها ، سفیدا ،مدیرا ،دوستان ، اعضای ویزنگاموت

بابا یه سر به باشگاه بدنسازی دیاگون بزنید.

اگه هیکلتون قشنگه حداقل بیاید نشونش بدید بقیه جذب شن بیان پست بزنن!!

همیشه خوش هیکل بمانید!!!!!!!!

لی جردن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون (دياگون جديد)
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 مرداد 1384 19:18
نمایش جزئیات
آفلاین
لی در حال چسبوندنه یه عکس رو دیواره.
تق.......تق....تق...تق.......(اشتباه نکنید صدای چکش که داره میخ میکوبه صدای در نیست)
زاخی:هووووی ما داریم اینجا ریلکسیشن میکنیم خفه کن صدای اونو.
لی:چی؟
سرژ:ریلکسیشن
هدیه جون گفت برای گروهمون خوبه و باعث تقویت قدرت ذهنمون برای مقابله با گرو ههای دیگه در مقابل تهاجمات........
لی:خب فهمیدم بسه.احترام خودتم نگه دار هدیه جون چیه.
هدیه:خودتو ناراحت نکن لی
لی:چشم عزیزم...
سرژ:
پاتی:حالا این چیه داری می زنی به دیوار.
لی:خودتون بیاین ببینین
همه:معععععععععععععععععع
بعد از چند دقیقه که همه از فرط هیجان نمی تونستن حرف بزنن
زاخی:این که جناب وزیره.....
سرژ:من هزار بار رفتم پیش وزیر اما هیکلشو ندیدم..
لی:تا حالا شماها بیجامه پارتی شرکت کردید.
همه:نه
لی:من به جناب وزیر یه طلسم یاد دادم که انسانو میتونه 1 ساعت خوش هیکل کنه.ایشون فقط توی بیجامه پارتیا از این طلسم استفاده میکنه.چون تو طول روز از روی شنل کسی هیکل وزیرو نمیبینه...
زاخی:به ما ام یاد میدی
لی:نچ
سرژ:چرا
لی:خرج داره.جناب وزیر معجونی 300 گالئون بمن پول میده..
زاخی:واقعا که!! بجای اینکه این پولو صرف گروههایی مثل هافلپاف کنه میده برای هیکلش.
سرژ:بدبخت اگه این هیکلو نداشت که اینهمه آدم بهش رای نمی دادن.
لی:بحثو سیاسی نکنید من شناسمو لازم دارم.
سرژ:خب بچه ها پولاتونو بذارین رو هم ما این معجونو لازم داریم.

چند دقیقه بعد
زاخی:پول جور شد.یدونه بده......
لی معجونو میده زاخی و زاخی ینفس همه رو میره بالا.
سرژ:بگیریدش 10 گالئون و 13 سیکل داد کل معجونو خورد.
اما زاخی در رفته بود
لی:من میدونم کجاست رفته پیش کتی
سرز:آبروشو میبرم(اینو میگه و میره بیرون)
لی:وایسید منم باشگاه رو ببندم بیام


------------------------------------------------
نکته مهم

اینجا فقط برای هافلپافیا نیست.سیاها منتظرم...............

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 مرداد 1384 12:00
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:ای بابا....اینم از دردسر پولدار بودن....ما هر جا میریم میگن بیا شریک بشو....
سرژ:از خداتم باشه(قابل توجه هدیه)......خب برو شریک لی بشو ما گروه اچ سی او هم یه سودی ببریم....تازه میتونیم اینجا رو بکنیم مقر فرماندهی شماره دو....
زاخی:نگو نگو این حرفو....درسته که لی دوست صمیمی منه ولی اون یه گریفندوریه....و ممکنه بقیه گریفی هم اونو طلسم کنن و ازش در مورد ما حرف بشکن...
زاخی:ببینم نظرتون در مورد همون بدنسازی خالی چیه؟؟؟...بریم بدنسازی بکنیم کافیه....
هدیه:ولی من میخوام مثل الانم مانکن بمونم...
سرژ:چقدر از خود راضی....به خودش میگه مانکن....هیکل پاتریشیا رو ندیده....مانکن به اون میگن....
زاخی:تو هم مثل اینکه خوبی....هدیه مانکن تره...
سرژ:نخیر.....پاتریشیا بهش مانکنی بیشتر میخوره...
زاخی:من رئیسم میگم هدیه مانکنه...
سرژ:خب باش...من به عنوان معاون رئیس میگم پاتریشیا مانکنه....
پاتریشیا:اینجا چه خبره؟؟؟...کی اسم منو صدا کرد؟؟
هدیه:کسی منو صدا کرد؟؟؟؟
زاخی:سرژ میگه پاتریشا مانکنه ولی من میگم هدیه مانکنه....
پاتریشا یه چیزی دم گوش هدیه میگه....بعد میریزن سر زاخی و سرژ و تا میخورن کتکشون میزنن...
هدیه:تا شماها باشین به ناموس مردم کاری نداشته باشین...بابا جان من شوهر دارم...به من گیزر ندین...
زاخی:وااااا.شوهر داری؟؟؟
هدیه:نه هنوز بهم پیشنهاد داده...
زاخی:کیه؟؟؟...بگو برم حسابشو برسم...
هدیه:لی جردن..
زاخی:چی؟؟؟...لی؟؟؟....ای بابا....اون که دوست خودمونه مشکلی نداره....برو خوش باش...
سرژ:چی میگی ولی این جزو قوانین محصوب نمیشه....ما نباید با افراد گروههای دیگه ازدواج کنیم....
زاخی:برو بابا حال داری....
================
اینم از عواقب شوهر دادن بقیه.....منظورم شوهر دادن سیبل توسط هدیه بود....
منم بلدم هدیه جان....
========================

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: باشگاه بدنسازی دیاگون
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 مرداد 1384 03:06
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور کوییرل:هوممم چه جالب اینجا فقط به درد لاغر مردنی هایی مثل من میخوره تا کمی گوشت و ماهیچه درست و حسابی گیرشون بیاد.انگار مجهزم هست.
پروفسور کوییرل یه چرخی ت و باشگاه میزنه و به صراغ صاب باشگاه میره و میگه
پروفسور کوییرل:هی سلام لی میبینم که از بس پولداری هی پشت سر هم مغازه میزنی
لی:تا کور شود هر آنکس که نتواند دید
پروفسور کوییرل:مممااااااااااا!چرا بهت برخورد فقط میخواستم بهت تبریک بگم.راستی شریک نمیخوای
لی:شریک لاغر مردنی نمیخوام
پروفسور کوییرل:باشه.چرا میزنی.میشه منم اینجا عضو شم؟
لی:برای چی؟
پروفسور کوییرل:آخه میخوام اونقدر قویشم تا دیگه کسی نتونه از پشت سرم بزنه بیرون
لی:باید فکر کنم
لی چند بار توی باشگاه دور میزنه و در آخر میگه:
لی:باشه ولی بشرط یکه هروقت ازت یه چوب دستی جدید خواستم بدون معطلی برام بسازی.این روزا چوبدستی حکم بیرژامه رو داره اگه یه خوبش همرات نباشه مثله اینه که...میفهمی که چی میگم
پروفسور کوییرل:البته باشه .تا بقیه میان من برم اون وزنه رو بلند کنم
لی:اون وزنه نیست چوب لباسی.خدا بدادمون برسه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!