لرد به خودش غر زد:
-اگه همین الان وسطِ سرسرا داد بزنم که "من عاشق دامبلدورم"، حداقلش فردا یه فن کلابِ جدید برام می زنن.
در همان لحظه، از بالای سرش صدای خش خش بال آمد. جغدی از طرفِ وزارت سحر و جادو بود؛ این را خوب می دانست چون روی بال هایش، آرم وزارت به صورتِ یک M بزرگ حک شده بود. لرد اخم کرد.
-ما؟! چرا وزارت برای ما نامه فرستاده؟
جغد بدون هیچ احترامی نامه را پرت کرد توی صورتش و رفت. روی پاکت نوشته شده بود:
نقل قول:
«به جناب هری جیمز پاتر، برندهی قرعهکشی ماهانهی ادارهی رفتارهای غیرقابلتوضیح.»
لرد چند ثانیه به پاکت نامه خیره شد و بعد، بازش کرد:
نقل قول:
تبریک!
شما به دلیل ثبت بیشترین تعداد گزارش با عنوان «رفتارهای غیرقابل توضیح اما ظاهراً قانونی» موفق به دریافت نشان افتخار "جادوگر غیرقابل پیشبینی ماه" شدهاید.
لطفاً امروز ساعت چهار بعدازظهر برای دریافت جایزه به تالار بزرگ مراجعه کنید.
لرد لبخندی شیطانی زد. اگر قرار بود جلوی کل مدرسه جایزه را دریافت کند، می توانست همانجا آبروی پاتر را ببرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ساعت چهار بعد از ظهر!
تمامِ جادوآموزانِ هاگوارتز، پشتِ میز های گروه هایشان نشسته بودند و دامبلدور، پشتِ تریبون ایستاده بود. کنارش هم اسنیپ با همان قیافهی همیشگی که انگار از کودکی قبض برق اضافه پرداخت کرده بود.
دامبلدور گفت:
-امسال هم، جایزهی جادوگر غیرقابل پیشبینی...
لرد زیر لب گفت:
-همین الان روی سن به همه خواهیم گفت که لردی هستیم ولدمورت!
-...به هری پاتر تعلق میگیرد.
تشویق و دست و سوت و هورا از میز های چهارگانه برخاست. یکی از هافلپافی ها حتی از خوشحالی اینکه شرط بندی اش بر سرِ برنده را برده بود، غش کرد!
لردِ پاترنما رفت کنارِ دامبلدور. دامبلدور جام را طرفش گرفت و گفت:
-بفرمایید آقای پاتر
لرد را جام را از دامبلدور گرفت و تشکر هم نکرد. سپس رو به جمعیت گفت:
-همه شما احمقید! ما اصلاً پاتر نیستیم! ما... لرد ولدمورتِ کبیر هستیم!
سه ثانیه سکوت مطلق بر تالار حاکم شد. بعد از تهِ سالن صدایی آمد:
-پاتر امروز واقعا خوب تو نقشش فرورفته!
-اصلاً ده امتیاز برای گریفیندور بابتِ این اجرا!
-نه بابا، معلومه تمرین تئاتر دارن.
-شرط میبندم فردا میگه من گریندلوالدم!
تشویق. تشویق بیشتر. تا اینکه کلِ سالن شروع کرد به تشویقِ لرد. اما لرد خشکش زد. برای اولین بار، راستش را گفته بود و کسی باور نمی کرد.
دامبلدور هم با لبخند گفت:
-خلاقیت، هدیه ارزشمندیست، هری!
و مدال دومی هم گردنش انداخت. مدال بهترین بازیگر سال...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
















اون بچهه کوین دائما داره روم بپر بپر میکنه. معلومه هرچی سیم و ابر و فنر و کمر و قمر و ماه و ستاره دارم در میره! 

به هرحال اعتماد به دیگران زمینه ساز دوستی های خوبه. پس بهم اعتماد کن.
من یه مبل راحتیَم. تو یه مبل راحتی ای، عمهت یه مبل راحتیه، هفت جد آبادت مبل راحتین بی تربیت! به من فحش میدی؟ 

