پنه لوپه همونطور که در فکر بود و فکر میکرد از خود میپرسید که چطور ممکنه ۳ دیوانه ساز در آنجا کارکنن و به او در شب کریسمس کمک کنند
پنه لوپه:نه امکان نداره اونا اینجا کار کنن
لارا:چرا امکان نداره؟
پنه لوپه:چون اونا دیوانه سازن و کارشون بلعیدن روح انسانهاس
لارا:نه در مورد اینا اینگونه نگو ...دیگه اون کارو انجام نمیدن
پنه لوپه:نه اونا نمی تونن این کارشون رو ترک کنن و در ضمن وقتی سه دیوانه ساز در مغازه باشن امکان نداره مشتری به مغازه من بیاد
لارا:انقدر منفی گرا نباش پنه اینا هم گناه دارن .باید کار کنن
پنه و لارا مشغول بگو مگوی خود بودن که ناگهان یکی از دیوانه سازان به طرف پنه هجوم برد و میخواست روح او را ببلعد که پنه به موقع چوبدستی خود را بیرون کشید و با استفاده از سپرمدافع او را مهار کرد...
پنه لوپه:دیدی بهت گفتم اونا این کارو نمی تونن ترک کنن و تو گفتی نه ترک کردن
لارا:واقعا متاسفم
ودر این هنگام در مغازه باز شد و ساحره ای زیبا وارد مغازه شدو او کسی نبود جز تانکس که همیشه به موقع در هر کجا ظاهر میشود
تانکس:سلام دوستان...کریسمس مبارک..اینجا چه خبره ..این سه دیوانه ساز اینجا چیکار میکنن؟
پنه لوپه:اونارو لارا اینجا اورده که شب کریسمسی به من کمک کنن
تانکس:یعنی چی شما میخوایین در مغازه ازدیوانه سازها به عنوان دستیار کمک بگیرین..این غیر ممکنه...این برخلاف قانون وزارت خونه است
پنه لوپه:اوهوم منم میدونم تانکس عزیزم و نمیخواستم از اونا کمک بگیرم ولی لارا خیلی اسرار میکرد
تانکس:لارا؟.....اون یه زمانی مرگخوار نبوده و طرف لردسیاه نبوده؟
لارا:چرا ولی الان دیگه نه لردسیاهی است و نه من دیگه مرگخوارم ..من از کرده خودم پشیمونم منو ببخشین لطفا
تانکس:لارا عزیز چرا تو اسرار داشتی که این دیوانه سازها در اینجا کار کنن ..انگیزت از این کار چیه؟
به مرلین قسم من قصدی نداشتم فقط این طفلکی ها بیکار بودن گفتم یه کاری براشون پیدا کنم سر لارا هم که خیلی شلوغه شب کریسمسی اونارو اینجا اوردم
تانکس:این کار تو غیرقانونیه و اگه وزارتخونه بفهمه تورو به آزکابان میندازه
لارا:نه تو رو به مرلین اینکارو نکن شب کریسمسی ..خانواده من چشم به راه هستند
تانکس:تنها یک راه داره و اون هم برگردوندن اونها به مکان اولیه توسط خودته
لارا :باشه همین الان می برمشون ...پنه فعلا خداحافظ کریسمس مبارک
پنه لوپه:کریسمس تو هم مبارک
تانکس:سال خوبی داشته باشی لارا
پنه لوپه:ازت ممنونم تانکس خیلی لطف کردی
تانکس:خواهش میکنم..وظیفه ام بود....راستی من برای چی اومده بودم؟
پنه لوپه:نمی دونم ...
تانکس: اه خدایا یادم نمیاد مهم نیست من میرم یادم اومد برمیگردم کاری نداری پنه؟
پنه لوپه:باشه برو..نه ..بازم ممنون
تانکس:خواهش میکنم..کریسمسم مبارک..بای
پنه لوپه:کریسمس تو هم مبارک تانکس عزیز...بای بای
آنلاینها
11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
پیام امروز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

واقعا كه....جووناي اين دوره زمونه....
مرگخوار؟؟؟مرگخوار؟اينجا؟زوووود از اينجا بروووو بيرووون...
..امروز كريسمسه..بايد به همديگه كمك كنيم...راستش من فكركردم امروز كه سرتون شلوغه چن تا موجود بيچاره رو براي كمك به شما بيارم...
و هو هوي ملايمي كردن...
شز


:اگه این قدر پر چونگی نکن وگرنه گازت می گیرم ها!یه چیزی بیار دیگه به انتخاب خودت.
یه نفس همشو می ره و میگه :بازم می خوام.