دامبل:هیچ کدام!
ملت مرگخوار:حالا چرا گریه میکنی؟

البوس جان به صورت ما ننگر برادر به سیرت ما چشم دل بنگر!
البوس گریه اش قطع میشود:هان؟!!!

بابا زیر دیپلم صحبت کنین مام ملتفت بشیم.
ملت مرگخوار:میگیم که به قیافه های دهشت انگیز

ما نگاه نکن دلمون قد یک گنجشکه

اگه......گر...یهههه...کنی...
ما...هم...گری...مون...میگیره
البوس دوباره شروع به گریه میکند:من مامانمو میخوام.....اهننننننن...اووووووووو....خخخخخخخ....تففففف
البوس در یک عمل ارزشی دماغش را با شنل ارباب پاک میکند!
ارباب خطاب به البوس:ای بی مایه نمک به حروممم...الان نشونت میدم اینکارت چه عقوبت هولناکی خواهد داشت

...بی کلاس بی پرستیژ..بی ادب...
مرگخوارا: ارباب این داغداره ولش کنید شما به بزرگی خودتون ببخشید...

ارباب:فقط به خاطر شما ها

این دفعه گذشت کردم!
البوس گریه اش شدیدتر میشود...اهنننننننن....اخخخخخخخووو
مرگخوارها:البوس بوگو ببینیم چی شده؟
البوس:بگم؟
مرگخوارا:بوگو... بوگو...
البوس:اگه بگم قول میدید که مسخره ام نکنید
مرگخوارا:اوهوممممم(

)
البوس:راستش من یه راز بزرگی دارم که تصمیم داشتم با خودم به گور ببرم ولی چون شما مهربانترین مرگخوارائی هستید که من به عمرم دیدم بهتون میگم:چه جوری بگم.....راستش...میدونید چیه...
البوس بغزش میترکد و ادامه میدهد:....این ربیشای من مصنوعیه......من از همون سن بلوغ فهمیدم که کوسه هستم....
این ریشامم شبا.....میکنم....و نه زیر پتو میزارم نه روی پتو ...میزارم زیر بالشم تا گربه نبره....
مرگخوارها:






البوس:نامردا مگه قول ندادید مسخرم نکنید؟
مرگخوارا:گولت زدیم


البوس دوباره بغزش میترکد

:من الان.....میرم....مامانمو...ببخشید...مک گونگالو میارم نشونتون بده...
و با چشمانی گریان از انجا دور میشود.
چند روز بعد:
اسوشیتدپرس_بی بی سی_سی ان ان_فاکس نیوز_...:
خبر فوری:درر نواری صوتی که ما از یک منبع موثق که خواسته شده نامش برده نشود دریافت کرده ایم دامبلدور اعتراف کرده است که از سن بلوغ کوسه بوده است و ریشهایش تماما مصنوعی هستند!
البوس بعد از شنیدن خبر:

(سکته ناقص)
مرگخواران در اقصی نقاط گیتی بهد از شنیدن خبر:


مک گونگال: