جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: دوشنبه 9 خرداد 1384 10:00
نمایش جزئیات
آفلاین
آرتور:مالي امشب غذا چيه؟
مالي:باقالي پلو با گوشت چرب
دانگ:در حالي كه دستشو رو رو شكمش مي ماله مي گه وهوهاومموو
سيريوس:نگاش كن آب از لك لچش را افتاد
مالي غذا رو مياره
و دانگ مثل نخورده ها شروع ميكنه به خوردن
آرتور:حالمون به هم خورد آروم تر بخور
دانگ : من امشب يه معامله خوب دارم بايد سريع برم
ققنوس:جاي بچه خالي
سريوس:نه بابا اونا خودشون الان تو هاگوارتز 20 مدل غذا مي خورن
ققنوس:اما غذا شون به خوش مزگي غذاي ما نيست
آرتور:موافقم
دانگ :خوب من بايد برم سلام به دامبي برسونيد
آرتور: صبر كن منم ميام ديگه الانا بايد نوبت من باشه
آرتور و دانگ ميرن
ققنوس:ببخشيد ميشه من امشب اينجا بخوابم حال ندارم تا دفتر دامبل برم
سيريوس:خوشحال ميشم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: یکشنبه 14 فروردین 1384 20:26
نمایش جزئیات
آفلاین
هري و رون سرميز غذا مشغول خوردن هستند
هري :‌ از هرميون خبر نداري ؟
رون : حتما مشغول آماده كردن سخنراني براي انجمن استفراغه
هري : استفراغ چيه . تهوع
رون : حالا هرچي . من نمي دونم جن‌هاي خونگي چه جذابيتي ...
در هيمن لحظه بد عنق سرميرسه و يه ظرف پر از سس گوجه فرنگي رو به سمتشون پرتاب مي كنه .
شترق
رون : اي احمق ديوونه ....
هري در حالي كه از عصبانيت دندوناش رو به هم فشار مي ده
عينكش رو كه كاملا قرمز شده از چشمش برميداره و چند تا فحش آب دار نثار بد عنق مي كنه
متاسفانه بارون خون آلود سروكله اش پيدا مي شه و بد عنق بعد از اينكه شكلكي درمياره به سرعت دور مي شه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بد عنق در 1384/1/15 0:22:18
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 29 بهمن 1383 13:49
نمایش جزئیات
آفلاین
اوه سوب سوسك؟
سوسك: مى بينى جه بر سر من مى آورند؟
فلور: بله مى بينم! جايه تعجب دارد!
سوسك: بيا به جنك آشبز باشى برويم
فلور:نه من نيستم آقا قربونت ما نيستيم!
سوسك:
فلور: راستى مىدونستيد دنبال قاتل سريوس مى كردن؟
سوسك: نه! ولى اكر بيدا شد بايد كشته شود انهم به طريق تير باران!
همه:
يكى از اونو ميز مىكه:عجيب است اين همه وقت و حالا تازه يادشان امده؟
فلور:آره ولى كاش بيدا مى شد نازى هرى كناه داره!!!!!!!!
و فلور با خودش فكر مىكنه اينا جرا اينقدر كتابى حرف مىزنن كه يكدفعه نكاهش به تقويم مى يوفته
فلور: تو جه قرنى هستيم؟
سوسك: بايد به تقويم نكاهى بيندازم اوه بله در ساله 1857 ميلادى هستيم!
فلوربا خودش فكر مىكنه يعنى جى جرا اينطوريه جرا من تو اين زمانم ؟
جواب سوالو تابستون سال 84 مىدم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 29 بهمن 1383 06:03
نمایش جزئیات
آفلاین
آشپز: دوستان... ما امروز غذا سوپ سوسك داريم!
همه:
سوسك:
آشپز: دوستان اين سوسك از خانواده ي سوسك هاي شش پاست! خيلي هم خوش مزه است...
همه:
سوسك: مي كشمت آشپز باشي...
همه: سوسك... خفه شو... حالا چي ميشخ تو هم از اين ها بخوري؟
سوسك:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلطان سوسك بي همتا!
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: شنبه 24 بهمن 1383 18:29
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچر: ارباب اینا از کجا پیداشون شد
سیریوس: چه میدونم بد بختم کردن
سیریوس میزنه پشت سر کریچر
سیرویس: درست بشور اونو پر از لکه اس
کریچر: من چی کاره بیدم
سیریوس: حرف نزن اعصابم خورده
کریچر: ارباب یک ساعته داری اون چنگال رو میشوری کار کن دیگه همه ی کارا رو دوش منه
سیریوس:
کریچر: ارباب اصلا به من چه مگه از این غذاها به من دادین که حالا من باید ظرفاش رو بشورم اون حاجی با اون شیکمش اومد اینجا نشست
هر چی من از اون پایین داد زدم به من هم یه چیزی بدین هی زد تو سرم گفت از زیر میز بیرون نیا
سیریوس: فکر کردن اگر منم که حال همشون رو میگیرم خونه ی همشون یک بار میرم تلپ میشم
کریچر: من....من... ارباب من هم ببر
سیریوس: آره فکر خوبیه چند تا از اون رفیق دهن داراتم باید با خودت بیاری

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: جمعه 23 بهمن 1383 23:19
نمایش جزئیات
آفلاین
فرد : امشب چرا این آب کدو حلوایی طعم [...] میده؟
لی : نمیدونم ولی هر چی هست تقصیر این جن های خونگیه
(هرمیون از سمت دیگر میز به لی چشم غره میره)
جرج: (در حالی که یه مقدار از آب کدو حلوایی واسه خودش می ریزه ) این آب کدو حلوایی چرا انقدر زرده؟
فرد: آره یه بویی هم میده
در همین لحظه دابی میاد و سرشو میکیوبه به میز
هرمیون که سعی میکنه اونو نگه داره میگه چرا این جوری میکنی دابی؟
دابی: دابی یه جن خونگیه بده اون شیشه [..] رو به جای آب دو حلوایی آورده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
لی جردن هنگام دودره بازی با فرد و جرج
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: چهارشنبه 7 بهمن 1383 17:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس:آخی بلاخره جواز اینجا را رو گرفتم آخه مگه بیمارید سر میز غذا دست تو دماغتون میکنید گلاب به روتون توالت برای چی ساختن برای همین کارا و خیلی کارای دیگه
مگه این دولو بهمون جواز میداد
کریچر:ارباب این ظرف رو تمیز کردم یه لکم روش نیست نگاه کن
سیریوس:خوبه
دنگ دونگ دنگ دونگ
سیریوس:کیه؟
آلبوس:منم
سیریوس در باز میکنه:بیا تو
پشت سر آلبوس کینگی:سلام
تانکس:سلام
لوپین:چطوری سیریوس حالت خوبه
هاگرید:سلام سیریوس
سیریوس:مااااااااا کی میتونه تو سیر کونه
سوسک:خوبی
سیریوس:تو دیگه چی میگی تو آشپزخونه نیا که اگه ببیننت جواز اینجا رو میگیرن
آرتور:به به من بسیار خوشحالم که میبینمت دلم برای پوره ی ...نه برات تنگ شده چه بوی خوبی از آشپز خونه میاد
سوروس:سلام سیریش کوکوغذا؟؟
سر میز غذا
سیریوس:آلبوس بهتر کل مدرسه رو با خودت میاوردی؟خجالت نکشیا
آلبوس:عتفقا میخوام بیارم
هاگرید:من گشنه مه سیریوس بپر غذا رو بیار
همه:ما گشنه مونه ما گوشنه مونه ما گوشنه مونه

سیریش غذا رو بیار یالا یالا بالا بالا
دنگ دونگ دنگ دونگ
سیریوس:کیه؟
_پستچی؟
سیریوس درو باز میکنه
بلا رو به سیاها :حمله
حالا همه وهمه:ما گشنه مونه ما گشنه مونه ما گوشنه مونه
دنگ دونگ دنگ دونگ
سیریوس:کیه؟
_فاجم
_چی!کاجی؟
_نه بابا یه کار محرمانه دارم بیا درو بازکن
قیججججججججججججج
فاج:حمله
آدمخوارها:باخوم باخوم باخوم با
:root2: :root2:
_ای داد ورشکست شدم من مهمون نمیخوام
دنگ دونگ دنگ دونگ
سیریوس:کیه؟
حاجی:حاج دارکی آسلامی در وازکن
سیریوس:من کا غیر
آسلامی انجام دادم
بیا دمه در
قیجججججج
سیریوس:به.........
حاجی:حمله
جمعی از طلبه:
یک ساعت بعد
همه: :banana: :banana: :banana: :banana: :banana:
آلبوس:خوب دیگه وقت رفتنه بریم بخوابیم
کینگی:خداحافظ خیلی خوشمزه بود
هاگرید دستت درد نکنه
آلبوس:من رفتم
سیریوس:واسا کارت دارم
سیاها:همیشه از این جشنا باشه
هری:سیریوس خیلی خوش گذشت
آلبوس:خداحافظ سیریوس
سیریوس:کجا؟چند دقیقه صبر کن بعد برو
حاجی:انشاالله فردا هم میام
آلبوس:سیریوس کاری نداری؟
سیریوس:واسا اینم با خودت ببر
آلبوس:مااااااااااااا
100000000000000گالیون پول شام
سیریوس:آره دیگه محفل داشتم درد سر داره تازه اگه میشه بمون تا صبح ظرف ها رو هم بشور من دیگه خوابم میاد صبح میبینمت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1383 19:17
نمایش جزئیات
آفلاین
جیمز که پهلوی لیلی نشسته بود میگه که : خوب چرا معطلی پاشو برو گمشو دیگه . اسنافلز کی گفته این رو راه بدید اینجا
اسنافلز: من بیگناهم همش تقصیر مک گونگاله
لیلی : بس میکنید یا اینکه من پاشم برم یه جای دیگه بشینم
جیمز: نــــــــــه همین جابشین دیگه چیزی نمیگم لیلی :اوهــــــــــــــــــــــه .... بی حوصله به اون میز نگاه کرد که همه مچل ریش مرلین شده بودند
مرلین: نمیچسبه دیگه میکشمت اسنافلز با همین چوبدستم...
ارتور میگیرتش : بابا باز هم با ان دماغ گیلدی میچسبونیمش
گیلدی دست تو دماغش میکنه : دیگه چیزی نمونده که ...
مرلین:
بلا دستش رو میکنه تو دماغش :بیا از من همین قدر...
سورس:اووووووووووق
ارتور: این کمه بقیه هم کمک کنید این ریش ها خیلی سنگینن
همه دستها میره تو دماغ ها

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1383 11:06
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلین: ریشم زبر شد...
(در باز میشه...و شنلی سیاه وارد میشه)
همه: اون چیه...
مرلین:موشکه؟!
آرتور:نه بابا دوشاخه داره!
آموس: هواپیماس
بلا: نه خیر اون فقط سوروس منه اونم دو شاخه نیس..گل رز سیاهه
بلا از جاش بلند میشه و به طرف سوروس می ره
سوروس: بلای عزیزم...(هی به پشت بلا نیگا می کنه)
همیشه در قلب من..
بلا بر می گرده و مک گونگال رو می بینه که یه کاغذ گرفته دستش داره به سوروس نشون میده..
بلا: سوروس عزیزم...تو برای من یه دینا ارزش داری حتی بدون حرفای زیبا :bigkiss:
مرلین: بازم بی ناموسی
سوروس: می دونید که من معمولا چیزی نمی خورم تو محفل...ولی خوب...این دفعه به خاطر بلا جونم
بلا: الهی..هوی اموس واینستا...بپر غذا بیار
(همه مشغول خوردن میشن)
مرلین:اه اه این دماغ های گیلدی خیلی زبره..
سوروس دست از غذا خوردن می کشه:
آرتور: اه..مرلین این ریش توه؟(یه ریش از تو غذا در میاره)
سوروس:
مرلین: نه ماله من نیس...ریشش فرفریه..ماله گراپه...
آموس:راستی اون داستان دستشویی رو تعریف می کنی مرلین؟!
سوروس:
مرلین: اره..یه بار من گلاب به روتون..خیلی چیزای بد خورده بودم..حالم گلاب به روتون بد بود..
سوروس قاشقو می ندازه: همین دیگه..واسه همینه من هیچ وقت تو محفل غذا نمی خورم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1383 12:37
نمایش جزئیات
آفلاین
ای قلبم!بد بخت شدم بیچاره شدم ورشکستم شدم زندیگمو آتیش زدنن مگه مرض دارید برید دمه خونه ی خودتون دعوا کنید پول خسارت بدید ببینم اگه نرید نمیزارم از اینجا جم بخورید
همه:آخ جون دو سه روز اینجا تلپ شدیم
سیریوس:برید خونتون ببینم یالا یالا
دارکی ومرلین:خوب ما هم میریم خوش گذشت
سیریوس:کجا پول میزو بدید
دارکی:نداریم
_خوب پس پی جامعه تو بده من
_نه تورو خدا اینو مامانم برام دوخته
_من نمیدونم بده من هر موقع پولمو میزو دادی بهت پس میدم.مرلین؟؟
_من ریشمو گرو میزم
_خوبه باش چیک
_ای داد نامرد ریشمو چیدی من بدونه ریش چیکار کنم
سیریوس: حالا ناراحت نشو (دست میکنه تو دماغ گیلدی میماله به ریش مرلین مچسبونه سره جاش)باشه برو فقط اینجاها پیدات نشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري