جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

25 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
24 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 13 تیر 1384 16:48
نمایش جزئیات
آفلاین
قابل توجه باك بيك عزيز :
1.به نظر من لونا اشتباه مي كنه (در موردهلیوپات) چون اولا هيچ مدركي نداره دوما فاج با اينكه مقام را دوست داره آدمه خوبيه سوما لونا يه كمي عجيب غريبه و هرچي كه مدركي براي اون وجود نداره را باور ميكنه

2.نظريه ارتباط بانك و وزارت خونه باطله چون 1. فاصلشون زياده2.اگه اينطوري بود ولدمورت و يارانش از اون راه رفت و اومد ميكردند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 13 تیر 1384 13:06
نمایش جزئیات
آفلاین
یه نکته از قبل یادم اومد که لازم میدونم بگم. یعنی اعتراف کنم که اشتباه کردم.(در این مورد با دوست عزیز سرژ و جیمز اختلاف نظر مختصری وجود داشت که با توجه به نبود هیچ مدرکی رها شد). ولی این نکته صراحتا در کتاب اشاره شده.
نقل قول:

سنگ جادو فصل دوازدهم
زمان : کریسمس. هنگامی که هری شنل نامرئی رو از دامبلدور هدیه میگیره.
مکان : اتاق عمومی گریفندور
Harry looked down at his feet, but they were gone. He dashed to the mirror. Sure enough, his reflection looked back at him, just his head suspended in midair, his body completely invisible. He pulled the cloak over his head and his reflection vanished completely.
هری به پاهایش نگاه کرد ولی پاهایش ناپدید شده بود. با سرعت به سمت آیینه رفت مطمئن بود که در آینه میتواند خودش را ببیند ولی بدنش کاملا نامرئی شده بود فقط سرش را به صورت معلق در هوا می دید.شنل را روی سرش کشید و بلافاصله ناپدید شد.

خودتون بهتر میدونید که ساختمان آینه و آب از نظر انعکاس نور یکسانه پس آب نمیتونه شنل نامرئی رو نشون بده. البته این نکته به دید و قدرت طرف بستگی داره بطور مثال دامبلدور و مد ای مودی با توجه به قدرتی که دارند میتونند خودشونو همراه با شنل نامرئی در آینه ببینند ولی هری قادر به انجام این کار نیست. به عبارت دیگه آینه و باطبع آب هیچ تاثیری و تغییری در دید شخص بیننده ایجاد نمیکنند.

در مورد نقشه متروی لندن من نظرم اینه که این یه مورد استفاده نشده در کتاب هاست که رولینگ میتونه از اون به بهترین نحو در کتاب های آتی استفاده کنه.
در مواردی که اشاره میکنم از پست ارزشمند آبرفورث نیز استفاده شده.(جای تعجب داره که هیچ کس در باره این پست صحبتی نکرد).
ابتدا میریم که داشته باشیم چند نقل قول از کتاب

نقل قول:

سنگ جادو فصل پنجم
"Why would you be mad to try and rob Gringotts?" Harry asked.
"Spells -- enchantments," said Hagrid, unfolding his newspaper as he spoke. "They say there's dragons guardin' the highsecurity vaults. And then yeh gotta find yer way -- Gringotts is hundreds of miles under London, see. Deep under the Underground."
هری گفت چرا سرقت از گرینگوتز کار احمقانه ایه؟
هاگرید روزنامه اش رو باز کرد و گفت: برای طلسم ها و جادوهایی که داره. یه اتاق {طاق} داره که از همه جای دیگه اش امن تره. میگن چند تا اژدها از اون اتاق محافظت میکنن.گرینگوتز صدها کیلومتر پایین تر از سطح لندنه....از متروی لندن خیلی پایین تره.


سنگ جادو فصل پنجم
Harry's eyes stung as the cold air rushed past them, but he kept them wide open. Once, he thought he saw a burst of fire at the end of a passage and twisted around to see if it was a dragon, but too late - - they plunged even deeper, passing an underground lake where huge stalactites and stalagmites grew from the ceiling and floor.
جریان تند هوا چشم های هری را به سوزش انداخته بود اما او همچنان میکوشید چهار چشمی اطرافش را تماش کند. یک بار به نظرش رسید که در انتهای یکی از راهروها شعله آتش دیده است.گمان کرد اژدهایی در آنجاست و سرش را برگرداند اما دیر شده بود.آن ها پایین و پایین تر می رفتند از یک دریاچه زیر زمینی که از زمین و سقفش استلاگمیت و استاکتیت بیرون زده بود گذشتند.


سنگ جادو فصل پنجم
Griphook unlocked the door. A lot of green smoke came billowing out, and as it cleared.
گریپهوک(از نگهبانان گرینگوتز) قفل در را باز کرد.ناگهان دود سبز رنگی بیرون زده و به هوا رفت.

چند نکته جالب و مهم از نقل قول ها برداشت میشه.
*مکانی مهم در گرینگوتز وجود داره که برای برقراری امنیت در اونجا از اژدها استفاده میشه.
فرضیه : ممکنه وزارت خونه با گرینگوتز در ارتباط باشه و همچنین ممکنه این مکان همون اتاقی باشه که نیروی عظیمی رو در خودش نگه میداره.
*اژدها و آتش نکته ای دیگه ایست که با توجه به کاور جالب و قابل تامله.
*به نظر من در اولین نقل قول بدون هیچ دلیلی صحبت از متروی لندن شده که مشکوک به نظر میرسه یقینا رولینگ میخواسته اشاره ای به کلمه مترو داشته باشه تا بعد ها به همراه زخم دامبلدور از اون استفاده کنه.
*بازهم در این قسمت از کتاب اشاره به دریاچه زیر زمینی شده که خیلی مشکوکه .(اشارات مکرر رولینگ به دریاچه زیر زمینی منو متعجب کرده به احتمال بسیار زیاد از دریاچه استفاده خواهد شد.)
*در نقل قول آخر چیز مهمی وجود نداره فقط دود سبز رنگ به نظرم با توجه به زمینه کاور جالب اومد.
--------------------------------------------------------------------------------------
پیشنهاد میکنم فصل مربوط به هلیوپات ها رو که آبرفورث عزیز اشاره کرد دوباره بخونید. من هیچ شخص و نکته ای مشکوک تر از شخصیت لونا و جریان هلیوپات ها تو کتابا ندیدم . حضور ناگهانی لونا ، عضویتش در «الف دال» و همکاری با هری در ماجرای وزارت خونه بیش از حد معمول غیر منتظره بوده و هست. ببینید من کی دارم میگما این لونا از اون مهم هاست.پس به گفته هاش اعتماد کنید.

نتونستم تحمل کنم متن مربوط به هلیوپات ها رو در زیر قرار میدم.
نقل قول:

محفل ققنوس فصل شانزدهم
لونا لاو-گود گفت:به هر حال کورنلیوس فاج ارتشی خصوصی خود را بسیج کرده.
هری گفت : «چی؟» از این خبر ناگهانی و نامنتظره تکان خورده بود.
لونا با حالت همیشگی گفت:«آره دیگه ، ارتشی درست کرده از هلیوپات ها.»
هرمیون فورا گفت «نه درست نیست!»
لونا گفت:« چرا ، درست است. ارتش هلیوپات آماده است.»
نویل با نگاهی پرسشگرانه پرسید:«این هلیوپات ها کی هستند.»
لونا گفت:«این ها روح آتشند.»چشمان ورقلمبیده اش بیش از همیشه جنون آمیز مینمود.«جانوران بلند قامتی پوشیده از شعله آتش که به حرکت در میآیند ، یورتمه می روند ، و سر راهشان هرچه باشد می سوزانند-»
هرمیون به تندی گفت« چنین جانورانی وجود ندارند، نویل»
لونا با خشم گفت «چرا وجود دارند»
هرمیون وسط حرفش پرید و گفت :« متاسفم ولی چه دلیلی وجود داره؟»
"گزارش های مختلفی از شاهد های عینی وجود دارد ، تو از آنجا که ذهن باریک و کوچکی داری همه چیز باید زیر دماغت اتفاق بیفتد تا باور کنی»

طرح جلوی کاور در صورتی که این ارتش هم مانند دیوانه سازها تحت فرمان ولدمورت قرار گیرد قابل توجیه و منطقی به نظر میرسه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 13 تیر 1384 09:10
نمایش جزئیات
آفلاین
من کمی با ویکی موافقم
بعدش ممکنه اون نور سبزی که هری از بچگیش یادش میاد ممکنه اوقتی انگشتر رو رو پیشونیش گذاشتن نور سبز به وجود اومده باشه

بعدش این که جیمز گفته کتاب 1 با بقیه ی کتابا هماهنگ نیست مثل همون قضیه که رون و هرمیون میگن که تو خونه جادو میکردن

بعدش اون زخم پای دامبل هم شاید اون موقع جی کی همین جوری آورده باشه

به نظر من خراب شدن خونه اثر همون طلسمی بوده که ولدمورت اجرا کرده
اون طلسم تونسته ولدمورت رو تقریبا از بین ببره پس به راحتی تونسته خونه رو ویرون کنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

كسي كه كوههاي شامخ را زير پا ميگذارد ، به همه شدايد اعم از شوخي و جدي ميخندد .
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 13 تیر 1384 03:08
نمایش جزئیات
آفلاین
به نظر من هم این قدح اندیشه خیلی قدیمیه و هری هم این رو به صورت اتفاقی پیدا میکنه و مثل همیشه فضولی هری درد میگیره و با کله میره تو قدح و اونجا با شاهزاده دو رگه آشنا میشه یه چیز تو مایه های کتاب دو (جینی و دفتر خاطرات) حدس های دیگه ای هم دارم که فکر میکنم خیلی به داستان نزدیکه ولی الان به علت سیاست های خودم نمیگم!!!(حالا انگار چی هست)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 13 تیر 1384 01:56
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
ولدمورت نوشته:
این که لرد سیاه اول خونه رو خراب کنه و بعد بره تو خرابه ها و آوارها دنبال هری بگرده یه ذره باورش مشکله

هوم. ای ولدمورت بزرگ! من توی همون پست قبلیم گفتم که فکر نمی‌کنم ولدمورت خونه‌شون رو با خاک یکسان کرده. بلکه معتقدم فقط آسیب‌هایی به اون رسونده. سقف رو که نیاورده پایین! خراب شدن خونه هم دوحالت داره: یا ولدمورت خراب کرده، یا چیز دیگه‌ای باعث خرابیش شده که برخی دوستان گفتن اثر طلسمی بوده که به هری اثر نکرده. حالت اول رو که توضیح دادم و ضمناً اینکه خرابی خونه می‌بایست قبل از حمله به هری صورت می‌گرفته چون بعد از اون ولدمورت ناپدید می‌شه.
ولی در مورد حالت دوم. یعنی اون طلسم در اثر برخورد با هری این چنین نیروی عظیمی بوجود آورده که خونه رو خراب کرده؟ اینم دور از ذهن نیست ولی به نظر من همون حالت اول محتمل‌تره؛ چون ولدمورت مثل همه‌ی جنایتکارای دیگه وقتی به یه جایی حمله می‌کنن اونو خراب می‌کنن (مثل تو فیلما )!!!!

مورد اون انگشتر من ترجیح می‌دم تا دراومدن کتاب نظری ندم. چون هیچ اطلاعاتی ازش در دست نیست و هر چی بگیم فقط یه نظریه‌س که هیچ گونه مدرکی برای اثباتش وجود نداره.

اما اون زخم روی پای دامبلدور. اون زخم امکان نداره اتفاقی بوجود اومده باشه. از طرف دیگه هم دامبلدور چه احتیاجی به اون داشته که بیاد روی پاش حک کنه؟ به نظر من چنین زخمی وجود نداره. شاید اینم یکی دیگه از سوتی‌های رولینگ یا خالی‌بندی‌های دامبلدور بوده. به نظر من کتاب اول کمی با اصل داستان هماهنگی نداره!!

به الیزا: نه دوست عزیز. اگه یادت باشه، توی کتاب چهارم اونجایی که دامبلدور خاطره‌ی برتاجورکینز رو ظاهر کنه، توی قدح نرفت. یا توی کتاب پنجم موقع ظاهر‌کردن سیبل تریلانی سر قضیه‌ی پیشگویی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 تیر 1384 14:32
نمایش جزئیات
آفلاین
من برام سوال پيش اومده كه مگه براي ديدن خاطره نبايد وارد قدح شد؟پس چرا اينا از بيرون نگاه مي كنند؟در ضمن من فكر مي كنم دامبلدور داره با دستش چيزيو دور مي كنه ولي اون چي ميتونه باشه؟ :-?

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ندانستن معمولا گامي است به سوي نو آموزي.
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 تیر 1384 12:20
نمایش جزئیات
آفلاین
خانم اما توجه کنید داریم درباره ی کاور کتاب بحث می کنیم!

و کرام

راستش چرا بیاد از انگشتر استفاده کنه؟ می شه نظریه ات رو قبول کرد ولی اونطور که هری یادشه نور سبز رنگی رو می بینه و بیشتر می خوره که طلسمی استفاده شده باشه

خب من اشتباه کردم من فکر کردم انگشتر نصف شده پس نظری ندارم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 6 تیر 1384 11:40
نمایش جزئیات
آفلاین
دامبلدور گفته بود يه چيزايي بد تر از مرگه كه تو درك نميكني (به ولدمورت گفته بود)
شايد با گفته هاي ويكي با گفته يه دامبي مطابقت كنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چیزی به نام خوشبختی وجود ندارد زیرا که آرزوی تحقق نیافته باعث رنج می شود و تحقق آن هم جز دل زدگی ثمری ندارد ( شوپنهاور )

هرگ?
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 6 تیر 1384 09:39
نمایش جزئیات
آفلاین
يه سئوال برام پيش اومده!!!

چرا ولدمورت با اينكه خاطره خوبي از طلسم مرگ نداره...باز از اين طلسم عليه هري استفاده ميكنه؟؟يعني اين دفعه طلسم باستاني كار نميكنه؟چرا؟

از كجا معلوم ولدمورت ميخواست با آوداكداورا هري رو بكشه؟كسي كه اونجا نبوده؟
مطمئنا جواب اين سئوال همين انگشتره...
من يه فرضيه دارم:
شايد اين انگشتر براي كشتن هم بكار ميره منتها با زجر بيشتر
ولي تا ولدمورت انگشتري رو روي پيشاني هري ميذاره تا اونو بكشه ...انگشتر روي پيشاني هري ترك ميخوره..اشعه اي سبز خارج ميشه....و پيشاني هري هم شكل ترك به خودش ميگيره....قدرت ولدي به هري منتقل ميشه و ولدمورت هم جسمش از بين ميره
به نظرتون اين فرضيه درسته؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: صحبت درباره نكات مبهم تصویر روی جلد کتاب ششم ((كاور جديد))
ارسال شده در: دوشنبه 6 تیر 1384 08:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

فلور دلاكور نوشته:
فکر نکنم دامبلدور نقشه ی مترو رو رویه پاش هک کرده باشه بلکه به نظر من اتفاقی هک شده

موافقم
ولی این که همون اتفاق چی بوده من میگم که نمی تونه اثر یه طلسم باشه
چون ما این جور طلسم مسخره ای که نداریم که

نقل قول:
در مورد اینکه چرا انشگتر شکاف داره به نظر من نصفی از انگشتر پیش ولدمورت و نصفی پیش دامبلدور بوده

ببین فلور عزیز
اگه قشنگ به اون حلقه نگاه کرده باشی میبینی که حلقه یه تیکه ست
فقط نگین اون انگشتره که در اثر یه چیزی به شکل صاعقه ترک خورده در حالی که خود انگشتر یه تیکه ست

نقل قول:
یا یک نظریه دیگه : که لنگشتر ماله ولدمورت باشه و به وسیله ی شمشیر گودریک نصف شده باشه

فکر کنم اگه گودریک میخواست با شمشیر اونو نصف کنه یه جور دیگه نصف میشد
منظورم اینه که انگشتر که تیکه نشده فقط نگینش ترک برداشته که اونم به جای شمشیر نمی خوره
نقل قول:
می دونیم که شمشیر گودریک نماد گریفندور و به احتمال صد درصد انگشتر نماد اسلیترین

این یکی رو با تو موافقم من هم همین نظرو دارم
حلقه متعلق به سالازار بوده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

كسي كه كوههاي شامخ را زير پا ميگذارد ، به همه شدايد اعم از شوخي و جدي ميخندد .