یه نکته از قبل یادم اومد که لازم میدونم بگم. یعنی اعتراف کنم که اشتباه کردم.(در این مورد با دوست عزیز سرژ و جیمز اختلاف نظر مختصری وجود داشت که با توجه به نبود هیچ مدرکی رها شد). ولی این نکته صراحتا در کتاب اشاره شده.
نقل قول:
سنگ جادو فصل دوازدهم
زمان : کریسمس. هنگامی که هری شنل نامرئی رو از دامبلدور هدیه میگیره.
مکان : اتاق عمومی گریفندور
Harry looked down at his feet, but they were gone. He dashed to the mirror. Sure enough, his reflection looked back at him, just his head suspended in midair, his body completely invisible. He pulled the cloak over his head and his reflection vanished completely.
هری به پاهایش نگاه کرد ولی پاهایش ناپدید شده بود. با سرعت به سمت آیینه رفت مطمئن بود که در آینه میتواند خودش را ببیند ولی بدنش کاملا نامرئی شده بود فقط سرش را به صورت معلق در هوا می دید.شنل را روی سرش کشید و بلافاصله ناپدید شد.
خودتون بهتر میدونید که ساختمان آینه و آب از نظر انعکاس نور یکسانه پس آب نمیتونه شنل نامرئی رو نشون بده. البته این نکته به دید و قدرت طرف بستگی داره بطور مثال دامبلدور و مد ای مودی با توجه به قدرتی که دارند میتونند خودشونو همراه با شنل نامرئی در آینه ببینند ولی هری قادر به انجام این کار نیست. به عبارت دیگه آینه و باطبع آب هیچ تاثیری و تغییری در دید شخص بیننده ایجاد نمیکنند.
در مورد نقشه متروی لندن من نظرم اینه که این یه مورد استفاده نشده در کتاب هاست که رولینگ میتونه از اون به بهترین نحو در کتاب های آتی استفاده کنه.
در مواردی که اشاره میکنم از پست ارزشمند آبرفورث نیز استفاده شده.(جای تعجب داره که هیچ کس در باره این پست صحبتی نکرد).
ابتدا میریم که داشته باشیم چند نقل قول از کتاب
نقل قول:
سنگ جادو فصل پنجم
"Why would you be mad to try and rob Gringotts?" Harry asked.
"Spells -- enchantments," said Hagrid, unfolding his newspaper as he spoke. "They say there's dragons guardin' the highsecurity vaults. And then yeh gotta find yer way -- Gringotts is hundreds of miles under London, see. Deep under the Underground."
هری گفت چرا سرقت از گرینگوتز کار احمقانه ایه؟
هاگرید روزنامه اش رو باز کرد و گفت: برای طلسم ها و جادوهایی که داره. یه اتاق {طاق} داره که از همه جای دیگه اش امن تره. میگن چند تا اژدها از اون اتاق محافظت میکنن.گرینگوتز صدها کیلومتر پایین تر از سطح لندنه....از متروی لندن خیلی پایین تره.
سنگ جادو فصل پنجم
Harry's eyes stung as the cold air rushed past them, but he kept them wide open. Once, he thought he saw a burst of fire at the end of a passage and twisted around to see if it was a dragon, but too late - - they plunged even deeper, passing an underground lake where huge stalactites and stalagmites grew from the ceiling and floor.
جریان تند هوا چشم های هری را به سوزش انداخته بود اما او همچنان میکوشید چهار چشمی اطرافش را تماش کند. یک بار به نظرش رسید که در انتهای یکی از راهروها شعله آتش دیده است.گمان کرد اژدهایی در آنجاست و سرش را برگرداند اما دیر شده بود.آن ها پایین و پایین تر می رفتند از یک دریاچه زیر زمینی که از زمین و سقفش استلاگمیت و استاکتیت بیرون زده بود گذشتند.
سنگ جادو فصل پنجم
Griphook unlocked the door. A lot of green smoke came billowing out, and as it cleared.
گریپهوک(از نگهبانان گرینگوتز) قفل در را باز کرد.ناگهان دود سبز رنگی بیرون زده و به هوا رفت.
چند نکته جالب و مهم از نقل قول ها برداشت میشه.
*مکانی مهم در گرینگوتز وجود داره که برای برقراری امنیت در اونجا از اژدها استفاده میشه.
فرضیه : ممکنه وزارت خونه با گرینگوتز در ارتباط باشه و همچنین ممکنه این مکان همون اتاقی باشه که نیروی عظیمی رو در خودش نگه میداره.
*اژدها و آتش نکته ای دیگه ایست که با توجه به کاور جالب و قابل تامله.
*به نظر من در اولین نقل قول بدون هیچ دلیلی صحبت از متروی لندن شده که مشکوک به نظر میرسه یقینا رولینگ میخواسته اشاره ای به کلمه مترو داشته باشه تا بعد ها به همراه زخم دامبلدور از اون استفاده کنه.
*بازهم در این قسمت از کتاب اشاره به دریاچه زیر زمینی شده که خیلی مشکوکه .(اشارات مکرر رولینگ به دریاچه زیر زمینی منو متعجب کرده به احتمال بسیار زیاد از دریاچه استفاده خواهد شد.)
*در نقل قول آخر چیز مهمی وجود نداره فقط دود سبز رنگ به نظرم با توجه به زمینه کاور جالب اومد.
--------------------------------------------------------------------------------------
پیشنهاد میکنم فصل مربوط به هلیوپات ها رو که آبرفورث عزیز اشاره کرد دوباره بخونید. من هیچ شخص و نکته ای مشکوک تر از شخصیت لونا و جریان هلیوپات ها تو کتابا ندیدم . حضور ناگهانی لونا ، عضویتش در «الف دال» و همکاری با هری در ماجرای وزارت خونه بیش از حد معمول غیر منتظره بوده و هست. ببینید من کی دارم میگما این لونا از اون مهم هاست.پس به گفته هاش اعتماد کنید.
نتونستم تحمل کنم متن مربوط به هلیوپات ها رو در زیر قرار میدم.
نقل قول:
محفل ققنوس فصل شانزدهم
لونا لاو-گود گفت:به هر حال کورنلیوس فاج ارتشی خصوصی خود را بسیج کرده.
هری گفت : «چی؟» از این خبر ناگهانی و نامنتظره تکان خورده بود.
لونا با حالت همیشگی گفت:«آره دیگه ، ارتشی درست کرده از هلیوپات ها.»
هرمیون فورا گفت «نه درست نیست!»
لونا گفت:« چرا ، درست است. ارتش هلیوپات آماده است.»
نویل با نگاهی پرسشگرانه پرسید:«این هلیوپات ها کی هستند.»
لونا گفت:«این ها روح آتشند.»چشمان ورقلمبیده اش بیش از همیشه جنون آمیز مینمود.«جانوران بلند قامتی پوشیده از شعله آتش که به حرکت در میآیند ، یورتمه می روند ، و سر راهشان هرچه باشد می سوزانند-»
هرمیون به تندی گفت« چنین جانورانی وجود ندارند، نویل»
لونا با خشم گفت «چرا وجود دارند»
هرمیون وسط حرفش پرید و گفت :« متاسفم ولی چه دلیلی وجود داره؟»
"گزارش های مختلفی از شاهد های عینی وجود دارد ، تو از آنجا که ذهن باریک و کوچکی داری همه چیز باید زیر دماغت اتفاق بیفتد تا باور کنی»
طرح جلوی کاور در صورتی که این ارتش هم مانند دیوانه سازها تحت فرمان ولدمورت قرار گیرد قابل توجیه و منطقی به نظر میرسه.