
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
99 کاربر(ها) آنلاین هستند (55 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
96
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/02/05
تولد نقش: 1399/02/15
آخرین ورود: یکشنبه 13 مهر 1399 03:42
از: قلعه هاگوارتز
پستها:
7

نام : پروفسور بینز Professor Binns
ظاهر کلی
مو: سفید و مروارید مانند
رنگ چشم: خاکستری روشن
صدا: خشک، نازک و یکنواخت؛ وی به طور مداوم حرف می زند
ویژگی خاص: خب، او مُرده!
سن: به قدری پیر است که به خاطر سن زیادش مرده!
تخصص: تاریخ جادوگری
علاقمندی ها: حقایق اثبات شده
(جادو و جادوگری)
چوب دستی جادو:چوب درخت کاج بیست و چهار سانتی
جارو: آذرخش !
همیشه تو کلکسیونه خودش همیشه در حال پروازه
توانایی و استعداد: مسلط به انواع سحرو جادو های سیاه. ذهن خوانی و طلسم.استاد پرواز
گروه: اسلیترین
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
وی که از اساتید به نام و با سابقه کنکور... چیز، هاگوارتز بوده، از جوانی سعی بر آموزش و پرورش و ادب و تربیت دانش آموزان هاگوارتز داشته و همواره تلاش خود را برای آموزش بهتر دانش آموزان در کلاس خصوصی درس کرده است. پروفسور بینز که از قدیمی های آموزش می باشد، حتی جان خود را نیز در این راه فدا نمود
👻👻👻👻
استاد: تاریخ جادوگری و تنها معلمی که روح است. بینز از میان تخته سیاه وارد کلاسش می شود. مثل بقیه روح ها سفید است و ظاهری پیر و چروکیده دارد. می گویند که او یک شب جلوی آتش اتاق اساتید خوابیده و صبح روز بعد به سادگی به کلاس قدم گذاشت در حالی که بدنش را در جلوی آتش جا گذاشته بود. وی روند کاری خودش را اصلا تغییر نداده و کلاس های او به عنوان خسته کننده ترین کلاس معروف است. او متن بلند و خسته کننده ای را از جزوه بلند خود راجع به جنگ جن ها و بقیه حوادث تاریخی می خواند. صدایش یکنواخت و مانند صدای جارو برقی است و به همین دلیل اغلب دانش آموزان در کلاس او خوابشان می برد.
👻👻👻👻
———
تایید شد!
ظاهر کلی
مو: سفید و مروارید مانند
رنگ چشم: خاکستری روشن
صدا: خشک، نازک و یکنواخت؛ وی به طور مداوم حرف می زند
ویژگی خاص: خب، او مُرده!
سن: به قدری پیر است که به خاطر سن زیادش مرده!
تخصص: تاریخ جادوگری
علاقمندی ها: حقایق اثبات شده
(جادو و جادوگری)
چوب دستی جادو:چوب درخت کاج بیست و چهار سانتی
جارو: آذرخش !
همیشه تو کلکسیونه خودش همیشه در حال پروازه
توانایی و استعداد: مسلط به انواع سحرو جادو های سیاه. ذهن خوانی و طلسم.استاد پرواز
گروه: اسلیترین
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
وی که از اساتید به نام و با سابقه کنکور... چیز، هاگوارتز بوده، از جوانی سعی بر آموزش و پرورش و ادب و تربیت دانش آموزان هاگوارتز داشته و همواره تلاش خود را برای آموزش بهتر دانش آموزان در کلاس خصوصی درس کرده است. پروفسور بینز که از قدیمی های آموزش می باشد، حتی جان خود را نیز در این راه فدا نمود
👻👻👻👻
استاد: تاریخ جادوگری و تنها معلمی که روح است. بینز از میان تخته سیاه وارد کلاسش می شود. مثل بقیه روح ها سفید است و ظاهری پیر و چروکیده دارد. می گویند که او یک شب جلوی آتش اتاق اساتید خوابیده و صبح روز بعد به سادگی به کلاس قدم گذاشت در حالی که بدنش را در جلوی آتش جا گذاشته بود. وی روند کاری خودش را اصلا تغییر نداده و کلاس های او به عنوان خسته کننده ترین کلاس معروف است. او متن بلند و خسته کننده ای را از جزوه بلند خود راجع به جنگ جن ها و بقیه حوادث تاریخی می خواند. صدایش یکنواخت و مانند صدای جارو برقی است و به همین دلیل اغلب دانش آموزان در کلاس او خوابشان می برد.
👻👻👻👻
———
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/13 8:05:39
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/13 19:37:02
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/13 19:38:54
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/14 7:02:06
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/14 7:02:42
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/15 0:03:21
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/13 19:37:02
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/13 19:38:54
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/14 7:02:06
ویرایش شده توسط alllllx در 1399/2/14 7:02:42
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/15 0:03:21
جزئیات کاربر

نام کامل: بارتی کراوچ (پسر)
تاریخ تولد: حدودا سال 1963
تاریخ مرگ: 24 ژوئن 1995
گروه: اسلیترین
تبار:اصیل زاده
توضیح کامل: بارتی کراوچ پسر، تنها فرزند مقام رسمی وزارتخانه بارتی کراوچ پدر و از مرگ خوارانی بود که لانگ باتم ها را شکنجه کردند و در زمستان 82-1981 وقتی او تقریباً 19 ساله بود به جرم جنایت دستگیر و به آزکابان فرستاده شدند . کمتر از یکسال بعد، بارتی کراوچ پسر بوسیله مادرش که پدرش را راضی کرده بود اجازه دهد او جایش را با پسرش عوض کند نجات پیدا کرد. بارتی پدر فوراً وسعت وفاداری بارتی به ولدمورت را دریافت و با زحمات فراوانی پسرش را در خانه زندانی کرد. اینکار برای بیشتر از ده سال موثر بود، ولی بارتی کراوچ پدر قدرت مقابله با لرد سیاه را نداشت. وقتی ولدمورت دوباره قدرت هایش را به دست آورد، به سراغ خادم وفادارش رفت.
ولدمورت اطلاعات زیادی را از شکنجه دادن برتا جورکینز بدست آورده بود و از آنها در کشیدن یک نقشه استادانه برای دور زدن اقدامات امنیتی قویی که دامبلدور برای هری پاتر ترتیب داده بود استفاده کرد. بارتی کراوچ پسر جزیی از نقشه او بود که باید معجون مرکب پیچیده را می خورد و نقش مودی چشم باباقوری (کارگاه و معلم جدید دفاع در برابر جادوی سیاه هاگوارتز) را بازی می کرد. در مسابقه سه جادوگر دخل و تصرف می کرد تا هری به آن وارد و در آن برنده شود و بعد جام مسابقه را به یک رمز تاز تبدیل می کرد تا هری را نزد ولدمورت ببرد.
نقشه موفقیت آمیز بود و ولدمورت توانست با استفاده از خون هری بدن خودش را دوباره بسازد، ولی هری از دست ولدمورت فرار کرد و به هاگوارتز برگشت. خیلی زود تغییر شکل کراوچ آشکار، و مودی چشم باباقوری اصلی آزاد شد. بارتی کراوچ پسر بعد از خوردن مقداری معجون حقیقت، تمام داستان را تعریف کرد. کرنلیوس فاج یکی از اشتباهات بزرگش را مرتکب شد و اجازه داد یک دیوانه ساز کراوچ را ببوسد و او را در وضعیتی بدتر از مرگ قرار دهد. (24 ژوئن 1995)
معنی اسم: crouch از ریشه فرانسوی crochir به معنی خم شدن است. خم شدن به منظور مخفی و پنهان شدن.
بازیگر نقش در فیلم : بارتی کراوچ پسر توسط دیوید تنانت ایفا شد.
شکل ظاهری :
رنگ چشم: نامعلوم
رنگ مو: به رنگ کاه
خصوصیات بارز: پسر نوجوان رنگ پریده ای با صورت کک مکی, خیلی باهوش و کاملا پیچیده.
---
گروه تون رو فراموش کردید بنویسید. اضافه کردیم.
تایید شد!
تاریخ تولد: حدودا سال 1963
تاریخ مرگ: 24 ژوئن 1995
گروه: اسلیترین
تبار:اصیل زاده
توضیح کامل: بارتی کراوچ پسر، تنها فرزند مقام رسمی وزارتخانه بارتی کراوچ پدر و از مرگ خوارانی بود که لانگ باتم ها را شکنجه کردند و در زمستان 82-1981 وقتی او تقریباً 19 ساله بود به جرم جنایت دستگیر و به آزکابان فرستاده شدند . کمتر از یکسال بعد، بارتی کراوچ پسر بوسیله مادرش که پدرش را راضی کرده بود اجازه دهد او جایش را با پسرش عوض کند نجات پیدا کرد. بارتی پدر فوراً وسعت وفاداری بارتی به ولدمورت را دریافت و با زحمات فراوانی پسرش را در خانه زندانی کرد. اینکار برای بیشتر از ده سال موثر بود، ولی بارتی کراوچ پدر قدرت مقابله با لرد سیاه را نداشت. وقتی ولدمورت دوباره قدرت هایش را به دست آورد، به سراغ خادم وفادارش رفت.
ولدمورت اطلاعات زیادی را از شکنجه دادن برتا جورکینز بدست آورده بود و از آنها در کشیدن یک نقشه استادانه برای دور زدن اقدامات امنیتی قویی که دامبلدور برای هری پاتر ترتیب داده بود استفاده کرد. بارتی کراوچ پسر جزیی از نقشه او بود که باید معجون مرکب پیچیده را می خورد و نقش مودی چشم باباقوری (کارگاه و معلم جدید دفاع در برابر جادوی سیاه هاگوارتز) را بازی می کرد. در مسابقه سه جادوگر دخل و تصرف می کرد تا هری به آن وارد و در آن برنده شود و بعد جام مسابقه را به یک رمز تاز تبدیل می کرد تا هری را نزد ولدمورت ببرد.
نقشه موفقیت آمیز بود و ولدمورت توانست با استفاده از خون هری بدن خودش را دوباره بسازد، ولی هری از دست ولدمورت فرار کرد و به هاگوارتز برگشت. خیلی زود تغییر شکل کراوچ آشکار، و مودی چشم باباقوری اصلی آزاد شد. بارتی کراوچ پسر بعد از خوردن مقداری معجون حقیقت، تمام داستان را تعریف کرد. کرنلیوس فاج یکی از اشتباهات بزرگش را مرتکب شد و اجازه داد یک دیوانه ساز کراوچ را ببوسد و او را در وضعیتی بدتر از مرگ قرار دهد. (24 ژوئن 1995)
معنی اسم: crouch از ریشه فرانسوی crochir به معنی خم شدن است. خم شدن به منظور مخفی و پنهان شدن.
بازیگر نقش در فیلم : بارتی کراوچ پسر توسط دیوید تنانت ایفا شد.
شکل ظاهری :
رنگ چشم: نامعلوم
رنگ مو: به رنگ کاه
خصوصیات بارز: پسر نوجوان رنگ پریده ای با صورت کک مکی, خیلی باهوش و کاملا پیچیده.
---
گروه تون رو فراموش کردید بنویسید. اضافه کردیم.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/12 23:53:29
جزئیات کاربر

دافنه گرینگرس (خواهر آستوریا گرینگرس)
نام: دافنه گرینگرس
جنسیت: دختر
ورزش مورد علاقه: کوییدیچ
گروه: اسلایترین
اصلیت: مگه میشه یه دورگه یا یه مشنگ زاده در گروه اسلیترن باشه ؟ خب اسلیترین دیگه
پاترونوس: عقاب
جارو: اذرخش 2020
ظاهر: موهایی به رنگ طلایی و چشمانی سبز رنگ دارم
سن: هم سن هری پاتر و دراکو مالفوی بودم
خانواده: یک خواهر به اسم استوریا دارم که دو سال از من کوچیک تره
اخلاق: بر خلاف خواهرم کنجکاو هستم و عاشق کتاب شوخ طبعی هم خیلی زیاد شوخ طبعم
معرفی:
در جنگ هاگوارتز سال هفتمی بودم،برخلاف اسلایترینی های دیگه که فرار میکردند من شجاعانه در جنگ هاگوارتز شرکت کردم،همیشه طرفدار خوبی و سفیدی بودم و هستم و خواهم بود
:)
کلاه میگفت که من میتونم به همه ی گروه ها برم :)))
بسیار شجاع و باهوش هم هستم
وفاداری:محفل ققنوس
---
تایید شد!
نام: دافنه گرینگرس
جنسیت: دختر
ورزش مورد علاقه: کوییدیچ
گروه: اسلایترین
اصلیت: مگه میشه یه دورگه یا یه مشنگ زاده در گروه اسلیترن باشه ؟ خب اسلیترین دیگه
پاترونوس: عقاب
جارو: اذرخش 2020
ظاهر: موهایی به رنگ طلایی و چشمانی سبز رنگ دارم
سن: هم سن هری پاتر و دراکو مالفوی بودم
خانواده: یک خواهر به اسم استوریا دارم که دو سال از من کوچیک تره
اخلاق: بر خلاف خواهرم کنجکاو هستم و عاشق کتاب شوخ طبعی هم خیلی زیاد شوخ طبعم
معرفی:
در جنگ هاگوارتز سال هفتمی بودم،برخلاف اسلایترینی های دیگه که فرار میکردند من شجاعانه در جنگ هاگوارتز شرکت کردم،همیشه طرفدار خوبی و سفیدی بودم و هستم و خواهم بود
:)
کلاه میگفت که من میتونم به همه ی گروه ها برم :)))
بسیار شجاع و باهوش هم هستم
وفاداری:محفل ققنوس
---
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/12 23:48:24
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/08/25
تولد نقش: 1399/02/11
آخرین ورود: جمعه 9 خرداد 1399 04:35
از: پاتیل درزدار
پستها:
14

نام: هری جیمز پاتر (Harry James potter)
لقب: پسری که زنده ماند (the boy who live)
والدین:جیمز پاتر و لی لی اونز
پدرخوانده: سیریوس بلک
تولد: 31 جولای سال 1980
محل تولد: دره گودریک
ملیت: انگلستان
نژاد: دو رگه
چوبدستی: ۲۷/۵ سانتی متر از چوب درخت و مغز پر ققنوس (پرققنوس دامبلدور)
گروه: گریفیندور
شغل: کارمند وزارت سحر و جادو
وضعیت تاهل: متاهل
همسر: جینی ویزلی
فرزندان: جیمز سیریوس - آلبوس سوروس - ل لی لونا
مشخصات ظاهری:
پسری لاغر اندام که روی پیشانی اش زخم شبیه صاعقه است و با مو های مشکی و چشمانی سبز زمردی. غیر از چشمانش که شبیه مادرش است کلا قیافه اش شبیه پدرش است. عینکی گرد نیز به چشمانش می زند
توانایی های ویژه: قدرت ویژه در دفاع دربرابر جادوی سیاه - تکلم به زبان مارها - مهارت در بازی کوییدچ به عنوان جستجوگر
دارایی ها: جاروی پرنده آذرخش که پدر خوانده اش برایش خرید - شنل نامرئی - طلاها و گنجینه های بسیاری در بانک جادوگری گرینگوتز که از پدر و مادرش به ارث رسیده
* موسس و رییس ارتش دامبلدور(الف دال)*
*عضو محفل ققنوس*
*کاپیتان و جستجوگر تیم کوییدچ هاگوارتز*
*Ignotus Peverell سازنده شنل جادویی جد اش است*
هری پسر بچه یتیمی است که به ناچار نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی می کند و در بچگی همیشه پسر خاله اش دادلی اذیتش می کند.
در یازده سالگی با هاگرید نگهبان غول پیکر هاگوارتز آشنا می شود و از آنجا پا به دنیای جادوگری می گذارد. شش سال در مدرسه جادوگری هاگوارتز جادو یاد می گیرد و همچنین دو دوست خوب یعنی هرماینی گرنجر و رون ویزلی آشنا می شود. در هاگوارتز در کنار درس با وقایع بسیاری رودرو می شود و با همه آنها دست و پنجه گرم می کند. سرانجام با لرد ولدمورت خطرناک ترین جادوگر قرن رودرو می شود و می فهمد یا باید اورا بکشد یا خود توسط او بمیرد (طبق پیشگویی). یک سال از دست هواداران ولدمورت یا همان مرگخواران فرار می کند و سرانجام در نبرد هاگوارتز شرکت می کند و ولدمورت را شکست می دهد.
او در آخر با عشقش جینی ویزلی خواهر دوستش رون ازدواج میکند و صاحب سه فرزند می شود و
کارمند وزارت سحر و جادو میشود. سالها بعد در پی برطرف کردن مشکلات پسرش آلبوس می فهمد که ولدمورت فرزند دختری هم داشته و برای نجات فرزندش با او همراه دوستانش رودرو می شود و شکستش می دهد و روانه آزکابان می کند
----
تایید شد!
نمیدونم میخوای از زیرپله شروع کنی یا منتظری هاگرید با کیک تولدت بیاد سراغت، ولی خوش اومدی آقای پاتر!
در ضمن، اصلا درست نیست نرسیده خودتو دامبلدور جا بزنی.
قشنگ حس میکنم مثل خود هری داری از اولِ اول وارد ماجرا میشی. چه سفر هیجان انگیزی!
لقب: پسری که زنده ماند (the boy who live)
والدین:جیمز پاتر و لی لی اونز
پدرخوانده: سیریوس بلک
تولد: 31 جولای سال 1980
محل تولد: دره گودریک
ملیت: انگلستان
نژاد: دو رگه
چوبدستی: ۲۷/۵ سانتی متر از چوب درخت و مغز پر ققنوس (پرققنوس دامبلدور)
گروه: گریفیندور
شغل: کارمند وزارت سحر و جادو
وضعیت تاهل: متاهل
همسر: جینی ویزلی
فرزندان: جیمز سیریوس - آلبوس سوروس - ل لی لونا
مشخصات ظاهری:
پسری لاغر اندام که روی پیشانی اش زخم شبیه صاعقه است و با مو های مشکی و چشمانی سبز زمردی. غیر از چشمانش که شبیه مادرش است کلا قیافه اش شبیه پدرش است. عینکی گرد نیز به چشمانش می زند
توانایی های ویژه: قدرت ویژه در دفاع دربرابر جادوی سیاه - تکلم به زبان مارها - مهارت در بازی کوییدچ به عنوان جستجوگر
دارایی ها: جاروی پرنده آذرخش که پدر خوانده اش برایش خرید - شنل نامرئی - طلاها و گنجینه های بسیاری در بانک جادوگری گرینگوتز که از پدر و مادرش به ارث رسیده
* موسس و رییس ارتش دامبلدور(الف دال)*
*عضو محفل ققنوس*
*کاپیتان و جستجوگر تیم کوییدچ هاگوارتز*
*Ignotus Peverell سازنده شنل جادویی جد اش است*
هری پسر بچه یتیمی است که به ناچار نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی می کند و در بچگی همیشه پسر خاله اش دادلی اذیتش می کند.
در یازده سالگی با هاگرید نگهبان غول پیکر هاگوارتز آشنا می شود و از آنجا پا به دنیای جادوگری می گذارد. شش سال در مدرسه جادوگری هاگوارتز جادو یاد می گیرد و همچنین دو دوست خوب یعنی هرماینی گرنجر و رون ویزلی آشنا می شود. در هاگوارتز در کنار درس با وقایع بسیاری رودرو می شود و با همه آنها دست و پنجه گرم می کند. سرانجام با لرد ولدمورت خطرناک ترین جادوگر قرن رودرو می شود و می فهمد یا باید اورا بکشد یا خود توسط او بمیرد (طبق پیشگویی). یک سال از دست هواداران ولدمورت یا همان مرگخواران فرار می کند و سرانجام در نبرد هاگوارتز شرکت می کند و ولدمورت را شکست می دهد.
او در آخر با عشقش جینی ویزلی خواهر دوستش رون ازدواج میکند و صاحب سه فرزند می شود و
کارمند وزارت سحر و جادو میشود. سالها بعد در پی برطرف کردن مشکلات پسرش آلبوس می فهمد که ولدمورت فرزند دختری هم داشته و برای نجات فرزندش با او همراه دوستانش رودرو می شود و شکستش می دهد و روانه آزکابان می کند
----
تایید شد!
نمیدونم میخوای از زیرپله شروع کنی یا منتظری هاگرید با کیک تولدت بیاد سراغت، ولی خوش اومدی آقای پاتر!
در ضمن، اصلا درست نیست نرسیده خودتو دامبلدور جا بزنی.
قشنگ حس میکنم مثل خود هری داری از اولِ اول وارد ماجرا میشی. چه سفر هیجان انگیزی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/11 13:06:06
جزئیات کاربر

نام:مایکل مک مانوس
گروه:هافلپاف
ویژگی های اخلاقی و ظاهری:موهای مشکی و صاف با چشمان قرمز بد اخلاق و گوشه گیر زیاد اهل دوستی نیست تمام دستانش با کلمات جادویی خالکوبی شده.میشه گفت قد بلندی داره و به جادوی سیاه علاقه بسیاری دارد.و اینم بگم که زیر بار حرف زور نمیره.
چوب دستی:چوب اکاسیا با مغز قلب اژدهای سیاه و 24 سانتی
جارو:بلک اسکای
پاترونوس:گرگ سفید
نژاد:دو رگه
معرفی:تمام خانواده اش جادوگر بودند ولی به خاطر مرگ خوار بودن همشون زیاد بین دیگران محبوب نبودند و نیستند،پدر و مادرش را از کودکی از دست داد و پیش عمویش که او هم یک مرگ خوار بود زندگی میکرد.در سن 5 سالگی عمویش توسط دامبلدور کشته شد و تنها ماند.در همین لحظه بود که لرد ولدمورت به او سرپناه داد و از سن 6 سالگی به او اموزش جادوی سیاه را داد به خاطر همین در استفاده از جادوی سیاه را خیلی خوب بلده.ولدمورت به او یاد داده است که باید انتقام خانواده اش را از دامبلدور بگیرد و بعد از ان به گروه مرگ خواران بپیوندد.او با تمام وجودش از لرد ولدمورت اطاعت میکند و حتی برای ان جان هم میدهد.ولی حالا به مدرسه هاگوارتز امده تا انقامش را از دامبلدور بگیرد.
-----
تایید شد!
گروه:هافلپاف
ویژگی های اخلاقی و ظاهری:موهای مشکی و صاف با چشمان قرمز بد اخلاق و گوشه گیر زیاد اهل دوستی نیست تمام دستانش با کلمات جادویی خالکوبی شده.میشه گفت قد بلندی داره و به جادوی سیاه علاقه بسیاری دارد.و اینم بگم که زیر بار حرف زور نمیره.
چوب دستی:چوب اکاسیا با مغز قلب اژدهای سیاه و 24 سانتی
جارو:بلک اسکای
پاترونوس:گرگ سفید
نژاد:دو رگه
معرفی:تمام خانواده اش جادوگر بودند ولی به خاطر مرگ خوار بودن همشون زیاد بین دیگران محبوب نبودند و نیستند،پدر و مادرش را از کودکی از دست داد و پیش عمویش که او هم یک مرگ خوار بود زندگی میکرد.در سن 5 سالگی عمویش توسط دامبلدور کشته شد و تنها ماند.در همین لحظه بود که لرد ولدمورت به او سرپناه داد و از سن 6 سالگی به او اموزش جادوی سیاه را داد به خاطر همین در استفاده از جادوی سیاه را خیلی خوب بلده.ولدمورت به او یاد داده است که باید انتقام خانواده اش را از دامبلدور بگیرد و بعد از ان به گروه مرگ خواران بپیوندد.او با تمام وجودش از لرد ولدمورت اطاعت میکند و حتی برای ان جان هم میدهد.ولی حالا به مدرسه هاگوارتز امده تا انقامش را از دامبلدور بگیرد.
-----
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد.لاس در 1399/2/11 5:57:44
ویرایش شده توسط لرد.لاس در 1399/2/11 5:58:40
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/11 7:27:49
ویرایش شده توسط لرد.لاس در 1399/2/11 5:58:40
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/11 7:27:49
زنده باد هافلپاف
زنده باد ولدمورت
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/02/05
تولد نقش: 1399/02/15
آخرین ورود: یکشنبه 13 مهر 1399 03:42
از: قلعه هاگوارتز
پستها:
7

این شخصیت رو تازه یعنی انتخاب کردم نمیدونستم که شخصیت یک کاربر هست؟!
میتونم خودم شخصیت خودم رو درست کنم که اسمش جدیدن تو لیست شخصیت ها قرار بگیره .
-----
پاسخ:
باید از لیست شخصیت ها، یکی از شخصیت هایی که انتخاب نشدن (اونایی که لینک ندارن و قرمز نیستن) رو در نظر بگیرین و اینجا در قالب فرمی که داده شده معرفیش کنید. اگه چیزایی در موردش از قبل معلومه بر اساس داستان های هری پاتر که در فرم میارین، اگر هم نیست که از خیال پردازی خودتون استفاده کنید و شخصیت رو اینجا معرفی کنید تا بر اساس اون وارد بخش ایفای نقش بشین.
میتونم خودم شخصیت خودم رو درست کنم که اسمش جدیدن تو لیست شخصیت ها قرار بگیره .
-----
پاسخ:
باید از لیست شخصیت ها، یکی از شخصیت هایی که انتخاب نشدن (اونایی که لینک ندارن و قرمز نیستن) رو در نظر بگیرین و اینجا در قالب فرمی که داده شده معرفیش کنید. اگه چیزایی در موردش از قبل معلومه بر اساس داستان های هری پاتر که در فرم میارین، اگر هم نیست که از خیال پردازی خودتون استفاده کنید و شخصیت رو اینجا معرفی کنید تا بر اساس اون وارد بخش ایفای نقش بشین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/11 7:25:17
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/02/05
تولد نقش: 1399/02/15
آخرین ورود: یکشنبه 13 مهر 1399 03:42
از: قلعه هاگوارتز
پستها:
7

نام: الکس سایکس (Alex Sykes)
لغب: الکس شگفت انگیز
سن:16(متولد 1978)
مشغله: دانش آموز(Perfect) (من نسخه انگلیسی خوندم و نمیدونم تو فارسی بهشون چی میگن ولی الکس تو سال 1994 پرفکت یا سرپرت گروه اسلترین بود(((فکر کنم همون سرپرست میگن))))
خون: اصیل
اخلاق:
باهوش و کنجکاو، رازدار، جدی اما نه خالی از شوخ طبعی، به سختی به کسی اعتماد خواهم کرد و حتی وقتی اعتماد کردم به این سادگی در مورد خودم چیزی نخواهم گفت. با این حال برای افراد داخل دایره اعتمادم هر کاری ازم بر بیاد میکنم. سر کلاس ها به درس دقت خواهم کرد و همواره جلوتر از اساتید کتاب ها رو مطالعه خواهم کرد.
وَند (چوبدستی): چوب آکاسیا(Acacia) با مغز پر ققنوس 12 اینچ طول
جارو: Firebolt Supreme
پاتروناس: آناکوندا
ظاهر:
گروه: اسلترین
توانایی: یادگیری فوقالعاده سریع و استعداد ذاتی ظاهرا در تمام زمینه ها به جز معجون سازی
زندگی نامه: متولد 1978/4/4 در خانواده ای اصیل زاده متولد شد. از همان کودکی علاقه شدید خود به مطالعه و فراگیری را با مطالعه جزء به جزء کتاب های پدر و مادرش شروع کرد و بلافاصله پس از رسیدن به سن کافی برای ورود به مدرسه هاگوارتز اعزام شد. با دور ماندن از حاشیه ها و پیگیری درس ها و یادگیری به زودی در چشم اساتید و حتی مدیر مدرسه چنان درخشید که به یکی از پرفکت(سرپرست) های گروه اسلترین بدل شد. و این وظیفه او را واداشت تا توجه بیشتری به باقی دانش آموزان مدرسه موطوف کند و خیلی زود سایکس با استفاده از رابطین و بیشتر مواقع مهارت زیادی که در به دست اوردن اطلاعات داشت، تبدیل به یکی از مطلع ترین دانش آموزان مدرسه از تمام راز های ساختمان و دانش آموزانش شد. راز: این مقدار از شخصیت و گذشته الکس از کسی پنهان نیست، اما بخش دیگری وجود دارد که هیچ کس در مورد آن نمیداند، و آن علاقه ذاتی او به خون است. توانایی مخفی: خوناشام ---- پاسخ: معرفی شخصیت شما، کپی این شناسه است. شما نیازی نبود مراحل ورود به ایفای نقش را دوباره طی کنید. لطفا با همون شناسه وارد شوید. در صورتی که رمز عبور خود را گم کرده اید، آن را ریست کنید و یا با مدیران تماس بگیرید.
زندگی نامه: متولد 1978/4/4 در خانواده ای اصیل زاده متولد شد. از همان کودکی علاقه شدید خود به مطالعه و فراگیری را با مطالعه جزء به جزء کتاب های پدر و مادرش شروع کرد و بلافاصله پس از رسیدن به سن کافی برای ورود به مدرسه هاگوارتز اعزام شد. با دور ماندن از حاشیه ها و پیگیری درس ها و یادگیری به زودی در چشم اساتید و حتی مدیر مدرسه چنان درخشید که به یکی از پرفکت(سرپرست) های گروه اسلترین بدل شد. و این وظیفه او را واداشت تا توجه بیشتری به باقی دانش آموزان مدرسه موطوف کند و خیلی زود سایکس با استفاده از رابطین و بیشتر مواقع مهارت زیادی که در به دست اوردن اطلاعات داشت، تبدیل به یکی از مطلع ترین دانش آموزان مدرسه از تمام راز های ساختمان و دانش آموزانش شد. راز: این مقدار از شخصیت و گذشته الکس از کسی پنهان نیست، اما بخش دیگری وجود دارد که هیچ کس در مورد آن نمیداند، و آن علاقه ذاتی او به خون است. توانایی مخفی: خوناشام ---- پاسخ: معرفی شخصیت شما، کپی این شناسه است. شما نیازی نبود مراحل ورود به ایفای نقش را دوباره طی کنید. لطفا با همون شناسه وارد شوید. در صورتی که رمز عبور خود را گم کرده اید، آن را ریست کنید و یا با مدیران تماس بگیرید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/9 11:19:53
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/11/24
تولد نقش: 1398/12/15
آخرین ورود: شنبه 30 فروردین 1404 23:31
از: من به تو نصیحت...
پستها:
323

سلام. لطفا اینو جایگزین کنید قبلی خیلی کوتاه بود. ممنون میشم.
نام:
آیلین پرینس
توانایی ها:
جانور نمایی به شکل عقاب طلایی.
ویژگی های ظاهری:
موهاش طلایی و بلند و موج داره و چشم های قرمزی داره که اگه توش نگاه کنید اون روز کاملا سیرید. همیشه یه ردای بلند و مشکی تنشه.
ویژگی های اخلاقی:
زود عصبانی می شه و برای هر بار که عصبانیش کنید بدونید که احتمال زنده موندنتون چندان زیاد نیست. عاشق نوشتن رول های طنز و مسخره کردن دامبلدوره. شخصیتش دست کمی از بلاتریکس نداره. تو بچگی دختر مهربانی بود ولی بعد از دو سال رفتارش به کلی عوض شد. از هر نوع ماهی متنفره و ازشون دوری می کنه. اگه عصبانی بشه برای مدت طولانی عصبانی می مونه. به بچگیش اعتماد نکنید؛ اثر اون دوران کلا در شخصیتش پاک شده.
نژاد
دورگه
گروه:
ریونکلا
پاترونوس:
ندارد. مرگخواران پاترونوس ندارند.
بوگارت:
ماهی سالمون
توضیحات:
اون توی امارتی زیبا در لندن به دنیا اومد. مادرش که ساحره ی زیبایی بود توی محفل ققنوس عضو بود و او به همین دلیل از مادرش بدش می اومد. پدر اون هم مشنگ بود و آیلین از او بدش می آمد. یک روز آیلین برای تفریح داشت در باغچشان دنبال صدف میگشت پیدا می کرد که ناگهان اتفاقی که سال ها انتظارش را می کشید افتاد: جغدی با نامه ی هاگوارتز برای او آمده بود. خلاصه او به هاگوارتز رفت. هر چه بزرگ تر می شد علاقه اش هم به جادو ی سیاه و اربابش بیشتر می شد. احتمالام می گویید چرا به اسلایترین نرفت؟ پس باید بدانید که او باهوش بود؛ باهوش تر از آنکه به اسلایترین برود.بعد از اینکه سال های تحصیل او در هاگوارتز به پایان رسید، مستقیم پیش لرد سیاه رفت و درخواست مرگخوار شدن کرد. لرد سیاه هم پذیرفت. او اکنون ۳۶ سال دارد و یکی از وفادار ترین خادمان لرد سیاه است. از همان اول در هاگوارتز همه دامبلدور را دوست داشتند و او را به خاطر عقیده اش مسخره می کردند ولی او که نوک تیزی داشت باعث کوری یک سوم دانش آموزان زمان خودش شد. دوستانش در مدرسه او را چشم لیزری صدا می کردند چون در موقع عصبانیت نگاه هایی می کرد که آدم را یاد لیزر می انداخت. او همواره از شکننجه کردن دیگران لذت می برد و ترسی از تلسم های ممنوعه را نداشت. او تقریبا از هر گروه ویژگی ای داشت؛ کمی شرور و خودپسند، کمی سختکوش( این مورد فقت در زمینه های مرگخواری وجود داشت)کمی شجاع و خیلی باهوش. محفلی ها از سال ها پیش او را به عنوان یک بلای غیر طبیعی قبول کردند و از دید او تعجب نمی کنند. ولی حتی خود مرخواران هم کمی از او می ترسیدند و از او دوری می کردند ولی مشکلی نبود؛ او به تنهایی عادت کرده بود
----
جایگزین شد.
نام:
آیلین پرینس
توانایی ها:
جانور نمایی به شکل عقاب طلایی.
ویژگی های ظاهری:
موهاش طلایی و بلند و موج داره و چشم های قرمزی داره که اگه توش نگاه کنید اون روز کاملا سیرید. همیشه یه ردای بلند و مشکی تنشه.
ویژگی های اخلاقی:
زود عصبانی می شه و برای هر بار که عصبانیش کنید بدونید که احتمال زنده موندنتون چندان زیاد نیست. عاشق نوشتن رول های طنز و مسخره کردن دامبلدوره. شخصیتش دست کمی از بلاتریکس نداره. تو بچگی دختر مهربانی بود ولی بعد از دو سال رفتارش به کلی عوض شد. از هر نوع ماهی متنفره و ازشون دوری می کنه. اگه عصبانی بشه برای مدت طولانی عصبانی می مونه. به بچگیش اعتماد نکنید؛ اثر اون دوران کلا در شخصیتش پاک شده.
نژاد
دورگه
گروه:
ریونکلا
پاترونوس:
ندارد. مرگخواران پاترونوس ندارند.
بوگارت:
ماهی سالمون
توضیحات:
اون توی امارتی زیبا در لندن به دنیا اومد. مادرش که ساحره ی زیبایی بود توی محفل ققنوس عضو بود و او به همین دلیل از مادرش بدش می اومد. پدر اون هم مشنگ بود و آیلین از او بدش می آمد. یک روز آیلین برای تفریح داشت در باغچشان دنبال صدف میگشت پیدا می کرد که ناگهان اتفاقی که سال ها انتظارش را می کشید افتاد: جغدی با نامه ی هاگوارتز برای او آمده بود. خلاصه او به هاگوارتز رفت. هر چه بزرگ تر می شد علاقه اش هم به جادو ی سیاه و اربابش بیشتر می شد. احتمالام می گویید چرا به اسلایترین نرفت؟ پس باید بدانید که او باهوش بود؛ باهوش تر از آنکه به اسلایترین برود.بعد از اینکه سال های تحصیل او در هاگوارتز به پایان رسید، مستقیم پیش لرد سیاه رفت و درخواست مرگخوار شدن کرد. لرد سیاه هم پذیرفت. او اکنون ۳۶ سال دارد و یکی از وفادار ترین خادمان لرد سیاه است. از همان اول در هاگوارتز همه دامبلدور را دوست داشتند و او را به خاطر عقیده اش مسخره می کردند ولی او که نوک تیزی داشت باعث کوری یک سوم دانش آموزان زمان خودش شد. دوستانش در مدرسه او را چشم لیزری صدا می کردند چون در موقع عصبانیت نگاه هایی می کرد که آدم را یاد لیزر می انداخت. او همواره از شکننجه کردن دیگران لذت می برد و ترسی از تلسم های ممنوعه را نداشت. او تقریبا از هر گروه ویژگی ای داشت؛ کمی شرور و خودپسند، کمی سختکوش( این مورد فقت در زمینه های مرگخواری وجود داشت)کمی شجاع و خیلی باهوش. محفلی ها از سال ها پیش او را به عنوان یک بلای غیر طبیعی قبول کردند و از دید او تعجب نمی کنند. ولی حتی خود مرخواران هم کمی از او می ترسیدند و از او دوری می کردند ولی مشکلی نبود؛ او به تنهایی عادت کرده بود
----
جایگزین شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/8 1:51:39
جزئیات کاربر

نام: امریک پلید
جنسیت: نمیدونم والا.
خبر ندارم. 
گروه: اسلیترین مرتیکه تسترال!
شغل: آزادم مرتیکه! شغل برا چیمه؟ اینا همه دسیسه های جادوگراس علیه ما جنا!
جبهه: این سیفیدا فقط بلدن از ما بیگاری بکشن! تسترالای بد رنگ! جبهه فقط سیاهی.
ویژگیهای اخلاقی و ظاهری: مگه میخوای بیای خواستگاریم؟
حالا که انقدر کنجکاوی یه چی بین تسترال و غول غارنشین. اخلاقمم که اصا گول به جان خودم.
معترض به همه چی و ناامید از دنیا.
پاترونوس: ما جنا ازین مسخره بازی ها نداریم.
حالا بعضی وقتا یه اژدهای سفیدی از سر چوبدستی میاد بیرون... فک کنم منظورت همونه. 
توضیحات اضافه : یه جن گوش دراز یتیم که به گفتهی خودش سیفیدای مادرسیریوس توی بچگی مامان باباشو کشتن. البته دیالوگی که خودش از سفیدا یاد میکنه چیز دیگه ایه که... ولش کنید دیگه چه خبر؟
از اون به بعد با نا امیدی تمام و با دزدی کردن از مردم و هم نوعان خودش زندگی بدبختانه خودش رو میگذروند. شبا از پنجره ی پشت حموم وارد خونه ها میشد و اونجا میخوابید و صبحها خونه هارو غارت میکرد. تا اینکه بعد ها خیلی تصمیم گرفت که از سیفیدای محفلی انتقام بگیره، پس عزمشو جزم کرد، یه تیکه چوب برداشت که تو آستینشون بکنه و تبدیل به یه مرگ خوار شد.
اخلاقیاتش توی یه جمله خلاصه میشه: ناامید از زندگی و معترض به همه چی. اونقدر ناامید که برای بازی تو نقش "گالیور، من میدونم، ما میمیریم" به هالیوود هم دعوت شد به جان مادرش.
در این دنیای جادویی عجیب غریبِ ترسناکِ باحال، به سختی دووم آورد و تنها چیزی که ازین دنیا چشید، ترس و وحشت بود به طوری که ترس واسش یه چیز عادی شده و تبدیل به موجودی شجاع شده.
هدف زندگیش دو چیزه:
"کشتن اون مادرسیریوسا؛ اعتراض به باقی تسترالا!
"
------
پاسخ:
گفتن نداره. میدونی دیگه خودت، هیچ شباهتی به یه عضو تازه وارد نداری. ترجیحاً با ارسال بلیط از بخش تماس با ما اطلاع بده سابقاً کی بودی و شناسه قبلیت چی بوده که اگه بازه، بسته بشه. در غیر این صورت بعداً اگه مدیران متوجه بشن دو شناسه فعال داری، مساله ایجاد میشه برات، جدا از اینکه کار مارو دو برابر میکنی.
تایید شد!
جنسیت: نمیدونم والا.
خبر ندارم. 
گروه: اسلیترین مرتیکه تسترال!
شغل: آزادم مرتیکه! شغل برا چیمه؟ اینا همه دسیسه های جادوگراس علیه ما جنا!

جبهه: این سیفیدا فقط بلدن از ما بیگاری بکشن! تسترالای بد رنگ! جبهه فقط سیاهی.

ویژگیهای اخلاقی و ظاهری: مگه میخوای بیای خواستگاریم؟
حالا که انقدر کنجکاوی یه چی بین تسترال و غول غارنشین. اخلاقمم که اصا گول به جان خودم.
معترض به همه چی و ناامید از دنیا.پاترونوس: ما جنا ازین مسخره بازی ها نداریم.
حالا بعضی وقتا یه اژدهای سفیدی از سر چوبدستی میاد بیرون... فک کنم منظورت همونه. 
توضیحات اضافه : یه جن گوش دراز یتیم که به گفتهی خودش سیفیدای مادرسیریوس توی بچگی مامان باباشو کشتن. البته دیالوگی که خودش از سفیدا یاد میکنه چیز دیگه ایه که... ولش کنید دیگه چه خبر؟
از اون به بعد با نا امیدی تمام و با دزدی کردن از مردم و هم نوعان خودش زندگی بدبختانه خودش رو میگذروند. شبا از پنجره ی پشت حموم وارد خونه ها میشد و اونجا میخوابید و صبحها خونه هارو غارت میکرد. تا اینکه بعد ها خیلی تصمیم گرفت که از سیفیدای محفلی انتقام بگیره، پس عزمشو جزم کرد، یه تیکه چوب برداشت که تو آستینشون بکنه و تبدیل به یه مرگ خوار شد.
اخلاقیاتش توی یه جمله خلاصه میشه: ناامید از زندگی و معترض به همه چی. اونقدر ناامید که برای بازی تو نقش "گالیور، من میدونم، ما میمیریم" به هالیوود هم دعوت شد به جان مادرش.

در این دنیای جادویی عجیب غریبِ ترسناکِ باحال، به سختی دووم آورد و تنها چیزی که ازین دنیا چشید، ترس و وحشت بود به طوری که ترس واسش یه چیز عادی شده و تبدیل به موجودی شجاع شده.
هدف زندگیش دو چیزه:
"کشتن اون مادرسیریوسا؛ اعتراض به باقی تسترالا!
"------
پاسخ:
گفتن نداره. میدونی دیگه خودت، هیچ شباهتی به یه عضو تازه وارد نداری. ترجیحاً با ارسال بلیط از بخش تماس با ما اطلاع بده سابقاً کی بودی و شناسه قبلیت چی بوده که اگه بازه، بسته بشه. در غیر این صورت بعداً اگه مدیران متوجه بشن دو شناسه فعال داری، مساله ایجاد میشه برات، جدا از اینکه کار مارو دو برابر میکنی.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/6 23:54:10
جزئیات کاربر

ای بابا فقط به خاطر اسنیپ قبول کردمم بیام اسلایترین
-----
پاسخ:
بهترین نویسنده های بخش ایفای نقش سایت جادوگران از شخصیت های گمانم و کمتر شناخته شده استفاده میکردن. قدرت نوشته شما هست که باعث میشه در ایفای نقش این سایت تثبیت بشین نه شخصیتی که انتخاب کردین. خیلی شخصیت های گرفته نشده داریم. لیست رو مجددا بررسی کنید.
-----
پاسخ:
بهترین نویسنده های بخش ایفای نقش سایت جادوگران از شخصیت های گمانم و کمتر شناخته شده استفاده میکردن. قدرت نوشته شما هست که باعث میشه در ایفای نقش این سایت تثبیت بشین نه شخصیتی که انتخاب کردین. خیلی شخصیت های گرفته نشده داریم. لیست رو مجددا بررسی کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/2/6 23:59:49
من هر را به بعضی آدم ها ترجیح می دهم هر دو عین هم اند اما خر بی ادعاست
┏(^0^)┛(✧Д✧)→
┏(^0^)┛(✧Д✧)→
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج