از اونجایی که این، آخرین پست من توی این تاپیک هست، و با توجه به اینکه احترام به حقوق تمام شاکیان و صاحبان پرونده لازم الاجراست، و نیز با عنایت به اینکه قوانین سایت، مقدم بر قوانین تاپیک هستن، تمام پرونده های باقیمونده رو توی همین پست تموم می کنم.
هرکس که توانایی، علاقه و وقتشو داره تا مسئولیت این تاپیک رو به عهده بگیره، لطفا توی تاپیک ارتباط با ناظرین تالار عنوان کنه و بیاد سر کار.
دادرسی شمارۀ یک: بررسی غائلۀ مالفوی - بلک
قاضی نگاهی به تمام مدارک ارائه شده میندازه. مدارک سیریوس بلک و همچنین لوسیوس مالفوی واقعی به نظر می رسن و مدرک ریگولوس بلک هم قابل تعمقه. اعضای هیئت منصفه گیج شدن و نمی دونن چه رایی صادر کنن. در همین موقع لوسیوس مالفوی طلسم نهایی رو شلیک می کنه:
- اصولا می خوام بدونم دادگاه محترم، که آیا اینجا یه دادگاه دعوی - جنایی معمولیه یا یه دادگاه خانواده؟
قاضی با حالتی که انگار این مسئله خیلی بدیهی هست میگه:
- البته که یه دادگاه خانوادگیه. چطور؟
- پس اصولا مالکیت قصر مالفوی و ویلای بلک ها در صلاحیت بررسی این دادگاه نیست. هست؟
همه به هم نگاه می کنن و کمی ضدحال می خورن:
- خوب... ما خودمون برای همۀ بلک ها و مالفوی ها جغد فرستادیم که بیان و تکلیف اموال رو مشخص کنن. درست مث مشخص کردن تکلیف دراکو!
- بله. ولی اونا مال وقتی بود که من و نارسیسا داشتیم از هم جدا می شدیم. حالا که به حمد السالازار ما برگشتیم سر خونه زندگیمون، دلیل نداره ارث و میراث تقسیم کنیم. اگرم قرار باشه همچین کاری بشه جاش اینجا نیست. بلکه اینجاست اونم تازه با رعایت قوانین و تغییر کاربری دادگاه، اونم با نظارت وزیر سحر و جادو. گرفتین؟

همه "گرفتن" و کاملا هم متنبه شدن. دادگاه نفس راحتی می کشه که از اینهمه مدرک و وسایل عجیب و غریب نجات پیدا کرده.
دوستان اگه هنوز قانع نشدن و می خوان شکایتشون ادامه داده بشه، لطفا تا تعیین قاضی بعدی صبر کنن. بعد بیان و تقاضای بررسی مجدد بدن.
دادرسی شمارۀ دو: بررسی شکایت هدویگ بر علیه بلاتریکس لسترنج
هدویگ رودولف رو با یه بالش گرفته و با بال دیگش حکم طلاق رو و همچنان که یه چهههههه گنده به بلاتریکس می زنه، راهشو می کشه که بره ولی یهو می بینه که توی آسمونا داره بال بال می زنه. خوب البته این اتفاق عجیبی برای یه جغد نیست که توی هوا پرواز کنه ولی وقتی هر دوبالش گیرن، این قضیه یه خورده بوهای بدبد میده.
نگاهی به بالای سرش میندازه و تسترالی رو می بینه که اونو به سمت دادگاه می بره و درست جلوی قاضی پرتاب می کنه. قاضی با خشانت بسیار به رودولف نگاه می کنه:
- اوهوی تو! مگه جغد منو درمورد شکایتت از بانو بلاتریکس دریافت نکردی؟
رودوبف با ترس و لرز نگاهی به هدویگ و نگاه دیگه ای به بلاتریکس که داره با دست راستش چوبدستیشو به دست چپش می کوبه، میندازه:
- چـ... چـ... چرا. رسید برام.

قاضی همچنان که خون ناشی از نوک هدی نوک طلا رو پاک می کنه و گهگاهی هم می لیستش، با همون خشانت تشر می زنه:
- پس چرا نیومدی تا تکلیف شکایتت رو معلوم کنی؟ بالاخره می خوای زنت رو طلاق بدی یا نمی خوای؟
- خوب راستش... من ... وقت نکردم بیام دادگاه. چیزه... یه عالمه ماموریت داشتم از طرف ارباب. قرار بود ریش درازو توجیه کنیم خوب.
در همین موقع صدایی بس خشن از یه جایی که معلوم نیس کجاس در میاد:
- خاموش مرگخوار گستاخ! نه که خیلیم ماموریتتو انجام دادی؟ بعد از دادگاه برگرد خونۀ ریدل تا شونصد تا کروشیو بخوری!

رودولف و بلا و قاضی که از شنیدن صدای اربابشون خوف کردن کمی به خودشون می لرزن و بعد به خود میان. رودولف ترجیح میده حقیقت رو بگه:
- خوب.. راستش ترسیدم.
هیئت منصفه با تعجب به همدیگه و بعدم به ابرکسس که هنوز تکلیفش با لباسش معلوم نشده نگاه می کنن. رودولف از اشتباه درشون میاره:
- منظورم اینه که... هم می ترسیدم اگه بیام بگم می خوام بلا رو طلاق بدم بلا بعد از این به جای کروشیو از آوداکداورا استفاده کنه، هم ترسیدم اگه بگم شکایتی ندارم هدویگ با نوک طلاییش خدمتم برسه. اینه که هنوز تصمیم نگرفتم.

بلا با کروشیویی که به رودولف می زنه تشویقش می کنه و هدویگ هم یه چههههه تحقیرآمیز به نشانۀ نفرت از مردای زن ذلیل به طرف رودولف ارسال می کنه و دادگاه رسیدگی به پرونده رو ارجاع میده به زمانی که بالاخره پس از قرون متمادی، رودولف تصمیم خودشو بگیره.
دادرسی شمارۀ سه: رسیدگی به شکایت فرمانده مارکوس
قاضی نگاهی به پرونده میندازه و به این نتیجه می رسه که محل بررسی این پرونده هم، ارتباطی به دادگاه حاضر نداره. درنتیجه پرونده رو فعلا بلوکه می کنه تا زمانی که شهرداران لندن درمورد کاربری این دادگاه، تصمیمات نهایی رو اتخاذ کنن.
پایان دادرسی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







دادگاه رو به درآوردن تنها لباسی که تنشه، تهدید می کنه فریاد می زنه:
میگم منصرف شدم! طلاق نمیدمش آقا من زنمو میخوام دوباره!!