پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

105
نفر همین الان آنلاین‌اند 36 نفر در «انجمن»
2 عضو 103 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

46 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: اپیدمی
ارسال شده در: شنبه 2 فروردین 1399 18:59
نمایش جزئیات
- هکتور کرونا گرفته!
-
- چیه مگه نمی دونید کرونا چیه؟
ظاهرا که نمی دانستند.
- بریم موضوع رو به ارباب بگیم
- باشه
به سمت خانه ریدل ها رفتند. هکتور در را باز کرد و با لحن تندی گفت:
-اهم اهم... سلام ارباب... اهم
-چرا ویکتور سرفه می کند؟
- ارباب من هکتورم
- ارباب اونو ببخشید. یه بیماری مشنگی گرفته!
- او را از جلو چشممان دور کنید
مرخواران هکتور را گرفتند و به حیاط خانه پرتاب کردند.
-حالا بروید ماسک بخرید
-نمی تونیم سرورم گرون شده
-کروشیو
-چشم ارباب رفتیم رفتیم!
آنها به سمت در خروجی رفتند و با استفاده از غیب و ظاهر شدن، درست در وسط بازار جادوگران ظاهر شدند.
-ماسک فروشی کدوم وره؟
-فکر کنم اونجاست!
بلاتریکس گفت:
- رفتم
و به سمت ماسک فروشی دوید.
-۶۳ تا ماسک بده
-۱۳ نات و ۷۸ گالیون
- ندارم. پولشو بعدا می دم
-باشه ولی ما اونقد ماسک نداریم. می تونین سفارش بدین.
-باشه باشه
و باز به سمت مرگخواران دوید.
-پس ماسک کو؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: اپیدمی
ارسال شده در: دوشنبه 12 اسفند 1398 15:38
نمایش جزئیات

لینی گفت:
-من از سوراخ در می رم تو و هر وقت مناسب بود بهتون می گم.
بعد از سوراخ کلید رد شد. دامبلدور روی مبل نشسته بود و داشت حرف می زد ولی این وسط توجه لینی به چیز دیگه ای جلب شد:
ریموس لوپین داشت سرفه می کرد و ظاهرا گلو درد داشت؛ لینی شنیده بود که مشنگ ها به این می گویند کرونا. یک دفعه لینی یادش اومد که باید به مرگخوار ها خبر بده؛ پس با بیش ترین صدایی که یک حشره می تونست فریاد زد:
-حالا
تنها کسی که صدای او را شنیده بود لوسیوس بود اما بقیه مرگخواران با دیدن حمله ی او متوجه قضیه شدند. آِنها یک دفعه در را شکستند و بر سر اعضای محفل ریختند؛ لینی دامبلدور را نیش زد، هکتور معجون خشک کننده به خورد لوپین داد ( که برای این کار مجبور شد دستش را به لوپین بزند) و بلاتریکس هم سیریوس بلک را خلع سلاح کرد. بعد وین زمین را کند و زیر زمین یک سنگ پیدا کرد که روی آن نوشته بود ۳ !
وین آن را به بلاتریکس نشان داد. بلاتریکس به هکتور و لینی گفت:
-شما دو تا، بیاین اینجا.
هکتورقدم زنان و لینی بال بال زنان به بلاتریکس نزدیک شدند.
بلاتریکس گفت:
-لینی سنگ رو نیش می زنه، من با جادو به سنگ حمله می کنم و تو، هکتور با معجون هات. خب من شروع می کنم. بلاتریکس چوبدستیش رو رو به سنگ گرفت و گفت:

فینیته اینکانتاتم

سنگ مقداری ترک برداشت. لینی جلو اومد و با تمام زورش نیششو در سنگ فرو کرد. سنگ بیشتر ترک برداشت. حالا نوبت هکتور بود. او پاتیلی رو از تو کیفش بیرون آورد و شروع به ساخت معجونی پیچیده کرد. وقتی معجون تموم شد هکتور اونو روی سنگ ریخت. سنگ شکست و کاغذی زیر اون پدیدار شد. هکتور کاغذ رو به لوسیوس داد. آنها به سمت خانه ریدل ها رفتن که آن را به اربابشون بدن که دیدن هکتور داره سرفه می کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اپیدمی
ارسال شده در: دوشنبه 12 اسفند 1398 13:53
نمایش جزئیات
آن شب سر لرد شلوغ بود؛ کلی کار و دستور ناتموم داشت که باید انجام می داد.
لرد اولویت رو در نظر گرفت و گفت:
-امروز به گوشم رسیده که توی محفل ققنوس رازی هست که اونا نمی خوان ما بفهمیم...
لینی با خوشحالی بال هاش رو به هم زد؛ او بود که این خبر را به لرد داده بود.
-اونا در جایی که انجمن رو برگزار می کنن، گنجی رو پنهان کردن. لینی وقتی یکی از اعضای محفل ققنوس از دهنش پرید اینو شنیده...
لرد این رو گفت و نگاه تشویق آمیزی به لینی انداخت.
او ادامه داد:
-ماموریت شما اینه که بی خبر به محفل ققنوس برید و این گنج رو پیدا کنید!
بلاتریکس گفت:
-کی اینکار رو انجام بدیم سرورم؟
- امشب!
مرگخوار ها به هم خیره شدند؛ بعد از نیم ساعت زل زدن به هم، ربکا به خودش اومد و بقیه هم دست از زل زدن به همدیگه برداشتن. لینی هم بال بال زنان به دنبال بقیه مرگخوار ها رفت تا از ماموریت عقب نیفته.
لوسیوس گفت:
-باید این ماموریت رو همین امشب تموم کنیم.
بقیه هم به نشونه موافقت سر تکون دادن؛ بعد راه افتادن به سوی پلاک شماره ۱۲ میدان گریمولد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.