جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
سلطان قلبها
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: سهشنبه 11 خرداد 1400 16:42
تولد نقش: 1400/03/14
آخرین ورود: یکشنبه 19 مرداد 1404 21:12
پستها:
31
دوقلوهای ویزلی .همیشه هر جا هر لحظه که بهشون احتیاج میشد ناگهان ظاهر میشدن اینقدر که بهم میومدن که انگار جک و ، رز تو کشتی تایتانیک باشن خلاصه زوج ویزلی ها که بهم میومدن بخصوص تو اختتامیه سنگ تموم گذاشتن با اون ترقه هاشون و پرواز با جارو پرنده واقعا تو هر لحظه بالا سر هر کی که میخواستن میرفتن و بدون ترس هرکاری دلشونو خوش میکرد *
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
سلام.پایان ایام بدبختی رو به همه دانش اموزا تبریک میگم.دوستان متاسفانه دکمه اینتر کیبردم خراب شده و تا وقتی که درست بشه مجبورم با گوشی تایپ کنم برای همین سرعتم خیلی کم میشه.پارت گذاری رو از هفته اینده شروع میکنم.روز در میون ساعت ده شب یه پارت(سعی میکنم طولانی باشه)میزارم.
در ضمن منتظر نظراتتون توی پیام خصوصی هم هستم
در ضمن منتظر نظراتتون توی پیام خصوصی هم هستم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
سلام سلام سلام عید همتون مباررررکککک
(میدونم الان همتون دارین میگین سلام و مرض
عیدتون مبارک و زهرمار
برو سرتو بکوب تو دیوار بااین پست گذاشتنت
برو خودتو از مو اویزون کن بااین فن نوشتنت
)
جدا شرمنده ولی دیگه میخوام متحول بشم عین ادم پست بزارم.توجه شما رو به دوتا خبر حیاتی جلب میکنم: اول اینکه همونجوری که فهمیدین نظرسنجی تموم شده و فرد ویزلی با اکثریت اراء به عنوان طرف رابطه عاطفی سامانتا انتخاب شد.(البته دلم واسه اون کله زرد میسوزه ولی اشکال نداره یه فن دیگه میدم بیرون اونجا عاقبت به خیرش میکنم
) دوم هم اینکه منتظر بمونید اتفاقات هیجان انگیزی در راه است که اگه الان بگم مزش میپره.
(میدونم الان همتون دارین میگین سلام و مرض
عیدتون مبارک و زهرمار
برو سرتو بکوب تو دیوار بااین پست گذاشتنت
برو خودتو از مو اویزون کن بااین فن نوشتنت
)
جدا شرمنده ولی دیگه میخوام متحول بشم عین ادم پست بزارم.توجه شما رو به دوتا خبر حیاتی جلب میکنم: اول اینکه همونجوری که فهمیدین نظرسنجی تموم شده و فرد ویزلی با اکثریت اراء به عنوان طرف رابطه عاطفی سامانتا انتخاب شد.(البته دلم واسه اون کله زرد میسوزه ولی اشکال نداره یه فن دیگه میدم بیرون اونجا عاقبت به خیرش میکنم
) دوم هم اینکه منتظر بمونید اتفاقات هیجان انگیزی در راه است که اگه الان بگم مزش میپره.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
وجود هری سرشار از هیجان بود.هنگامی که نامه را مینوشت دستش میلرزید و چند قطره مرکب روری کاغذ پوستی پاشید.او نوشت:سامانتای عزیز.نمیدونی امروز چه اتفاقی افتاد.من کار اشتباهی کردم ولی به جای اینکه تو دردسر بیفتم وارد تیم کوییدیچ شدم.اخه معلممون گفته بود که پرواز نکنیم اما من سر لجبازی با مالفوی پرواز کردم و همون موقع رییس گروهمون منو دید.هنوزم باورم نمیشه که به خیر گذشت.من یه توپ بلوری رو تو هوا گرفتم و اون فکر کرد که من به درد جستجوگر شدن میخورم.قراره برام یه جاروی پرنده تهیه کنن.هیچ سال اولی دیگه ای نیست که جارو داشته باشه.رون میگه هیچ وقت سال اولیا در هاگوارتز نمیتونن وارد تیم بشن.بنا بر این من جوون ترین بازیکن کوییدیچ توی صد سال گذشته ام.واقعا عالی نیست؟باورم نمیشه.حتما توهم باورت نمیشه.خیلی خوشحالم.امیدوارم حال توهم خوب باشه و خوشحال باشی.قربان تو هری.هری از جایش بلند شد و ردایش را تکاند تا پر ها و کاه هایی که به ان چسبیده بود بریزد. هدویگ پر زد و روی شانه او نشست و پایش را جلو اورد.هری نامه را به پای او بست و او را به سمت پنجره بدون شیشه جغددانی برد.هدویگ با پنجه هایش به ارامی شانه او را گرفت و پرزد و رفت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
هری مشغول خوردن صبحانه بود که صدها جغد از پنجره های سرسرا وارد شدند و به دنبال صاحبان بسته هایشان گشتند. هدویگ کنار لیوان شیر هری فرود امد و پایش را جلو اورد.هری نامه را از پای او باز کرد و بشقابش را جلوی او گذاشت تا ته مانده صبحانه اش را بخورد.سپس نامه را باز کرد و مشغول خواندن ان شد.
هری عزیز خوشحالم که حالت خوبه.چیزایی که برام نوشته بودی خیلی جالب بودن.اینجاهم همه چیز خوبه.مامان و بابا به همه گفتن که تو به یه مدرسه شبانه روزی رفتی.در واقع به نظر میاد که از رفتن تو خوشحالن.مدرسه اسملتینگ هم مدرسه خوبیه.یعنی تنها بدیش اینه که دادلی و دار و دستش هم به این مدرسه میان.اما جالب تر از همه جاش کتاب خونشه که خیلی بزرگه و کلی کتاب داره. منم سرم گرمه و کلی کار دارم که انجام بدم ولی از اونجایی که بدجنسیم گل کرده بهت نمیگم چکار میکنم. همین الان مامان داره صدام میکنه که برم پایین و ناهار بخورم.پسر خوبی باش درساتم خوب بخون دوستدار تو سامانتا بعد از ظهر ان روز وقتی به سالن عمومی برگشتند.متوجه جمعیتی شدند که جلوی تابلوی اعلانات ایستاده و مشغول خواندن چیزی بودند.هری و رون به زحمت راهشان را از مان جمعیت باز کردند و خود را نزدیک تابلو رساندند.رون گفت: -اینجا رو ببین.اولین جلسه پرواز.فردا ساعت نه...وای نه بازم با اسلیترینی هاییم. هری با بدبینی غرولندی کرد و گفت: -همینم مونده که موقع یاد گرفتن پرواز جلوی مالفوی ضایع بشم. رون با استدلال معقولی گفت: -تو که هنوز سوار جارو نشدی.از کجا معلوم که ضایع بشی.تازه من شرط میبندم همه حرفایی که میزنه بلوفه. درواقع نه تنها مالفوی بلکه تمام دانش اموزانی که در خانواده های جادوگر بزرگ شده بودند داعم از پرواز و کوییدیچ حرف میزدند.حتی خود رون هم از شنونده ای پیدا میکرد ماجرا پروازش با جاروی قدیمی چارلی و تصادفش با یک مشنگ کایت سوار را تعریف میکرد.
هری عزیز خوشحالم که حالت خوبه.چیزایی که برام نوشته بودی خیلی جالب بودن.اینجاهم همه چیز خوبه.مامان و بابا به همه گفتن که تو به یه مدرسه شبانه روزی رفتی.در واقع به نظر میاد که از رفتن تو خوشحالن.مدرسه اسملتینگ هم مدرسه خوبیه.یعنی تنها بدیش اینه که دادلی و دار و دستش هم به این مدرسه میان.اما جالب تر از همه جاش کتاب خونشه که خیلی بزرگه و کلی کتاب داره. منم سرم گرمه و کلی کار دارم که انجام بدم ولی از اونجایی که بدجنسیم گل کرده بهت نمیگم چکار میکنم. همین الان مامان داره صدام میکنه که برم پایین و ناهار بخورم.پسر خوبی باش درساتم خوب بخون دوستدار تو سامانتا بعد از ظهر ان روز وقتی به سالن عمومی برگشتند.متوجه جمعیتی شدند که جلوی تابلوی اعلانات ایستاده و مشغول خواندن چیزی بودند.هری و رون به زحمت راهشان را از مان جمعیت باز کردند و خود را نزدیک تابلو رساندند.رون گفت: -اینجا رو ببین.اولین جلسه پرواز.فردا ساعت نه...وای نه بازم با اسلیترینی هاییم. هری با بدبینی غرولندی کرد و گفت: -همینم مونده که موقع یاد گرفتن پرواز جلوی مالفوی ضایع بشم. رون با استدلال معقولی گفت: -تو که هنوز سوار جارو نشدی.از کجا معلوم که ضایع بشی.تازه من شرط میبندم همه حرفایی که میزنه بلوفه. درواقع نه تنها مالفوی بلکه تمام دانش اموزانی که در خانواده های جادوگر بزرگ شده بودند داعم از پرواز و کوییدیچ حرف میزدند.حتی خود رون هم از شنونده ای پیدا میکرد ماجرا پروازش با جاروی قدیمی چارلی و تصادفش با یک مشنگ کایت سوار را تعریف میکرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: جمعه 27 مهر 1397 11:58
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
پستها:
117
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج