[spoiler=.........]میان پرده:
ناجینی: فیــــــــــــــش....فیشششششششششششششش... فیش فشو فیشا!

ترجمه توسط سالازار: ای از خود بیگانگان، مگه تالار اسلیتر ما کمبود شخصیت داره که هی چپ و راست افراد خارجی و بیگانه رو وارد تالار میکنید!
ناجینی: فیشا شا فیش فیششششششششششششاا.... فشو فشوشو فیشی فیش!

ترجمه: اسلیتر یعنی برتری اعضای اسلیتر بر همه گروه ها... نژادها و حتی مرگخوارها!
ناجینی: فش فیششششششششششش، فششا فشاشفش فشیشا فشو!!!
ترجمه: پس وای بر شما ای از خود بیگانگانگان! بدانید که لرد سیاه هرگز اجازه این تهاجم را به هیچ کس نمی دهد.
ناجینی: فیش فیشو فیشا... فیشا فش نفشو! لورد به شششلامــــت باشششششد.
ترجمه: پس با این سخن همیشه نغز از لرد این پیام را تمام می کنیم، همه برای اسلیتر، اسلیتر برای هیچ کس! ارباب به سلامت باشد.
[/spoiler]
نیم ساعتی میشد که مادام پامفری وارد اتاق لرد سیاه شده بود. بلاتریکس با نگرانی از یک سوی تالار به سوی دیگر می رفت و هر دو سه قدم نگاهی به در بسته می کرد.
لوسیوس، نارسیسا، آمیکو و ملیندا در گوشه ای نشسته بودند و در گوش هم پچ پچ می کردند. گراب و گویل به عنوان سرکوب ناراحتی خودشان به آشپزخانه رفته بودند و مشغول خوردن بقایای غذاها بودند. ایوان هم مشغول بیرون راندن مرگخواران غیر اسلیتر از تالار بود. آگوستوس مشغول دعا خواندن بود و اسنیپ هم غیبش زده بود!؟
سرانجام در اتاق باز شد و مادام پامفری آرام بیرون آمد و در را آهسته بست. بلاتریکس به سرعت خودش را به او رساند و گفت:
- حال سرورمون چطوره؟
مادام پامفری نگاهی به بلاتریکس و سایرین کرد و گفت:
- سرورتون دچار یک نوع حساسیت دژنریشن موتیشن شده! عوارض ناشی از این حساسیت تا دو ماه پا برجاست. در واقع باید اربابتون باید توی سنت مانگو بستری بشه ولی از اونجایی که خودشون موافقت نکردند من دستورالعمل درمانشون رو دادم آنی مونی که توش در مورد اقداماتی که بایستی انجامش بدید توضیخ داده شده....
- امم... حالا این "دژنریشن موتیشن" چی هست!؟
- یعنی جهش ساختاری و درونی، بعنی علاوه بر تغییرات ظاهری، سرورتون دچار یک سری تغییرات جادویی هم شدن... امم... خوب من توی این مورد تنها میتونم بهتون توصیه کنم که هرگز اربابتون رو توی این مدت هیجان زده نکنید!
-

-
دو ساعت بعد:ملت اسلیتر با ترس به در اتاق خیره شده بودند. بالاخره لوسیوس تکانی خورد گفت:
- با این حرفایی که مادام پامفری گفت، ما باید انتظار هر چیزی که پشت این در قرار گرفته رو داشته باشیم. خوب کی حاضره بره اون تو و این سه تا معجونی که مادام پامفری فرستاده رو بده دست آنی مونی و برگرده؟

ظاهرا با توصیفاتی که مادام پامفری در مورد شخصیت و ظاهر جدید لرد کرده بود هیچ انسانی مشتاق رفتن به درون اتاق نبود و تنها صدای هیس هیس پر هیجان ناجینی در پشت در بود که اعلام آمادگی می کرد تا پیش اربابش برود.