شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
من هم واقعا از ندریس زیباتون تشکر میکنم یه سوال:ببخشید پروفسور اگر یک فرد نیمه خالص با یه ماگل ازدواج کنه بعد اون موقع چی میشه؟؟؟....یعنی قدرتهای جادویی بچشون خیلی کم میشه؟؟؟؟؟...یا زیاد؟؟؟؟؟.....یعنی مثلا اگر ولدمورت با یه ماگل ازدواج کنه بچشون چه شکلی میشه و قدرتش چقدره؟؟؟؟...لطفا توضیح بدید...........
ببهشید پروفسور میخواستم بپرسم که کسانی که هم پدرشون و هم مادرشون ماگل هستند ولی خودشون جادوگر(نصداق کاملش هرماینی) چه جوریاس؟....میشه در مورد اونا هم توضیح بدین و همینطور بگید اگر یک خون خالص با یک همچین نژادی ازدواج کنه سرنوشت بچشون به جه صورت خواهد بود!...با تشکر از درس های واقعا دوست داشتنی تون!...
استاد فکر کنم درس رو کاملا فهمیدم فقط یه چیزی می خواستم بگم شما گفتین که داخل فلات موجودات جادویی سیاه یافت نمی شد ولی اگه دقت کرده باشین توی شاهنامه شواهدی وجود داره که نشون می ده جانوران سیاه هم وجود داشتن مثلا هفت خان رستم که یه مرحله اش جنگ با دیو ها بود که البته سیاهن مرحله ی دیگه ی اون راجع به اژدها ها بود که اونا هم سیاهن در ضمن باید بگم که درستون خیلی شیرینه
درس پنجم ادامهي درس جلسهي قبل هر جادوگري كه به دنيا مياومد نسبت به محيط اطرافش يه نظري داشت. اگر فقط كمي خشم و نفرت در ذاتش ميبود بوسيلهي اين قدرت اونها كمكم به سمت استفاده از جادوهاي سياه ميرفتن. البته رفتن به سراغ جادوهاي سياه ربطي به بد بودن ندارهها! و البته برخلاف تمام نقاط جهان در ايران بحث نژاد مطرح نبود. زيرا جادوگراني كه قدرت سياه رو تصاحب ميكردند به اين نتيجه رسيده بودند كه هرچيزي كه دارن از اين قدرته و ربطي به پدر و مادرشون نداره. و البته بحث سر اينه كه اين افراد با اين قدرت سياه چه كاري انجام ميدادند. همونطوري كه قبلا گفتم در داخل فلات گياهان جادويي زيادي وجود داشت كه هم ميشد از اون به عنوان سم استفاده كرد و هم وسيلهاي درماني. ولي برخلاف گياهان ما موجودات جادويي سياه نداشتيم. به خاطر همين موضوع موجودي يا چيزي نبود كه اين افراد اونو به كنترل در بيارن. قدرت سياه بسيار عظيم بود و خالص. هرقدر كسي بيشتر به درون اون ميرفت، بيشتر ميخواست اونو تصاحب كنه. ولي همونطور كه براي جادوگران يوناني گفتم جسمشون توانايي حمل يك چنين قدرتي رو نداشت. و البته ايرانيان تشنه كسب دانش بودند تا استفاده از اون. به خاطر همين بسياري از جادوگران سياه همون اول و قبل اين كه كاري انجام بدن نابود ميشدند و قدرت سياه دوباره به مكان اوليه خودش برميگشت. بعد از مدتهاي مديدي جادوگران سياه از فلاتهاي ايران خارج شدند و قدرتهاي سياه رو با خودشون به ساير مكانها بردند. و به دليل دوري از منبع عمرشون كوتاه ميشد. همين امر باعث شد كه اين قدرت سياه كمي ضعيف شود. و توانايي حمل اون براي افراد بيشتر ميشد. نكته: اين موضوع ضعيف شدن قدرت كه من دارم ميگم براي چيزي نزديك 2000سال طول كشيد.
همهي جادوگران براي شروع به جادو به يك عامل تحريك كننده احتياج داشتن. اين عامل تحريك كننده براي جادوگران سياه، قدرت سياه بود. ولي براي ديگران هيچ. قدرت سياه به درون جادوگراني كه اون رو نفي ميكردند نفوذ ميكرد و از اونجايي كه نميتونست اونا رو به سمت خودش بكشه قدرت جادويي اونها رو از بين ميبرد. ولي اگه اون افراد يك عامل تحريك كننده براي خودشون پيدا ميكردند قدرت سياه توانايي از بين بردن نيروي جادويي آنها را نداشت. چون در ايران مسئلهي نژاد مهم نبود و جادوگراني كه به اين سرنوشت دچار ميشدند نميدانستند كه جادوگرن. فقط به دليل احساس در توانايي در ساخت معجونها بود كه قدرت باقيماندهي خودشون رو استفاده ميكردند.
خب من فكر كنم براي امروز در مورد ايران تا همينجا بس است. الان ميخوام چيزي كه بهتون قول داده بودم بحث نژاد براتون صحبت كنم.
يك خون خالص بسيار قوي بود و تا سه نسل پس از اون اگر با افراد خالص ازدواج ميكردند. فرزندان قدرتمندي بوجود مياومد ولي بعد از اون كمكم جادوگران رو به ضعف ميرفتند. ولي براي چه؟
يك خون خالص توانايي حمل جادوي زيادي رو داشت. فرزندشون هم قدرت پدر و مادرش رو به ارث ميبرد و تا سه نسل بعد از اون هم اين شخص براي كنترل اين قدرت مشكلي نداشت. ولي اين خوني كه به نتيجههاي اونها ميرسيد استفاده شده بود و ضعيف. بدن اين فرد توانايي نگهداري اين قدرت رو داشت. ولي نميتونست از اين قدرت استفاده كنه. چون اجراي جادوش ضعيف بود. در عوض دير خسته ميشد. ولي اگه مثلا پدر اين فرد با يك مشنگ يا يك نيمهخالص ازدواج ميكرد به دليل داشتن خون استفاده نشده بوسيلهي جادو اين فرد جادوهاي قويتري انجام ميداد. براي مثال دليل اينكه افراد به سوي جادوي سياه رو ميارن اين است كه جادوهاي قدرتمند رو به راحتي انجام خواهند داد. همين امر در جادوي سفيد هم صادقه ولي در جادوگر سفيد زمان بسيار زيادتري بايد براي كسب چنين قدرتي صرف ميشه. بسياري از خونخالصها به اين دليل از جادوي سياه استفاده ميكنن چون فكر ميكنن ابهت پدرانشون رو بهشون برميگردونه. دليل اينكه ولدمورت از همهي اونها قويتر شده همينه. چون ولدمورت خونخالص نيست و نيمهخالصه. و اگه از اون در اجراي جادوي سياه بهره ببره جادوهاي بسيار قدرتمندي رو باعث ميشه.
اره. و در ايران هم جادوي سفيد اصلا وجود نداشت. نابودي جادوي سياه در فلات ايران چيزيه كه به خيلي زمان بعد برميگرده و بعد نابود ميشه. نميخوام درس جلسهي بعدم رو خراب كنم و الان بيشتر توضيح نميدم.
استاد یعنی جادوی سیاه از قبل از وجود انسان ها در فلات وجود داشته؟.....اگر اینطوریه جادوی سفید در کجا وجود داشته و اینکه پس چرا الان جادوی سیاه در ایران نحو و نابود شده در حالی که تو ایران فقط جادوی سیاه وجود داشته؟...اینو دیگه نمی تونید منکر بشید که ختن ختن سر دسته ی جادوگران سیاه ایران بوده که خودش یک مصری بوده...در ضمن جادوی کلاسیک رو هم در رابطش توضیح خواهید داد؟....راستی در مورد شکست جادوی سیاه ایران در برابر جادوی سفید هم اگر می شود توضیح دهید...و می تونم بپرسم شما چه طوری فهمیدید که این نظریه اشتباهه اگر میشه در رابطه با اون هم بحث کنید و بنده رو توجیح کنید... ببخشید که پر حرفی کردم ولی این حرف شما منو وا داشت که این سوالا رو بپرسم ...لطفا منو ببخشید...
خب اين يه نظريهي اشتباهه! چون كه فلات ايران خيلي قديميه و اين جادو بسيار باستاني! اين جادو قبل از بوجود اومدن فراعنه و كشورهاي ديگه (حتي قبل از اومدن انسانها به داخل فلات) وجود داشته
استاد واقعا شما چطوری اینهمه در مورد جادوی ایران میدونید!!!....من با اینکه فارغ التحصیل ایرانم و جزو دامش آموزان بورسیه بودم برام جالبه که این چیز ها رو از زبون یک غربی میشنوم...بله استاد کاملا صحیح فرمودند...استاد اگه اجازه بدین در رابطه با سوال سلمان عزیز بنده چند نکته رو ذکر کنم.... فلات ایران در واقع مهد جادوی سیاه میباشد که توسط جادوگری وحشی که در مصر باستان و در خدمت فرعون دوم بوده به ایران آورده شده...(ایران قبل از ورود این جادوگر مخوف که ختن ختن نام داشت دارای جادوی مرموزی بود که نه میتوان آن را جزو جادوی سیاه قرار داد و نه جادوی سفید)....و اما در رابطه با گسترش جادوی سیاه از ایران (در واقع از مصر به ایران و از آنجا به کل جهان) این جادو توسط بیل ویزارد که یک جادوگر ناخالص بود و به خاطر شیطنت ها و باطن خبیثش از انگلستان ترد شده بود و پس از سفری دراز به فلات ایران رسیده بود و پس از آشنایی با یکی از مریدان ختن ختن با این جادو آشنا شده بود به اروپا راه پبدا کرد و دوران سیاه را رقم زد.(از اینجا به بعد استاد مسلط می باشند).
با کمال پوزش از استاد در صورت اینکه اشتباهی در روایت این داستان بود از استاد خواهش می کنم تا آن را ویرایش کنند!