ریونکلاو و هافلپاف
خررررررپف...خرررررررپف!
این صدای خر و پف بازیکنان ریونکلاو بود در حالی که فقط 1 ساعت تا شروع بازی باقی مانده بود.
چو که ظاهرا این وصله ها بهش نمی چسبید بیدار بود و داشت توی ذهنش حرکات رزمی رو مرور می کرد!که ناگهان ساعتشو نگاه می کنه و متوجه میشه همه خوابن!
-هی الک...پاشو دیگه چقدر میخوابی؟آوریل؟وینکییییییی؟لونااااااااا!باتیدااااااا؟پاشید دیگه!
چو پس از صدا زدن های مکرر دست از کار می کشه و به فکر فرو می ره تا یه خاکی توی سرش بریزه!
چو:

چو به طرف شومینه میره مقداری پودر پرواز توش میریزه و به خیابان ناکترن می ره!
نسیم خنک توی صورت چو می خوره و قدم به خیابان ترسناک ناکترن میزاره!همون اول کار یه نفر جلوشو می گیره و شروع به ور زدن می کنه!
-راست کارت دسته خودمه؟چی میخوای؟شیشه؟اشک؟شادی؟
-یه چیزی میخوام ملتو از تنبلی در آره!داری؟
-آها!معلومه که دارم بفرما!این قرصا مخصوص همینه اصلا!یه دونه به طرف بدی تا سه روز واست جفتک می ندازه!
چو با خوشحال قرصا رو از دست طرف می قاپه و غیب میشه!
-هوووووووی!پولش؟
چو دوباره ظاهر میشه و پولو به طرف میده و دوباره غیب میشه.
ملت همچنان توی تالار ریون خواب بودن و تقریبا نیم ساعت تا شروع بازی مونده بود!
چو به طرف دخترا می ره و یه قرص توی دهن هر کدومشون می زاره!از اون طرف هم جلوی در خوابگاه پسرانه می ایسته و قرص رو از دور توی دهن کورن پرت می کنه!(حال می کنید چه با ناموسی!
)سر و صدایی توی خوابگاه دخترانه به پا میشه و دخترا همه شون از خواب بیدار میشن!
کورن هم از اون طرف با کله از خوابگاه پسرانه می پره بیرون در حالی که به طرز عجیبی با این سرعت آماده شده بود.
چو کمی سرشو می خارونه و لبخندی از سر رضایت می زنه!
الک:پس چرا نمیریم؟من می خوام برم بازی کنم!من می خوام دهن اینا رو آسفالت کنم!
لونا با فریاد بلندی میگه:صورتشونو با بلاجر ها صاف می کنم حالا ببینید!
چو:اهم اهم...لونا جان شما مهاجمی!
لونا:همون...خب با اسنیچ صاف می کنم!!!!
چو:

بازیکنا به سمت زمین بازی کوییدیچ حرکت می کنن و در بین راه کلی کُری واسه هم می خونن!
در رختکن...
کورن به جای بیان نکات تکنیکی برای بازیکنان از خودش تعریف می کرد و البته بقیه ی بازیکنا هم بیکار نبودن و اونا هم از خودشون تعریف می کردن!اما چو حواسش جای دیگه ای بود!اون داشت با خودش فکر می کرد که با گرفتن اسنیچ میتونه به همه ی این مشکلات پایان بده!ناگهان سرش گیج میره و میوفته روی زمین!
کورن:اِ اِ اِ!این چش شد؟یالا تو جیباشو بگردین و قرصاشو پیدا کنین!
ملت به جیبای چو هجوم میارن و یه مشت از همون قرصای مذکور رو توی دهن چو می چپونن!
چو عین فنر بالا می پره و فریادی می زنه که سقف رختکن ترک بر میداره!
بازیکنا با هم به سمت زمین بازی حرکت می کنن!همه به نظر شاد و خوشحال می رسیدن و از همه خوشحال تر چو بود که به نظر می رسید همه ی غم های دنیا ازش دور شدن!همون نسیم خنکی که در کوچه ی ناکترن وجود داشت اینجا با شدت بیشتری توی صورت بازیکنا می وزید و لطافت هوای صبحگاهی به لذت این نسیم اضافه می کرد.
کورن و اما دابز در مرکز زمین گرد هم میان و با هم دست میدن!به نظر میرسه کورن کری هایی هم واسه اما دابز می خونه اما اون اهمیت نمی ده و به سمت دروازه اش حرکت میکنه!
داور توپ ها رو رها می کنه و بازی شروع میشه!
کورن با سرعت به سمت کوافل میره اما از کنار کوافل عبور می کنه و با قدرت تمام خودشو به درک می زنه که از روبرو داشت به اون نزدیک میشد!
شترررررررررررق!
داور دهنش باز می مونه و نمی دونه چه تصمیم بگیره که از اون طرف لونا لاو گود رو می بینه که بلاجر رو با دست می گیره و محکم توی صورت لودو میزنه که قصد منحرف کردن اون با گرزش رو داشت!
داور میاد دوباره سوت بزنه و خطای لونا رو اعلام کنه که متوجه میشه وینکی روی حلقه های دروازه ی ریون ایستاده و داره میرقصه در حالی که آوریل وظیفه ی دروازه بانیشو رها کرده بود و داشت واسش گیتار میزد!

صدای اعتراض تماشاگرا به هوا رفته بود و دیگه از اون تشویق های هماهنگ ریونی ها خبری نبود!به جای اون فحش های تماشاگران دو تیم شنیده میشد که معلم های هاگوارتز رو به شدت نگران کرده بود!
داور در سوت خودش می دمه ما بلافاصله باتیلدا با گرز خودش یه بلاجر به سمتش می فرسته!داور جا خالی میده و میاد تا به باتیلدا هشدار بده که دو مهاجم هافلپافی یعنی ماندانگاس فلچر و دنیس در حالی که داشتن از دست الکسا فرار می کردن به شدت باهاش برخورد می کنن!
بازیکنان هافلپاف هم بیکار ننشستن و شروع کردن به مقابله با ریونی ها!تانکس از یک طرف بلاجری رو به سمت باتیدا می فرسته اما باتیلدا چوبدستیشو در میاره و بلاجر رو تبدیل به یه توپ جنگی می کنه و به سمت تانکس می فرسته!
حالا لونا به سمت اما دابز رفته بود و سعی داشت بلاجر رو با دست وارد دروازه ی تیم هافلپاف کنه!اما دابز به شدت دستپاچه شده بود و ترجیح میده به جای ایستادن در دروازه و دفاع از خودش از محل فرار کنه!اما کورن امانش نمی ده و خودشو محکم به اون می کوبونه!
بازی دیگه کاملا به هم ریخته بود و مسئولان هاگوارتز کم کم داشتن وارد ماجرا میشدن!
در اون سمت به نظر می رسید پروفسور اسپراوت اسنیچ رو پیدا کرده و به سرعت اونو دنبال می کرد!
چو متوجه حرکت اون میشه و به سمتش حرکت می کنه!اسپراوت دستشو دراز میکنه تا اسنیچ رو بگیره و چو هم از طرف مقابل بشه نزدیک میشه
چو به طرز بسیار وحشتناکی دهنش رو باز می کنه و فریاد "خووووووون تازه" رو سر میده!
دست اسپراوت تنها چند سانتی متر با اسنیچ فاصله داشت که اسنیچ با یک تغییر جهت ناگهانی وارد دهن چو میشه و چو تعادلشو از دست میده و به اسپراوت برخورد می کنه و هر دو با هم به دیواره ی زمین کوبیده میشن!
داور که پهن زمین شده بود از آخرین نفس های خودش استفاده می کنه و سوت پایان بازی رو به نفع ریون میزنه!اما ماندانگاس و دنیس همزمان از روی شکمش رد میشن و از الکسایی که حالا جاروشو بالای سرش گرفته بود و دنبالشون کرده بود فرار می کردن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





140- 0 به نفع تيم گريفيندور ... تيم ريونكلاو به شدت خسته به نظر مياد و كلا به خواب رفته .. فقط كاپيتان تيمه كه داره حرص مي خوره ...
... اين ريختيه : 
آآآآآآآآاي ... جون مادرت قلقلكم نده .. هههههههه ... وااااااي ...
) در اومده بود يكي از تكه هاي ميز سابق و عزيزش رو برداشت و چكش عزيز ترش رو به اين حالت (
) در اومده بود يورتمه رفت و گاليون طلايي رو جلوي چشماش گرفت! ... 


راستي مك كجاس؟!
) در مياد!