جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: دوشنبه 9 خرداد 1384 22:24
نمایش جزئیات
آفلاین
من کیستم ؟

من لامپ کم صرفم ... ( این رو شوخی کردم )

آدمی مهربون و خوش قلبم ولی همه به ظاهرم توجه می کنن ( ظاهری خشن ) ... دست خودم نیس نمی دونم چرا انقدر جانورای وحسی رو دوست دارم ... مادرم منو تو بچه گی ول کرد و رفت ... از همون بچه گی بد شانس بودم ... بابام حتا توی جیب من هم گم می شد ! ... چرا این امبریج انقدر از من بدش میاد ... آخه چه پدر کشتگی با من داره .... این سوالات در ذهن هاگرید می گذشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شک نکن!
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: دوشنبه 9 خرداد 1384 17:10
نمایش جزئیات
آفلاین
وقتي براي اولين بار لمسش كردم نيرويي تمام وجودم رو گرفت
بطور باور نكردني زيبا و با ابهت بود
اون فقط ماله من بود مال خود خودم
حالا كه اون در كنارم بود احساس امنيت ميكردم
با كمك اون ميتونستم همه رو تحت فرمان خودم در بيارم
با اينكه فقط يه چوبدستي بود ولي مثل يه تكيه گاه براي من بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: دوشنبه 9 خرداد 1384 16:49
نمایش جزئیات
آفلاین
از آنجا که نشسته بود همه چیز را می دید....خسته و افسرده.... با اینکه 15 سال بیشتر نداشت ولی خیلی پیر بود... هیچ وقت به خودش تعلق نداشت و اهمیتی هم نمی داد.... با نومیدی به ارباب مینگریست... ولی ارباب حواسش به او نبود... ارباب خیلی مشغله داشت... تا بالاخره ارباب او را دید... دستش را دور کمر او حلقه کرد و او را به همراه خود برد...در گیر و دار جنگ دست در دست ارباب حرکت می کرد .... همه می خواستند او را نجات دهند ....ولی سر انجام او ضربه ای خورد.... احساس کرد می چرخد و تمام تنش درد می کرد.... ای کاش درد تمام می شد...وشد...او از بین رفت و درونش مانند هاله ای محو شد...اما هیچ کس صدایش را نشنید ....آری گوی ارزشمند شکست و نابود شد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: چهارشنبه 4 خرداد 1384 12:49
نمایش جزئیات
آفلاین
من کیستم ؟

عجب در کوتاهی بود...هرچه سعی میکرد نمیتوانست داخل شود ای کاش کوچک تو بود...گاهی دلش میخواست کوتاه باشد مانند فلیت ویک یعضیها برای بزرگ بودنش اورا مسخره میکردند...و اورا با غولها مقایسه میکردند...این باعث نارحتیش میشد اما چه میشد کرد؟!
ای کاش میتوانست خود را کوچک کند و از در عبور کند اما نمیتوانست پس هگرید (هاگرید سابق!) تصمیم گرفت از پروفسور فلیت ویک کمک بگیرد شاید او جادوی کوچک کردن موقتی را بلد باشد!
ـــــــــــــ
من چیستم؟

بیا تو ! هر احتیاجی که داری برایت برآورده میکنم...اگر به کتاب نیاز داری ، اگر به توالت نیاز مندی(!) تنها کاری که باید بکنی تمرکز کن و از روی قالیچه جلوی در رد شو...اصلا سخت نیست هر چه احتیاج داری اینجاست...فقط دور و اطرافت را را مواظب باش ، کسی تو را نبیند!
اتاق ضروریات همیشه برای کمک آماده خواهد بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: من کیستم؟من چیستم؟
من چيستم ؟

از چشمان بزرگ و زرد رنگش مرگ مي باريد .... تن سبز رنگش برروي زمين هموار مي خراميد .... سالهاست كه زندگي ميكند و به زندگي جانداران پايان مي بخشد ... دندانهاي تيزش را نمايان كرد و به راه افتاد ....سالها پيش هرپوي كثيف باسيليك را از طريق وزغ بوجود آورده بود ..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: جمعه 30 اردیبهشت 1384 12:28
نمایش جزئیات
آفلاین
من چیستم؟

به سرعت حرکت میکرد...از اینجا به آنجا و هر طرف سرک میکشید! چون نمیخواست او را بگیرند...در حال فرار بود اصلا کارش همین بود که فقط فرار کند! چشم صدها نفر به مانور های او دوخته شده بود که چگونه حرکت میکند...اینبار دستان هری بیش از همیشه به او نزدیک بود...نزدیک نزدیک...و کسی در گوشه ای دیگر فریاد میزد:
سه سانتی متر ، دو سانتی متر ، هری برو!!! میتونی بگیریش...
گوی زرین با مانوری زیبا خود را از دستان هری رهاند...و هری اینبار موفق نشد او را بگیرد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من کیستم؟

شخصی در انتهای راهرو ایستاده بود...شخصی قول پیکر بله او هاگرید بود و موجودی عجیب کنارش راه میرفت...یک عنکبوت بود...عنکبوتی بزرگ...
پسر چوبدستیش را در آورد...و بسوی هاگرید رفت ، هاگرید به سرعت خود را سپر عنکبوت قرار داد گویی مانند بچه اش عنکبوت را دوست دارد و این چیزی بود که بیش از همه پسر را ناراحت میکرد...پسرک چوبدستی را جلو گرفت و به هاگرید اخطار کرد که کنار رود اما او گوش نمیداد...
پسر به هر ترتیبی که بود هاگرید را کنار زد تا به عنکبوت رسید...تام ریدل چند ساعت بعد قهرمان مدرسه بود...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: جمعه 30 اردیبهشت 1384 00:27
نمایش جزئیات
آفلاین
مثل هميشه من كيستم و من چيستم


دوستاش روش بودن...خودشم زير همه بود....كم كم ميشد اونو ديد...از ديده شدن ميترسيد....پسر دستشو دراز كرد...ولي اونو بر نداشت....
يدفعه متوجه زني شد كه اونجا قايم شده بود و به پسره نگا ميكرد.... زن از پشت درخت بيرون اومد...پسر زن رو ديد....فوري اون و دوستاشو برداشت تا قايمشون كنه...زنه دادزد: اكسيو ...يه دفعه احساس كرد كه به طرف زن كشيده ميشه...زن يه چيز نامفهوم ديگه گفت....و اون احساس كرد كه داره ميسوزه....سيگار هنوز داشت ميسوخت و به دعواي هري و نميد نگاه ميكرد.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: پنجشنبه 29 اردیبهشت 1384 14:30
نمایش جزئیات
آفلاین
من کیستم؟
من تا صبح نخوابیدم . داشتم به اون چشماایی که منو دیوونه کرده بود فکر می کردم. و تو رویا و کابوس بودم. بعد مامانم یکی کوبوند تو سرم گفت دیره بلند شو برو سر کارت .
من سرد درد داشتم . از ضربه ی مامان و شب بیداری .من رفتم سوار اتوبوس شم . دیدم شلوغ .خواهران ریخته بودن تو مردونه جا نبود .هرچی سعی کردم وارد شم نشود .پرتاب شدم بیرون.
پامم درد گرفت .
وقت برگشتن من خسته بودم ولی پیاده رفتم . تو راه خوردم به یه خواهر . خواهر منو گرفت به باد کتک و فحش . ملت ریختن تو سرم .
من درد داشتم و خسته بودم . دیگه خیلی دیر وقت شده بود . به سمت خونه رفتم . دیدم یه خواهر که انگار پریزاد بود داره میاد . یه ذره نگاش کردم رفتم تو دیوار . وقتی به خودم اومدم دیدم اش و لاش افتادم گوشه ی خونه .تنها رفتم طرف کامپیوتر به طوری که مامان نفهمه .
بعد رفتم تو تاپیک آداس و موفقیت روز افزون ساحره ها رو دیدم. شروع کردم به کندن موهام . رفتم جلوی اینه و دیدم هر چی داشتیم و نداشتیم ازمون گرفتن و اه کشیدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
THe return of ADAS
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: پنجشنبه 29 اردیبهشت 1384 07:18
نمایش جزئیات
آفلاین
من كيستم ؟
امروز هم ظرفهاي "اقا" رو خواهم شست.پيراهن "اقا " رو اتو خواهم زد...صبحانه ي "اقا "رو اماده خواهم كرد...همين كارو در مورد نهار تكرار خواهم كرد...چاي "اقا " رو دم خواهم كرد...خودم رو براي گفتن يك خسته نباشيد جانانه به "اقا" اماده خواهم كرد....وقتي "اقا "خوابيدن سعي ميكنم نفس نكشم تا خدايي نكرده بيدار نشن ...بعد از بيدار شدن اقا عصرانه را اماده خواهم كرد و درحالي كه محكوم به گوش كردن حرفهاي "اقا" هستم سعي ميكنم موافقت خودم رو در زمينه ي موضوع بحث :"اقا" اعلام كنم...بعد ازاينكه "اقا"با دوستاشون رفتن بيرون يواشكي كامپيوتر رو روشن خواهم كرد و بعد از كانكتينگ "جادوگران داد ارگ "را تايپ خواهم كردم...و بعد از ورود به تاپيك مربوطه با هم جنسانم از "خوشبختيهايمان"حرف خواهيم زد و به دفاع از حقوق ساحره ها خواهيم پرداخت....من يك " اداسي " هستم !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img alig
Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: چهارشنبه 28 اردیبهشت 1384 14:38
نمایش جزئیات
آفلاین
هر وقت بهش نگاه مي کردم اونو تو دستم داشتم
آرزويي جز رسيدن به اون نداشتم
اگه ميتونستم اونو تصاحب کنم براي هميشه وجود داشتم
اگه فقط ميشد يه لحظه اون رو لمس کنم
حيف که دامبلدور اونو نابود کرده .
تصوير سنگ جادو در آينه ي نفاق انگيز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!