لینک پاک شد ! برای تبلیغ میتوانید از قسمت تبلیغ در سایت جادوگران استفاده فرمایید !
جادو در راه است…
لطفاً یک لحظه صبر کنید
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین


(رای خودم حساب نمیشه ولی عوضش بیست سی تا رای میگیرم!
)

او البته اینها رو توی ذهنش گفت. همون ذهنی تنگه، برای شاپرکها یه لونهی قشنگه! کدوم کدوم شاپرک؟ همون که...اهم!
و بووبو به سمت ِ شبح رفت. او را گاز گرفت و تیکهای از او را کند. کدام تکه را؟ نه به خدااااا سوگند که نمیگوووی
( شبح ِ پدر ِ هملت از روی دیوار: اوی! چرا اینتر زدی. خب توصیف کن خواننده بدونه چی به چیه. رول پلیینگ جدیه. اوی من روح ِ بابات بودم.»
نویسنده: نمیشه پدر جان! وضعیتشون ناجوره. بومین دیگه بینواها. یه کمی راحتن.
شبح: آها! باشه! )
یاروها: « ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا ژوپسا».
. بعد تنهی بیرون آمده که تا نیمه از توی گوشی بریون اومده بود کمی زور زد و کمی سرخ شد و بعد صدای سقوط ِ جسمی سنگین به گوش رسید و بالاخره هیبت ِ مهیب کاملن از توی گوشی امپراطور بیرون اومده بود



