جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

114 کاربر(ها) آنلاین هستند (62 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
114 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

میخانه دیگ سوراخ (دوئل)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: فیلچ , اینجا کافس نه هاگوارتز
ارسال شده در: چهارشنبه 14 مرداد 1383 13:18
نمایش جزئیات
آفلاین
من در باز مي کنم
_آخيش بلاخره رسيدم اين سگ بودنم سخته
فاج:مرد تاريکي فرار کرد!؟
قبيله:کيو خورد حالا ما هست گشنه تشنه
فاج:هاها ها مرد جديد را خورد اونها حمله
من:ببخشيد من اشتباهي اومدم برم ديگه دير وقته بايد برم بخوابم
_بگيريدش!
ولم کنيد! ذغال اخته ها!
کينگي:اخ جون اين مورد برم به سيريوس جديد خبر بدم
من:اي نامرد! هيف اون هندونه هايي که از دارکي بلند ميکردم با هم مي خورديم فرار
_بدويد
سيريوسو گوشه ديوار گير مي اندازن
من:باشه بياد منو بخوريد
من حاضرم من حاضرم خودمو به خاطر نجات يک مشت آدم فدا کنم بيا ديگه منو بخور من بايد بيميرم منو از جامعه طرد کردن تازه منو بخوري همه خوشحال ميشن
_آخي مرد جديد الهي من تورو نخورد
_چه زود خر ميشن
ما مرد ريش بلند را خورد باکمبا مرلين
مرلين:سيريوس خودم ميخورمت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: فیلچ , اینجا کافس نه هاگوارتز
ارسال شده در: چهارشنبه 31 تیر 1383 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلين وارد كافه ميشه. يه نيگاه به وضع كافه ميندازه ميبينه سر ميز دست چپي:
فرد ويزلي هرميون گرنجر و بينز و دارك و بلاتريكس نشستن و بعد نگاهي به سمت راست ميكنه و با كمال تعجب سائورون خوناشام ولدمورت و مودي رو ميبينه كه مشغول خوردن خون گلاسه هستن. يه اشاره به دارك ميكنه...
دارك از سر ميز مرلين رو ميبينه و دست تكون ميده: سلام مرلين بيا بشين پيش ما!
مرلين: اينجا چه خبره؟ خوناشام؟ سائورون؟ ولدي؟ يعني چي؟
دارك يه نگاه ميندازه و ميگه: اخي مرلين بيچاره خيالات برت داشته... ديگه اينا نيستن اينجا!
بانوي خوناشام از جاش بلند ميشه و ميره سر ميز دارك و بقيه ميشنه دارك:
بينز:
بلاتريكس:
فرد ويزلي:
هرميون:
مرلين: ديدي... سلام خوناشام عزيز چه خبر از قلعه شما و امير خوناشامها؟
خوناشام: اوه خبري نيست مثل اينكه آب و هوا نميسازه چقدر سياه شدي؟
مرلين دست شو بلند ميكنه و ميبينه سياهه... نگاه ميكنه ميبينه همه جاش سياهه
: اوه همين الان داشتم كينگزلي رو فيتيله پيچ ميكردم اصلا يادم نبود رنگ سياهش ...
در كافه باز ميشه و سدريك از مرلين رد ميشه، مرلين يخ ميزنه
: اوه سدريك آخرين بارت باشه بي هوا مياي تو...
مرلين ميره و سر ميز كنار بقيه ميشينه...
در كافه كوبيده ميشه و مودي از كافه ميره بيرون و بعد از چند ثانيه تام صاحاب ميخونه با چند تا قوري مياد سر ميز كنار بقيه: س س سسسسلام مرلين كبير!
مرلين: سلام تام! تازه چه خبر؟
تام: جج ج جاتون خالي د د ديشب افراد قبيله فاج اومده بودددن اينجا.
مرلين: خوب اين دفعه كدوم بدبختي رو آش كردن؟
تام: اا ا ا اسب بالدار ك ك كينگز...لي
مرلين: معمولا چه موقع ميان؟
مرلين نگاهي به ساعتش ميندازه از 9 گذشته بود.
تام: ن ن ن... نه!
مرلين: بروبچ من بايد برم... امشب يه مهموني كوچولو دارين...
در چهار طاق باز ميشه و فاج و قبيلش ميريزن تو
قبيله: فاج فاج گومب گومب. چقد غذا بوم بوم!
ولدمورت و سائورون كه نقاب هم زده بود پا ميشن و ميان نزديك قبيله فاج...
قبيله: اين فاج بوم گوشت خوش.. مزه!
فاج: اه اه حالم بهم خوردندي.. مرلين قرار بود اينجا آدماي خوشمزه تري منتظر باشن.
مرلين: خوب چه كسي خوشمزه تر از...
با اشاره به دارك
:... دارك
فاج: گومبو گومبو دارك بومبو
همه افردا فاج ميفتن دنبال دارك دارك از پنجره ميپره بيرون و فرياد ميزنه: ديدار به .......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: فیلچ , اینجا کافس نه هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 27 تیر 1383 04:03
نمایش جزئیات
آفلاین
من الان وارد مي شم داركلي و بلاتريكس روي ميز نشستن و دارن با هم حرف مي زنن. مي بينم كه كس ديگه اي غير تام نيست. منم كه روح ام و اينا ولي براي تنوع هم بد نيست

من : اخيش سلام تام
تام : سلام خوبي بينز مدرسه چطوره
من : فعلا كه روحيم . مدرسه هم خوبه ولي خيلي خسته ميشه آدم!! (روح )
دوباره من: چيزي داري من بخورم؟
تام : خوب شد گفتي جديدن يه نوشابه در اومده مخصوص روحها تازه غذاشم دارن مي كشفن.
من : اگه اشتب نكنم كار سوروس خودمونه دستش درد نكنه واقعا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!
فیلچ , اینجا کافس نه هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 27 تیر 1383 03:25
نمایش جزئیات
آفلاین
به به سلام به همه ! من هم اومدم
یک صندلی عقب میکشم و میشینم (یک چشمک به طرف مرلین )
به به جناب فیتالاه (دست میدیم و بعد بنگ یک مشت از کف دستم میزنه بیرون تا 2/5 متر دراز میشه و فیتالاه را تا 10 کیلو متر اون ور تر میندازه )
همه با یک جالت تحسین بر انگیز خوف ناک به من میندازند .
من: مشت جهنده من و جرج تازه اختراعشون کردیم .رو به دوربین :فقط 4 گالیون ! قابل استفاده در تمامی شرایط , دوست همیشگی قهرمانان بوکس . با پرداخت فقط 4 گالیون میتونید مشتی قدرتمند تهیه کنید با ما تماس بگیرید _کوچه ی دیاگون ...._
رو به تام : یک نوشیدنی آتشی که کمی هم سس داشته باشد بیار
تام : سفارشی درست میکنم
من: خوب دوستان , شنیدم که دارین توطئه چینی میکنید !!!
بنگ لیوان دارکلی میترکه
دارکلی ... یادم رفت بگم چند تا از فایر ورک هامو تو لیوانت انداختم ببخشید !
دراکلی در حالی که سعی میکنه خودشو از سقف جدا کنه : بابا من بیگناهم ! من سغی کردم همه چیز دوستانه حل بشه ! اما شما ها هی از من ایراد میگیرید من این وضع را تحمل نمیکنم خدافظ !!!!
اوه دارکلی فکر نمیکردم اینقدر ظرفیت بالایی داشته باشی !!
دارکلی : من رفتم خدافظ
دارکلی دستگیره رو میچرخونه (پشت در هم بلاتریکس داشته سعی میکرده در را بکوبه نتیجه اینکه : در محکم میخوره به دارکلی و دارکلی بین در و دیوار به حالت پرس در میاد !
بلاتریکس : وای ببخشید دارکلی ندیدمت !
دارکلی : شما ... شما ... یک دخترید !
بلاتریکس : بله؟
دارکلی میزنه به کلش و میگه : چرا قبلا" متوجه نشده بودم ؟
بلاتریکس : چون من قبلا" مودی بودم
دارکلی (نا امیدانه): اوه بله البته !
دارکلی یک چیزی در گوش بلاتریکس میگه و با هم طرف میز میان .
دارکلی : یک صندلی برای بلاتریکس میکشه : بفرمایید
مرلین میگه که باید بره دسشویی
من: شما که داشتین میرف...(من اصلا" نمیدونم چرا پام توسط دارکلی لگد میشه )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1383 21:53
نمایش جزئیات
آفلاین
درهاي كافه ميخورن به هم، آهنگ خوب، بد، زشت...
فيتالله (بخوانيد Feytollah):
يكي از اون وسط: بابا خفن!
شكمبولي: چاكريـــــــــم...
دوباره از اون وسطا: بابا چاكر!
شكمبولي: چاكريــــــــم... إإإإ.... صبر كن بابا، عمت چاكره!
همون يارو: وادداااااااا هـــــــــــــل ؟
رفيق طرف: كيك هيز اس، سي بس (بخوانيد Sea Bass) !!!!
شكمبولي: بابا انگليش!
(سي بس قاتي ميكنه مياد سر ميز بروبچز سايت دعوا راه بندازه)
گراپي ( صدا تا ته بم ) : جونم داداش؟
سي بس:
گراپي ميپره رو سي بس، ده بزن!
گراپي: حاجي جون... بخورمش ؟ ( سي بس داره زور ميزنه پاشو از تو دهن گراپ در بياره )
داركي: با نام و ياد خدا !!!!
( صحنه بي پي جي - خورده شدن سي بس )
رفيق سي بس(لهجه عربي): خمس السنين...خمس السنين...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1383 19:29
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام وارد شد
کرام :سلام آرتور چرا برزخی بود؟
فاج: حالشو گرفتم مشنگ شیفته
کرام تازه گراوپ رو می بینه از ترس ولو می شه رو زمین
کرام : این چی چیه؟
مرلین:داداش هاگریده کارش شده خوردن و خوابیدن
فاج:کرام راستی تو می خوای انگلیس بمونی؟
کرام:آره هرمی اون قبول نمی کنه بیاد بلغارستان
مرلین:خوب بیچاره حق داره زبون اونجا رو بلد نیست هر چی هم باهوش باشه این زبون عجق وجق رو نمی تونه یاد بگیره
گراوپ:هرمی گراوپ هرمی می خواد
مرلین:کرام جون یه رقیب جدید و خطرناک پیدا کردی
کرام:این هرمی اونو از کجا می شناسه؟
مرلین:اینوباید از هرمیون بپرسی!!!!!!!
کرام:من رفتم ببینم می تونم هرمیونو راضی کنم بریم کافی شاپ مشنگا یا نه
آرتور که اون پشت قایم شده بود گفت:منم میام منم میام
بزار مالی رو صداکنم
مرلین:همچین میگه مالی رو صدا کنم انگار چه مالی هست
فاج:مرلین جان مودب باش
مرلین:هیچ دومادی از مادر زنش خوشش نمیاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1383 17:44
نمایش جزئیات
آفلاین
چند لحظه بعد آرتور وارد میشود.
مرلین:به به آرتور.چه عجب از این طرفا
آرتور با صورتی پکر هیچ نمیگوید و مینشیند
فاج:امروز خبر رسیده چند تا ماگلو کشتن حالش گرفته شده.بذار یه خوره اذیتش کنیم.
فاج به طرف گراپ میره و با صدایی بلند که به گوش آرتور برسد میگوید
فاج:گراپی دوست داری دلی از غذا در بیاری
گراپ شوق میکند و میپرد هوا وسرش به سقف می خورد ناگهان سقف ریزش میکند و و ذراتی از گچ وسط نوشیدنی آرتور میفتد
آرتور:
فاج:گراپی من چند تا مشنگ سراغ دارم تا بخوری.میدونی که مشنگ چیه
آرتور:اوهم اوهم
فاج:
مرلین:چرا اینقدر اذیتش میکنی.بیچاره گناه داره
فاج:تا وقتی با این مشنگا میگرده به هیچ وجه گناه نداره
گراپ یک بار دیگر از سر شوق به هوا میپرد و این بار محکم تر از قبل به سقف می خورد.واین بار مقدار زیادی گچ روی سر آرتور میریزد و علاوه بر آن در اثر این ضربه دارکی و پروفسور بینز از سقف کنده شده و زمین میخورند
گراپ:هگری من مشنگ خواست
اعصاب آرتور خورد شده و از میخانه خارج میشود
فاج:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I come back
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1383 09:37
نمایش جزئیات
آفلاین
کمبود نقش دارین ؟ خوب منم میام

پروفسور بینز وارد میشه گراپ که بهش نگفته بودن روح رو نمی شه خورد میاد سراغش

گراپ هم که از سرما بدش میاد وقتی از من رد میشه جیغ میزنه و میره طرف دارکی

دارکی : من چی کاره بیدم؟
گراپ : هگر بیا که برادرتو یخی کردن!!!!!!!!!!

(افکت صدا به صورت رعد و برق) هاگرید میاد تو
هاگرید: دارکی مگه دستم به تو نرسه تو رو از همین سقف سی آویزونت می کنم!!!

دارکی : من نبودم این بید (منو نشون میده)
من: من چیکاره بیدم؟

------------
چند ساعت بعد
من و دارکی از سقف آویزون شدیم و هی داریم تاب می خوریم دارکی هم هی از من رد میشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1383 02:07
نمایش جزئیات
آفلاین
موهاهاهاهاهاهاها! مواهاهاههاهاهاهاهاها!
مردم: خرپف.... ها!(خمیازه!) مثله اینکه صدای باده!
من: نخیر! شماها اصلا نمی تونین قدرت جادوی سیاه رو درک کنین! گراپ یه دهن بخون برای بچه ها! تام توصیه می کنم قفسه رو نگه داری!
گراپی: تام پاواروتی رو می شناسی؟ من ممدشونم! یوهااهاهاهاهاها! موهاهاهاهاهاهاها! یهاهاهاهاهاهاهاها!
تلویزیون: به نقل از موسسه ژئو فیزیک سایت زلزله ای با قدرت 9.9 ریشتر لحظه ای پیش سایت رو لرزاند در ضمن کلی جغد به دست ما رسیده که این زلزله رو پیش بینی کرده بودن و فقط یه کم جغدشون دیر رسیده! همچین این زلزه هیچ گونه تلفاتی نداشته است و فقط حدود 2466577 نففر کمی کشته شده اند...
مردم: مثل اینکه امروز زیاد خوردم زمین یه کم می لرزه! ولی مهم نیست!
من: شماها آدم نمی شین خواب آلودا! وقتشه که از روش مشت آهنین استفاده کنیم! مهم نیست که کیا هستن و وکیا نیستن! این شما و این...
یکی اون وسط: سینجر گاز؟
من: نخیر! این شما و این فاج!
بندمومب!!!
فاج: قبول نیستش! من تو سایت نیستم! من الان آمریکا هستم!
تام: وای خدا به دور! استکبار جهانی! تهاجم فرهنگی!
من: مهم نیست! ما آدم کم داریم! همه رو تو نمایشنامه ها میاریم!
فاج: خوب آهان باشه! حالا چی کار کنم؟
من: ببین اینا رو که خوابیدن اینجا می بینی؟ همشون رو بخور!
فاج: به به چه خوب! گراپی جان شما هم بفرما !
من: نخیرم! گراپی رژیمه !
فاج: یه کم خشن نیستش ؟
من: اصلا! همه خوابیدن اینجا همه رو بخور!
==========
متاسفانه تمام کسانی که خوابیده بودند خورده شدند... در صورتی که خورده شدگان از بستگان شما بودند متاسفیم...
من: آهان! به این میگن تصفیه! حالا اینجا شد مثل قدیما! فاج جان قربونت! به افراد قبیله هم سلام برسون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1383 00:34
نمایش جزئیات
آفلاین
همه چي داره ميلرزه. ليواناي رو ميز به هم ميخورن و صدا از خودشون در ميارن. مرلين برميگرده همه دارن تلاش ميكنن از در پشتي برن بيرون... لرزش بيشتر شده... مرلين: چه خبر شده نكنه از فاج ميترسين؟
بلا: آي كي يو نگاه كن!!!
بلا چوبشو به طرف در كافه ميگيريه در از جا كنده ميشه از دور گرد و خاك زيادي معلومه افراد زيادي انگار با سرعت ميدوون
بلا: حالا ديدي ميتوني در بري.
مرلين: بچه ها عقب بايستين!!! الاهومورا!!! در پشت كنده ميشه ميره ميشينه جاي در اصلي كافه همه برين بيرون. بلا بهت توصيه ميكنم اينجا واينسي.
همه از ميخونه( من بالاخره نفهميدم ميخونه يا كافه؟ ) ميزنن بيرون و به طرف هاگوارتز فرار ميكنن مرلين ميره پشت يكي از تپه ها منتظر ميشه. خداي من بلا اونجاست. حالا مهم نيست چه بلايي سر گراپي بياد مشكل اصلي اينه كه ما سفيدا نامردي تو وجودمون نيست. اما اما.... خودش ميخواد تو كافه(ميخونه) بمونه پس اجباري ني...
يكي پشت سر مرلين ميزنه رو شونش...
مرلين: هووووووم!!!
برميگرده گراپ خيلي ناشيانه خودشو جمع كرده بود و داشت ميلرزيد. اوه گراپ تو چرا اومدي اينجا؟
گراپ: هاگر هاگر كو كو؟
هوشت پيشت دنگ بوف ديشن ....
سوروس: كجايند ان خوردنيها و غذاهاي خوش طعم و دلچسب؟
مرلين: آه خداي من همين يكي رو كم داشتيم.برو غذا توي ميخونه برات گذاشتيم.
سوروس: براستي؟
مرلين: ميگم برووووو...
--------------------------------------------------------------
كات كات كات.... يه اشكالي هست...
مرلين: چه اشكالي؟ اولا ميخونه ديگ سوراخ هيچ مشرف نيست به جايي كه افراد قبيله فاج از اون طرف بيان. دوما اونجا كوه نيست سوما هاگوارتز كجا دياگون كجا؟
من چه كاره بيدم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.