جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

42 کاربر(ها) آنلاین هستند (34 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
42 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] حمام عمومی هافلپاف

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 19 دی 1384 11:30
نمایش جزئیات
آفلاین
دومبول جان اگه می خوای از این قرتی بازی ها در بیاری ان جا جاش نیست.
بذار لا اقل تو حموم آسایش داشته باشیم
خودمون رو می کشیم اینور و اونور پست می زنیم، دو دقیقه میایم حموم خستگی رفع کنیم.بی خیال شو!!!!

ايول خيلي خنديدم!!!
باشه شاهزاده جان!
هر چي خواستي بنويس!
واي واقعا خنديدم!
لحنت جالب بود!
واسه همين پاكش نميكنم!
*دامبل*

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/19 13:01:17
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/24 3:03:59
تصویر تغییر اندازه داده شده
حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 12 دی 1384 01:57
نمایش جزئیات
آفلاین
خب به نظرم اومد بين نمايشنامه ها يه توضيح در مورد فضاسازي بدم تا بلكه كار دست اعضا بياد!
بعدا پستم رو پاك خواهم كرد تا شما بقيه نمايشنامه هارو ادامه بديد!
يعني اين رو بخونيد و ادامه بديد!
---------------------------------------------------------------------------
در كتاب زبان فارسي نوشته شده است كه فضاسازي يعني ««به فراخور محتواي نوشته ، زمينه هاي مناسب روحي و رواني را در خواننده ايجاد كنيم!»»
حالا اين يعني چه؟؟!!!

يعني ؛ بايد به جاي استفاده از مقدمه هاي از پيش تعيين شده ، بي معني و بي ارتباط با موضوع بايد با سرآغازي مناسب ؛ به نوشته ي خود تحرك ببخشيم و نظر خواننده را جلب كنيم و در او تاثير بگذاريم!

فضاسازي چند نتيجه سودمند دارد:

1-باعث جذابيت نوشته مي شود.
2-زمينه هاي روحي و رواني مناسب را براي خواننده فراهم مي كند.
3-به نوعي ،خواننده را غافلگير ميكند و به دليل تازگي در او اثر ميگذارد.

بعضي مواقع استفاده از داستان كوتاه-حكايت-ضرب المثل-يك بيت شعر-سخني از بزرگان-حديث يا روايات-طرح يك سوال..... در اول نمايشنامه و يا گاهي در صورت لزوم در ميان نمايشنامه ميتواند بسيار موثر و مناسب در فضاسازي باشد!

به پايان بردن نمايشنامه نيز مثل آغاز آن مهم است.يعني بايد در اصل ضربه ي نهايي را حساس و تعيين كننده بزنيم تا در خواننده تاثير كند!

البته همه چيز به هنر نويسنده و نوآوري(سوژه هاي نو) او بستگي دارد!!!
--------------------------------------------------------------------------
اميدوارم تونسته باشم توضيح مختصر و مفيدي در مورد فضاسازي به شما بدم!


پ.ن:نمونه اي ترسناك از فضاسازي كوتاه در اول نمايشنامه....(بايد بلندتر و بهتر باشه!!...توجه كنيد!)::

""همه جا را تاريكي محض فرا گرفته بود.آبها يخ ميزدند و هر چه خوشي بود از آنجا گرفته ميشد......""

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 10 دی 1384 21:33
نمایش جزئیات
آفلاین
...هلن:نترسين بابا اين دوست منه...
هلگا:دوستت؟مطميني اين دوستته؟
هلن:آره بابا ليزا ميشه به شكل عاديت دربياي؟
جن:
...و انفجار كوچيكي پيش مياد...و اون تبديل به يه دختر ميشه
رز:واي اين ديگه كيه...؟
هلن:خب من و ليزا به اين فكر افتادين كه يه كم با شما شوخي كنيم و...
رز:واي واقعا كه خيلي بامزه بود تو از همون بچگي هم انقدر بي مزه و لوس بودي نميدونم اينو از كي به ارث بردي واقعا كه خيلي...
هلن:
سدريك:واي...
هلگا:تو نمي توني ساكت بموني رز
ليزا:رز تروخدا بس كن...
هلن جيغ ميزنه:تو از همون بچگي مون هي منو تحقير ميكردي آخه تو چه مشكلي با من داري؟
رز:من؟تو خودت هميشه باعث ميشدي...
سدريك:بسهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
يه دختر سال اولي با موهاي بلند و چشماي آبي مياد تو ...
دختر:ببخشيد ولي صداتون همه جا رو برداشته و مزاحم ماست...
هلن:باشه اصلا از اول اشتباه كردم كه اومدم اينجا من ميرم .بيا بريم ليزا اينجا يا جاي منه يا جاي رز...
...

ويرايش:
هلن جان نمايشنامت در كل بد نبود!فقط من نميدونم كه چرا شماها هيچ تلاشي براي توصيف كردن نميكنيد!...بابا يه خورده توصيف تا حالا باعث مرگ كسي نشده به جون خودم!....
و يه مشكل ديگه اين بود كه ليزا از كجا پيداش شد؟...من "ليزا تورپين" عضو سايت رو ميشناسم ولي ايشون توي هافلپاف نيست!...دوست شما هست هلن جان ولي توي حموم هافلپاف نميتونه باشه چونكه هنوز گروه نداره!..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلگا هافلپاف در 1384/10/11 17:45:14
[size=large][color=0033FF
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 9 دی 1384 17:24
نمایش جزئیات
آفلاین
رز : تو جعممون رات بدیم مگه دیوونه ایم جون هرکی دوست دارین این رو نذارین بیاد من با این نمی سازم می گیرم می زنمشا !
هلگا : دهن اون رو یکی ببنده انقدر حرف نزنه
هلن : من اومدم که ...
رز یه چیزی میگه
هلگا : دهن اونو باز کن
سدریک ( با عصبانیت ) : مرگ دستم شکست از صبح تا حالا بیست بار دهن اینو باز و بسته کردم انقدر حرف نزن دیگه
رز : بابا اینو یکی بندازه بیرون اومده رو اعصاب من راه بره
هلن : بابا بزار بگم من اومدم که این شامپو ها و این صابونا رو بدم خودمم حموم کنم من رو این کشت
رز : بابا منو باز کنین برا چی منو بستین دیوونه های (sansoor ) سانسور
هلن یه خنده ی شیطانی می کنه و می گه اره بازش کنین گناه داره
رز از تعجب شاخ در میاره
هلگا : بازش کن
سدریک یه دونه می زنه تو سر خودش یه دونه هم می زنه تو سر رز و بزش می کنه
هلن : رز جون حالت خوبه
رز: خیلی ممنون
هلن : شنیدی تو حموم جن داره
رز: جون مامان نگو میدونی که من می ترسم
سدریک : اره نگو
هلن : شنیدین می گن که روح جرج دیویس الان اینجا داره راه میره
هلگا : چی میگی اینجا مثلا ما جادوگریما
رز: بابا نگین الان من می میرم ازترس
در همین زمان یه صدا از پشت سر اونا میاد و رز جیغ می کشه و سدریک غش می کنه و صابون از دستش می افته و همه با هم بر می گردن بله یه جن سیاه یال دار سم داره زشت وارد می شه
هلن : اخ جون جن
رز جیغ می زنه و پاش می ره رو صابون و لیز می خوره جلوی جن ...
........................................................
اینم بدون شکل و همه ی حرکات رو توضیح دادم موضوعم که جدیده خوبه یا بازم مشکل داره ؟ البته همه ی پستا مشکلدارن اما منظورم مشکل اساسی


ويرايش:
رزي جان اين دفعه از شكلك استفاده نكردي ولي پستت بازم اصلا توصيف نداشت و پر از ديالوگ بود!يعني همش اينجوري بود:
رز:
هلن:
سدريك:
بايد بيشتر توصيف كني!ولي در كل بهتر از پست قبليت بود!بازم جاي پيشرفت داري!خيلي هم جا داري!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=0000FF]توی آسمون دنیاهر کسی ستاره داره .?
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 دی 1384 16:40
نمایش جزئیات
آفلاین
یه دفعه يه دختر وارد میشه....
همه:
سدریک:تو دیگه کی هستی؟
رز با دهان بسته يه چيزايي ميگه...
هلگا:چي ميگي؟...و دهن رز رو باز ميكنه
رز:هلن تو اينجا چيكار ميكني؟
هلگا:این هلن خواهر ماست خواهر من و رز. من دعوتش کردم
رز:پس چرا به من نگفتین
هلگا:این یه راز بود
رز:
شاهزاده:خب بذارین خودشم یه چیزی بگه...
هلن:سلام من هلنم میشه منم توی جمعتون راه بدین؟
...
____________________________________________
میدونم کوتاهه اولین بارم بود ببخشین...

ويرايش:
خب هلن جان!...مهم كوتاه بودن پست نيست..مهم متن پست هستش!براي اولين نمايشنامه بد نيستش ولي ميتونستي ورود خودت رو به هافلپاف بيشتر توضيح بدي!منظورم رو ميفهمي؟يه نفر يهويي وارد حموم ميشه و ميگه من خواهر هلگا و رز هستم و هيچكس هيچي نميگه و نمي پرسه اين يارو كيه چيكار داره!...ولي دركل پست بدي نبود!...خيلي بهتر هم ميتوني بنويسي!من مطمئنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلن هافلپاف در 1384/10/7 14:56:56
ویرایش شده توسط هلگا هافلپاف در 1384/10/8 15:34:35
[size=large][color=0033FF
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 09:57
نمایش جزئیات
آفلاین
رز : تو گوشش چی گفتی هاهاها؟
هلگا به رز نگاه میکنه
رز
شاهزاده :
رز اها فهمیدم میخواین بزنینش
شاه ... نع
ر ز اها ببندینشبه وان و قلقکش بدین
هلگا
رز : پس چی
هلگا راز بید
رز : اه بگین دیگه دیوونه ها
هلگا :سر کاری بود
رز : هلگا الهی بمیری الهی بترکی
هلگا : نه بابا بیا بهت بگم
رز:
هلگا و رز : :chomagh:
هلگا : چرا میزنی
رز : الهی براش بمیرم چرا میخواین .... هلگا جلو دهنش رو می گیره نگو بد اموزی داره رز : : من میرم بهش میگم .
هلگا و شاهزاده و سدریک ! رز رو گرفتن و به ستون بستن
سدریک : هلگا ادم کم بود به این گفتی بیا به من بگو
هلگا برو بابا ....

ويرايش:
رزي جان پستت خيلي زيادي شكلك داشت!يعني اصلا سعي به توصيف نكرده بودي و همه چيز رو باشكلك بيان كرده بودي!
و البته موضوع پستت هم گنگ بود!يعني موضوع خاصي نداشت و پست قبلي رو كش داده بودي!...و بيشترش هم ديالوگ بود!
البته دركل پست بدي نبود!ولي خيلي مي تونه بهتر بشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلگا هافلپاف در 1384/10/8 15:27:59
[b][size=medium][color=0000FF]توی آسمون دنیاهر کسی ستاره داره .?
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 21 آذر 1384 23:17
نمایش جزئیات
آفلاین
من: خب چه خوب که نجات پیدا کردی!
اتو: آره
تریسی: یعنی خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاک!!!!!!!!!!!
رز: مگه چی شده؟
تریسی: حدس بزن چی شده؟
من: نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!
همه: چی شده؟؟؟؟
من: بانوی مرگ خواران فرار کرده!
دامبلدور: اَه!!! زرنگ بازی در اورده. با جادو کاری کرده که اتو خفه شه آب گل آلود شه بعد زده به چاک!
من: شرط می بندم یکی از اون ورد های سری مرگ خواری رو به کار برده
هلگا: اگه این دفعه گیزرش بیاریم می دونیم باهاش چی کار کنیم!
من: چی کار؟؟؟
هلگا: گوش بگیر ببین چی میگم.
هلگا چیزی در گوشم می گوید
من: مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاااااااااااااااااااااااااااااااااا
هلگا(با لبخند): ها :devil:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 21 آذر 1384 12:52
نمایش جزئیات
آفلاین
سالن هافلپاف
اوتو: سدریک داری کجا میری
سدریک: دارم میرم حموم .
اوتو : صبر کن منم میام
سدریک: زود باش پس
اوتو میره به اتاقش و وسایلشو جمع میکنه و پس از چند دقیقه ...
اوتو: سدریک صابون اضافی داری
سدریک: مگه خودت نداری!!
اوتو: چرا داشتم اما نمیدونم کجا گذاشتم پیداش نمیکنم.
سدریک: صبر کن کیفمو نگاه کنم , کیفشو باز میکنه و دنبال صابون میگرده
سدریک: اهان پیداش کردم بیا
اوتو: پیف پیف ببینم این ماله کیه
سدریک: فکر کنم ماله 2 هفته پیشه که رفته بودم حموم و لی ازش استفاده نکردم, ول کن بیا بریم داره دیر میشه ها...

حموم هافلپاف
سدریک اول وارده حموم میشه و بعد از اون اوتو وارده حموم میشه
سدریک: اوتو مواظب باش کفه اینجا خیلی لغزندست..
در همین موقع پایه اوتو به یه صابون که کفه حموم افتاده بود میخوره و باعث میشه که اوتو سور بخوره وبه سدریکه که داشت لباسشو عوض میکرد تا بپره تو استخر میخوره
سدریک: واااااااای یکی منو بگیره دارم میو فتم...
اوتو: صبر کن اومدم, و وقتی میره تا سدریکو بگیره باز سور میخوره و با هم تو ... شترق...
اوتو: کمک دارم خفه میشم... کمک بول بول بول کمک بول بول
سدریک که تازه از داخل اب در اومده بود می ایسته و به اوتو نگاه میکنه.
سدریک: بلند شو ببینم عمقه استخر که کمه ...
اوتو: کمک...!!!ااامن فکر کردم دارم خفه میشم !
سدریک: نخیر.. هی اون کیه داره میاد...وای البوس اگه تو رو تو حمومه ناظرا ببینه کله ی منو میکنه.
اوتو: خوب میگی چیکار کنیم!!
سدریک: نمیدونم اها تو برو زیر اب تا من ردش کنم بره..
اوتو: ها چی میگی .. نه من نمیرم زیر اب اخه خفه میشم.
سدریک: گفتم بور زیر ابو با دستش سره اوتو رو میبره زیر اب

البوس: هی سدریک الان چه وقته حموم اومدن بود
سدریک: ها .. چی ...هاگفتم بیام تو استخر کمی شنا کنم چون بدنم درد میکنه. اصلا تو اینجا چیکار میکنی؟
البوس : ها من هی چی فقط اومدم یه سری به حموم بزنمول کن من دارم میرم کاری نداری
سدریک: نه بعدا میبینمت
اوتو: کمک...بول بول بول
البوس بر میگرده و به سدریک نگاه میکنه!!
البوس: این چه صدایی بود
سدریک: ها من بود دارم یه ترانه میخونممی خوای گوش کنی
البوس: بخون ببینم
سدریک: حالا چی بخونم... اهان
سدریک: کمکم کن نزار اینجا بمونم
البوس: بسه بسه ... خداحافظ.
سدریک: باشه .. اوتو بیا بیرون.. وای اوتو بیدا شو ... بدبخت شدم اوتو
سدریک روی شکمه اوتو فشار مییاره و از دهان اوتو اب هی بیرون مییاد
اوتو: بول بول بول... واااای داشتم خفه میشدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فعلا با این حال میکنیم...


شخصیت جدید
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: یکشنبه 20 آذر 1384 22:24
نمایش جزئیات
آفلاین
بزن...ها..آی....
من: اَه... این که برف نیست همش وا می ره...
دومبول: خب اینم که نشد خب چی کار کنیم؟
من: صبر کن یه اسپای بزنم گروه های دیگه
بعد 2 دقیقه
ها! تو اسلیترین مرلین داره سخنرانی مذهبی می کنه
- تو گریفیندور عله داره با همه مصاحبه میکنه(اشاره دارد بهhttp://www.jadoogaran.org/modules/news/article.php?storyid=1371)
-تو ریون هم خلوته و کسی نیست
رز: بابا اینا هم که همه الکی خوشن!
تریسی: خب دلیل نداره ناخوش باشن
خون آشام:البته تو اسلیترین امپراطور هم داره تدارک مهمانی رو میده
همه: بلــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خون آشام: هیچی.
همه: نه یه چیز گفتی!
-: نه چیزی نگفتم
-: نکنه تو جاسوس اسلیترینی؟ها؟ها؟ها؟
-:نــــــــــــه! این حرف ها چیه؟ من هافلپافی اصیلم
من: پس از کجا می دونی اون تو چه خبره؟
خون آشام: خب امپراطور قبلاً اعلام کرده بود که می خواد چی کار کنه
من: برو بینم! من که نماینده امپراطور تو هافلپافم نمی دونم اون چی کار می کنه, اونوقت تو می گی به همه اعلام کرده؟ها؟ها؟ها؟
خون آشتم: خب؛ ....
ناگهان................
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
بقیه اش رو شما بنویسین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 19 آذر 1384 18:51
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشيد اگر پستم خيلي بده آخه اولين باريه كه اينجوري مي نويسم و اصلا وارد نيستم.اميدوار بهتر بشم.
--------------------------------------------------------------------------

در همون موقعه در حموم باز مي شه و يك نفر آهسته آهسته داخل حموم مي شه.همگي بر مي گردن و چشمشون به بانو مي افته.
بانو:ا..سلام منو يادتونه؟
هيچكس چيزي نمي گه.تا اينكه دامبل پا مي شه و با خوشحالي مي گه:اي ول حالا ديگه همش لازم نيشت من چشم بزارم يكي ديگه هم اضافه شد.
بانو جلو مي آد تا با بقيه آشنا بشه كه يكدفعه پاش رو يه چيز ليز مي خوره و ولو مي شه وسط حموم.صداي خنده ها انقدر بلند بود كه تا حموم گريف و راون هم رفت.
بانو با شرمندگي از جاش بلند مي شه و همون موقع هلگا رو مي بينه كه داره سر رزي داد ميكشه:
- من چند بار بگم اون صابونو اون وسط نزار؟اون دفعه من افتادم حالا هم اين.
سدريك مي پره وسط دعوا و مي گه:بابا بي خيال بياين كف بازي.اگه مي خوايي تو هم ميتوني بيايي.
بانو:كف بازي چطوره؟؟؟؟؟
دامبل:خيلي آسونه يكم با آب و صابون كف درست مي كنيم و هركي رنگ خودشو مي زنه به كف(رنگ انتخوابي خودشو) بعد مثل گلوله برف پرت مي كنيم طرف همديگه و هركي گلوله بيشتري به بقيه زده باشه اون مي تونه اول حموم كنه.
بانو:آهان خيلي خب اوكي
هركي مي ره طرف تشتش كه كف درست كنه.بعد از اينكه همه آماده شدن سدريك 1.2.3 مي گه و ............
--------------------------------------------------------------------
بازم مي گم خيلي ببخشيد انقدر بد بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!