جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

26 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
23
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  98 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  176 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  294 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  281 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  353 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  256 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 20 مرداد 1392 17:08
نمایش جزئیات
آفلاین
1- انواع مغز های چوبدستی را بنویسید!( 5 مورد و هر مورد 1 امتیاز)
1- پر ققنوس 2- خاکستر ققنوس 3- مغز استخوان پریزاد(باید پریزاد را بکشید گوشت را از استخوان بدنش جدا کنید، استخوان را بشکنید و مغز آن را بیرون بیاورید!ام.. دابی بد!) 4- دم سانتور 5- فلس باسیلیک

2- انواع جنس چوبدستی های جادوگری را بنویسید.( 3 مورد و هر یک امتیاز!)
جنس چوبدستی عوام: 1- چوب درخت بلوط 2- ا م دی اف! 3- چوب پنبه
جنس چوبدستی اشراف: 1- طلا 2-آبگینه 3- مرمر
اگه فکر کردین چون اسمش چوب دستیه باید چوبی باشه، سخت در اشتباهین استاد!انگلیسیش wand هست. پس لزومی نداره حتما چوب باشه! این عوام فریبی ها همه کار ویدا است!(از نوع اسلامیه!)

3- تفاوت طول چوبدستی های حال حاضر و عصاهای جادوگری زمان قدیم، چه تفاوتی را در مقدار انرژی خروجی برای انجام جادو ها باعث میشد؟ ( با استفاده از قوانین فیزیک مشنگی!) ( 10 امتیاز)
هرچی طول کمتر باشه، اصطکاک کمتره و درآخر انتقال انرژی در واحد سطح بیشتره.
البته باید به این نکته توجه کرد که 12 سانتیمتر برای طول چوبدستی صفر مطلق به حساب میاد! یعنی از اون کمتر دیگه باعث می شه چوب دستی کار نکنه!
تو پرانتز؛ استاد میشه از مدیر سالازار بپرسین فیزیک 2 چند شده؟! ما فقط در حد پاس کردن امتحان دادیم آخه!

4- تفاوت در چوب به کار رفته در ساختار چوبدستی های جادوگری، چه تاثیری در قدرت آنها دارد؟ ( با استفاده از قوانین علوم تجربی مشنگی!) ( 10 امتیا
ز)
در حالت ایده آل هر چی پوسته ی چوب نازک تر باشه ، طولش کمتر باشه، مقاومت کمتره پس آهنگ عبور انرژی بیشتره. اما خوب هیچ چوبدستی ای ایده آل نیست(بدون هدر رفتن انرژی) پس بهترین چوبدستی اونیه که ضریب عملکردش بیشتر باشه.

5- چوبدستی مرگ چرا بدون هیچ یک از مغز های شناخته شده بود و فقط از چوب تشکیل شده بود؟ ( 2 امتیاز)
استاد سه تا برادر خسته و کوفته تو راه سفرن یهو مرگ جلوشون سبز می شه شروع می کنه سخنرانی! مگه سه تا برادر چه قدر صبر دارن؟ خستگی راه هم تو تنشون بود. عجله هم داشتن. دیگه مرگ فرصت نکرد چوبدستی رو کالبد شکافی کنه و براش مغز هم بذاره!

یک رول بنویسید و در آن نحوه ی اختراع اولین چوبدستی جادوگری توسط آبراهام اولیوندر را بنویسید.( 7 امتیاز)
-
اوایل دوره ی رنسانس بود که آبراهام الیوندر از هاگوارتز فارغ التحصیل شد. آبراهام به خاطر حافظه ی فوق العاده اش محبوب همه ی اساتید بود. اون با سرمایه ی کمی که داشت یه مغازه ی چوبدستی فروشی در کوچه ی دیاگون برای خودش راه انداخت. کارو کاسبی اش بد نبود اما الان، آبراهام قصه ی ما خیلی غصه دار بود.
- گرگورویچه تسترال! اومده می گه ابر چوبدستی دست منه! می گه من همه ی چوبدستی هام مثل ابر چوبدستی قدرتمنده! مارو از نون خوردن انداخته..
الیوندر زیر درخت سیب درحیاط خانه شان نشسته بود. مامانش چادر گلگلی اش را دور کمرش بسته بود و با عصای جادویی اش مشغول آب پاشی حیاط بود! آبراهام بغضش رو فرو خورد و چشمش به یه مورچه ی قرمزی فتاد که دانه ای بر پشتش گذاشته بود و به سمت لانه اش در حرکت بود.
- نام مورچه ی قرمز، اندازه 7 میلی متر. حامل دانه ی بیسکوییت.
صدای مادر آبراهام از آن سوی حیاط به گوش رسید.
- پسرم زن همسایه اومده بود براش پارچه اش رو سانت بزنی! سوغات زیارته!
آبراهام چشمان نقره ای رنگش را ریز کرد و به پارچه ی گل منگلی روی تاقچه نگاه کرد.
- سه مترو هفتادو دو سانتیمتر، بافته شده از موی تکشاخ.
- قربونت مادر! این قدر هم زانوی غم بغل نگیر! بچه به این باهوشی که نباید به خاطر یه آدم کارو بارشو از دست بده! تو یه چوبدستی بهتر درست کن!
- مادر من یه چی میگیا!
مادر آبراهام چادرش را دور دستش پیچید و پیش او آمد. چشم های نقره ای از ویژگی های خانواده ی الیوندر بود.
- عصره تکنولوژیه پسرم! این عصا ها دیگه قدیمی شده. مثل این رداهای پف پفی. دیگه کسی از اون پیرهن ها به مادرت سفارش نمی ده براش بدوزه. حتی ردا هم میگن دیگه بی کلاسه!
الیواندر آهی کشید و به ماه نقره ای خیره شد و جواب داد:
- اما شما تو ردا ها پشم شیشه گذاشتین و الان همه جادوگرهایی که می پوشن به نظر هیکلی و سیکس پک دار میان!
مادر الیوندر لبخند زد و با حرکت سر او را تایید کرد. سپس عصای جادویی اش را بلند کرد و درحالی که برای اجرای هر افسون حداقل سه بار آن را به زبان میاورد مشغول تهییه شام شد.( اون موقع خیلی ایده آل نبودن عصا ها دیگه!)
الیواندر آهی کشید و محکم پشتش را به درخت کوبید. سیب سرخی همراه با شاخه اش کنده شد و روی سر الیواندر افتاد.
الیواندر زیرچشم نگاهی به ترکه چوب انداخت. اعداد و ارقام در ذهنش رژه می رفتند...
- چوب درخت سیب، انعطاف پذیر، سی و دو سانت و 7 میلی متر! چی می شد ما هم تو چوبدستی پشم شیشه می ذاشتیم... صبر کن ببینم... یافتم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 مرداد 1392 16:25
نمایش جزئیات
آفلاین
1- انواع مغز های چوبدستی را بنویسید!( 5 مورد و هر مورد 1 امتیاز)

مغز گردو
مغز پسته
مغز بادام
مغز فندق
مغز گوسفند (البته این مورد از خوشمزه ترین مغزها به شمار میرود)

از اتاق فرمان به من اشاره میکنند که گویا کاغذ اشتباهی رو خوندم.

ریسه ی قلب آژی دهاک
ریسه ی قلب ننه ی سفید برفی
پر خروس مرلین
موی گیسو کمند
موی دماغ تک شاخ

2- انواع جنس چوبدستی های جادوگری را بنویسید.( 3 مورد و هر یک امتیاز!)

ماسه،شن، سیمان، سنگ از اصلیترین متریال ها هستند. کم کم داری بهم ثابت میکنی که اشتباه کردم تاریخ جادوگری رو بهت دادم . به سر کچل نشده ام قسم جنس و نوع چوب دستی چه ربطی به تاریخ و سرگذشت دنیای جادویی داره؟

چوب درخت ارغوان حیاط سوسن خانم
چوب سوسن حیاط ارغوان خانم
چوب درخت زیتون خونه ی سزار اینا

3- تفاوت طول چوبدستی های حال حاضر و عصاهای جادوگری زمان قدیم، چه تفاوتی را در مقدار انرژی خروجی برای انجام جادو ها باعث میشد؟ ( با استفاده از قوانین فیزیک مشنگی!) ( 10 امتیاز)

با مطالعه ی دو قطبی در میدان های الکتریکی (که در اینجا میتوان میدان را جادویی فرض کرد) و با توجه به انرژی پتانسیل در دو قطبی ها میتوان تا را مساوی با انتگرال آر در دی اف فرض کرد که در سطح گاوسی (در اینجا چوب دستی و عصا فرض میشود) نتیجه میگیریم که شار نیروی جادویی با ضریب طول رابطه ی عکس دارد . هرچه طول کوتاه تر شار نیرو بیشتر...


4- تفاوت در چوب به کار رفته در ساختار چوبدستی های جادوگری، چه تاثیری در قدرت آنها دارد؟ ( با استفاده از قوانین علوم تجربی مشنگی!) ( 10 امتیاز)

من الان بنویسم "هیچی" خالی نمرم رو میدی؟ (البته در نظر بگیر مدیر کیه استاد قراردادی کیه)
در ضمن اینجا مگه کلاس ماگل شناسیه که همش با علوم و قوانین اونا باید کار کنیم، من به نشانه ی اعتراض این سوال رو ترک میکنم و جواب نمیدم که" هر درخت با وجود نیرو و خاصیت خاصی که دارد ولی در قدرت کلی چوب دستی بی تاثیر است".

5- چوبدستی مرگ چرا بدون هیچ یک از مغز های شناخته شده بود و فقط از چوب تشکیل شده بود؟ ( 2 امتیاز)

از قدیم میگن هرچیز خفنزی باس با بقیه چیزها فرق فوکوله، الان اگه اون عمو مرگیه واسه چوبدستی ریسه میسه میذاشت، شوما میومدی بگی عجب خفنزه؟ اصلا با این اوضاع حالی واس آدم میموند؟ نه والا

یک رول بنویسید و در آن نحوه ی اختراع اولین چوبدستی جادوگری توسط آبراهام اولیوندر را بنویسید.( 7 امتیاز)

برخلاف مقررات ما عمل میکنی پدر سوخته؟ بدهم پدر پدر پدر پدر پدر سوخته ات را در بیاورند؟ بدهم از گروهت امتیاز کسر کنند تا بفهمی دیگر در مدرسه ی ما ، قوانین ما را نقض نکنی؟

اسم ، پیشه ، قصدت از دخول به مدرسه. . .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز


پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 مرداد 1392 13:41
نمایش جزئیات
آفلاین
1- انواع مغز های چوبدستی را بنویسید!( 5 مورد و هر مورد 1 امتیاز)

1. ریسه قلب اژدها 2. پر ققنوس 3. موی پریزاد 4. موی دم تک شاخ 5. برگ سوزنی نوعی درخت جادویی


2- انواع جنس چوبدستی های جادوگری را بنویسید.( 3 مورد و هر یک امتیاز!)

- چوب درخت زبان گنجشک (Ash)
- چوب درخت صنوبر (Fir)
- چوب درخت مو (Vine)


3- تفاوت طول چوبدستی های حال حاضر و عصاهای جادوگری زمان قدیم، چه تفاوتی را در مقدار انرژی خروجی برای انجام جادو ها باعث میشد؟ ( با استفاده از قوانین فیزیک مشنگی!) ( 10 امتیاز)


من با همه ی همه ی دوستان مخالفم!

استاد به نظر من چوبدستی هر چقدر بلند تر باشه جادوش بیشتره!! اگه چوبدستی کوتاه بهتره پس جامعه ی جادوگری باید تا الان چوبدستی های میلی متری و نانومتری هم می ساخت!!!!

هر چقدر طول و قطر چوبدستی جادویی ما بیشتر باشه وردی که بر لب هامون جاری می کنیم و از دست به سمت نوک چوب جاری میشه و کم کم حالت مادی پیدا می کنه، انرژی پتانسیل بیشتری بهش منتقل میشه و هنگام خروج از چوبدستی انرژیش بیشتره.

متوجه می شیم که هر چی طول چوبدستی یا عصا بیشتر باشه انرژی بیشتری آزاد می شه. حدود 5 قرن پیش عصاهای جادوگری ای مد بود که داخلشون مغز وجود داشت و خیـــــلی قدرت مند بودن! اما اون ها هم خیلی زود از رده خارج شدن. دلیل اینکه امروزه از عصا استفاده نمی شه اینه که جای زیادی اشغال می کنه و مثل چوبدستی به راحتی مخفی یا استتار نمی شه.

الان یه لحظه تصور کنین از اون عصا های عظیم طلسمایی به قطر 1 میلی متر خارج بشه، خو ضایع نیس؟

4- تفاوت در چوب به کار رفته در ساختار چوبدستی های جادوگری، چه تاثیری در قدرت آنها دارد؟ ( با استفاده از قوانین علوم تجربی مشنگی!) ( 10 امتیاز)

اگه چوبدستی شما از چوب درختی ساخته شده باشه که آب رو به خودش جذب می کنه، چوبتون تو مناطق مرطوب خوب عمل نمی کنه و قدرت نداره یا اگه نوع چوب خیلی سبک باشه، توی بادهای شدید چوبدستی مقداری از انرژی جادوگر رو صرف ثابت نگه داشتن خودش می کنه در نتیجه قدرت خروجی کمتره!
در ضمن هر چقدر چوب چوبدستی محکم تر باشه انرژی بیشتری منتقل می کنه و بهتره.


5- چوبدستی مرگ چرا بدون هیچ یک از مغز های شناخته شده بود و فقط از چوب تشکیل شده بود؟ ( 2 امتیاز)


برا اینکه چوبدستی ساخته ی مرگ بود! مرگ! استاد اونجوری نگاه نکن، من کاملا مودبم
به هر حال طرف مرگه. باید یه اعجازی چیزی داشته باشه که ملت به مرگ بودنش ایمان بیارن. اگه قرار بود یه دم تک شاخم بذاره تو چوبه که کار قابل توجهی انجام نداده بود؛ هری پاتر با اون بیماری های روانی و ذهن کندش هم می تونه این کارو بکنه!
مرگ بجای مغز، مقدار زیادی از انرژی خودش قرار داد توی چوب. به همین خاطره که چوبدستی قدرت خیلی بیشتری پیدا کرده!

تکلیف اضافی: یک رول بنویسید و در آن نحوه ی اختراع اولین چوبدستی جادوگری توسط آبراهام اولیوندر را بنویسید.( 7 امتیاز)

هنگام غروب


آبراهام کوچولو، به چند تا از همسن و سال های جادوگر خودش نگاه می کرد که در حالی که روی عصا های جادوگری پدر یا مادرشون نشسته بودن، در حال اسب سواری بودن.
- منم می خواااااام!

یکی از اون بچه ها که موهای بور و صورت رنگ پریده ای داشت دست از عصا سواری کشید، پیش آبراهام اومد و گفت: چرا به بابات نمی گی عصاش رو بده بهت؟ آهان...چون بابات یه ماگل بی موهبته! برو دور و بر ما نپلک گندزاده!

آبراهامِ مشنگ زاده با ناراحتی از بچه ها دور شد و به سمت جنگل کنار خونشون رفت.
- اصلا خودم برای خودم عصا می سازم!

از اونجایی که بی نهایت کوتوله بود، نتونست شاخه ای بلند تر از نیم متر از درخت ها بکنه. آبراهام با خوشحالی به عصای جادوییش نگاه کرد. به ذهنش رسید که برای تزیینش از برگ درختی که همه می گفتن جادوییه استفاده کنه.
- حالا همه ی بچه ها به من حسوی می کنن!

آبراهام به سمت درخت جادویی به راه افتاد. وقتی بهش رسید یه مشت از برگ های سوزنی مانندش رو کند و دور چوبدستیش کشید.
- بهتره امتحانش کنم!

پسربچه چوبدستیش رو به تنه ی درخت چسبوند و بدون فکر فریاد زد:‌اینسندیو!

با قدرت جادویی که اون زمان از یه بچه بعید بود، نوری از سر چوبدستی خارج شد و به تنه ی درخت خورد و درخت، تو یه چشم بهم زدن آتیش گرفت.

آبراهام به خودش اومد و دید که علاوه بر درخت، چوبدستی خودش هم آتیش گرفته! اون رو انداخت و با صورت خیس اشکش صحنه ی جرم رو ترک کرد.


شب

مردم جادوگر و مشنگ به سمت جنگل می دویدن تا آتیش سوزی رو متوقف کنن. آبراهام در حالی که قاطی جادوگر ها شده بود وارد جنگل شد و شاخه ی نیم متری دیگه ای رو کند. همپای مردم به سمت درختای آتیش گرفته آگومنتی می فرستاد (و صد البته نتیجه ای نمی گرفت) که بوی عجیبی به مشامش رسید. بلافاصله منبع اون بو رو شناخت؛ تک شاخ مرده ای که روی زمین افتاده و نصف بدنش سوخته بود. همونطور که به اون صحنه نگاه می کرد چیزی به ذهنش رسید. وقتی چوب جادوییش به تنهایی کار نمی کرد پس یعنی یه نیروی جادویی خارجی(یعنی بجز دست خودش) هم لازم داشت! اون درخت یه موجود جادویی بود....درست مثل همین تک شاخ!

دستش بی اختیار به سمت دم تک شاخ که کمی تا قسمتی سالم مونده بود رفت و مشتی از موهاشو کند....

و اینجوری بود که اولین چوبدستیِ ثبت شده، اختراع شد!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1392 11:05
نمایش جزئیات
آفلاین
1- انواع مغز های چوبدستی را بنویسید!( 5 مورد و هر مورد 1 امتیاز)

1- مویرگ قلب اژدها
2- جرم های روی دندان افعی
3- نوک افتاده ی پرنده ای به اسم مینا (وقتی نوکشون زیادی دراز میشه کوتاش میکنن، اون تیکه ی کوتاه شده ش! )
4- ناخن پای اسب تک شاخ
5- یال اسب تک شاخ

2- انواع جنس چوبدستی های جادوگری را بنویسید.( 3 مورد و هر یک امتیاز!)

- درخت افرا
- درخت گیلاس وحشی
- درخت ملج

پروفسور از همه ی کسایی که به حرفا و تکالیف شما به دقت گوش نکردن و به جای نام بردن 3 مورد از حرف شما سرپیچی کردن و حرفتون رو همچون پشم شمردن و هزاران مورد رو نام بردن، امتیاز کم کنید تا بفهمند حرف شما یکی است و نباید با شما یکی به دو کرد و چیزی جز آنچه شما از آنها انتظار دارید را انجام دهند! اهین!

3- تفاوت طول چوبدستی های حال حاضر و عصاهای جادوگری زمان قدیم، چه تفاوتی را در مقدار انرژی خروجی برای انجام جادو ها باعث میشد؟ ( با استفاده از قوانین فیزیک مشنگی!) ( 10 امتیاز)

زمان قدیم این چوبدستیا طولشون خیلی زیاد بوده! براساس قوانین فیزیک هرچی درازتر، قدرت چوبدستی کمتر! چرا؟ چون ورد از اندرون این چوبدستی شروع میشه تا به نوکش برسه و خارج بشه، پس هرچی درازتر باشه انرژی بیشتری برا بر زبون راندن ورد میخوایم.

واسه همین قدیما ملت خشن بودن چون ورداشونو با زور بیشتری(!) ادا میکردن و این تو روحیه شون تاثیر منفی و جنگندگی میذاشت. اما الان که طول چوبدستیا کوتاه تر شده به سادگی و بدون زور(!) میشه راحت وردو گفت و همینه که الان ملت کمتر تو فکر جنگ و بکش بکش و درگیری هستن، چون تو کارشون لطافت و ظرافت(!) دارن و روحیه شون لطیف شده!

4- تفاوت در چوب به کار رفته در ساختار چوبدستی های جادوگری، چه تاثیری در قدرت آنها دارد؟ ( با استفاده از قوانین علوم تجربی مشنگی!) ( 10 امتیاز)

هرچی جنس چوب چوبدستی سفت تر و مقاوم تر باشه بازم ملت باید انرژی بیشتری برا ورد گفتن بذارن. اما اگه این چوبدستی نرم تر باشه راحت تره استفاده ازش.

البته این به معنی این نیست که از چوب های خیلی شکننده و زیادی ترد استفاده بشه، چون در این صورت اینقدر انرژی کمی نیاز داره که صاحبش باید مواظب هرچیزی که از دهنش خارج میشه باشه تا مبادا یکیشون ورد کشف نشده ای باشه(!) که اون بر زبون رانده و حالا از نوک چوبدستیش خارج شده.

واسه همین عموما از چوب درختایی استفاده میکنن که نه خیلی سخت باشن و نه خیلی نرم و ترد. چوبدستی هایی که تو میانه اینا قرار دارن خیلی عالی هستن.

اما کسایی که اصلا کارشون ساخت ورده از مکان های ویژه ای که کمم تو دنیا هست همون چوبدستی هایی رو تهیه میکنن که چوبش زیادی ترده و چون این چوبا انرژی خیلی کمی نیاز داره راحت میتونن به ساخت ورد مشغول بشن. بعد از ساخت و آموزش کامل طرز حرکت دادن چوبدستی اونو رو یه چوبدستی معمولی امتحان میکنن و بعدم که ورد ثبت جهانی میشه.

5- چوبدستی مرگ چرا بدون هیچ یک از مغز های شناخته شده بود و فقط از چوب تشکیل شده بود؟ ( 2 امتیاز)

مرگ یهو برگشت و از درخت بغل همونجا یه چوبدستی ساخت. چیز خاص دیگه ای اطرافش نبود که بخواد ازش بعنوان مغز چوبدستی استفاده کنه. البته عده ای میگن که مرگ اون مابین موی سرشو کنده و بعنوان مغز چوبدستی استفاده کرده اما خب هیچ وقت تایید نشد چون هیچ وقت هیچ کس جرات نکردو چوبدستیو تجزیه(!) کنه تا بفهمه حقیقت داره یا نه.

تکلیف اضافی: یک رول بنویسید و در آن نحوه ی اختراع اولین چوبدستی جادوگری توسط آبراهام اولیوندر را بنویسید.( 7 امتیاز)

مامان آبراهام یه گوشه نشسته و با بغض به پسرش خیره شده و با نزدیک شدن بابای آبراهام شروع به حرف زدن میکنه:

- از بس فیلم مرلین دیده دیوونه شده. فک میکنه وقتی قدرت جادویی از خود شخصه و نه چوبدستی پس حتما میتونه بدون دستم جادو کنه!

باباهه نگاهی به پسرش میکنه که هی بالا و پایین میپره و اینور و اونور میشه و دستشو مدام تکون میده و هی میخواد مثلا جادو کنه. اونکه از نگرانی مامانه آگاهه میره سمت پسرش و چند لحظه مشغول تماشای اون میشه.

- عه بابا؟ تو هم میخوای مثل مرلین بشی؟ بیا با هم تمرین کنیم شاید نتیجه داد. میگن همکاری با همدیگه خیلی خوبه!

باباهه از پسرش که همچینم کوچیک نیست و واسه خودش جوونی شده دعوت به نشستن میکنه و دستی به سرش میکشه و میگه:

- ببین پسرم تو خدای مشنگارو میشناسی؟

- نه فقط اسمشو شنیدم. مثل مرلین ما میمونه نه؟

باباهه که امید گرفته بدون جواب دادن به سوال پسرش ادامه میده: پس حتما میدونی که اونا هیچ وقت نمیتونن مثل خداشون بشن درسته؟

آبراهام دستی به چونه ش میکشه و میگه: آره دیگه حتما!

- خب پس تو هم نمیتونی مثل مرلین بشی دیگه! اون جادوگر اعظم ما بود و ...

آبراهام نا امیدانه وسط حرف باباش میپره و میگه: راست میگی! ای دل غافل! دیدی کار بیهوده میکردم؟ خب پس میرم برا خودم یه چوبدستی بسازم و دیگه هم امیدی به اینکه با دست جادو کنم ندارم.

باباهه و البته مامانه از اونور خونه:

آبراهام بیرون میره و از اونجایی که باباش و خودش هردو هیزم شکنن میره تا این شکست بزرگ تو زندگیشو با ساختن یه چوبدستی خوشگل و نو جبران کنه. در این حین از اون دور دورا مامورای اژدهادونیه اونور محله رو میبینه که دارن همه خونه هارو با خشونت سرکشی میکنن. اونکه دستپاچه شده دستشو تو جیبش میکنه و قوطی کوچیکی که توش پلک اژدها هست رو بیرون میاره.

اگه اونا بفهمن که آبراهام پلک اژدهاشونو کنده حتما بدبختش میکنن، پس با هول و ترسی عظیم به اطراف نگاه میکنه تا ببینه اونو کجا پنهان کنه. همون موقع یاد چوبدستیش میفته، چی میشه اگه اونو وسط چوبدستی بذاره؟ نه کسی میفهمه که اونجاس و نه اینکه مجبور میشه پلک عزیزشو از دست بده.

بعدشم که شد آنچه شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 13 مرداد 1392 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
1- پر ققنوس

2- ریسه ی قلب اژدها

3- موی پریزاد

4- موی تسترال( حالا اگه تونستید ببینینشون)

5- موی اسب تک شاخ

2)

1- خاس

2- یاس کبود

3- کاج

4- بید( اگر کتک زن باشه که چه بهتر)

3)

همون جور که استاد گفتند عصا از انرژی خود شخس می گرفتند.پس شروع پخش شدن انرژی

از محلی که دست ما آنجاست . همان طور که مشنگ ها کشف کردند انرژی در طول راهی که

باید طی کند تا به نوک عصا برسد مقدار قابل توجهی از انرژی را از دست می دند. انرژی در

تبدیل کم نمی شود ولی چوب عصا انرژی را جذب می کند. پس جادوگر ها برای انجام یک

طلسم ساده بسیار خسته می شدند ولی طلسم قابل تو جهی انجام ندادند و اصلا ممکن

است طلسم درست انجام نشود.

4)

همان طور که می دانید چوب دستی از مغزش نیرو می گیرد. به خاطر همین زیاد فرقی ندارد که

جنس چوب دستی چی باشه اما بعضی از آن ها انرژی را بهتر و سریع تر انتقال می دهند. توضیح بیشتری ندارم.

5)

چوب دستی مرگ از مرگ صاحب قبلیش و کسانی که با خودش کشته شدند نیرو میگیره. اگر شخس کسیرو باچوب دستی نکشه از مرگ حیوانات، گیاهان و انسان ها انرژی میگیره. یعنی به طور کلی از مرگ.

6)

روزی اولیوندر پشت میزش نشسته بود و داشت به سرش دست می کشید.
با خودش گفت: به ریش مرلین قسم می خورم که تمام سعی یم را کردم که مو هام سفید شد ولی هنوز نتونستم به مشکل چوب دستی ها پی ببرم.
او به سمت ققنوسش رفت و او را نوازش . یکی از پر های کنده شده ی او را برداش و بهش نگاه کرد. بعد یک هو به سمت بازار راه افتاد تا زنش را پیدا کند.

در راه می گفت: یافتم ، یافتم . من یافتم.

قیافه ی مرد:

وقتی زنش را پیدا کرد گفت: یافتم یافتم.

زنش: چو رو یافتی؟

- یافتم ، یافتم.

- وای خدای من به شلوار مرلین بگو چی رو یافتی.

- یافتم ، یافتم

قیافه ی مردم:

- وای شهرم خل شده. حلا چی کار کنم

- زن عزیزم من مشکل چوب دستی ها را حل کردم. اگه ما مغز چوب دستی رو از چیز هایی مثل پر ققنوس استفاده کنیم طلسم انرژی رو از پر میگیره.
آن ها به خونه رفتند و اولین چوبدستی رو با چوب درخت گردو و پر ققنوس ساختند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

به ياد قديما
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 13 مرداد 1392 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
1- پر ققنوس

2- ریسه ی قلب اژدها

3- موی پریزاد

4- موی تسترال( حالا اگه تونستید ببینینشون)

5- موی اسب تک شاخ

2)

1- خاس

2- یاس کبود

3- کاج

4- بید( اگر کتک زن باشه که چه بهتر)

3)

همون جور که استاد گفتند عصا از انرژی خود شخس می گرفتند.پس شروع پخش شدن انرژی

از محلی که دست ما آنجاست . همان طور که مشنگ ها کشف کردند انرژی در طول راهی که

باید طی کند تا به نوک عصا برسد مقدار قابل توجهی از انرژی را از دست می دند. انرژی در

تبدیل کم نمی شود ولی چوب عصا انرژی را جذب می کند. پس جادوگر ها برای انجام یک

طلسم ساده بسیار خسته می شدند ولی طلسم قابل تو جهی انجام ندادند و اصلا ممکن

است طلسم درست انجام نشود.

4)

همان طور که می دانید چوب دستی از مغزش نیرو می گیرد. به خاطر همین زیاد فرقی ندارد که

جنس چوب دستی چی باشه اما بعضی از آن ها انرژی را بهتر و سریع تر انتقال می دهند. توضیح بیشتری ندارم.

5)

چوب دستی مرگ از مرگ صاحب قبلیش و کسانی که با خودش کشته شدند نیرو میگیره. اگر شخس کسیرو باچوب دستی نکشه از مرگ حیوانات، گیاهان و انسان ها انرژی میگیره. یعنی به طور کلی از مرگ.

6)

روزی اولیوندر پشت میزش نشسته بود و داشت به سرش دست می کشید.
با خودش گفت: به ریش مرلین قسم می خورم که تمام سعی یم را کردم که مو هام سفید شد ولی هنوز نتونستم به مشکل چوب دستی ها پی ببرم.
او به سمت ققنوسش رفت و او را نوازش . یکی از پر های کنده شده ی او را برداش و بهش نگاه کرد. بعد یک هو به سمت بازار راه افتاد تا زنش را پیدا کند.

در راه می گفت: یافتم ، یافتم . من یافتم.

قیافه ی مرد:

وقتی زنش را پیدا کرد گفت: یافتم یافتم.

زنش: چو رو یافتی؟

- یافتم ، یافتم.

- وای خدای من به شلوار مرلین بگو چی رو یافتی.

- یافتم ، یافتم

قیافه ی مردم:

- وای شهرم خل شده. حلا چی کار کنم

- زن عزیزم من مشکل چوب دستی ها را حل کردم. اگه ما مغز چوب دستی رو از چیز هایی مثل پر ققنوس استفاده کنیم طلسم انرژی رو از پر میگیره.
آن ها به خونه رفتند و اولین چوبدستی رو با چوب درخت گردو و پر ققنوس ساختند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

به ياد قديما
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 4 مرداد 1392 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
1- انواع مغز های چوبدستی را بنویسید!( 5 مورد و هر مورد 1 امتیاز)

قبلش یه چیزی: مرد حسابی! یه کله اومدی تو کلاس چارتا برگه گذاشتی جلوی ما فلنگو بستی رفتی دور دور با فلور، اسم خودتم گذاشتی معلم؟
راستی اون پیام شخصیتم حوصله نداشتم جواب بدم

1. پر ققنوس {که بابام خریده بود ولدک تقلیدکار ندید بدید هم دست بابام دید رفت خرید.}
2. ریسه ی قلب اژدها
3. موی اسب تک شاخ
4. موی ولدک
5. هه! هه! ولدک که مو نداره! خودش خبر نداره!
دوباره:
4. موی سر ناموست، بی ناموس! هی من میگم انقد به زن دایی آسون نگیر، حجاب مصونیته، این دنیا تار موهاشو می کَنن میذارن تو چوبدستی هر کس و ناکسی، اون دنیا هم از همین تارموها حلق آویزش می کنن!
5. من یه بار دیدم مغز چوبدستی یه نفر چیز بود امیدوارم این مدل چوبدستی منحصر به فرد باشه

2- انواع جنس چوبدستی های جادوگری را بنویسید.( 3 مورد و هر یک امتیاز!)

3 مورد و هر یک امتیاز! اینم طرز حرف زدنشه! همینه دیگه! سالازار معلم استخدام کرده واسه ما! هاگوارتزو بی پدر مادر گیر آوردین این ترم نامردا.
3 مورد و هر یک، یک امتیاز*!

1. ترکه ی درخت آلبالو {چوبدستی فیلچ از اینا بود. بلد نبود جادو کنه که، بچه ها رو باهاش فلک می کرد}
2. چوب درخت خاص!..هممم..خاث؟..خاس!
3. چوب یاس کبود که خیلی کبود می کرد حریفو.

3- تفاوت طول چوبدستی های حال حاضر و عصاهای جادوگری زمان قدیم، چه تفاوتی را در مقدار انرژی خروجی برای انجام جادو ها باعث میشد؟ ( با استفاده از قوانین فیزیک مشنگی!) ( 10 امتیاز)

من از شما می پرسم! این کاغذ پاره ای که انداختی جلوی ما اینایی رو که پرسیدی داشت توش؟ دِ نداشت دِ دایی ِ من! منابع نمیدین و سوال میپرسین. خیلی پلیدین. باصفا باشین! من تدریس و تکلیف کلاس تغییرشکل رو مثال میزنم.
حالا!
عرضم به حضور شما که طبق قوانین فیزیک مشنگی،
بازدهی چوبدستی های امروز بیشتره، چون علاوه بر انرژی که از جادوگر می گیره خودشم انرژی ول میکنه تو محیط و بیش از 90 درصد انرژی گرفته شده از جادوگر و مغزش رو خرج میکنه.
اما در مورد چوبدستی های زمان سالازار اینا نه، اونا چوب معمولی بودن. آشغال بودن. همون جادویی که از جادوگر میگرفتن رو هم 50 درصدش رو میدادن بیرون، 50 درصد دیگه تبدیل به انرژی پتانسیل چوب می شد و در اثر اصطکاک هوا هدر می رفت.

4- تفاوت در چوب به کار رفته در ساختار چوبدستی های جادوگری، چه تاثیری در قدرت آنها دارد؟ ( با استفاده از قوانین علوم تجربی مشنگی!) ( 10 امتیاز)

من رشته م ریاضیه آقا تجربی بلد نیستم.
آآآآآمـــــــــــا! آآآآمــــــــــــا من از اینایی ام که توی کلاس خوب گوش میدن!
نیگا اینجا خودت گفتی نوع چوب ربطی نداره به قدرتش دیگه :

نقل قول:
آبراهام اولیوندر پی برد هنگامی که مغز درون چوبدستی از قسمتی از بدن موجودات جادویی قدرتمند انتخاب شود، بدون تکیه به نوع چوب به کار رفته در چوبدستی و طول آن، میتواند قدرتی بی نهایت را در اجرای هر گونه جادویی فراهم آورد.


ببین دایی جان، من میدونم این سوالت انحرافی بود که ببینی کی خفن تره و حواسش جمع تره. منتها بارم 10 خیلی زیاده برای یه سوال انحرافی!
این باعث میشه من مجبور شم واسه تو تاپیک سیاه کنم اینجا بیخود تا به 10 برسونم بارم رو! چرا؟ چون به سال اولیای گریفندور میگم به اندازه ی بارم توضیح بنویسین برای استاد، بعد خودم فقط یه نقل قول بذارم؟ نه دیگه!
خب، خودت چطوری دایی جان؟ زن دایی جطوره؟ چه خبر از دختردایی ویکتوریا؟ تدی که نگرفتش، چرا هنوز کنج خونه افسرده س؟ می خوای ترشی بندازی دایی؟ به یکی دیگه بش بده بره، چیزی که زیاده تو خیابون واس دختر تو ، گرگ!


5- چوبدستی مرگ چرا بدون هیچ یک از مغز های شناخته شده بود و فقط از چوب تشکیل شده بود؟ (2 امتیاز)


وجدانا؟
مغز نداشت؟
نمیدونستم!
مرسی که افزودی به اطلاعات من!

بابا دایی چقد تکالیف آسون میدی! این چوبه که میگی مال جدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجدجد عمه ی بزرگ بزرگه ی بابای من بود! خب این یعنی چی؟ یعنی هنوز اولیواندری نبود اون موقع که بخواد تو چوبا مغز بذاره دیگه.


تکلیف اضافی:

یک رول بنویسید و در آن نحوه ی اختراع اولین چوبدستی جادوگری توسط آبراهام اولیوندر را بنویسید.( 7 امتیاز)


- آبراهام! پسرم! چیزی هست که بخوای به من بگی هری؟

اولیواندر پر از سوال بود. او قوانین را زیر پا گذاشته بود و شاخه های بید کتک زن را کنده بود. اما دامبلدور فقط همین جمله را داشت که بگوید. همیشه همین را می گفت و همیشه هم اول سوالش خطاب به او بود و در انتهای جمله نام مخاطب به "هری" مجهولی تغییر می کرد. چرا دامبلدور مجازاتش نمی کرد؟ هری که بود؟ چرا دامبلدور شبیه یودا بود؟ اصلا چرا او دانش آموز دامبلدور بود؟ او باید قبل از دامبلدور می بود تا برایش چوبدستی مغزدار بسازد! اما نه دیگر خنگ، چوبدستی دامبلدور چوب الدر بود و مغز نداشت! خب پس یک سوال را پاسخ داد، اما سیل سوالات دیگرش..سرانجام دهانش را باز کرد:
- بلــ...
- خب سوالی نداشتی خدافس!
دامبلدور این را گفت و از پنجره ی دفترش بیرون پرید. نگاه آبراهام او را دنبال کرد که در چند متری زمین شنلش را باز کرد و اوج گرفت و در حالیکه زوزه می کشید به دنبال شکار شبانه اش، محوطه ی هاگوارتز را ترک کرد.

اولیواندر جوان آهی کشید. دامبلدور هیچوقت جواب سوال هایش را نمی داد. اصلا حالا که اینطور بود آبراهام هم میرفت دم ِ پرنده ی محبوب دامبلدور را می کَند و باهاش چوبدستی درست می کرد می داد دست بزرگترین جادوگر سیاه که یک روزی بیاید یک جوری کلک دامبلدور را بکَند.

- حالا که اینطوره دم ِ پرنده ی محبوب دامبلدور رو می کَنم و باهاش چوبدستی درست می کنم و می دم دست بزرگترین جادوگر سیاه که یه روزی بیاد یه جوری کلک دامبلدور رو بکنه!

آبراهام این را گفت و به ققنوس دامبلدور که داشت در قدح اندیشه دوش می گرفت حمله ور شد، بی توجه به قد قد های فوکس دو تا پر کند و شد آنچه باید می شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 4 مرداد 1392 19:58
نمایش جزئیات
آفلاین
تصحیح امتیازات جلسه ی اول تاریخ جادوگری:

هافلپاف:

رز ویزلی:
10 + 6 + 6 + 1 = 23 امتیاز

مجموع امتیازات هافلپاف بر اساس روش قبلی:

21 + 28 + 23 = 48 امتیاز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده


تصویر تغییر اندازه داده شده

فقط جادوگران است و کسانی که از درکش عاجز هستند!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 3 مرداد 1392 18:33
نمایش جزئیات
آفلاین
1- انواع مغز های چوبدستی را بنویسید!( 5 مورد و هر مورد 1 امتیاز)
والا تا اونجا که من میدونم مغز چوبدستی مثل «اشیا» توی اسم فامیل مشنگ هاست، از موی پریزاد و دم ققنوس مدیر مدرسه و یال تک شاخ های جنگل ممنوع توش مجازه، تا سم هیپوگریف و زجاجیه آراگوگ و قلب ریش ریش شده جگرگوشه های چارلی ویزلی! الله وکیلی علم چوبدستی سازی علم خلاقیت هاست ، محدودیت نمیشناسه!

2- انواع جنس چوبدستی های جادوگری را بنویسید.( 3 مورد و هر یک امتیاز!)
این هم مثل «رنگ» توی اسم فامیل مشنگ هاست ، دیدین رنگ دارن :پرتقالی،لیمویی،موزی،چمنی، الخ...؟ چوب چوبدستی ها هم همینطوره، از چوب ولیک که نمیدونم چیه و گوجه جنگلی که سنجاب ها برای پختن استامبولی پلوشون استفاده می کنن توش هست، تا چوب سرخدار و بلوط و زبان گنجشک!

+تازه بعضیاشون چنجبل (changeable) هستن، مثل چوب هری! تو کتاب اول میگه از درخت سرخدار، تو چهار میگه درخت خاس!( شایدم برعکس! یادم نیس!)

3- تفاوت طول چوبدستی های حال حاضر و عصاهای جادوگری زمان قدیم، چه تفاوتی را در مقدار انرژی خروجی برای انجام جادو ها باعث میشد؟ ( با استفاده از قوانین فیزیک مشنگی!) ( 10 امتیاز)
اینو باید از الستور مودی پرسید که با وجود اینکه چوب های کوتاه تر و خوشدست تری پیدا میشه، هنوز یه عصای زمخت گره دار خفن مخوف کـأنه سائورون کبیر دستش می گیره!

خب چوب بلند تر کنترلش سخت تره! بعد نه که زمخته، شما فرضا میخوای یه چیکه آب بریزی تو تاس کباب در حال ته گرفتنت، یهو شیلنگو باز می کنه تو غذات

از طرفی اصل بقای جرم و انرژی مشنگا میگه «جرم و انرژی دستجمعی با هم!! از بین نمیرن بلکه به هم و به چیزای دیگه تبدیل میشن!» و توی عصای جادویی این جادوها که به شکل انرژی هستن به شکل ماده رسوب می کنن و چوب عصائه بعد از مدت ها ، حتی با وجود زندگی موریانه ها و کرم ها و حشرات درونش اندازه ش ثابت می مونده و حتی بزرگتر می شده... در نتیجه یک بخش عظییییمی از جادوی طرف به هدر می رفت!


4- تفاوت در چوب به کار رفته در ساختار چوبدستی های جادوگری، چه تاثیری در قدرت آنها دارد؟ ( با استفاده از قوانین علوم تجربی مشنگی!) ( 10 امتیاز)

ببینین استاد دیگه اومدین و نسازین...
حالا درسته که من مطالعه عمومیم بالاست و خیلی چیزا در مورد این مشنگا میدونم ولی دیگه علوم تجربیشونو نخونده م که!

راستش علم چوبدستی سازی علم پیچیده ایه که حتی آقای اولیوندر هم گاهی توش شگفتانه میشه به طور کلی چوبدستی ها رو با مصالح مختلف می سازن، چرا؟ برای اینکه تنوع باید وجود داشته باشه. به چه علت؟چون چوبدستی ها بی اعصاب و دمدمی مزاج ان. واسه چی؟ واسه اینکه هر روز شونصد نفر میان دست می گیرنشون و اینا باید مثل دخترای دم بخت که هی خواستگار رد می کنن بسنجن که طرف سیاه بختشون می کنه یا سفیدبخت. چرا؟ چون خود جادوگر فی الواقع سطح ادراکش از جادوی درونش به اندازه ی فردی با استیگماتیسم 6.5 از 10 عه که میخواد شب پر ستاره ی ونگوگ رو نقد کنه. پس چی؟ چوبدستی باید طرفو انتخاب کنه. بعد چی؟ بالاخره هر جادوگری یه چوبدستی ای نیاز داره دیگه...!
اینه که تنوع زیاده که هیچ کس به تنگنا و مضیقه دچار نشه و همیشه بشه گفت «این نشد، یکی دیگه» :pretty:

چی میگفتم..پرت شدم از موضوع هان! قدرت چوبدستیا ...البته جز ابرچوبدستی یاس کبود که سازنده ش معلوم نیست چه کرمی به درونش ریخته که شائبه ی قدرت بی رقیبش رو پخش کرده بین آحاد جامعه، چوبدستیهای دیگه تا وقتی که تو دست صاحب خودشون باشن، سالم هم باشن ضمنا، همه شون یه جور قدرت جادوگرشون رو رد میکنن و فرقی بینشون نیست. یعنی مثلا اینطور نیست که چون چوبدستی آمبریج کلفت و کوتاهه مثلا سپر مدافعش پت و پهن تر از مال هری باشه که چوبش لاغر و درازه! یا مثلا چوب ولیک مالفوی ضعیف تر از سرخدار(خاس؟ چی بود بالاخره؟) ولدمورت باشه(جسارتا!)

5- چوبدستی مرگ چرا بدون هیچ یک از مغز های شناخته شده بود و فقط از چوب تشکیل شده بود؟ ( 2 امتیاز)

عع!! جدی؟! یعنی چوبدستیش مغز نداشت؟!!!
خب این نشون میده که مغز چوبدستی یه عامل زایده و قابل حذفه!

چه انتظاری دارید اقا...خب مرگ ساختتش دیگه...بالاخره باید یه آیتی، نشونی، اعجازی، چیزی داشته باشه دیگه...للمؤمنین!

بعد اصلا شما یکبار دیگه حکایت بیدل رو بخونید...برّبیابون، لب رودخونه، سه نفر وایساده باشن جلوت، طلبکار ،ازت جایزه بخوان، خدایی به فکرت می رسه بری بگردی پی یه تک شاخی ققنوسی پریزادی کسی، ازش مو(در مورد ققنوس، پر!) بکنی فروکنی تو ترکه چوبدستی بسازی؟ مجبوری اعجاز کنی دیگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1392/5/3 18:43:50
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1392/5/3 18:46:01
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 2 مرداد 1392 19:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1- انواع مغز های چوبدستی را بنویسید!( 5 مورد و هر مورد 1 امتیاز)موی تک شاخ،پر دم ققنوس،ریسه های قلب اژدها ،بعضی چوبدستی ساز ها از موی پریزاد هم استفاده می کنند.در بعضی موراد هم از موی تسترال استفاده میشه.

2- انواع جنس چوبدستی های جادوگری را بنویسید.( 3 مورد و هر یک امتیاز!)

چوب درخت افرا،چوب آبنوس و چوب درخت خاس

3- تفاوت طول چوبدستی های حال حاضر و عصاهای جادوگری زمان قدیم، چه تفاوتی را در مقدار انرژی خروجی برای انجام جادو ها باعث میشد؟ ( با استفاده از قوانین فیزیک مشنگی!) ( 10 امتیاز)
قوانین فیزیک مشنگییییی؟؟؟آخه استاد
خب اگه ما بخوایم از قدرت جادویی مون بهره ی بیشتری ببریم نیاز به چوبدستی ای داریم که طول کمتری داره چون برای عبور از اجسام جامد انرژی بیشتری هدر میره و جادوی ما باید هم از چوب رد بشه هم از فاصله ای که بین چوب ما و اون جسم وجود داره رو در هوا عبور کنه.خوب پس این یکی از مزیت های چوبدستی هاییه که اولیوندر ساخت.

4- تفاوت در چوب به کار رفته در ساختار چوبدستی های جادوگری، چه تاثیری در قدرت آنها دارد؟ ( با استفاده از قوانین علوم تجربی مشنگی!) ( 10 امتیاز)
همونطوری که در چوبدستی ها از ماده ای برای مغز استفاده میشه تا قدرت چوبدستی افزایش پیدا کنه در انتخاب چوب هم باید دقت داشت چون بعضی درختان هم خودشون دارای قدرت کمی هستند و از این چوب ها برای ساخت چوبدستی استفاده میشه در ضمن چوبی که استفاده میشه باید دارای استحکام کافی هم باشه تا بتونه از مغز چوبدستی به طور کامل محافظت کنه.
5- چوبدستی مرگ چرا بدون هیچ یک از مغز های شناخته شده بود و فقط از چوب تشکیل شده بود؟ ( 2 امتیاز)
خب چون توسط مرگ ساخته شده بود و قدرت جادوییش از مرگ سرچشمه میگرفت.

تکلیف اضافی:

یک رول بنویسید و در آن نحوه ی اختراع اولین چوبدستی جادوگری توسط آبراهام اولیوندر را بنویسید.( 7 امتیاز)

یک روز آبراهام اولیوندر با چوبدستی بلندی که بیشتر شباهت به عصا داشت در یک جنگل که طبق شایعات حاوی درختانی با قدرت جادویی بود راه میرفت و مشغول جستجو برای یافتن درختانی بود که در شایعات از آنها صحبت شده بود.مسافتی طولانی را پیموده بود که ناگهان ققنوس زیبا در کنار درختی با چوب سرخ رنگ دید .

در حالی که از دور به ققنوس چشم دوخته بود به آرومی گفت:باید خودش باشه .

سپس با قدم هایی آرام به ققنوس نزدیک شد ولی بر خلاف انتظارش ققنوس حرکتی نکرد. کنار درخت نشست و به ققنوس خیره شد ،چند دقیقه گذشت و اون از جاش بلند شد و گفت:درسته این همون درخته باید کمی از چوبش رو با خودم ببرم .

چوب دستیش رو کمی بالاتر گرفت و وردی رو زیر لب زمزمه کرد .چوبی بیست سانتی متری از درخت جدا شد.اولیوندر اونو برداشت و برگشت که به ققنوس نگاه کنه اما اون رفته بود ولی یک پر قرمز رنگ زیبا روی زمین افتاده بود .آبراهام پر رو برداشت و چوب رو در دست گرفت .دوست داشت بدونه قدرت این چوب چه قدره برای همین ورد دیگری رو گفت و با مشاهده ی نور قرمز رنگی که از چوبدستی بیرون زد شگفت زده شد .وقتی دوباره چوب رو دید فهمید دلیل این اتفاق چی بوده ،قدرت جادوییه پر ققنوس و چوب درخت باعث افزایش قدرت این طلسم شده بودند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.