جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
پاسخ به: خاطرات مرگخواران
ارسال شده در: پنجشنبه 23 فروردین 1403 20:08
نمایش جزئیات
آفلاین
لینی در حال طی کردن مسیری طولانی برای رسیدن به اتاق اربابش بود. طولانی بودن مسیر از این جهت نبود که لینی مسیر را بلد نبود. چرا که لینی خانه ریدل‌ها را همچون کف دست خود می‌شناخت. علتش دور و دراز بودن خانه ریدل‌ها هم نبود. که اگرچه بزرگی خانه ریدل‌ها بر هیچ‌کس پوشیده نبود، اما برای لینی که بال‌بال‌زنان از این سو به آن سو می‌رفت، رسیدن به مقصد در چشم به هم زدنی رخ می‌داد.

علت طولانی بودن مسیر چیزی نبود جز این که لینی راه رفتن بر روی پاهایش را بر پرواز کردن ترجیح داده بود. شاید دوست داشت که دیرتر به مقصد برسد. دیرتر برسد بلکه احتمال سر رسیدن اربابش بالاتر برود... یا شاید هم که مسیر سخت را برای مجازات کردن خود برگزیده بود.

برای لینی بالا رفتن از پله‌هایی که به اتاق لرد ولدمورت منتهی می‌شد سخت‌ترین چالش بود. پرش‌های بی‌امانش رو به بالا بلکه به پله بعدی برسد از یک طرف، و موفق یا عدم موفقیتش برای گیر انداختن دستش به پله و کشیدن هیکل کوچکش به بالا نیز از سمت دیگر سختی کار را دو چندان کرده بود.

به هر زحمتی که بود بالاخره لینی خودش را به بالای پله‌ها می‌رساند و چشمش به اتاق لرد می‌افتد و دری که برخلاف همیشه باز بود. لینی قبل از این که به سمت اتاق به حرکت در آید، با هزاران امید نگاهی به پایین پله‌ها می‌اندازد.

اما هیچ‌کس آنجا نبود.

وقتی اربابش را در آنجا نمی‌بیند، این‌بار گوش‌هایش را تیز می‌کند. شاید صدای فریاد شوق مرگخواری به هوا برمی‌خاست و خبر از بازگشت لرد می‌داد.

اما صدایی نیز به گوش نمی‌رسید.

لینی برای چند دقیقه که برایش هم‌چون یک عمر می‌ماند همان‌جا منتظر می‌ماند. اما نه صدایی به هوا بلند می‌شود و نه لردی بر پایین پله‌ها ظاهر می‌شود.

خانه ریدل‌ها در سکوتی بی‌سابقه فرو رفته بود و برای لینی، پیکسی آبی رنگ کوچک که با اربابش گره خورده بود، سرد و تاریک نیز شده بود. لینی با ناامیدی چشم‌ها و گوش‌هایش را برمی‌گیرد و به سمت اتاق لرد قدم برمی‌دارد. قدم‌هایش به قدری سخت برداشته می‌شدند که گویا در باتلاقی در حال حرکت بود.

بالاخره جلوی در اتاق لرد می‌رسد. دری که باید بسته می‌بود و مثل همیشه بدون اجازه از درون سوراخ کلید به داخل اتاق شیرجه بزند و صدای غرولند لرد که چرا بی‌خبر داخل شده است بلند شود.

کاش این‌چنین بود...

اما در باز بود و اشعه‌های سرخ‌رنگ نور خورشید که لای پنجره به داخل اتاق تابیده می‌شد، منظره را حتی غمگین‌تر نیز کرده بود.

لینی به سمت تخت لرد می‌رود. این‌بار ارتفاع به قدری بلند بود که لینی با هیچ جهشی نمی‌توانست به آن برسد. اما مهم هم نبود. این‌جا را می‌خواست پرواز کند. می‌خواست آخرین لحظه‌هایش را پرواز کند تا نشان دهد تلاش کرد پیکسی بماند، اما نشد... نتوانست.

بال می‌زند و گوشه‌ای از تخت فرود می‌آید. برای آخرین بار آن اتاق، حضور اربابش و تک‌تک خاطره‌هایی که در تمام این سال‌ها با خود به همراه داشت را به یاد می‌آورد. اما دیگر لرد آن‌جا نبود.

لینی در وسط تخت در خود مچاله می‌شود و بلافاصله گویا که جادویی از غیب ظاهر شده باشد، پیله‌ای شروع به تنیده شدن دورش می‌کند. اگر لرد رفته بود، پیکسی‌اش نیز به او تعلق داشت و با او می‌رفت.

وقتی پیله به طور کامل او را در برمی‌گیرد، صدای نفس کشیدن و ضربان قلبش که تا لحظاتی پیش در اتاق ساکت طنین می‌انداخت، به ناگاه ساکت می‌شود.

حالا دیگر هر دو به یکدیگر پیوسته بودند.

افرادی که لایک کردند

تاپیک انجمن
پاسخ به: قصر خانواده مالفوی
ارسال شده در: چهارشنبه 22 فروردین 1403 16:49
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
لرد سیاه رو به دلیل کچل بودن به سربازی بردن. مرگخوارا هم همراهش رفتن. جنگ شروع می شه و لرد و مرگخوارا توسط دشمن اسیر می شن. کمی بعد توسط لشکر مرغی محاصره می شن. ایوان باهاشون مذاکره صلح می‌کنه و اونا قبول می‌کنن در صورتی که در عرض یک ساعت ده گونی دانه روغنی فرد اعلا بگیرن، صلح رو بپذیرن. حالا ایوان به دنبال یافتن دانه روغنی به روستایی پر از ماگل می‌رسه.


~~~~~~~~~~~~~~~~

ایوان دلیلی نمی‌بینه که از مشتی ماگل بترسه و خواسته‌ش رو از همون اول مطرح نکنه. بنابراین گلوشو صاف می‌کنه و سعی می‌کنه محترمانه‌ترین ورژن خودشو رو کنه.
- سلام به مردمان محترم این روستـ... اممم... چرا اینطوری منو نگاه می‌کنین؟

ماگلا به محض دیدن ایوان با انواع و اقسام وسیله‌ها از جمله داس و تبر و... مسلح شده بودن و حالا داشتن ایوان رو محاصره می‌کردن. ایوان یه نگاه به هیکل استخونیش می‌ندازه و سعی می‌کنه علت حالت تهاجی اونا رو پیدا کنه.
- اممم چیزه... فک کنم ظاهرم یکم غلط‌اندازه. من به قصد صلح اومدم.

ایوان ضمن گفتن این حرف به نشانه تسلیم شدن، دستاشو بالا می‌گیره. روستاییان برای لحظه‌ای متوقف می‌شن، اما دوباره تنگ‌تر کردن حلقه محاصره رو از سر می‌گیرن. حلقه تا جایی تنگ می‌شه که ته جارویی از پشت به استخونای کمرش، داسی روی استخونای صورتش و سایه‌ی تبری تهدیدکنان بالای جمجمه‌ش قرار می‌گیره.

ایوان همیشه آرزوی غرق شدن در جمعیت و در مرکز توجهات قرار گرفتن رو داشت. ولی انتظار داشت اجسامی که بهش فشار وارد می‌کردن میکروفون و دوربین‌های خبرنگاران باشه، و نه ابزار آسیب‌رسانِ روستاییانِ خشمگین.

ایوان سعی می‌کنه بدون این که کوچیک‌ترین تکونی بخوره، زیباترین لبخندش رو تحویل بده.
- به مرلین من فقط اومدم دانه روغنی بگیرم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تاپیک انجمن
پاسخ به: محدوده آزاد جادوگران
ارسال شده در: شنبه 18 فروردین 1403 13:06
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه: ماموریت
کلمات: آذرخش، معجون، چاه، پیچک، تابلو، قلم، زخم



لینی در آزمایشگاه معجون‌سازی هکتور نشسته بود و سخت مشغول ساخت معجونی پیچیده بود. در این لحظه توجه لینی به بخارهایی که از معجون برمی‌خاست جلب شده بود. بخارهایی که بعد از این که فاصله کمی از پاتیل می‌گرفتند، تشکیل ابر داده و هم‌چون باران دوباره درون پاتیل می‌باریدند.

ولی بخش تماشایی تنها بارش معجون نبود، بلکه رعد و برق‌ها و آذرخش‌هایی بود که ابرها تولید می‌کردند. این معجون واقعا از نظر بصری مراحل ساخت شگفت‌انگیزی داشت!

جدای از آن، تهیه‌ی مواد اولیه‌اش هم خاص بود. مثلا یکی از اولین موادی که باید به پاتیل اضافه می‌شد، پیچکی بود که بر دیواره‌ی چاه‌های عمیق صدهزار ساله یافت می‌شد.

اما بخش عجیب ماجرا این پیچک‌های نایاب نبود، بلکه افزودن قلم‌پر به معجون بود. اگر خیال می‌کنید درست نخوانده‌اید، یا اشتباه تایپی رخ داده است باید بگویم که خیر. برای اطمینان همگان از عدم رخ دادن اشتباه تکرار می‌کنم، قلم‌پر یکی از مواد اولیه معجون بود!

حالا که دیگر بخاری از معجون بلند نمی‌شد و ابری برای تشکیل شدن نبود، نوبت به افزودن آخرین ماده‌ای بود که ساخت معجون را تکمیل می‌کرد. لینی با چاقو زخم کوچکی کف دستش ایجاد می‌کند و خونی که به آرامی از دستش می‌چکد را داخل معجون هدایت می‌کند.

معجون که تا لحظاتی پیش نقره‌ای رنگ بود، حالا با افزوده شدن خون لینی سرخ آتشین شده بود.

- کاش هکتورم یکم بیشتر از این معجونای جالب می‌ساخت!

لینی ناگهان از جا می‌پرد تا منبع صدا را پیدا کند. ساحره‌ای بود که درون تابلویی برای او دست تکان می‌داد.
- معجونای هکتور بیشتر تولید حبابای عجیب می‌کنن و در اکثر مواقع هم که منفجر می‌شن!

لینی سری برای تابلو تکان می‌دهد و دوباره به معجون نگاه می‌کند. معجونی که حالا دیگر قل‌قل نمی‌کرد و آرام گرفته بود. ماموریت ساخت معجون به پایان رسیده بود. حالا فقط باید آن را تست می‌کرد تا از درستی عملکرد آن مطمئن شود.

بنابراین لینی معجون را در چندین بطری می‌ریزد و به دنبال طعمه‌ای برای معجون‌خور شدن از آزمایشگاه خارج می‌شود.


کلمات نفر بعد: شمشیر، جعفر، ابر، ضربه، رنگارنگ، تقویم، تاریک

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تاپیک انجمن
پاسخ به: مغازه ی بورگین و بارکز
ارسال شده در: پنجشنبه 16 فروردین 1403 13:28
نمایش جزئیات
آفلاین
- اگه پول باقی مسافرارو می‌دی می‌برمت!

این‌بار نوبت بورگین بود تا به جاروی راننده نگاهی بندازه.
- ولی این جارو که فقط جای یه راننده و مسافر داره! مسافر دومو کجا جا می‌دی؟ می‌خوای سرم کلاه بذاری مرد حسابی؟

راننده سرتاپای بورگین رو برانداز می‌کنه.
- بشین رو جارو تا ببینی چند تا مسافر روش جا می‌شن!

بورگین که حوصله کل‌کل نداشت جلو می‌ره و روی جارو می‌شینه. به محض این که روی جارو جا خوش می‌کنه، احساس می‌کنه جارو بسیار دراز می‌شه. خیلی دراز! بیش از حد دراز! تا جایی که می‌تونست تا 30 مسافرو جا بده!

بورگین متوجه اشتباه سهمگینش می‌شه. اون مرد راننده جاکسی نبود، بلکه راننده جوتوبوس بود! بورگین از جارو پیاده می‌شه و با حسرت به دوباره کوچیک شدن جارو نگاه می‌کنه.
- این طرفا هیشکی آزکابان نمی‌ره یعنی؟

- کی بود گفت آزکابان؟

بورگین که انگار دنیا رو بهش داده باشن، به سرعت از جا می‌پره و برمی‌گرده تا ببینه صاحب صدا کیه. اما به محض دیدنش، از مرلین می‌خواد کاش هرگز این سوالو نپرسیده بود. چرا که مردی غول‌پیکر با سیبیل چخماقی که جاروی ریش‌ریش‌شده و مستهلکی به همراه داشت این حرفو زده بود.
- ما می‌بریمت داوش. با نصف قیمت. بپر بالا.

مرد ضمن گفتن این حرف جارو رو به جلو هل می‌ده تا بورگین بتونه روش بشینه. بورگین یه نگاه به جوتوبوس و یه نگاه به جاروی فکستنی مرد می‌ندازه. به نظر نمیومد اون جارو حتی بتونه بورگین رو به تنهایی حمل کنه، چه برسه بورگین به همراه صاحب غول‌پیکرش!

بورگین باید سریع‌تر تصمیم می‌گرفت. جوتوبوس، پرداخت پول چند برابر اما رسیدن تضمینی به مقصد. یا جاروی پیر و علیل، پرداخت پول اندک اما با ریسک هرگز نرسیدن به مقصد!

افرادی که لایک کردند

تاپیک انجمن
پاسخ به: خورندگان مرگ
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1403 15:15
نمایش جزئیات
آفلاین
بلاتریکس که در نقش نظاره‌گر بر کار هر سه گروه نظارت می‌کرد، با شنیدن این حرف به سمت "این کوفتی" حرکت می‌کنه.
- هممم... به نظر خیلی محکم نمیاد.

بلاتریکس این حرف رو در حینی که با دست چندین بار روی کاپوت می‌کوبه می‌زنه و در انتها، یکی از دستاش رو دراز می‌کنه.

لینی شروع به تجزیه و تحلیل حرکت بلاتریکس می‌کنه.
- دست در دست هم دهیم میهن خود را کنـ... چیزه، زور بزنیم؟ دستتو بگیریم قوت قلب بشه برات؟ اینم نه؟ خب نکنه یه چیزی می‌خوای بدیم دستت؟

بلاتریکس که از پرحرفی لینی به ستوه اومده بود فریاد می‌زنه:
- بابا دنده ایوان رو بدین بیاد!

دنده‌ی گروه کاپوت، دست به دست می‌چرخه تا این که در دست بلاتریکس قرار می‌گیره. بلاتریکس هم بدون معطلی دنده ایوان رو به جلوی کاپوت گیر می‌ده و بعنوان اهرم ازش استفاده می‌کنه تا درو باز کنه.

- پــــــق!

درِ کاپوت، در کمال صلح باز نمی‌شه و در عوض با خشونت تمام به قدری محکم به هوا پرتاب می‌شه که کلا از جا در میاد. در حالی که نگاه مرگخوارا به کاپوتی دوخته شده بود که در آسمون اوج می‌گرفت تا اونورتر فرود بیاد، بلاتریکس اصلا حاضر به قبول شکست نمی‌شه.
- حداقل در باز شد! به شما بود که تا صبح باید بهش زل می‌زدیم. بگردین ببینین دنده ماشین اینجاس یا نه!

و دوباره برمی‌گرده سرجاش تا نقش نظاره‌گر بودن رو از سر بگیره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تاپیک انجمن
پاسخ به: معجون‌سرای پاتیل‌طلا
ارسال شده در: پنجشنبه 9 فروردین 1403 18:13
نمایش جزئیات
آفلاین
نحوه سفارش معجون:
برای خرید معجون منتخب خود ابتدا باید مواد اولیه نایاب هر معجون را تهیه کرده و سپس با تحویل آن به معجون‌ساز و دریافت معجون ساخته شده، معجون را سر بکشید یا دیگران را وادار به نوشیدن آن کنید!
(هر معجون برای خرید نیاز به ارسال تعدادی رول بعنوان تهیه مواد اولیه نایاب آن دارد. شما بعد از ارسال رول (ادامه‌دار یا تک‌پستی) به تعداد ماده اولیه نایابی که جلوی معجون ثبت شده ( که حتما باید در انجمن‌های متفاوتی باشد)، با قرار دادن لینک رول‌ها و با پرداخت هزینه لازم معجون خود را خریداری کنید.)
(یا رشوه بدهید و مستقیما معجون را دریافت کنید، اما با 2 برابر قیمت!)

نکته اول: هیچ لزومی ندارد که رول شما ربطی به تهیه مواد اولیه معجون داشته باشد.
نکته دوم: اگر معجون را می‌خواهید به خورد شخص دیگری بدهید، باید تمام اطلاعات لازم برای معجون را در پست نهایی سفارش ذکر کنید. (مثلا با لینک مشخص کنید به چه کسی معجون را می‌دهید.)
نکته سوم: شخصی که به او معجون چالشی نوشانده شده است، در مدت 2 هفته یا باید چالش را انجام دهد یا اگر خواهان انجام آن نیست برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کند. در صورت عدم انجام یکی از این دو کار در طول دو هفته، تا زمانی که چالش را انجام ندهد هیچ‌گونه تراکنش مالی برایش امکان‌پذیر نیست. از دریافت گالیون گرفته تا خرج آن. هم‌چنین هزینه معجون نیز از حسابش کسر و به خریدار واریز می‌شود. (به جز انواع معجون‌های مرکب پیچیده)
نکته چهارم: معجون‌های بدون نیاز به ماده اولیه یا معجون‌های خاص (که با ستاره مشخص شده‌اند) قابل هدیه دادن به دیگران نیستند.


توجه: همه‌ی معجون‌های فروشگاه پس از خرید دارای تاریخ انقضای یک ماهه هستند. یعنی تنها تا یک ماه فرصت دارید از آن استفاده کنید.


لیست معجون‌ها


🧪 معجون انرژی‌زا: 10 گالیون (بدون نیاز به ماده اولیه نایاب) (هر ماه تنها یک بار قابل خرید است)
وقتی انرژی شما دو چندان شود، آن‌گاه می‌توانید بدون خستگی در هر رویدادی که در جامعه‌ی جادویی در حال برگزاری است حضور فعال داشته باشید.
(با خرید این معجون می‌توانید در تنها یک ایونت به ازای هر رولی که ارسال می‌کنید به جای 3 گالیون، 6 گالیون دریافت کنید.) (3 گالیون آن خودکار در پایان ماه پرداخت می‌شود و 3 گالیون با پایان ایونت و ارائه گزارش تعداد پست‌های ارسالی)

🧪 معجون تمرکز: 10 گالیون (بدون نیاز به ماده اولیه نایاب) (هر ماه تنها یک بار قابل خرید است)
اگر می‌خواهید به قدری بر روی کارتان تمرکز کنید که بهترین نتیجه ممکن را بگیرید، این معجون برای شماست!
(با خرید این معجون به مدت یک هفته هر رولی ارسال کنید، به جای 3 گالیون، 6 گالیون دریافت خواهید کرد، به جز ایونت‌ها!) (3 گالیون آن خودکار در پایان ماه پرداخت می‌شود و 3 گالیون با پایان یک هفته و ارائه گزارش تعداد پست‌های ارسالی)

🧪 معجون راستی: 20 گالیون (1 ماده اولیه نایاب)
اگر می‌خواهید حقایق را از زیر زبان شخصی بیرون بکشید و رسوایش کنید، کافی است او را مجبور به راست‌گویی کنید.
(با خرید این معجون می‌توانید 5 سوال از شخص مورد نظر خود بپرسید و پاسخ‌هایش را به صورت عمومی در هر روزنامه، تابلو یا تلویزیونی پخش کنید.)

🧪 معجون شیفتگی: 35 گالیون (1 ماده اولیه نایاب)
اگر می‌خواهید کسی را شیفته‌ی خود کنید، درنگ نکنید تا دست از تعقیب شما برای ابراز محبتش برندارد.
(با خرید این معجون می‌توانید یک نفر را وادار کنید دو تا از رول‌های شما را ادامه دهد.)

🧪 معجون عشق: 50 گالیون (1 ماده اولیه نایاب)
اگر می‌خواهید کسی را وادار کنید عاشق شما شود تا ترانه‌ها در مدح شما بسراید، قوی‌ترین معجون عشق در دنیا را امتحان کنید.
(با خرید این معجون می‌توانید یک نفر را وادار کنید تا زمانی که یک رول تک‌پستی در مورد شما ننوشته است، عاشقتان بماند.) (زودتر از 24 ساعت قابل خنثی شدن نیست و در این مدت هر پیام در چت‌باکس نیز باید شامل ابراز علاقه باشد.)

🧪 * معجون فیلیکس‌فیلیسیس (شانس): 50 گالیون (1 ماده اولیه نایاب)
احساس می‌کنید تلاش‌هایتان مدام با شکست مواجه می‌شود؟ شاید وقت آن فرا رسیده است تا با خوردن معجون شانس، پیروزی خود را تضمین کنید.
(هرجا انتخابی در کار باشد که به نفع شماست، انتخابتان قطعی و هرجا نخواهید که انتخاب شوید، نام شما از لیست حذف می‌شود. هم‌چنین برای یک ماه تنها برتی بات با طعم خوب بیرون می‌کشید.)

🧪 معجون مرکب پیچیده: 500 گالیون (3 ماده اولیه نایاب)
اگر شیطانی شما گل کرده است و خواهان این هستید تا خودتان را جای شخص دیگری بزنید، کافی است موی شخصی را که می‌خواهید تهیه کنید تا جای او زیستن را تجربه کنید!
(با خرید این معجون به مدت 10 روز به انتخاب خود می‌توانید یک شخصیت گرفته شده در سایت را ایفای نقش کنید تا سایت شاهد حضور همزمان دو نفر از آن شخصیت باشد!) (نیاز به اجازه گرفتن از آن شخصیت پیش از اقدام) (خرید این معجون فقط در پیام شخصی انجام می‌شود.) (شناسه اصلی شما در این مدت باز بوده و امکان فعالیت دارد تا هویت شما در فعالیت با شناسه‌ی دوم از باقی کاربران مخفی باقی بماند.)

🧪 * معجون مرکب پیچیده مو شانسی: 300 گالیون (2 ماده اولیه نایاب)
تعدادی از این معجون‌ها در گوشه و کنار دنیای جادویی یافت شده است. این که چه کسی آن را تهیه کرده است و موی چه کسی را داخل آن انداخته است، هیچ‌کس نمی‌داند! اما اگر جرات ریسکش را دارید، نوش جانتان!
(با خرید این معجون به مدت یک ماه باید با یک شخصیت تصادفیِ از پیش‌تعریف شده با تمام ویژگی‌های ظاهری و شخصیتی و... فعالیت کنید در حالی که شناسه اصلی شما در این مدت بسته می‌شود.)

🧪 معجون مرکب پیچیده مو دستچین: 500 گالیون (3 ماده اولیه نایاب)
آیا از هویت خود خسته شده‌اید و به دنبال آن هستید تا تجربه‌ای متفاوت با ظاهری جدید داشته باشید اما از انتخاب خود مطمئن نیستید؟ چاره‌ی کار شما دست ماست. فقط بگویید چه کسی تا خواسته‌تان برآورده شود!
(با خرید این معجون به مدت یک ماه به انتخاب خود می‌توانید یک شخصیت گرفته نشده از لیست شخصیت‌ها را انتخاب کرده و تجربه کنید، در حالی که شناسه اصلی شما در این مدت بسته می‌شود.)

🧪 * معجون مرکب پیچیده واجبی: 99 گالیون (1 ماده اولیه نایاب)
معجون مرکب پیچیده خورده‌اید اما هم‌اکنون دلتنگ خودتان شده‌اید و حس پشیمانی شما را در برگرفته است؟ نگران نباشید، راه نجات شما اینجاست تا با ریختن کل موهای سرتان، اثر معجون از کله‌تان بپرد!
(با خرید این معجون می‌توانید زودتر از زمان موعود از اثرات هر سه نوع معجون مرکب پیچیده‌ی ذکر شده رها شوید.)


* لطفا برای ارائه پیشنهادات برای افزودن معجون به تاپیک ارتباط با جن‌های هالادورین مراجعه کنید.
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1403/5/31 23:13:24
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1403/5/31 23:16:07
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/18 20:43:19
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 1:43:39
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/22 20:08:59
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/3/12 16:11:05
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/3/12 16:19:50
تاپیک انجمن
معجون‌سرای پاتیل‌طلا
ارسال شده در: پنجشنبه 9 فروردین 1403 18:13
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


آیا نقشه‌های شومی برای کسی در سر دارید؟
آیا به دنبال کشف اسراری نهفته در ذهن دیگران هستید؟
آیا به کمی شانس برای بهبود زندگی خود نیاز دارید؟

هر آن‌چه یک معجون می‌تواند برای شما به ارمغان بیاورد، همین‌جاست!

معجون‌سرای پاتیل‌طلا بهترین و نایاب‌ترین معجون‌هایی که حتی در پانویس کتابی صدهزار ساله خوانده‌اید را به شما عرضه می‌کنه.

حاذق‌ترین معجون‌سازان بریتانیا گرد هم آمده‌اند تا خواسته‌های شما را برآورده کنند. فقط کافی است مواد اولیه را به دست ما برسانید تا در کم‌ترین زمان ممکن معجون خودتان را تحویل بگیرید!

برای دیدن لیست معجون‌ها و نحوه خرید از معجون‌سرا، به پست بعد مراجعه کنید. و فراموش نکنید...

مواد اولیه از شما، معجون از ما!

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1403/5/31 22:38:14
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 17:00:58
تاپیک انجمن
پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: یکشنبه 5 فروردین 1403 23:23
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.

بله می‌تونی. کافیه با شناسه مرلین به تاپیک معرفی شخصیت بری و مجددا معرفی شخصیتت رو بفرستی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تاپیک انجمن
چوبدستی‌ گستران
ارسال شده در: یکشنبه 5 فروردین 1403 23:19
نمایش جزئیات
آفلاین
خطاب به تمامی سال‌اولی‌ها و کسانی که چوبدستی خودشان را به هر دلیلی از دست داده‌اند!

فروشگاه چوبدستی‌گستران برای عرضه انواع و اقسام چوبدستی‌ها در خدمت شماست. اینجا جایی است که شما می‌توانید چوبدستی‌ مخصوص خودتان را پیدا کرده و خریداری کنید.

نحوه‌ی کارکرد تاپیک و خرید چوبدستی در پست بعدی و توسط اولین چوبدستی‌ساز جادوگران ارائه می‌شود.

از حالا 7 گالیون برای خرید چوبدستی خودتان کنار بگذارید و فراموش نکنید...

این چوبدستی است که صاحبش را انتخاب می‌کند!

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط گابریلا پرنتیس در 1404/4/11 17:25:12
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 17:02:40
تاپیک انجمن
بانک جادوگری گرینگوتز
ارسال شده در: جمعه 3 فروردین 1403 14:40
نمایش جزئیات
آفلاین
به بانک جادوگری گرینگوتز خوش آمدید!

جن‌های گرینگوتز که تنها بانک‌داران جادوگران در سرتاسر بریتانیا هستند، برای خدمت‌رسانی به شما آماده‌اند.

به تمامی درخواست‌های مالی شما تنها در این تاپیک پاسخ گفته می‌شود. از دریافت حقوق و ارائه شرح فعالیت برای پاداش گرفته، تا درخواست وام و سایر امور مالی.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 16:58:26
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/26 21:54:25
تاپیک انجمن