جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  78 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  194 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  212 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  304 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  205 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: یکشنبه 31 خرداد 1388 10:41
نمایش جزئیات
آفلاین
1. رول کوتاهی در مورد یکی از دانش اموزان بنویسید. در این رول، شکلی که وی در لیوان تفاله خود دیده و عکس العمل وی را شرح دهید.رول شما باید حداقل 10 خط و حداکثر 15-16 خط باشه. در همین تاپیک.(20 امتیاز)

كينگزلی ، با انزجار در فضای پر از دودِ كلاس تفاله ها را درون پيشدستی لب پريده ای ريخت كه در متن آن چند تسترال نقش بسته بودند . كينگزلی نگاهش را از روی تسترالها برداشت و سعی كرد در فضایِ كسل كننده كلاس روی تفاله هايش كار كند .

پس از كمی دقت فهميد كه تفاله ها شكلِ يك گوريل را به خودشان گرفته اند . با نگرانی كتابِ قطور پيشگويی اش را باز كرد و دنبال كلمه گوريل گشت و وقتی پيدايش كرد با حالتی عصبی به آن نگاه كرد . توجهش را به تصوير گوريل پشمالويی معطوف كرد كه مدام می غريد . با نگرانی شروع به خواندن توصيف كتاب كرد :

گوريل : بی شك شما فردی تنومند و كچل هستيد . اگر شما محصل هستيد در يكی از درسهايتان نمره بدی خواهيد گرفت . چند روز ديگر شما در دوئلی شكست خواهيد خورد . شما كه به كله تاس خودتان افتخار می كرديد موهايی مثل گوريلی كه مشاهده می كنيد در خواهيد آورد .

كينگزلی ، حاضر بود هر كدام از آن اتفاقات مسخره برايش بيفتند مگر آنكه موهايی مثل آن گوريل پشمالو در بياورد . بدون آنكه خودش بخواهد تمام صبحانه ی لذيذی كه آن روز خورده بود از دهانش بيرون ريخت . مونتگومری با نگاه موشكافانه اش صحنه را نگريست و خشمگينانه در دفترِ نمره اش جلوی نام كينگزلی شكلبوت چيزی ثبت كرد كه مشابه به D بود .


2.در چند خط،اهمیت تُفی بودن تفاله ها را شرح دهید.(غیر رول!10 امتیاز)

برای پاسخ دادن به اين سوال می توانيم نگاهی به كتاب شكل گيری پيشگويی نوشته ماركوس آندرسن بيندازيم :
نقل قول:
در قرون نه الی ده پيشگويی در سراسر جهان گسترش يافت . در آن دوره پيشگويان با گرفتن خون از اشخاص مورد نظر سرنوشت آنان را پيش بينی می كردند . به عقيده جادوگران نخبه آن دوره ، اين روش كاملا خشونت بار بود به همين دليل در قرن نوزدهم جك اسميت ، موفق شد به شيوه ای نوين برای پيشگويی پی ببرد كه اين موضوع موجب شد سر و صدای منتقدان فرو نشيند . وی شكل تفاله اشخاص مختلف را مشخص كننده سرنوشت آنان می دانست . و‍ در روزنامه پيام امروز در طی مصاحبه ار گفت كه هر كس اين شيوه را قبول ندارد بايد به همان روش خشونت بار بازگردد .


در نتيجه اگر از اين روش استفاده نگردد تنها با خون گيری می توان به نتيجه رسيد . همچنين آخرين تحقيقات بدست آمده نشانگرِ آن است كه تفاله چای از خون گيری بسيار بهتر عمل می كند . اين تحقيقات نشان می دهد كه بررسی تفاله های چای بهترين روش برای پی بردن به سرنوشت افراد می باشد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1388/3/31 10:46:17
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1388/3/31 10:48:23
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1388/3/31 10:57:55
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: یکشنبه 31 خرداد 1388 01:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1.
رومیلدا پس از مدتی که به کار دیگر دوستانش نگاه میکرد با جذابیت خاصی تفاله ها را درون پیشدستی ریخت. و به آن خیره شد.

به هر طرف که نگاه میکرد دانش آموزان یا در حال جیغ زدن بودند یا در حال کندن موهایشان!!! به همین دلیل کمی ترسید، منتگومری به رومیل چشم غره ای رفت که نتیجه اش پشت چشم نازک کردن رومیلدا بود!

نیم نگاهی به تفاله ها انداخت... تفاله ها در حال چسبیدن به یکدیگر بودند و اشکال متفاوتی را به وجود می آوردند. ناگهان بی حرکت ماندند. با دقت به آن ها نگاه کرد... بزغاله؟؟؟ دوباره با شک نگاهی به آن انداخت. نه خودش بود! یه بزغالهبود!!!

با قهقهه ی تدی و جیمز به خودش آمد. اخمی کرد و دوباره به بزش نگاه کرد. بز به نقطه ای دوردست اشاره میکرد. کتاب سنگین را برداشت و لایش را باز کرد. دنبال کلمه ی بز گشت... آهان! اینجاست...
بزغاله ی سفید.............
بزغاله ی سرخ..............
بزغاله ی بی ریخت.........
بزغاله ی بزغاله! ...........
بزغاله ای بر فراز کوه......
بزغاله ی روشنایی.........

بعد از گذشت حدود یک و نیم ساعت پیدایش کرد:
بزغاله ی سنگی
بزغاله ای با کفش قرمز
بزغاله در مرلینگاه
بزغاله ای که به دوردست اشاره میکند!

_ایـــــــــــــــــــــــــــــنه!!!

پروفسور با خشم فریاد زد: دوشیزه وین! نکنه میخوای مثل تدی تو رو شکنجه بدم؟ پیشدستیتو بده من ببینم طالعت چیه؟

رومیدا با خودش فکر کرد: مگه چی میشه که ببینه؟ حتما نشانه ی زیبایی یا...

_خدای من! رومیلدای عزیزم متاسفم! تو میخوای پروفسور بشی ولی هیچ وقت نمیتونی!

رومیل با نفرت به منتوگمری نگاه کرد. کیفش را برداشت وا از کلاس خارج شد!

منتوگمری بار دیگر به کتاب نگاه کرد... زیر لب گفت: ای وای اشتباه کردم! من بالاییشو گفتم!!!

.......................
2.
تف باعث میشه که قسمتی از روح که از سرنوشت آگاهه از بدن جدا بشه و مورد آزمایش قرار بگیره. بعد چون یک نوع انگله باید یک بدن یا شی دیگر برای خودش پیدا کنه، به تفاله ها میچسبه و به طور واضح سرنوشت آن فرد را نشان میدهد. و وسیله ی بسیار خوبی برای دیدن طالع افراد است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من اومــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم!!!
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: یکشنبه 31 خرداد 1388 00:19
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف جلسه ی اول

1. رول کوتاهی در مورد یکی از دانش اموزان بنویسید. در این رول، شکلی که وی در لیوان تفاله خود دیده و عکس العمل وی را شرح دهید.رول شما باید حداقل 10 خط و حداکثر 15-16 خط باشه. در همین تاپیک.(20 امتیاز)


سپتیما افنجان را با اکراه برداشت و بعد از نگاهی پر از انزجار رویش را برگرداند . سپس تعداد فنجان های کلاس را شمرد و به پروفسور مونتگومری گفت: استاد تعداد فنجون ها با تعداد بچه ها برابر نیست باید دو نفر به صورت اشتراکی کارشونو انجام بدن می شه من با یکی هم گروهی بشم؟

مونتگومری که بعد شنیدن کلمه ی استاد و کمی نرم شده بود و به خاطر مهم بودن تفاله های لیوانی که سپتیما داشت گفت:اشکالی نداره فقط سرو صدا نکنین.

سپتیما بعد از تبسمی رو به سوسکی کرد که بر روی میز بقلی نشسته بود و گفت: ریتا اگر کمکم نکنی می گم دوباره خودت رو تبدیل به سوسک کردی سر کلاس ؟

ریتا به حالت اول برگشت . لیوان و کتاب را از دست سپتیما گرفت وبعد از خواندن چند صفحه از کتاب و بررسی تفاله ها با بدخلقی گفت: من که چیزی نمی بینم . اون خط کش شابلون دارتو بده.

_تو از کجا می دونی من از این خط کشا دارم؟

_یک دفعه که خوابالو بودی به جای کیف لوازم آرایش به من اون جا قلمیتو دادی.زودباش یک قلم پری چیزی هم بده باهاش.

سپتیما که حدس زده بود ریتا چه قصدی دارد گفت: حالا چرا از وسایل خودت استفاده نمی کنی.

ریتا جامدادی رو از دست سپتیما قاپید و گفت :چون من ناظرم
سپس یک شکل درخت با شابلون (کوچک !) و قلم پر ،با تفاله ها به دقت درست کرد . در همین هنگام مونتگومری گفت :وقت تمومه (ریتا شابلون و قلم پر را به درون جا قلمی انداخت و اصلا به سپتیما توجهی نکرد.) اول در باره ی تفاله های مربوط به چایی که من خوردم دوشیزه سپتیما ویکتور توضیح می ده.

_ام...در میان تفاله های این چای من یک درخت سبز می بینم که معنیش اینه که شما تا آخر عمرتون شاداب و سلامتید و همچنین عمری طولانی دارید.

_به این می گن یک پیشگویی واقعی 10 امتیاز برای هافلپاف.

2.در چند خط،اهمیت تُفی بودن تفاله ها را شرح دهید.(غیر رول!10 امتیاز)

پیش گویان قدیمی انسان هایی مهربان بوده و به جای این که از خون یک فرد استفاده کنند و اون فرد رو آزار بدهند،به دنبال راهی کم درد تر برای مشتریان خود گشتند تا به کار ببرند و متقاضیان بیشتری هم داشته باشند. بعد از سال ها تفکر آن ها به این نتیجه رسیدند که آب دهان راه حل مشکلشان هست . سپس برای این که به طور مستقیم نمی خواستند با آب دهان افراد تماسی پیدا کنند . از تفاله ی چایی که مشتریانشون می خوردند، که حاوی آب دهان (و تف) آن ها بود استفاده کردند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

[i][size=small][color=FFFF00]If you wish for something long enough, it will definitely
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 23:02
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا

تکلیف شماره ی 1: رول کوتاهی در مورد یکی از دانش اموزان بنویسید. در این رول، شکلی که وی در لیوان تفاله خود دیده و عکس العمل وی را شرح دهید.رول شما باید حداقل 10 خط و حداکثر 15-16 خط باشه. در همین تاپیک.(20 امتیاز)

آبرفورث به شدت ترسیده بود و علاوه بر ناخن ها،دندان ها و لبان (!) خود را پشت سر هم می جوید و صورتش همانند خیار به رنگ سبز در آمده بود!

دستش را آرام آرام به سمت لیوان برد تا شکلک خود را ببیند.از ترس جلوی چشمانش را گرفته بود و جرئت نمی کرد لیوان را نگاه کند.سرانجام با قلقلک موذیانه ی پیوز مجبور شد دستش را از روی چشمانش بردارد.

-هوی بوقی!مگه باهات شوخی دارم؟... کارت خیلی بد بود!

پیوز که قصدش تنها شوخی بود،محضونانه برگشت و شروع کرد به گریه کردن!آبرفورث بدون توجه به پیوز به لیوان خود نگاه کرد و...


آبر: هه....شتر!


و باخنده کتاب خود را باز کرد...

طبق روایات ،شتر نماد فلاکت،بدبختی،بلاک و... یا از دست دادن گله ی عظیمی از بز بر اثر حمله های یک گله شتر و از دست دادن میلیون ها گالیون است!

آبرفورث به شدت متعجب شده بود و اثری از لبخند بر لبان وی دیده نمی شد.ناگهان همانند پیوز شروع کرد به گریستن...

-نه.....طفلک بز های بیچاره ی من... بیچاره جونیورام!

و مونتگومری بیل خود را برداشته و با چشمانی خون آلود به سمت آبرفورث حرکت کرد...

تکلیف شماره ی 2:در چند خط،اهمیت تُفی بودن تفاله ها را شرح دهید.(غیر رول!10 امتیاز)

در روزگاران قدیم،از چند ماده به عنوان ماده ی چسبنده استفاده می کردند که آنها شامل موارد زیر می شوند:

1:گلاب به روتون ماده ی درون دماغ!

2:استفراغ!

3:مخلوط خلت و آب دهان یا همان تف!

در آن زمان،این سه ماده را به عنوان مایع مقدس برای تطهیر معبد مرلین استفاده می کردند که امروزه،به دلیل خواص چسبندگی بالای این سه ماده،از آنها در فنجان های پیشگویی و حتی در مهمانی های بزرگ (به عنوان نوشیدنی!) مورد استفاده قرار می دهند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/3/30 23:03:30
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/3/31 10:52:12
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/3/31 10:58:20
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/3/31 11:03:43
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/3/31 11:07:26
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 15:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1)


برتا با بی حوصلگی فنجان چای را از روی میز برداشت و به درون آن نگاه کرد. لیوان را در جهت های مختلفی چرخاند تا شاید چیزی در آن ببیند. این احمقانه ترین کاری بود که در عمرش انجام داده بود. بالاخره حوصله اش سر رفت و گفت:
-پروفسور، من نمی تو نم هیچ شکلی رو توی این ببینم!

پروفسور به برتا نگاه کرد و با عصبانیت گفت:
-جای تعجب نداره؛ منم اگه جای تو بودم هیچی توی اون فنجون نمی دیدم. مگه نگفتم که تفاله ها رو بریزین توی پیشدستی؟ چرا به حرفم گوش نمدی دختر احمق؟

برتا با خجالت سرش را پایین انداخت و زیر لب گفت:
-ببخشید پروفسور.

سپس تفاله ها را در پیشدستی ریخت و به آنها خیره شد. شکل خاصی را در میان آنها تشخیص نمی داد. بار دیگر نا امید شد و می خواست به پروفسور بگوید چیزی نمی بیند که ناگهان موفقشد یک بیل را در میان سایر اشکال بی معنی ببیند. با خوشحالی کتابش را باز کرد تا به صفحه ی مورد نظر رسید:

بیل: شما باید زیر دست یک گورکن کارکنید؛ چون در آینده گورکن می شوید.

برتا کتابش را بست و با وحشت به پروفسور مونتگمری نگاه کرد.



________________________________

پ.ن: گفته بودین بین 10 تا 16 خط، ولی پست های قبلی طولانی تر هستند. اگه این کمه بگین یه کم بهش آب ببندم!

________________________________

2)


در هنگام پیشگویی چای باید حتما تفی باشد زیرا در غیر این صورت(یعنی اگر خشک باشد) تفاله ها هنگام ریخته شدن از فنجان به پشدستی، به صورت مستقیم پایین نمی ریزند و در نتیجه اشکالی که به وجود می آیند واقعی نیست. پس ممکن است در پیش گویی اشتباه صورت بگیرد و فاجعه ای رخ بدهد.

نکته ی دیگر این است که امکان دارد در اثر وزش باد تفاله های خشک (غیر تفی) در پیشدستی به حرکت در آیند و شکل نادرستی تشکیل شود.

چون تفاله های تفی چسبناک و سنگین تر هستند، اتفاقات بالا برای آن ها نمی افتد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط برتا جورکینز در 1388/3/30 16:21:02
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 15:38
نمایش جزئیات
آفلاین
1-
تدی آب دهان خود را پائین داد و با حالت چندش اوری به لیوان خیره شد.

سپس به آرامی به اطراف نگاه کرد و با استفاده از چوب جادو یک دستکش نامرئی ظاهر و در دستش کرد و با انزجار خاصی تفاله ها را برداشت و روی پیشدستی ریخت. و سعی کرد شکلی را در درون آن ببیند.

پس از مدتی یکی از دانش آموزان گفت: آقا من از کجا بفهمم سگم سیاهه یا نه؟

-باید تفاله ها کلشو پوشش بدن.

تدی با ترس و لرز به تفاله ها نگاه کرد.

یک مرغابی که کاملا توسط تفاله ها پوشانده شده بود روی پیشدستی خودنمایی کرد. تدی سعی کرد به سرعت با فوت کردن آن را عوض کند اما تفاله ها تکان نمیخوردند. تف ویزلی چقدر غلیظ بود.

تدی درحالی که سرتاپایش می لرزید کتاب پیشگویی را برداشت و سعی کرد معنای مرغابی سیاه را پیدا کند و لحظاتی بعد جیغش به هوا رفت:


مرغابی سیاه: این شکلک به معنای شکنجه شدن و بیهوش شدن توسط ورد شکنجه است


مونتگومری نیز که به شدت از برهم خوردن آرامش کلاس، اعصابش به هم ریخته و آرامش خودشم به هم خورده، حس مرگخواریتش گل میکنه و با استفاده از چوبدستی طلسمی رو روی تدی انجام میده:

-کروشیو.

تد:

لحظاتی بعد تدی بیهوش کف کلاس افتاده بود . پیشگویی اتفاق افتاده بود و هم اکنون مونتگومری بچه ها را به ادامه کار دعوت می کرد
تد:
دانش آموزان:



2- ما در اینجا به تفسیر کلمه تفاله می پردازیم. تفاله در حقیقت تف آلة هستش که در زمان فارسی بصورت تف آلت در میاید. پس تفاله می شود آلت تف. یعنی ابزار تف کردن، پس هرچه تف آن بیشتر باشد بهتر میتواند تف کند!!! اما در پیشگویی، از آنجا که هرچه جسم خیستر باشد چسبندگی آن بیشتر است درنتیجه اشکال کمتری بوجود آمده و آینده روشنتری را بیان می کند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 15:02
نمایش جزئیات
آفلاین
1_بیدل ساکت نشسته بود و به حرف های منتگومری گوش می داد
، گاهی اوقات هم به کتابچه جلویش سیخی میزد ،داشت به شکلی که برای خودش می امد فکر می کرد که به خودش اومد و دید منتگومری درسش را به پایان رسانده و تکلیف را هم گفته بیدل هم بعد از گذشت چند دقیقه فهمید باید چی کار کند و او هم مثل
بقیه بچه ها شروع کرد به ریختن تفاله ها در پیشدستی، وقتی
همه تفاله ها در پیشدستی قرار گرفتند، بیدل نگاهی اندرون پیشدستی کرد اما از تفاله ها هیچ شکلی نتوانست پیداکند
با این حال نا امید نشد و باز هم تلاش کرد ولی نتیجه تغییری نکرد.
بیدل نگاهی به دورو برش انداخت ،همه سخت در تلاش بودند و مونتگومری هم درون برگه های زیادی داشت دستو پا می زد و کلاس به شدت ارام بود .
بیدل زیر لب به بادراد که کنارش نشسته بود گفت:تو شکلی پیدا کردی .
بادراد:اره یه دختر دیدم با ... بازم یه دختره دیگه اخ جون
بیدل:اجب شانسی دارم من
و دوباره نگاهی به پیشدستی انداخت و شکله یک گوسفند را دید
به شدت تعجب کرد وقتی بیشتر دقت کرد یک جاروی پرنده و افتابه
را دید، از خوشحالی چیز نمانده بود که منتگومری را بقل کند ولی سریع کنترول خود را بدست گرفت و دونبال معنیه نشانه در کتابچه رفت.
در همان اول فهمید افتابه یعنی در اینده بشدت چاق و بی ریخت خواهد شد ،بعد از کند و کاو زیاد در کتاب در یافت معنیه جاروی پرنده این است که امسال گروه انها در مسابقات پیروز خواهدشد ولی هرچه دنبال معنی گوسفند گشت پیدا نکرد ...
منتگومری از پشت میزش فریاد زد:1 دقیقه وقت مانده
بیدل:
بیدل در یکدقیقه باقی مانده تمام توان خود را به کار برد ولی فایده ای نداشت ومنتگومری اعلام کرد:وقت تمام است.
پرفسور اول به سراغ بیدل امد وگفت:نتیجه رو برام شرح بده.
بیدل با لکنت گفت:...خوب ...یک افتابه اومد یعنی چاق می شم
و... یک جاروی پرنده که یعنی ما در مسابقات پیروزیم و ... خوب یک ...گوسفند(بچه های کلاس: / منتگومری:)که خوب ...
تو کتاب معنی شو پیدا نکردم.
منتگومری: خوب معنیش اینه که تو... تو این ماه باید یک کار سخت بکنی در واقع قیر ممکن و بسیار خطر ناک مثل اموختن سواد به اژدها یا خر.
بیدل: (و به اینده تباه شدش می اندیشید)

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
2_تفی بودن چای خیلی مهمه و از نکاته اساسیه کاره و هرچه تفاله ها تفی تر باشن نتایج بهتر بازتاب می شن و نکته دیگر در مورد تفی بودن تفاله ها این است که بچه ها از انها چندش پیدا می کنند و در تفاله ها نیروی جادویی بیشتر خواهد شد که به همین جهت بیشتر دختران در این شاخه از پیشگویی موفقترند نسبت به پسران، چون دخترها از این چیزها بیشتر چندشی می شن تا پسرا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بیدل در 1388/3/31 14:33:47
ان زمان که بنهادم سر به پای ازادی
دست خود ز جان شس�
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 14:54
نمایش جزئیات
آفلاین
1

تدي با حالت چندش آوري به ليوان نگاه كرد و گفت :
- عجب تفاله اي ...!

تدي در حالي كه به ليوا ن نگاه مي كرد جيمز را صدا زد :

- جيمزي ... هي جيمز ...فكر مي كني خطري داشته باشه اگه اونارو با " وينگارديوم لويوسا" از ليوان در بيارم ؟

- من يه فكر بهتر دارم
- چه فكري ؟
- اينجا رو باش ...
با يك حركت ليوان هاي دوتا از خيكي هاي ي اسليتريني را بروي زمين انداخت .

مونتگومري از شدت صداي شكستن ليوان ها برگشت و با خشم به دو دانش آموز اسليتريني نگاه كرد .

- آقاي چالسون ، آقاي ديزل ، به خاطر اين كارتون 20 امتياز از اسليترين كم مي كنم .
- پرو فسور ولي...
- ساكت شين و ببينين چه تصويري براتون تشكيل شده ...
سپس به سمت صندلي اش رفت ، روي آن نشست و به خواب رفت .
جيمز در حالي كه به آن دو دستش را براي گرفتن ليوان تدي دراز كرد و گفت :
- بده بينيم چي داري ... ناگهان تدي او را صدا زد ...
-جيمز ... اونجا رو نگاه كن ! و با انگشت به تفاله هاي ريخته شده روي ميز جيمز اشاره كرد . جيمز به دقت به آن نگاه كرد . سرما به شدت در درون بدن او در حال انتشار بود .

-
- تدي من ميميرم
با گريه هاي جيمز مونتگو مري از خواب بيدار شد و با سرعت به سمت او روان شد .
-چي شده ؟
و به تصوير تشكيل شده از تفاله هاي روي ميز نگاه كرد . بعد گفت:
- جيمز آروم باش . اين سگ كاملا سياه نيست،خالداره . سگ خالدار هم نشونه ي خوبيه .
- چي ؟
--------------------------

2

اولا تفاله هايي كه ما مي خوايم براي پيش گويي استفاده كنيم بايد حتما تفي شده باشن .

چرا ؟

به اين علت كه سه عنصرن كه باعت مي شن به وسيله ي تفاله چاي پيشگويي انجام بشه:

1. آب
2. چاي سبز
3. آب دهان كه به دليل دارا بودن "ph 3 " باعث مي شه پيوند مولكول هاي آب بشكنه و با كلسيم موجود در آب دهان پيوند بده .

دوما از طريق مخلوط شدن آب دهان فرد با تفاله هاي چاي ، شخصيت و طالع اون فرد نيز به تفاله ها منتقل مي شه كه اين خودش گام اول در تشكيل دقيق تصويره .

به هر حال ديدگاه هر كس نتيچه ي طرز تفكر اوست .

با تشكر از پروفسور مونتگومري .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روونا ریونکلاو در 1388/3/30 14:56:18
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 02:15
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه اول درس پیشگوئی

در با صدای خیفی باز شد و چهره پیر و استخانی مونتگومری در چهارچوب در نمایان شد. چهره وی عمیقا شبیه به خودش و سن وی با کسانی که قبلا مدرسه رفته بودند مطابقت داشت. مونتگومری بدون گفتن حتی کلمه ای وارد کلاس شد و بسوی میز خود رفت. کلاس درس، که در اتاق شیروانی مدرسه قرار داشت، یکی از تاریکترین اتاقهای مدرسه بود. دود و بخار فضای اتاق را پر کرده بودند. تنها منشاء نور اتاق، سوسوی کور خورشید بود که از لابلای پردهای کثیف اتاق،راهی بداخل پیدا کرده بود. میزهای کوچک و قرمز رنگی در ردیفهای منظم پشت سر هم چیده شده بودند.بر روی هر میز،گوی کوچکی دیده میشد. در کنار گوی،لیوانی که پر شده از تفاله چای بود قرار داشت.دانش آموزان که همچنان حیرتزده بودند به پرفسور مونتگومری و بیلی که وی همراه خود آورده بود چشم دوختند. مونتگومری سرفه خفیفی کرد و بعد با لحن ملایمی گفت: سلام!به کلاس پیشگوئی،مکانی عرفانی و ایدآلیستیک خوش آمدید. من پرفسور مونتگومری مونتگومری،دارنده دیپلم پیشگوئی و فوق دکترای گورکنی از همین مدرسه هستم. امیدوارم این ترم سال خوبی رو در کنار هم داشته باشیم.
مونتگومری لبخند ساختگی زد و بعد مشغول گشتن در جیبش شد. پس از چند دقیقه سکوت، مونتگومری کاغذ قدیمی و رنگ و رو رفته را از جیبش بیرون کشید و از روی آن شروع به خواندن کرد:عزیزان و دانش آموزان، مبحث فوق مهم پیشگوئی به چند قسمت مختلف تقسیم میشود؛ از مسائل بسیار خوش آیند و دلنشینی همچون کنکاش درون تفالهای تُفی چای گرفته تا جستجو درون گوی های جادوئی. این ترم ما فقط چهار، پنج و شاید هفت قسمت را مورد بحث قرار بدهیم.



مونتگومری با صدائی که دانش آموزان را دقیقا بیاد صدای خودش می انداخت، برایشان از دشواری مبحث پیشگوئی توضیح داد و در آخر گفت: امروز ما وقتمون رو صرف کنکاش در تفالهای چای میکنیم. نگران نباشید،تفالهاشون کاملا بهداشتی هستن و فقط تف معلمین بهشون برخورد کرده.
وی این را گفت و بعد با دستانش به لیوانهای چای بر روی میزها اشاره کرد.
- خب...این یکی از اندک وقتهائی هست که شما اجازه دارید در چای معلمها دست ببرید!از این فرصت استفاده کنید.
وی این را گفت و بعد چوبش را از ردای کهنه و عجیبش بیرون کشید:اول باید تفالها رو بر روی یکی ازپیشدستی ها بریزید، و بعد باید سعی کنید حداقل دو تصویر از توش دربیارید. تصاویر رو بخاطر بسپرید. بعد، کتابچه کوچکی رو که بر روی میز هست رو بردارید و تصویر مورد نظر رو توش پیدا کنید.در اونجا تمامی تصاویر تفسیر شدن اون وقت بدونید که هرچیزی که کتاب گفت سرتون میاد. فقط ازتون خواهش میکنم بعد از خوندن توضیح "سگ سیاه" جیغ نزنید،ارامش کلاس باید حفظ بشه،حتی بعد از فهمیدن خبر مرگ شما


مونگومری این را گفت و بعد کتابچه کوچکی را از روی نزدیکترین میز برداشت.مونتگومری کتابچه کوچک را، که جلد کلفت و قهوه ای رنگی داشت ، باز نمود و دوباره شروع به گفتن کرد:< مثلا تصویر بیل یعنی خوشبختی،تصویر صندلی یعنی تنبلی،تصویر یویو یعنی زندگی زیبا و....بگردید و هر تصویری که پیدا کردید رو بخاطر بسپرید.کارتون رو بادقت انجام بدین! زندگیتون به این کار بستگی داره...مبادا سگ سیاه تو تفالتون پیدا بشه!> وی این را گفت و بعد رو به تدی، که لیوانش را از روی میز گرفته بود، گفت: آها...انتخاب خوبیه!تُف پرفسور ویزلی توی این چائی هست. همین امروزاین لیون رو ازش گرفتم.
تدی آب دهان خود را پائین داد و با حالت چندش اوری به لیوان خیره شد.

رول کوتاه

یکی از نکات مهم در رول نویسی، اندازه پست و منظم بودن چهره پست میباشه. چهره پست در درجه اول، میتونه خواننده رو از خواندن پست صرف نظر و یا به علاقمند کنه. برای مثال، اگر پستی بسیار دراز و بلند باشه، طبیعتا افراد کمتری مایل به خواندن پست هستن. یک رول مناسب، که هم از توصیف خوب و استفاده بهینه از دیالگ برخوردار هست نباید زیاد بلند باشه، گرچند هیچ محدودیتی در اندازه پست وجود نداره. یک روش از رول نویسی،نوشتن یک رول کوتاه با چند کلمه(مثل بازی با کلمات) و یا سوژه میباشه.در این نوع از رول نویسی،داستان بیشتر از 15 سطر نیست و نویسنده سعی میکنه داستان رو خوب گرد کنه. البته توجه داشته باشید که پست پایان ناگهانی نداشته باشه.

تکالیف:

1-رول کوتاهی در مورد یکی از دانش اموزان بنویسید. در این رول، شکلی که وی در لیوان تفاله خود دیده و عکس العمل وی را شرح دهید.رول شما باید حداقل 10 خط و حداکثر 15-16 خط باشه. در همین تاپیک.(20 امتیاز)

2- در چند خط،اهمیت تُفی بودن تفاله ها را شرح دهید.(غیر رول!10 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مونتگومری در 1388/3/30 2:20:57
ویرایش شده توسط مونتگومری در 1388/3/30 14:10:45
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!


[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
Re: كلاس پيشگويي
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1388 23:04
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس پیشگویی در ترم هشتم تابستانی توسط پرفسور مونتگومری تدریس خواهد شد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری