فقط مرگ سیریوس تونست اشک منو در بیاره! اما خوب قسمت های زیادی بود که عمیقن منو ناراحت کرد مثل مرگ دابی ، مرگ دامبلدور ، فرد، لوپین ، تانکس ، کریوی ها و یکی هم فصل آخر کتاب 7 . واقعن چرا هری پاتر تموم شد؟
لحظه ای که لوپین وتانکس رفتند. توی جنگل ممنوعه وقتی هری برای مرگ خودش رااماده کردوبه گوی زرین گفت الان پایانه. لحظه ی بعدش که باسنگ پدرومادرش باسیریوس وریموس رااورد. مرگ سیریوس نامه ی پرسی البته برای نامه ی پرسی گریه نکردم فقط می خواستم خفه اش کنم.
I close my eyes, only for a moment and the moment's gone All my dreams pass before my eyes in curiosity Just a drop of water in an endless sea All we do crumbles to the ground, though we refuse to see Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky It slips away and all your money won't another minute buy Dust in the wind All we are is dust in the wind Everything is dust in the wind
دو جا:(البته فقط در حد يه قطره) 1-مرگ سیریوس بلک 2-بعد از مرگ دامبلدور که هری به یاد آورد که دامبلدور بهش گفت در آینه نفاق انگیز چی میبینه(يه جفت جوراب)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خوب زندگی کن. بزرگ شو و... کچل شو! بعد از من بمیر و اگه تونستی با لبخند بمیر. توی کارات دودل نباش. ناراحتی چیز باحالی برای به دوش کشیدنه ولی تو هنوز خیلی جوونی!
hermionejain نوشته: کینگزلی عزیز یعنی می خوای بگی تو ناراحت نشدی که همه مردن؟ خوب یه نفر،دونفر،نه ده نفر اونم همش شخصیت های اصلی کتاب.وقتی دامبلدور مرد دلم می خواست یکی اسنیپ رو خفه کنم یکی رولینگ رو.
کینگزلی عزیز یعنی می خوای بگی تو ناراحت نشدی که همه مردن؟ خوب یه نفر،دونفر،نه ده نفر اونم همش شخصیت های اصلی کتاب.وقتی دامبلدور مرد دلم می خواست یکی اسنیپ رو خفه کنم یکی رولینگ رو.
hermionejain نوشته: با نظر مرلین کاملا موافقم.رولینگ تو کتاب آخر نمی دونست با شخصیتاش چی کار کنه زد همرو کشت.کلا کشتارگاه راه انداخته بود. رون عزیز می خوای نظر بدی خواهشا اول نوشتت رو بخون بعد نظر بده.ازش غلط املایی می چکید:دی
ببخشید شما می خواستین تو جنگ به اون بزرگی همه زنده بمونن؟؟ مثه ارباب حلقه ها که آخرش یه نفر از شخصیاتا مهم نمرد. تازه جنگشون خیلی بزرگ که نمیشه گفت خیلی عظیم تر از نبرد هاگوارتز بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
((((وقتی بارون میاد همه ی پرنده ها دنبال سرپناهن اما عقاب بالاتر از ابرا پرواز میکنه))))
با ارزش ترین گنجینه ی هر انسان هوش سرشار اوست
" خداوندا ، آرامشــی عـــطا فـــرما ، تا بپـــذیرم ، آنچه را که نمیتوانم تغیــیـــر دهم " " شهامتی که تغییر دهم ، آنچه را که میتوانم ، و دانشی که ، تفاوت این دو رو بدانم "
##درمونی نیست به این پادزهر شیطان توی کلیسام هست اونی نیستم که میشناختن از من بکش بیرون بشین پا حرف روی دستام یه شیر دارم که هنوز قدرت میده به این باور فرصت میده به این لاغر من دنیای سفید ساختم و سیاه کم داشت##
با نظر مرلین کاملا موافقم.رولینگ تو کتاب آخر نمی دونست با شخصیتاش چی کار کنه زد همرو کشت.کلا کشتارگاه راه انداخته بود. رون عزیز می خوای نظر بدی خواهشا اول نوشتت رو بخون بعد نظر بده.ازش غلط املایی می چکید:دی