جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

54 کاربر(ها) آنلاین هستند (50 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
53 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] خوابگاه دختران ریونکلاو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: پنجشنبه 3 شهریور 1384 20:21
نمایش جزئیات
آفلاین
در خوابگاه دختران :
لونا : اه حوصلم سر رفته از وقتی آوریل رفته دیگه این جا صفا نداره!
دزیره : آره راست می گی منم حوصلم سر رفته
پادما : راستی شما نمی دونین فلور کجا غیبش زده؟
تو همین موقست که در باز می شه و فلور و پنی ( پنه لوپه اگه اشکالی نداره می گم پنی از این به بعد اوکی؟ ) و آوریل خودشونو می چپونن تو
آوریل ( راجر ) :
لونا : واااااااااااااااای آوریل واقعا حلال زاده ای !
پادما رو به پنی می گه : ببخشید شما؟
پنی : من پنه لوپه کلیر واتر هستم وفادار ترین عضو گروه!!!!!!
( مردم چه دروغا که نمی گن! )
فلور : بچه ها آوریل جونم نرفته!
و دوباره آوریل ( راجر ) رو می بوسه! :bigkiss:
تو همین موقع راجر با خودش فکر می کنه :
وای کاشکی یه گاله از این معجون تغییر شکل داشتم!
یه دفه یه صدای بوف بلندی در میاد و ...
پنی که داشت از ترس می لرزید می گه : این چی بود ؟؟!!
پادما : این دستگاه خائن یابه!!
دوباره همون صدا به گوش رسید
لونا : دو نفر از شما خائنین!
آوریل ( راجر ) : صبر کن ببینم کی اینو این جا کار گذاشته؟!
لونا : معلوم شد... هویت اصلیتو رو کن ترسوی کثیف اینو حمید جووووون این جا کار گذاشته!
پنی با خودش فکر می کنه:
ای بابا ما که شانس نداریم هنوز نیومده میندازنمون بیرون اشکال نداره می رم پیش پسرا!
پادما : یالا آوریل نما بگو کی هستی؟!
ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: پنجشنبه 3 شهریور 1384 17:29
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچر عزیز خیلی ممنون از تذکرت.البته اول ناراحت شدم که با یه لیوان آب حل شد.چون شخصیتی که انتخاب کرده بودم به نظرم خیلی بامزه بود.در هر حال مهم نیست.ادامه ی نمایشنامه ی ارنی رو نوشتم.امیدوارم ایراد های قبلی رو نداشته باشه.
..................................................................................................................................................................................
در همین لحظه در تالار باز میشه و یک هیکل دخترانه در درون در ظاهر میشه.
راجر:فلور!
فلور:آوریل!
راجر و فلور همدیگه رو بغل میکنن.
فلور:مگه تو نرفته بودی؟
راجر:خب...
فلور:تو خوابگاه اینا چیکار میکنی؟
راجر:ا...
برمیگرده و باالتماس به بقیه نگاه میکنه.
پسرا:
فلور:بیا ببینم.
بیرون میرن.
صدای شخص ناشناسی میگه:بازی تموم شد.
پسرا برمیگردن.یه دخترلاغر مردنی مو مشکی جلوشونه.
ارنی:تو دیگه هستی؟
دختر:پنه لوپه کلیر واتر.
حمید:این خواهرمون عضو جدیده.
پنه لوپه:ما همدیگه رو میشناسیم؟
حمید:بله دیگه...
سام:نمیخواد توضیح بدی.خودمون فهمیدیم.
پنه لوپه:من همه چیزو شنیدم.حالا هم میرم لوتون میدم.
پسرا:نــــــــــــــــــــــــــــه
پنه لوپه:
پنه لوپه:به یه شرط لوتون نمیدم.
ارنی:چه شرطی؟
پنه لوپه:به شرطی که اجازه بدید جاسوس تون بشم.
سام:یعنی برامون خبر بیاری؟
پنه لوپه:یه همچین چیزایی.البته وقتی باشما هستم تیپ پسرونه میزنم.
کریچ:ما یه مشورت کنیم...
ارنی:(با صدای آروم)این فقط دلش میخواد مثه پسرا بگرده.وگرنه یه دختر نمیتونه جاسوس خوبی باشه.
پنه لوپه:من که اینطور فکر نمیکنم.
پسرا:ماااااااااااااااا
سام:این چند تا گوش داره؟
پنه لوپه:چهل تا.
پسرا با آروم ترین صدای ممکن ادامه میدن.
حمید:به نظر من این خواهرمون نیتش خیره.
کریچ:نه که نیت تو هم خیره.
سام:از نظر من ایراد نداره.
ارنی:بعد اگه راجر پوستتونو کند به من ربط نداره ها...قبوله...
پنه لوپه:من الان میرم کمک راجر فلورو میپیچونم.نقشه رو هم میارم.
میره بیرون.
ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: چهارشنبه 2 شهریور 1384 21:15
نمایش جزئیات
آفلاین
ـــــــــــــــــ تالار عمومی ــ 5 دقیقه بعد از تغییر شکل حمید ــــــــــــــــــــ
راجر یه گوشه نشسته و داره به خاطر فرصت از دست رفته غصه می خوره
حمید یه گوشه دیگه نشسته و داره به خاطر تبدیل شدن به کریچ غصه می خوره
کریچ یه گوشه دیگه نشسته و داره بخاطر اینکه یه تشنه قدرت دیگه مثل خودش بوجود اومده غصه می خوره.

سام:بابا چرا اینقدر سنقروس شدین؟(برای درک معنای سنقروس هیچ کاری نمی توان کرد. اما به پاورقی همین رول می توان مراجعه نمود)

ارنی: حالا فرصت هست هنوز
راجر در حالی که دماغش رو می کشه بالا:چه فرصتی ؟ خودمون که نمیتونیم درستش کنیم...می تونیم؟
سام:بار اول که از یکی کش رفتیم. حالا هم همون کارو می کنیم؟
کریچ:ها؟ مثلااز کی؟
سام:مد آی مودی تقلبی.
راجر:
ارنی:
کریچ:
حمید هنوز ناراحته
سام:خب من زمان برگردون هرماینی رو قرض می گیرم . میرم به سال چهارم. تازه ارنی رو هم می برم(چون میتونه از ورد آشیو استفاده کنه)
ارنی می پره وسط :تازه همین دیروز آن آشیو رو هم کشف کردم!
همه: چی هست؟
ارنی:خب برعکس آشیو دیگه.
سام:بیاین و دستشو دراز میکنه جلوی بقیه.
راجر:این چیه؟
سام:آب میوه اس . نکتار شش میوه. از همین دکه خریدم.
بقیه منهای حمید:
ـــــــــــــــــــ 45 دقیقه بعد ــ سال چهارم ـــ سرسرای بزرگ ـــــــــــــــــــ
سام :حالا وقتشه.
ارنی: اوکی...آشیو معجون شش میوه....آن آشیو نکتار شش میوه.
در یک چشم بهم زدن جای معجون ها عوض میشه.
ـــــــــــــــــــ5 دقیقه بعد از 45 دقیقه قبلی ـــ تالار عمومی راون ــــــــــــــ
راجر: آفرین به شما قهرمانان
حمید که به حالت طبیعی برگشته:که این طور...دزدی از یک استاد...حالا تو سال چهارم چه اتفاقاتی میفته
همه:
ــــــــــــــــــــــــ چند دقیقه بعد ــ همونجا ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راجر:خب حالا میمونه موی آوریل.
ارنی: حمید تو دیگه نداری؟
حمید:نخیر....مگه من چقدر تنفس دادم ؟
کریچ:می خواین من برم بیارم؟
راجر:
باشه ولی اول یکمی خودت می خوری ازش.
کریچ:به من چه؟ خب بده یکی از اون خر خاکیا بخورن.
همه:
ــــــــــــــــــــ1 دقیقه و 20 ثانیه بعد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
موهای آوریل روی سر یکی از خر خاکی ها در اومده.
راجر: خودشه. آفرین بر تو.
کریچ:
راجر تمام معجون رو سر میشکه......و تبدیل به آوریل میشه....
راجر با صدای آوریل:من این موفقیت رو به همه تبریل عرض مینمایم.
همه:
حمید:
در همین زمان در تالار باز میشه و یک هیکل دخترانه در درون در ظاهر میشه.
ـــــ به قول لونا :ادامه دارد..........ــــ البته توسط یکی دیگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: چهارشنبه 2 شهریور 1384 14:13
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچر:
راجر:
سام:
همه:
راجر: این چرا داره این قدر زشت میشه
کریچر : به نظر من که خیل هم خوشگله
سام: شاید اولشه این طوری میشه بعدا درست میشه



حمید به این شکل در می یاد
تصویر تغییر اندازه داده شده












سام: مثل اینکه اون موی کریچ بود نه آوریل
راجر: شانس آوردم
حمید: ای خدا من نمیخوام
ارنی: کاریش نمیشه کرد باید وایستی تا اثرش از بین بره
کریچر: من یک بازو بند به دستم میبندم تا با اون اشتباه نگیرینم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: چهارشنبه 2 شهریور 1384 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
راجر: توی دفتر اسنیپ من یه معجون تغییر شکل دید!
همه ی پسرا:
حمید : من یه تار موی آوریلو دارم!
همه : از کجا؟!
حمید :;-)
سام : خب بسه دیگه ما که می دونیم حمید تو کار تنفس مصنوعیه ولش کنین بدبختو!
راجر : خب کی میاد به من کمک کنه برم معجونو بیارم؟
سام : من که نیستم!
ارنی : روی منم حساب نکن !
حمید : من و دزدی؟! لا اله الا ا...
کریچ : این جوری بهم نیگا نکن نمیام!
راجر : کریچ تو باید بیای
کریچ : اه بابا من چه گناهی کردم؟!
راجر : بسه دیگه بیا!
***************نیم ساعت بعد ***************
سام : من می خوام بخورمش...

راجر : مال منه!
حمیداز این دعوا استفاده می کنه و معجونو که حاوی موی آوریل بود می خوره...

ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: چهارشنبه 2 شهریور 1384 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
ـــــــــــــــــــــ ساعت 11:30 شب خوابگاه دختران ــــــــــــــــــــــــــــ
همه دختران در حال گریه هستن و دارن با آوریل روبوسی می کنن:
فلور: حالا نمیشه نری؟
آوریل:
گابریل:نرو!
پادما:حالا چقدر طول می کشه؟
آوریل:چند ماه بیشتر طور نمیده
دوباره همه دخترا-اوریل:
آوریل یه بار دیگه با همه روبوسی میکنه. وقتی روشو بر می گردونه ارنی رو میبینه که داره یه چیزی می چسبونه روی دیوار.
دخترا :
آوریل:تو چطور اومدی تو؟
ارنی:
فلور:هووووووووووووی ارنی! چطور اومدی تو؟
ارنی:
همه:
دزیره:آهای پسره.
ارنی: اااا با منین؟ سلام!
فلور:تو چطوری اومدی تو؟
ارنی:ها؟....چیزه....چیز...راستش...
آوریل:بوق و چیزه....بوق و چیزه(بوق اول با بوق دوم تفاوت داره. بوق دوم بیناموسی تره!)
ارنی:
پادما:یا میگی یا...
ارنی:میگم میگم....راستش...یادم نیس.
همه:
ارنی:به ریش مرلین قسم راس می گم.
فلور :پس زودتر برو بیرون...همون جوری که اومدی.
ارنی:باشه...واندشو در می آره و میره کنار پنجره:آشیو جارو.
جارو کنار پنجره ظاهر میشه و بعد ارنی سوار بر جارو از آنجا دور شد..
دخترا:
ارنی رو به دوربین:
ـــــــــــــــــــــــ ساعت 3:25 نیمه شب! ــــ کنار شومین ـــــــــــــــــــ
راجر: خب بچه ها باید یه نقشه درس حسابی بریزیم!
کریچ: که چیکار کنیم؟
راجر:آی کیو من باید اون نقشه رو بدست بیارم.
کریچ: آهان! از اون نظر.
حمید:من اجازه چنین کاری به شما نمی دم. همین الان به دامبل زنگ میزنم (زنگ میزینم یعنی جغد می فرستم) میگم بش!
راجر:پس هیچ راهی برام نمی زاری.
حمید:منظورت چیه؟برادر کاری نکنی....
در همین زمان راجر یه ورد می خونه:هایدیوس حمیدیوس.... و حمید ناپدید میشه.
سام:واااااااااای راجر چرا اینکارو کردی؟ فردا برادرای حوزه قزوین میان بوق بوقمون می کنن.
شاهزاده:راس میگه راجر.
راجر:حالا کو تا وفردا...
ارنی:حالا چجوری میخوای بری تو خوابگاه؟
راجر:نمی دونم.برا همین جمع شدیم اینجا دیگه
کریچ:می خوای من برم نقشه رو بیارم؟
راجر:نخیر...فلور من اونجاس نمیشه که....این کار بی ناموسیه
کریچ:من خودم امین ناموسم...تشنه قدرتم...
راجر:کاش یه وردی بود منو دختر می کرد.
ارنی:خب مگه نیس؟
راجر: آخه آی کیو:
1:همچین وردی نیس(اگرم باشه خیلی سخته)
2:فکر کن دختر شدم...تبدیل به که بشم؟

ارنی:آوریل.
سام:ها؟ آوریل کجاس؟
شاهزاده:تو خوابگاه.
کریچ:نــــــــــــــــــــــــــــــه
راجر:بــــــــــــــــــــوق
کریچ:نه یعنی اینکه تو خوابگاه نیس....
سام:پس کجاس؟
کریچ:رفته کنسرت...کنسرت داره!!!
پسرا:
راجر:فهمیدم...گوشاتونو بیارین جلو....
پسرا:هیسیسسهسهسههسس شیشههس ممعععععسیتس
ارنی با صدای بلند:معجون شش میوه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راجر میزنه تو سر ارنی:آروم دیووونه.......

پسرا:
ـــــــــــــــــــــــــــــــ لطفا یکی ادامه بده ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 شهریور 1384 16:03
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچر:
دوست من اول از همه بهت خوش آمد میگم به تالار زیبای ما خوش آمدید . این پستت رو ویرایش کردم امیدوارم ناراحت نشی , من از همین جا از همه خواهش میکنم پستهای غیر اخلاقی یا بد و بی تربیتی نزنن چون کلاس تالارمون می یاد پایین از همتون مچکرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کريچر در 1384/6/2 12:10:01
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: دوشنبه 31 مرداد 1384 20:57
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچ:پس من چی منو دیگه راه نمی دین؟
حمید:واستا فعلا اگه به ما برسه تو هم پیش کش
کریچ:باشه و تو صف وای میسته
گیلدی:همینجوری داره یکی یکی دخترا رو مستفیض میکنه
برادرا دیگه نمی تونن این منظره رو تحمل کنن و هر کدوم می پرن یکی از دخترای ازاد رو می چسبن جوری که به گیلدی نمی رسه
حمید:حالا دیگه ما داریم تو نداری
بقیه برادرا:
--------------------
مرسی از دوستان خوبم لونا و کار اگاه که به دادم رسیدن :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Just green day
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: دوشنبه 31 مرداد 1384 15:54
نمایش جزئیات
آفلاین
حمید: لا اله الا ا... کی به شما اجازه داد وارد خوابگاه بشی؟!
ققنوس : ای بابا اینم که خروس بی محله!
آوریل : تازه داشت هیجانی می شدا!
گیلدی : خوب آوریل جون شما احتیاج به تنفس مصنوعی داشتین؟
آوریل : خب ... ام ... راستش...
حمید : نه کی گفته تو باید تنفس مصنوعی بدی؟
گیلدی : هو ... حواست باشه با کی داری حرف می زنیا!
حمید: ارزش ما نزد خدا به تقوامونه برادر!
گیلدی : خب... خب... بذار آوریل خودش انتخاب کنه...
آوریل : خب... ام ... راستش... با اجازه ی بزرگترا گیلدی!
حمید :
گیلدی : دیدی حمید ....
لونا : اااااااااااه بسه دیگه ... بالاخره نمی خواین کارتونو شروع کنین؟
پادما : راست می گه دیگه گیلدی یالا!
همه :
تو همین موقست که یه دفه کریچ وارد می شه...

ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: دوشنبه 31 مرداد 1384 14:08
نمایش جزئیات
آفلاین
...
لونا:ببخشید برادرا اینجا چیکار دارن؟!!
حمید:من چون سر شب بایکی از برادرا در حوزه قزوین صحبت داشتم مثل اینکه تنفس مصنوعی نه تنها حرام نمی باشد بلکه یکی از مستحبات هم نیز می باشد(این حرف ها رو مثل آخوند ها کش دار می گه) در کتاب تنفس المجاهدین نیز آمده دادن روزی یک تنفس به یک ساحره بهتر است از 70سال عبادت...اما خود تنفس انواع و اقسام های نیز دارد...در کتاب تنفس الساحرون آمده تنفس می تواند لحظه ای و می تواند کش دار باشد...تنفس لحظه ای که لحظه ای است و بس اما تنفس کش دار...در این نوع یه تنفس دهنده داریم و یک تنفس گیرنده تنفس گیرنده باید به طرف شخص متنفس رفته و نفسی عمیق همراه با طعم تنفس بکشد...

کریچر:ببخشید تنفس رو باید چه قدر طول بدیم؟!!
حمید:به ساعت زمانی زلزله بین 3 تا 15 ثانیه
سام:استاد آخه این خیلی کمه!!
حمید:نه این یک دفه است بعد ول می کنی و دوباره می چسبی
ققنوس:ببخشید چند بار باید نفس عمیق بکشیم؟
حمید:بله این رو یک بار بکشید به این حرکت نفس عمیق در هنگام رفتن به طرف تنفس دهنده انجام دهید در کتاب تنفس العالمین این حرکت اذن دخول نامگذاری شده...خوب درس تئوری واسه امروز بسه حالا عملی رو شروع می کنیم
خواهر آوریل لطفا یک قدم بیابید جلو و...

یه دفه گیلدی از سوراخی که تو خوابگاه دختران داره وارد می شه
گیلدی:مگه من مردم که تو می خوای به اینا تنفس بدی!!! ...برادرا بیرون خواهرا بمونن تو...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo