سلام. یه سوال داشتم: چرا مال من رو تایید نکردین؟؟؟من دفعه قبل یه معرفی کامل نوشتم بعد شما گفتید که یه ذره بیشتر بنویس که مثلا از کجا اومده و اینا و منم نوشتم ولی چرا واسم هیچی ننوشتید؟؟؟
معذرت میخوام به خاطر تاخیر اما متاسفانه شخصیت های خارج کتاب تائید نمیشن شما باید یا یکی از اونا رو انتخاب کنی یا شخصیتی خیالی بسازی ولی تمامی خصوصیات یک شخصیت هری پاتری رو توش بیاری
با اینکه خیلی برام فارسی تایپ کردن سخته ولی چون کوییرل عزیز و دامبلدور گفتن حتما اینکارو میکنم امیدوارم قبول کنید در ضمن بازم از همگیتون ممنونم که اینقدر زود جوابه منو دادید واقعا خوشحالم که اینقدر مسیولان این سایت پیگیر هستن امیدوارم بتونم جبران کنم حالا هم برای دست گرمی یکی از شخصیتهای کتاب رو معرفی میکنم و خوشحال میشم که تاییدش کنید تا فعالیت مثبتم رو توی این سایت شروع کنم.
نام:آرسینوس
نام خانوادگی:جیگر
گروه:گریفندور
معرفی کوتاه: من نویسنده ی کتاب مبانی معجونسازی میباشم نام اصلی من آرسینوس سیمون بود که به دلیل استفاده زیاد از جیگر در معجونهای خود به آرسینوس جیگر مشهور شدم و باز به دلیل جیگر بودن خودم به آرسینوس جیگر به توان دو تبدیل شده و به دلیل اینکه توان دو همواره مثبت است جذر بنده را گرفته و من را به فردی گاه منفی و گاه مثبت تبدیل کردن در واقع مثبت منفی آرسینوس جیگر من بعد از جیگربازیهای بسیار با کوله باری از دانش برای گرفتن مدرک فوق لیسانس در زمینه پرورش جیگر بار دیگر وارد هاگوارتز شدم و پس از تفکرات بسیار زیاد کلاه به دلیل رنگ پیراهنم(قرمز جیگری)مرا به گریفندور فرستاد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/8/15 20:23:23
نام: مچاله
نام خانوادگي:مچاله شده
سن:نا معين
گروه :گريفندور
رنگ مو: مو ندارد
نام مدرسه :هاگوارتز
وي در سال نا معيني به مدرسه ي جادوگري رفت و دوران تحصيل را با موفقيت به اتمام رساند و به علت نداشتن مو و مچاله بو دن دوستي پيدا نمي كند.
شخصیتهای ساختگی تایید نمیشن لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه رو انتخاب کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/8/15 20:15:22
[color=CC0000][b]قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!!!!! ميجنگيم تا آخرين نفس !!!! ميجنگي
نام: ماکا بلک سن : 20 سال نسبت : دختر پسر عموی ریگولوس و سیریوس بلک گروه اسلیتیرین توجه : پدر بزرگ مااکا برادرخوانده پدر ریگولوس و سیریوس می باشد البته اگر خانم جیکی رولینگ از این شخصیت خبر داشت چه نقشهایی در داستان به او نمیداد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دختری سفید با چشمانی درشت عسلی که همیشه از پس پرده ی گیسوان سیاه او با حالتی غیر دوستانه به اطراف خیره میگردد . او عادت دارد تا با شک های بی مورد خود باعث گرفتاری خود و دیگر اطرافیانش گردد . او در کودکی مادر خود را از دست داده و همراه پدر خود همیشه در سفر بوده . او دارای تخیل بالا و تاحدی در دنیای غیر واقعی زندگی میکند و این باعث رنجش پدرش میگردید. ابستر بلک در سن 38سالگی در یکی از غارهای زیر زمینی صحرای سلگی مفقود گردید و هنوز ماکا منتظر بازگشت پدر میباشد . در نتیجه ماکا زندگی جنگردی خود را پایان داده و به تحصیل در هاگزوارتز پرداخت . کلاه قاضی او را مناسب اسلیتیرین تشخیص داد که در خانواده ی بلک چیز عجیبی نیست . بعد از پایان تحصیلاتش علاقه شدیدی برای کار در وزارتخانه داشت ولی به کار در یک شرکت کوچک مسافرتی بسنده کرد ولی هنوز در آرزوی خود برای کار در وزارتخانه میسوزد و می سازد
متاسفانه فعلا شخصيت هاي ساختگي تاييد نميشن...از ليست شخصيت ها يك شخصيت گرفته نشده(اونايي كه قرمز نيستن) رو انتخاب كنيد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریس بلک در 1385/8/15 13:52:45 ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/8/15 22:56:18
توضیحات: او در سال 1940 استخدام مدرسه ی هاگوارتز شد و افتخارات بسیاری را نصیب خود کرد. او بعد از 10 سال تدریس به عنوان معاون گروه ریونکلاو مشخص شد. وی قد بسیار کوتاهی دارد و بعد از پروفسور مک گونگال عزیز کرده ی مرحوم آلبوس دامبلدور می باشد. او هنوز مشغول به تدریس در مدرسه ی هاگوارتز میباشد.
گروه: ریونکلاو
ممنون میشم اگه تایید بشم
تائید شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/8/15 22:40:54
فقط حیات وجود دارد و کسانی که از استفاده کردن از آن عاجزند
خب غضلاتي غضلاني چشماني ور قلمبيده و دست و پاي كوتاه و داشتن حدودا 56 سانتي متر قد او من را يكي از خوش تيپ ترين و بلند قدترين جن خونگيهاي موجود در دنيا كرده است سابقه درخشاني نيز در عرصه جنگ و نبرد دارم اما بيشتر تصميم گيري در مورد خودم را به عهده ديگران ميسپارم
به نثر ديگران: سردسته جنهايه انقلابي است او در اريزونا زندگي ميكوند او از تحت سلطه بودن جنهايه خانگي خوشش نميايد وي در سال 1980 موفق به كسب جايزه نوبل شد اون در جنگ هاي بسياري پس از ان به مبارزه پرداخت و پسا از جواني شروع به نوشتن كتاب كرد كتابهايي كه تا كنون از وي به چاپ رسيده است: ديكداتور انساني حكومت انساني پادشاهي انساني و چند انساني ديگر است او در نقبش در اريزونا زندگي ميكند كه مجلل ترين نقب زير زميني در سرتاسر كشور است گزيده اي از كتاب اولين سردسته نوشته الياني توماسون _____________________ سلام من ادوارد جك هستم اول تصميم داشتم از سايت خداحافظي كنم اما پس از سه روز علاف گشتن ديدم فقط حس نظارت ندارم و ميتونم فعاليت به عنوان يه عضو داشته باشم الان هيچ جا نظارتي ندارم و دسترسي نظارتي به من تعلق نميگره يه رنك جام اتشم هست كه فكر ميكنم ماله زمانيه كه تو هافل بودم و نمايندشون الان كه ديگه نيستم با تشكر
اولا که خوشتیپ ترین جن خونگی منم نه تو دوما که شناسه ی جدید ساختن و تعویض گروه جالب نیست شما اگه از نطارت خسته شدی ناظر نمیموندی ولی همون هافل فعالیت میکردی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/8/15 22:40:32
دلبستگی من به نیک بی سرو و ارشام خیلی بیشتر از اونبه که فکرشو میکنید
خوب من شخصیت خودمو معرفی میکنم: نام: جیمز نام خانوادگی: پاتر من با لیلی ازدواج کردم و صاحب فرزندی شدیم که ما را سرافراز کرد. من از طرفداران جادوگر بزرگ دامبلدور هستم و در این راه و حمایت از خانواده ام بدست والدومورت در یک مبارزه کشته شدم. در زمان تحصیل در برج گریفیندور به همراه چند تن از دوستانم مانند سیریوس بلک(استابی بردمن)تحصیل می کردیم ما در آن زمان به کلبه ی جیغ می رفتیم و اسنیب (دماغو)رو اذیت می کردیم (سرگرمی جالبی بود) و گاهی وقتها بچه ها رو توی راهروها جادو میکردم البته باید گفت لیلی از این کار متنفر بود برای همین من توانستم در سال هفتم با او قرار بذارم و به هاگزمید بریم. بعلاوه اینکه من عاشق کوئیدیچ بوده و چیسر(جستجوگر)تیم هم بودم . من موهای به هم ریخته ای دارم یک عینک گرد می زنم و رنگ چشمان من هم میشی است.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Jeams potter در 1385/8/14 18:36:28 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/8/14 20:19:20