جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
23 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] خوابگاه دختران ریونکلاو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: یکشنبه 12 تیر 1384 08:40
نمایش جزئیات
آفلاین
اينجا چه خبره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من فقط سه روز اينجا نبود مي‌شه يكي براي من توضيح بده!؟

اين وضعش تا پنج‌شنبه هم خوب بود كه ؟ چرا يه دفه اين شكلي شد؟

يه سوال! اين نهضت شما در اين تالار ادامه داره يا تموم شده! اگه ادامه داره كه بگين ما ادامه بديم! اگه نداره كه همينجا تمومش كنين!

در ضمن حاجي تو رو به جون خودت ديگه گراوپ رو نيار تو! مي‌دوني چقدر موندم تا همه جا رو درست كنم؟

وايسا يه لحظه!


شما خجالت نمي‌كشين وارد تالار خصوصي ديگران مي‌شين! اونم خوابگاه؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: شنبه 11 تیر 1384 16:34
نمایش جزئیات
آفلاین
گیلدی و حاجی دوباره برمیگردن به خوابگاه کمک کرام.
گیلدی : گراوپی، گراوپی. زود برو پیش هاگرید. کارت داره . میگه واست زن پیدا کردم.
گراوپی : :bigkiss: گراوپی خوشحال شد. من باید رفت زود.
و گراوپی کرام رو ول میکنه رو زمین.
کرام : اایییییییییییییییییییییییییی. گراوپی بد. مگه اینکه دستم بهت نرسه.
حاجی : آبر جون دامبلدور کارت داره گفت زود بری پیشش. مثه اینکه یه گله بز پیدا کرده.
آبر : ای جـــــــآن. من رفتم. بعدن میام دوباره.
پسرای باقی مونده : آخیــــــــــش راحت شدیم.
من از این همه سر و صدا بیدار میشم
آوریل : خب خب خب، آقایون اینجا چی کار می کنن؟
پسرا :
حاجی : :oops: :oops: ما....ما.... هیچی. کاری نمی کردیم خواهر من. داشتیم رد می شدیم از اینجا گفتیم یه سر به شما خواهرا بزنیم ببینیم چیزی کم و کسر نداشته باشین. آخه میدونی خواهر من؟ کار ما کمک کردن به خواهرای عزیزه. به خدا انقده ناراحت میشم میبینم خواهرا خوابیدن و پتو از روشون رفته کنار، هیشکی نیس پتو روشون بکشه.
آوریل : بعدن میشه بپرسم اون دوتا پتو رو واسه چی دارین میبرین؟ اصلا اون کیه توش؟ نکنه........؟
ققنوس هم بیدار شد.
ققنوس : ماااااااااااااااااااااااااا!!!! چه خبره اینجا؟ من خسته بودم اومدم اینجا یخورده استراحت کنم. کاری با کسی نداشتم که.
آوریل : اااااااااااااااا! فلور ...فلور...پاشو ببین چه خبره.
فلور هم بیدار میشه.
فلور : پس من خواب نمی دیدم؟ آفرین پسرا آفرین! واقعا که. ااااا این گیلدی جرا لباس تنش نیست. بلا به دور. :chomagh:
گیلدی : جامه پوشانیسونی حالا خوبه؟ تو رو خدا انقده داد نزنین.:mama:
حاجی : فلور جان، خواهر من. توضیح دادم واسه اون خواهرمون. ما کار بدی نمی کردیم. اومدیم ببینیم خدایی نکرده اتفاق بدی واستون نیفتاده باشه. همین.
کرام و گیلدی : راست میگه به خدا.
ققنوس : چیچیو راست میگه؟ شما فکر کردین من دخترم. منو دزدیدین. حالا میگین کاری نمی کردیم؟
حاجی و کرام و گیلدی : ققنـــــــوس
آوریل : بسه دیگه. الان حسابتون رو می رسم.
آوریل و فلور :دختــــــــــــرا. بیدار شین. وضعیت آبی زنگاری. زود باشین اینا رو بندازیم بیرون.
و پسرا می دون به بیرون خوابگاه و پشت ستون قایم میشن.
بیرون خوابگاه.........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 20:20
نمایش جزئیات
آفلاین
حاجی همچنان مبهوت مونده!
کرام از توی پتو: کمک! کمک! ....
جاسم : حاجی یه کاری کن!
حاجی: ها؟! آها! گراپی گراپی حاجی! بدو بیا اینجا به کمکت احتیاج داریم!
بومب! (در می شکنه!)
گراپی: گراپی اومد چون خواست حاجی اونو! گراپی بود اینجا!
حاجی: آفرین گراپی ببین پسرم این پتو رو از آبرفورث بگیر!
گراپی: چشم! ولی اول گراپی دید چی بود لای پتو! ..... (گراپی پتو رو نگا می کنه لاشو) واییی! این بود به به!
کرام: بابا چی به به! یکی منو نجات بده! کمک! آبرفورث من با تو میام منو دست گراپی نده!
آبرفورث: عمرا! این صید امشب رو به هیچ کسی نمیدم!
گراپی: گراپی خواست این!تو داد به گراپ کرام مهربون!
گیلیدی: حاجی حاجی... پیست پیست... بیا! حاجی بیا این بی جامه هه رو ورداریم بریم اینا که حواسشون نیستش!
حاجی: ها! باشه برادر در بعضی موارد خاص مثل این میشه از آسلام چشم پوشید!
حاجی و گیلدی خواهر بی جامه رو میذارن توی فرقون جاسم می برن بیرون!
حاجی: آفرین گیلیدی بارت رو خالی کن!
گیلدی: آهان!
حاجی: بذا چراغ رو بزنم!
شلخ!(صدای چراغ)!
گیلدی: مااااااااااااااااااااااااا اینکه....!
حاجی: کارگاه ققنوسه!
گیلدی: حاجی اینکه پسره!
حاجی: مهم نیستش! به علت شرکت در خوابگاه دختران به مدت دو هفته دیگه شناسش بلوک خواهد بود! گیلدی جون تو برو کمک کرام من این برادر ارزشی رو ببرم قدری ارشاد کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 20:08
نمایش جزئیات
آفلاین
من تکونی می خورم و تو تخوتخوابم غلط می زنم!
امپراطور: بدویید بیرون بدویید اگه بفهمن اینجاییم کارمون ساخته است!
گیلدی: پیشنهاد می دم هر شب یه سری به اینجا بزنیم!
کرام: من ... من ...
آبر: من فقط به خاطر پتوهاش می یام چون از پشم خوبیه!
گیلدی: پس بزنید قدش هر شب اینجا ساعت 2 شب !
و آروم دستاشونو روهم می زارن!

آوریل غلطی می زنه

گیلدی: بهتره بریم تا فردا شب بازم بیاییم
و گیلدی همه رو آروم از سوراخش رد می کنه بیرون!

ناگهان فلور بیدار می شه
من با خودم: یک صداهایی شنیدم نکنه خواب دیدم! آره خواب دیدم برم
و باز دراز می کشه یکدفعه باز بلند می شه!

من داد می کشم: کو پتوم!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 20:07
نمایش جزئیات
آفلاین
گیلدی: هوم... چه بوی بزی میاد اینجاها... احتمالا آبرفورث خودمونه!
گیلدی میپره وسط و سعی میکنه که جلوی آبرفورثو بگیره و نذاره کرامو که توی پتو پیچیده شده بود ببره!
گیلدی: بابا کرامو چی کار داری؟ تا حالا آدم پشمالو ندیدی مگه؟ میخواستی پشمای بز خودتو نزنی! این همه بز مثل هلو... چرا گیر دادی به کرام پشمالو؟
آبرفورث دستی به محاسن میکشه و میگه: خب حالا دیگه متاسفانه پشماشو زدم... راه نداره! باید اینو ببرم!
گیلدی که میبینه آبر بیخیال بشو زنگ میزنه جاسم و نورممد هم بیان تا جلوی آبرو بگیرن... ولی جاسم و نورممد هم نمیتونن کاری بکنن...
جاسم: گیلدی جون، خوب یه جوری حواسشو پرت کن که بیخیال کرام بشه...
و گیلدی هم برای اینکه حواس آبرو پرت کنه میزنه لباسای خودشو رو غیب میکنه !
چشم های حاجی چهار تا میشه: اينجا چشمه اي از قدرت خدا رو در خلق بهشت مي بينيم!
ولی چون گیلدی اصلا پشمالو نبود آبرفورث مجذوب گیلدی نمیشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 19:56
نمایش جزئیات
آفلاین
تخت جا به جا میشه یه مرد ریشو در حالی که شمع دستش بوده میاد تو..
- مثه اینکه اشتباه اومدم... چشمش میفته به دور و اطراف؛
نه البته چندان هم اشتباه نیومدم... وای اون چه پتوی خوبیه! پشمش هم زیاده!!!
میاد و پتو رو میبره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 19:36
نمایش جزئیات
آفلاین
گیلدی: الان لو میریم!
کرام: مگه چیه؟! ما که کاری بدی نمی کردم!
کلید توی قفل می چرخه و در باز میشه و یکی میاد تو!
گیلدی: یعنی کیه؟
مرد مشکوک: به به ! عجب جای خوبی اومدم!
گیلدی: سیاهی کیستی؟!
حاجی: مرد آسلام!
کرام: حاجی؟! کلید اینجا رو داری؟!
گیلدی: بابا زودتر می گفتی!
حاجی: اینجا چه خبره؟ ا اون خواهر چرا پس پتو رو زده کنار؟ ببین چقدر ناراحت خوابیده!
گیلدی: آره حاجی داره کابوس می بینه! بهتره بیهوشش کنم! بیهوشسیوس!
حاجی: آفرین گیلدی! چقدر تو انسان شریفی هستی! ظاهرا پتو رو هم از گرما زده کنار نه کرام؟
کرام: ها ممکنه!
گیلدی: مشکلی نیست! لباساشم غیب می کنم! بی جامه ایوس!
حاجی: لازم شد من صیغه محرمیت رو اجرا کنم! آسلامیوس! ... ا آسلامیوس!
کرام: حاجی طلسم باستانی نمیذاره اجرا بشه!
حاجی: خوب حالا چی کار کنیم؟
گیلدی: بهتره بقیه رو آزمایش کنیم!
حاجی: منم پتو ها رو معاینه می کنم!
خرت خرت خرت
کرام: حاجی اون تخته داره جابه جا میشه!
حاجی: قایم بشین! کرام برو زیر پتو!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 19:22
نمایش جزئیات
آفلاین
ناگهان گیلدی از سوراخ خوابگاه وارد میشه و کرامو میبینه که پتو رو کشیده و داره شب به خیر میگه!
گیلدی: چرا دکورو بهم زدی ویکتور؟ همینجوری خوب بود! منظره رو خراب نکن...
و میره پتو رو دوباره به حالت اولش برمیگردونه! ولی وقتی که میبینه حواس کرام نیستش یه خورده بیشتر هم پتو رو کنار میزنه!
گیلدی: من نمیدونم اصلا برای چی روی خودش پتو کشیده بود؟ هوا که خیلی گرمه...
و میره پتو رو کلا میندازه کنار...
کرام برمیگرده که جلوی گیلدی رو بگیره که نگاهش به دخترک میفته و حالش بد میشه و میفته زمین!
کرام: نه... من نمیتونم به هرمیون خیانت کنم... طاقت ندارم...
ومیره لباسای دختره رو تنش میکنه...
ناگهان از سمت در صدای کلید شنیده میشه و گیلدی و کرام سریع میرن پشت یکی از تختا قایم میشن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 19:10
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان این پست فقط برای خندست..در نتیجه جدی نگیرید..مسئله هماهنگ شدست!
---------------------------------------------------------
کرام در اسمان با جاروش مشغول پرواز بود...که دید پنجره ای از قلعه هاگوارتز باز است!!!...با پیچ و تاب خاصی به کنار پنجره رفت!!!
چشمهایش ناگهان گرد میشه!!!!
کرام به اهستگی وارد خوابگاه ریونکلا میشه
میبینه پتو از روی بدن یک نفر کنار رفته!!!
پای سفید طرف نظرشو جلب کرده بود!!!....نگاهش به نقاط دیگر بدن طرف افتاد..رنگ از رخ کرام پرید!!..دیگر نمیتوانست تحمل کنه!!!
کرام آهسته آهسته به تخت طرف نزدیک میشه....نفس کشدار بود.....با حرص خاصی به طرف نزدیک شد!!!!

در کنار تخت زانو زد!!!
به آرامی پتو رو به روی بدن طرف کشید و به آهستگی گفت شب بخیر!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: خوابگاه دختران ریونکلا
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1384 18:27
نمایش جزئیات
آفلاین
وارد خوابگاه می شم
من:
همه:
من می رم بالا سره پادما و تکونش می دم
پادما:
من: بلند شو از وقتی امدی همش خوابی!
پادما: ولم کن بابا نمی زاری یک دقیقه بخوابیم!
من:
همه ناگهان از خواب بیدار می شن
و قیافه اشون :
فلور دست به کمر می زنه و نگاهی به دخترا می ندازه
من: بلند شید ببینم!!!!!!!!
آوریل: هوم این وقت روز چی کار داری ؟ نمی زاری خواب بعد از ظهر بخوریما!
من: همونطور که می دونید در آستانه ی انتخابات و رای گیری هستیم و می بینید که اگر گیلدی بشه ...
پیگویجن: گرفتیم گرفتیم!
من: خوبه پس بلند بشید تا من اتاقو درست کنم!
همه بلند می شن و می رن که موهاشونو درست کنن منم دست به کار می شم
صدا همه جا رو می گیره
دیغژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ ویژژژژژژژژژژژژژژژژژ دوش
دنگ دونگ دیژژژژژژژژژژژژژژژ

همه:
من: خب همه تختارو گداشتم کنار یک ضبط صوت جادی رو می یارم و می زارم کنار خوابگاه و یک افسون روش اجرا می کنم
من: لیس لوسیوسی
دیش دیش دریندینگ
من: بپرید وسط
ریونا: هوم یک بی جامعه پارتی دخترونه؟
من: اهوم!
همه:
می رم وسط و در حال رقص می شم و بقیه هم می ریزن وسط
دیش دانگ دیش دیش
@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بیرون خوابگاه تو سالن
راجر: اون تو چه خبره؟
ققنوس: صدای آهنگ می یاد!
کریچر: ارباب چقدر صداش بلنده!!!!!!!!!
همه بهم نگاه می کنن و
راجر: من دیدم فلور خوشحاله ولی معلوم نیست این وقت عصر داره چی کار می کنه
ققنوس: بشینیم کنار پله تا یکیشون بیاد بیرون ببینیم ه خبره!
کریچر: مااااااااااااا یکم دیدم
راجر: چی چی؟
کریچر: دیسکو بود!!!!!!!!!!
راجر: ایول
ققنوس: هیشکی مارو دوست نداره!
ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید