از اونجایی که تاپیک رول کم داریم من راه به راه تاپیک میزنم

________________________________________________
فلور از پله ها بالا می یاد و تا وارد تالار میشه یک بیل خاک میریزه روش
فلور:
اینجا چه خبره؟
کریچر: هی فلور تو اینجایی
پشت سر کریچر یک بیل مکانیکی با یک عالمه عمله بنا دارن کار میکنن و زمین رو میکنن
, تصمیم گرفتم اینجا یک استخر بسازم , کلی مزایا داره , اولن که الان تنابستونه و هوا گرمه و از این حرفا دوما با وجود این من مساحت کمتری رو طی میکشم سوما.....
فلور: راجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
کریچر با دستش جلوی دهن فلور رو میگیره: اِِ اِ با اون چی کار داری , اون حال عصب داره الان بیاد اینجا رو ببینه قاطی میکنه باید یواش یواش آمادش کنیم
فلور: دیوونه چی جوری میخوای اینجا استخر بسازی آخه
کریچر: تو با اونش کار نداشته باش
در همین اسنا حمید از خوابگاه پسران می یاد بیرون
حمید: مااااااااااااااااااااااااااااااااااااا این جا چه خبره
فلور: تو تا الان خواب بودی؟
حمید:

فلور: نه یک دقیقه تو هیچی نگو , تو با وجود این صداها خواب بودی؟
حمید:

فلور: از الان بگم این طور نیست که هی بخوری و بخوابی هاباید بری تو کلاسا شرکت کنی
حمید: باشه بابا حالا بگین اینجا چه خبره
کریچر اون ور تر داره با یک عمله حرف میزنه
کریچر: ببین میگم باید کفش شیب داشته باشه تو ورداشتی پله گزاشتی؟ آخه آدم چقدر میتونه گلابی باشه
عملهه:

کریچر: الان ببند, بعد از این باید یک سونا هم اون گوشه بسازی
عمله: اونم شیب بَسازیم؟
کریچر: